اخبار و مقالات مربوط به داریوش زمانی

پرسه در با غ ایرانیپرسه در با غ ایرانی

داریوش زمانی : یادش به خیر، سالها پیش، از خانه ما تا خیابان عباس آباد آن موقع و و شهید بهشتی فعلی به طرف جنوب و تا پارک ساعی، به طرف شمال، ضلع شرقی خیابان پهلوی آن موقع، شیب پیدا میکرد به پایین و سپس از ته خندق ساعی، سربالایی میشد تا میرسید به خیابان تلویزیون آن موقع و وزرا فعلی که زمین فوتبال ما نیز بود و تمام این مجموعه، تقریبا بیایان.

 
از روز شیخ بهایی تا روز معماراز روز شیخ بهایی تا روز معمار

داریوش زمانی : نمیدانم چرا هر سال این موقع یاد "روز پدر" میافتم؟
شما و دیگران را نمیدانم ولی در خانه من هیچ وقت کسی ندانست روز پدر چه روزیست و در آن روز چه باید کرد؟
روز زن ومادر را اگر ندانید چه روزیست، در طول روزی در سال، دیدن افراد نه چندان کمی در شهربا شاخه گلی در دست، شما را نا خودآگاه با شاخه گلی به سوی عزیزی، روانه خانه میکند.
در روز بزرگداشت شیخ بهایی، چه چیزی ما را یاد آور معماریست؟

 
هنرمند و جامعه مدرن و "پيوندش" با کیفیت زندگی و معماریهنرمند و جامعه مدرن و "پيوندش" با کیفیت زندگی و معماری

داريوش زمانی : "دیگران" وقتی لحظه ای از تاریخ را زندگی کردند و به هر طریقی نقدش نمودند و تجربه، "آن لحظه" را سکویی برای قدمی دیگر به بالا ثبت نمودند و لحظاتی دیگر از زندگی را آزمودند و نه برگشت به عقب و نقد خجولانه گذشته.

 
چگونه بگويم؟چگونه بگويم؟

داريوش زمانى : گويی همين بهار بود، شايد اصلا بهار نبود ولى چه رو...زى بود، روزها طول كشيد. گرد هم آيى بود، در محله ما، يادم نيست شايد محله ديگرى بود، شايد شوراى شهر بود، نه نه شهردارى بود، وزارت مسكن نبود؟ اى بابا راه و شهر سازى کجا و شهر و خانه و معمارى کجا؟ جمعى بود ولى ! مردم بودند،دولتمردان بودند و ما معماران...

 
نيمه ديگرنيمه ديگر

داریوش زمانی : صحبت ها تازه گل انداخته بود که وقت تمام شد و سالن را ترک کرديم. جلسه ای ديگر قرار بود و حال و هوايی ديگر، بيرونِ درِ سالن. مصاحبه سيما با بزرگانی بود که نميشناختم، بزرگداشت عزيزی ديگر بود و من در فکر زمان کوتاه و "سخن ماه"...

 
بداعت منظربداعت منظر

داریوش زمانی : از منظر بسیار حرف زده شده و اکثرا هم آن را "دلنواز بودنش " تعریف کرده ایم. دیگری گفته "دلبستگی بشر و چگونگی یافتن هویت بشری در مناظر و مکان ها، احساس هویت و تعلق به مکان است...

 
روز معمارروز معمار

داريوش زمانی :‌ ميراث ما، ما و تعهد ما برای محيط زيستی بهتر. کم نبودند آنانکه پيش از ما زيسته اند و به هر آنچه از بزرگانشان به ارث بردند، عمری افزودند و برای ما باقی گذاشتند. و ما چه بخواهيم و چه نخواهيم، چه بدانيم و چه ندانيم و چه خوانده باشيم و چه نخوانده باشيم، زاده آن ميراث هستيم.

 
شب يلداشب يلدا

داریوش زمانی : در جايی و زمانی ميخواندم، "آنان ملاحظه ميکردند که در بعضی ايام و فصول، روزها بسيار بلند می شوند و در آن روزها، از روشنی و نور خورشيد بيشتر می توانستند استفاده کنند. اين اعتقاد پديد آمد که نور و روشنايی و تابش خورشيد، نماد نيک و موافق بوده و با تاريکی و ظلمت شب، در نبرد و کشمکش...

 
خرد شهر - داریوش زمانیخرد شهر - داریوش زمانی

آیا شهرها از خرد شکل می گیرند یا می توانند مجموعه هایی صرفا منتج از نیازها باشند که به دلایل گوناگون گرد هم فرم گرفته اند ؟

 
در شهر در شهر

قرار بود از مهارت شهرنشينی و هنر زيستن در شهر بنويسم، ولی آنچه ذهن مرا به خود مشغول کرده "حق" شهرنشينيست وحقوق زيستن در شهر ونه هنر آن.