تاریخ آخرین ویرایش : چهار شنبه،6-9-1398
تعداد بازدید :21

کنکاشی در علل وقوع سیل های اخیر

تغییر اقلیم، گرمایش جهانی و خشکسالی های حاصل از آن از چالش های مهم حال حاضر جهان به شمار می آید که می تواند باعث وقوع نوسانات گسترده در شرایط آب و هوایی کره زمین شود. این نوسانات موجب تغییرات وسیعی در الگوهای آب و هوایی (نظیر توزیع بارش و رخداد پدیده های جوی) شده و در پی آن باعث گسترش و تداوم خشکسالی، فرسایش خاک، بیابانزایی، وقوع ریزگرد و تخریب های زیست محیطی شده است. از عوامل و پیامدهای تغییر اقلیم به گرم شدن هوای کره زمین (که به نام گرمایش جهانی هم معروف است)، تغییر در الگوی بارندگی و رگباری شدن بارش ها، تغییر شکل بارش از حالت برف به باران و در نهایت تأثیر این عامل بر بروز سیلاب است.

سیل زمانی رخ می دهد که خاک و پوشش گیاهی یک منطقه توانایی جذب کاملآب را نداشته باشد. در این زمان حجم آب به صورت غیرقابل کنترل از طریق کانال های رودخانه ای یا حفره های طبیعی یا مخازن آب دست ساز بشر ریزش می کند.

شهرسازی ها و حذف گیاهان باعث کاهش مقدار آب نفوذی و افزایش آب سطحی می شود.حجم زیاد آب از یک طرف بر بزرگی طغیان می افزاید و از طرفی با افزایش فرسایش، رسوباتی به وجود می آورد که با برجای گذاشتن آنها ظرفیت بستر اصلی رود کاهش می یابد.

زیست بوم ایران از یک سو به دلیل ویژگی های جغرافیایی، اقلیمی و ریخت شناسی منابع آب و خاک در تاریخ طولانی خود، به عنوان یک سرزمین نیمه خشک در بخش عمده ای از فلات ایران شناخته شده است، اما از سوی دیگر به علت تنوع سرزمینی واقلیمی و شرایط حاکم بر شیوه توسعه جاری و حاکم، در همین دوران همواره با بروزحوادث متعدد طبیعی و به ویژه طغیان و جریان نابهنگام آبهای سطحی در بسیاری ازمناطق کشور صرف نظر از شرایط متنوع جغرافیایی خود هم در چالش بوده است.

بررسی اجمالی از سازه های مقابله با سیل در بسیاری از نقاط کشور و از جمله احداث سیل گیرها، تله های رسوبی، مسیل های حفاظتی و موارد مشابه در ایران و در طول تاریخ توسعه آن نشان می دهد که الگوی بارش های غالب بر این سرزمین با ویژگی های مشخص شدت- مدت متناظر با اقلیم نیمه خشک کشور تا چه اندازه پتانسیل و احتمال وقوع سیلاب ها را برای زیستمندان این سرزمین افزایش داده است.

از سوی دیگر حتی درمناطقی از کشور که شرایط آب و هوایی و الگوی بارش در مجموع باید اطمینان خاطرساکنان را از وقوع سیلاب های مخرب افزایش دهد هم به دلیل دست اندازی های انسانی در عمل موجب وقوع مکرر این واقعه شده است که مصداق آن افزایش تکرار و شدت وقوع سیلاب ها در پهنه سواحل خزر و به ویژه مناطق شرقی آن را می توان نام برد.متأسفانه عدم توجه به تأثیر متقابل مؤلفه های محیطی - انسانی و تک متغیره دیدن بروز پدیده ها و وقایع مشابه سیلاب و… در عمل موجب شده است که در مواجه شدن بایک پدیده طبیعی و به منظور حل موضعی آن، نسبت به حذف دیگر

پدیده های مرتبط وتحت تأثیر اقدام شود.

دلایل اصلی وقوع سیل

بسیاری از عواملی که منجر به تشدید آثار سیلاب شده است، در اکثر مناطق کشور درواقع همان عواملی هستند که در سالیان گذشته موجب بروز تنش آبی، افت شدید سطح ایستابی آبهای زیرزمینی، فرونشست زمین، بروز پدیده فروچاله ها، ناپایداری و فرسایش خاک و به ویژه گسیل ذرات ناپایدار خاک از مناطق مستعد فرسایش پذیری یا همان توفان های گردوغباری شده بود که مورد اخیر بیش از ۲۵ استان کشور را تحت تأثیر خودقرار داده است.

دلایل اصلی وقوع سیل به شرح زیر است:

۱ . توجه نکردن به ظرفیت مهمترین تالاب های کشور به عنوان کاهنده شدت سیلاب و پذیرنده سرریز آب رودخانه ها و روان آبهای سطحی در کشور )تالاب های هورالعظیم، شادگان،بامدژ، بختگان، خشک و …(در سالیان گذشته علاوه بر تأثیر بر تشدید سیلاب ها منجر به کاهش پهنه آبی تالاب ها و افزایش سطح در معرض فرسایش و گسیل ریزگردها شده است،

۲٫ تغییر کاربری بستر و حریم منابع مهم آبی (بستر و حریم منابع آبی ساکن و جاری)هم موجب شکنندگی بافت خاک و ناپایداری بافت خاک شده و هم موجب کاهش قدرت و توان پذیرندگی مازاد آب های ناشی از بارش به دلیل وجود موانع فیزیکی و مستحدثات سر راهی شده است،

۳ . تغییر ریخت شناسی و شرایط پوشش گیاهی) درختی و مرتعی( با افزایش غیرمنطقی پهنه های تخصیصی به کشاورزی و دامداری متمرکز و به ویژه در مناطق دارای خاک های سبک ناپایدار و در شیب های زیاد که علاوه بر کاهش ظرفیت خاک ها در جذب،به دام اندازی و نفوذ طبیعی آب به سفره های آب زیرزمینی از یک سو موجب کاهش زمان آبدوی (حرکت آب در سطح زمین)و در نتیجه کاهش زمان مورد نیاز برای تجمیع آبهادر پایین دست و خط القعرها شده و از سوی دیگر با افزایش شکنندگی

و بی حفاظ کردن بافت خاک و رخنمون سطحی آن، موجب افزایش احتمال فرسایش و گسیل ریزگرد بامنشأ داخلی در کانون های محلی شده است.

۴ . انجام ندادن عملیات آبخیزداری در حوضه های بالادست مهمترین سدهای کشور،به رغم تأکید تمام مطالعات فنی و مهندسی و منابع طبیعی بر آبخیزداری گسترده وحفاظت منابع آب و خاک در بالادست سدها، عدم توفیق در انجام آبخیزداری

درحوضه های بالادست موجب افزایش رسوب گذاری مسیرهای آب گذری شده و علاوه برکاهش ظرفیت مفید سدهای مهم کشور با انباشت رسوبات در مخازن سدها و کاهش عمق مفید مسیرهای آبگذری، ظرفیت منابع و سازه های آبی برای انتقال مازاد آب های ناشی از روان آب ها و در نتیجه افزایش شدت سیلاب ها شده است.همچنین عدم توفیق در عملیات آبخیزداری مورد نظر، در عمل شانس ناپایداری خاک ها

و احتمال بروز پدیده گردو غبار را هم افزایش داده است،

۵ . انجام ندادن عملیات آبخوانداری و توجه تک محوری به سدسازی در سنوات گذشته وفراموش کردن توان سرزمینی در پذیرش، مستحیل کردن و کاهش سرعت حرکت روانآب ها از طریق آبخوانداری،

۶ . توجه نکردن کافی به روش های منطبق با توان طبیعی از قبیل تغذیه مصنوعی و … ،

۷ . بی توجهی به الگوی منطقی پراکنش و کاربری صنعتی- کشاورزی - خدماتی در حوضه های مهم آبریز کشور،

۸ . کاربری نامناسب اراضی و توجه به برخی شرایط ویژه اقلیمی - جغرافیایی در کشور،

۹ . توجه نکردن به یکپارچگی منابع تالابی و به ویژه دست اندازی در

ریخت شناسی تالاب ها از قبیل قسمت بندی کردن تالاب هورالعظیم در خوزستان که در عمل بخشی از عرصه تالاب در شرایط خشکی موجب بروز و تشدید ریزگردها شده است و در زمان بارش های مشابه سال آبی جاری، این بخش از تالاب آمادگی و شرایط پذیرش مازاد آب ها را ندارد.

موارد ناشی از دستکاری در طبیعت

۱ . احداث جاده های متعدد در تالاب هورالعظیم که یکپارچگی تالاب را از بین برده و امکان رهاسازی آب در تالاب را دچار مشکل کرده است.

۲ . تغییرات زیاد در ورودی رودخانه کرخه به تالاب هورالعظیم که باعث مسدود شدن این ورودی ها و پس زدن به شهرها و مزارع کشاورزی شده است.

۳ . چرای بی رویه دام و کنترل نکردن بهره برداری از مراتع و اجرا نکردن طرح های

تجمیع عشایر که آسیب شدید به پوشش گیاهی مناطق جنگلی حوضه زاگرس و مراتع جلگه ای وارد کرده است.

۴ . انجام ندادن اقدام اساسی در مبارزه با بیماری درختان بلوط در حوضه زاگرس که باعث نابودی حداقل ۱۳ میلیون اصله درخت بلوط در استان های لرستان، ایلام، خوزستان،فارس و چهارمحال و بختیاری شد. این موضوع باعث می شود تا با کمترین بارش، روان آب جاری شده و فرسایش خاک و سیلاب های مخرب را سبب شود. کاهش طول عمر سده اناشی از رسوب گذاری بیش از حد متعارف در سدهای بزرگ و کاهش حجم مخزن از دیگرخسارات ناشی از کاهش پوشش گیاهی است.

۵ . جنگل های دز و کرخه یکی از بزرگترین اکوسیستم های طبیعی جنگلی است که سال ها به دلیل خشکسالی و احداث سد کرخه و توسعه کشاورزی حقابه آنها قطع شده وموجب خشک شدن بخشی از این جنگل ها شده است. این اکوسیستم با عظمت درفروردین ۱۳۹۸ توانست از گسترش بخش زیادی از سیل ممانعت کند و یکی ازارزش های

بالای آن مشخص شد. ضرورت نجات این جنگل ها با اجرای طرح های آبرسانی به جنگل از رودخانه های کرخه و دز باید جزئی از پروژه های الزامی باشد.

۶ . احداث رستوران و سازه های متعدد تفریحی به همراه ویلاسازی در حاشیه کارون و دز در شهرهای دزفول و اهواز و ساحل سازی بدون مطالعه موجب عرض کم رودخانه ودست اندازی گسترده به بستر و حریم این رودخانه ها شده که منجر به خسارت به سایرین و همچنین تخریب و حتی از بین رفتن ساکنان این ساخت وسازهای غیرقانونی شده است.

۷ . احداث پرورش ماهی و کشاورزی در بستر رودخانه ها یا حریم مستقیم آنها به افزایش خسارت های اقتصادی و اجتماعی منجر شده است

۸ . دست اندازی به تالاب های فصلی و دائمی در حاشیه رودخانه های دز، کارون و کرخه و مسدود کردن مسیل های طبیعی باعث پخش سیلاب در اراضی کشاورزی یا خانه های روستایی شده است.

۹ . خسارت های زیست محیطی سیل در استان لرستان و مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست در این استان عبارت است از ۷۰ چشمه آبشخور طبیعی و دست ساخت، ۱۱۰ کیلومتر راه ارتباطی در مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست،خسارت به ساختمان های

محیط بانی و ادارات محیط زیست،خسارت به ایستگاه های سنجش آلودگی هوای شهرستان های دلفان، کوهدشت و پلدختر،۷ پل ارتباطی در مناطق تحت مدیریت سازمان، خسارت به ساختمان اداره کل سازمان حفاظت محیط زیست،خسارت به تصفیه خانه های

صنعتی و شهری،خسارت به شبکه جمع آوری و ایستگاه های پمپاژ فاضلاب شهری،شکستگی خطوط اتیلن و گاز و فرآورده های نفتی به علت سیلاب،ریسک بالای شکستگی یا انفجار در خطوط انتقال فرآورده های نفتی به علت رانش زمین و آلودگی های احتمالی و خسارت به راه های دسترسی و محل های دفن پسماندهای شهری و روستایی.

آسیب شناسی بحران سیل

هرگونه اقدام هنگام وقوع بحران باید قبلاً و در زمان پیش از بحران برنامه ریزی شده باشد.این بخش از فعالیت مهمترین نقص در عملکرد دستگاه های اجرایی به ویژه وزارت نیرو وستاد بحران است. در واقع باید گفت تمام اقداماتی که در زمان وقوع بحران به ذهن مدیران در صحنه

می رسید، باید قبل از بحران پیش بینی و برنامه ریزی می شد.

مهمترین آسیب اجرایی - مدیریتی برای مهار سیلاب های اخیر نبود برنامه مدیریت سیلاب است.این موضوع به ویژه در مدیریت سیلاب استان های خوزستان، لرستان و گلستان به چشم می خورد. مهمترین اقدامات که باید در این زمینه صورت می پذیرفت ( و البته برنامه ریزی آن قبل بحران انجام می شد و شبیه سازی های لازم صورت می گرفت) به شرح ذیل است:

۱ . تهیه نقشه آسیب پذیری و خطرپذیری با توجه به سناریوهای مختلف وقوع سیلاب،

۲ . شناسایی مناطق آسیب پذیر و تهیه نقشه های لازم برای مبنا قرار گرفتن برنامه ریزی های موقت و دائم آتی ،

۳ . استقرار سامانه هشدار سیل در مخازن سدها و رودخانه های پایین دست،

۴ . پیش بینی ورودی به سد و نحوه رهاسازی بر اساس ورودی و ظرفیت پایین دست از مواردی است که باید برنامه ریزی شود،

۵ . تهیه منحنی فرمان در رابطه با مهار سیلاب در مخازن سدها،

۶ . بهره برداری از سدها و خالی نگهداشتن حجم کنترل سیلاب سدها و همچنین داشتن برنامه رهاسازی و مدیریت سیلاب از جمله اقداماتی است که باید پیش از وقوع بحران صورت می پذیرفت و پس از وقوع بحران بر اساس آن برنامه ریزی و عمل می شد،

۷ . یکی از مهمترین آسیب ها

و سوءمدیریت ها در مدیریت سیلاب اخیر رها نکردن به موقع آب از مخازن سدها به ویژه مخزن سد کرخه است،

۸ . تعیین محل های طبیعی برای انحراف و تسکین سیلاب

۹ . اقداماتی که در خوزستان و گلستان برای پخش سیل در اراضی نیشکر، انفجار راه آهن و مواردی از این قبیل که پس از وقوع بحران انجام شد، باید قبل از وقوع بحران پیش بینی و برنامه ریزی می شد و در قالب دستورالعمل در اختیار ستاد مدیریت بحران قرار داشت،

۱۰ . تعیین محل های اسکان موقت.

باید اشاره داشت:

تصمیم گیری های غلط و سیاستگذاری های نادرست و توجه نکردن به ارزیابی های زیست محیطی درخصوص موارد مختلف از جمله تغییر کاربری اراضی، تغییر مسیررودخانه،تخریب جنگلها و مراتع و احداث جاده ها و راه ها و….. همراه با مصادیق که منجر به ایجادخسارت شد، به تفکیک به شرح ذیل است:

۱ . خشک کردن تالاب هورالعظیم؛ این در حالی است که هورالعظیم باید به صورت طبیعی حاوی آب باشد. دراین رابطه بارها با وزارت نفت و وزارت نیرو توسط سازمان محیط زیست مکاتبه و پیگیری شده است و لکن نتیجه ای

که حاصل شده است فقط در این حد بوده که در برخی ازمناطق تالاب به صورت محدود آبگیری صورت پذیرد تا مقدار گرد و غبار کاهش یابد.همچنین ایجاد جاده های دسترسی در داخل تالاب هورالعظیم از دیگر اقداماتی بوده که باعث افزایش خسارت سیلاب شده است.

۲ . توجه نکردن به هشدارهای سازمان محیط زیست درخصوص لایروبی مصب رودخانه های ورودی به تالاب میانکاله، خلیج گرگان و دریای خزر که به عنوان یک راهکاربرای احیای این

تالاب ها معرفی شده بود. یکی از دلایل افزایش خسارت سیل در استان گلستان لایروبی نکردن مصب ورودی رودخانه به دریاست.

۳ . آبخیزداری و حفاظت از مراتع، جنگل ها و پوشش گیاهی حوضه آبخیز (هشدارهایی که در خصوص تخریب جنگل های شمال و تغییر کاربری ها بارها داده شده است و لکن همچنان این تخریب ها ادامه دارد).یکی از مهمترین اقدامات در راستای حفاظت از آب و خاک کشور که مغفول مانده و مورد کم توجهی قرار گرفته، آبخیزداری و حفاظت از مناطق کوهستانی و سرچشمه های رودخانه هاست. چرای بی رویه دام، کشاورزی غیراصولی و به ویژه توسعه کشت دیم،تخریب جنگل ها و … از مواردی است که باعث از بین رفتن حوضه های آبخیز می شود.

تبعات این موضوع افزایش شدت سیلاب، فرسایش خاک و افزایش رسوب، از بین رفتن خاک و تهدید حیات آبخیزنشینان و … است. حجم بالای گل و لای (رسوب) همراه با سیلاب که شدت تخریب آن را چندین برابرکرده، گواه موضوع توجه نکردن به حفاظت از حوضه های آبخیز است. دلایل این بی توجهی هم در حوزه تأمین مالی و هم در حوزه حکمرانی است.

متولی این موضوع وزارت جهادکشاورزی است که در یک بخش این وزارتخانه به دنبال توسعه دام و کشاورزی و افزایش تولید بوده و در بخش دیگر دنبال حفاظت هستند. سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری که معمولاًبخش اول قدرت بیشتری دارد. در حوزه تخصیص اعتبارات هم معمولاً ضعیف ترین بخش این موضوع است. در خصوص این اقدام نباید از نقش مردم غافل شد. یکی از دلایل عدم توفیق دراین حوزه عدم همکاری و ایجاد تنش های اجتماعی در این گونه موارد است.

۴ . حفظ حریم و بستر رودخانه در محدوده دشت و به ویژه در مناطق مسکونی.تعیین بستر و حریم رودخانه ها و بعد از آن آزادسازی و صیانت از این حریم ها از وظایف وزارت نیرو است که متأسفانه به صورت جدی دنبال نشده است.یکی دیگر از دلایل افزایش خسارت ها و تخریب ناشی از سیل رعایت نکردن حریم رودخانه هاست که علاوه بر افزایش خسارت به این محدوده ها باعث اختلال در جریان رودخانه و کندی تخلیه سیلاب از رودخانه هم می شود.این موضوع از مواردی است که باید به صورت جدی دنبال می شد که متأسفانه مغفول مانده است. درخصوص این اقدام هم مشارکت مردم بسیار مهم است و یکی از دلایل عدم توفیق در این حوزه همکاری نکردن مردم و ایجاد تنش های اجتماعی در این گونه موارد بوده است.

۵ . حفاظت و نگهداری مسیر رودخانه در قالب اقدامات مهندسی رودخانه ( اقدام غیرسازه ای برای پیشگیری و کنترل بحران).بهسازی حریم و بستر رودخانه، تثبیت دیواره ها و لایروبی و … که در ادبیات جهانی تحت عنوان مهندسی رودخانه رواج دارد ازجمله اقدامات مهم در زمینه پیشگیری و کنترل سیلاب بوده که متأسفانه در دو دهه اخیر توجه جدی به آن نشده است. این موضوع به ویژه در سیلاب گلستان نقش جدی و مهم داشت.

برگرفته از روزنامه اطلاعات 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید