تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :637

آشنایی با ایران شناسان مینورسکی دکتر محمود امیدسالار

 

ولادیمیر فدوروویج مینورسکی۱ ایران‌شناس برجسته روسی در حوزه تاریخ و جغرافیای تاریخی ایران، قفقاز و آسیای مرکزی، و استاد ادبیات فارسی مدرسه زبان‌های شرقی پاریس و لندن بود. پژوهش‌های او در حوزه تاریخ ترکی، مغولی، قفقازی، ارمنی و روم شرقی، به‌ویژه در ارتباط با ایران، بسیاری از مسائل مبهم در این حوزه‌ها را روشن ساخته است. با زبان‌های اروپایی (مانند فرانسوی، انگلیسی، ایتالیایی، آلمانی) و زبان‌های شرقی (مانند عربی، فارسی، ترکی، ارمنی و گرجی) آشنا بود. درباره علاقه خود به مطالعات ایران‌شناسی در سخنرانیی در سال ۱۳۳۳ش در دانشگاه تهران گفت: «در دوران عمر طولانی خود بیش از پنجاه سال است که درباره ایران کار می‌کنم و کمتر روزی بوده است که سطری چند راجع به این خاک پاک نخوانده یا ننوشته یا درباره این مملکت فکر نکرده باشم. کار من همه راجع به ایران و کشورهای همجوار آن بوده است.»

مینورسکی در پنجم فوریه ۱۸۷۷ در شهر کورچوا در شمال شرقی مسکو، به دنیا آمد. در سال ۱۹۰۰ در رشته حقوق دانشگاه مسکو فارغ‌التحصیل شد و به قصد ورود به فعالیت‌های سیاسی به مؤسسه زبان‌های شرقی لازارف رفت و تا سال ۱۹۰۳ زبان‌های فارسی، عربی و ترکی و همچنین تاریخ خاور نزدیک را فراگرفت. در دومین سال تحصیل خود (۱۹۰۲م)، نخستین بار به ایران سفر کرد و به مطالعه درباره فرقه «اهل حق» گرایش یافت و نخستین رساله عالمانه‌اش درباره این فرقه را در سال ۱۹۱۱ به زبان روسی منتشر کرد و به دریافت نشان طلای بخش مردم‌شناسی مجمع امپراتوری علوم طبیعی مسکو نایل آمد. پس از آن به تحقیق در زمینه‌های مختلف این فرقه پرداخت که به انتشار آثار دیگری انجامید. در سال ۱۹۰۳ به خدمت وزارت امورخارجه روسیه درآمد و بین سالهای ۱۹۰۴ و ۱۹۰۸ در سرکنسولگری روسیه در تبریز و سفارت تهران خدمت کرد. در تبریز با سیدحسن تقی‌زاده آشنا شد و با او در ترجمه فارسی یکی از رمان‌های کوتاه تولستوی همکاری کرد.

در سال ۱۹۰۸ مینورسکی به وزارت‌خارجه در سن‌پترزبورگ احضار شد. در همین زمان، با بارتولد ـ ایران‌شناس برجسته ـ آشنایی یافت و این آشنایی منجر به همکاری او با بارتولد در چاپ عکسی نسخه حدودالعالم و ترجمه و انتشار مجموعه‌ای از آثار بارتولد با عنوان «چهار تحقیق درباره آسیای مرکزی»‌ به زبان انگلیسی شد. سپس یک سال در مقام وابسته دیپلماتیک در تاشکند خدمت کرد.

در سال ۱۹۱۱ بار دیگر به ایران اعزام شد و در مقام دبیر دوم سفارت روسیه، به نمایندگی این دولت در هیأت حل اختلافات سرحدی میان ایران و عثمانی شرکت داشت. این مأموریت موجب علاقه‌مندی او به تاریخ، جغرافیای تاریخی، قوم شناسی، فرهنگ و لهجه‌های رایج نواحی مرزی آذربایجان و کردستان شد. حاصل بررسی‌های او در سال ۱۹۱۵ در جلد دوم «آثاری برای مطالعه شرق» در وزارت امورخارجه روسیه منتشر شد و همکاری دراز مدت مینورسکی را با نخستین چاپ دایره‌المعارف اسلام (۱۹۲۶ـ‌۱۹۳۶) در پی داشت. مینورسکی در دو دهه بعد، با استفاده از مطالب زبان‌شناختی که در همین سفرها گردآورده بود، مقاله «گونة ترکی خلجی» را در سال ۱۹۴۰م‌ منتشر کرد. این نخستین تحقیق درباره این‌گونه ترکی بود که راه را برای پژوهش‌های محققان بعدی هموار کرد و در سال ۱۹۴۴ بر پایه همین اطلاعات، مقاله‌ای درباره لشکرکشی‌های رومیان شرقی به آتورپات (آذربایجان) نوشت.

پس از این مأموریت، به سفارت روسیه در ایران بازگشت و این بار در مقام دبیر اول (۱۹۱۶م) و چندی بعد در مقام وزیرمختار (۱۹۱۷) مشغول به کار شد. در این دوره بررسی‌های باستان‌شناختی مهمی درباره کتیبه‌های «کیله‌شین» و «توپوزاوا» و دیگر آثار باستانی در حوالی دریاچه ارومیه انجام داد که در سال ۱۹۱۷ در مجلد ۲۴ بولتن بخش شرقی انجمن باستان‌شناسی امپراتوری پتروگراد منتشر شد.

انقلاب ۱۹۱۷ روسیه بازگشت مینورسکی را به کشور خود غیرممکن کرد؛ از این‌رو پس از مدتی اقامت در ایران، در سال ۱۹۱۹ به سفارت روسیه در پاریس رفت. در این دوره مقاله‌های بسیاری درباره روسیه، ترکیه، آذربایجان و گرجستان و نیز موصل، مسائل بین‌المللی نفت و افغانستان از او در نشریات انتشار یافت. از سال ۱۹۲۳ در مدرسه ملی زبان‌های زنده شرقی پاریس به تدریس زبان فارسی، ترکی و تاریخ اسلام پرداخت و از سال ۱۹۲۵ به جرگه نویسندگان دائمی چاپ اول دایره‌المعارف اسلام درآمد.

مینورسکی در سال ۱۹۳۰برای تهیه فهرستی از اشیائی که برای نمایش در نمایشگاه بین‌المللی صنایع ایران گردآوری شده بود، به لندن سفر کرد و در مقام دبیر شرقی نمایشگاه هنر ایرانی شش ماه در آنجا فعالیت کرد. این نمایشگاه در سال ۱۹۳۱ در لندن برگزار شد. در نتیجه کوشش‌های او فهرستی فراهم آمد که در مدت نمایشگاه سه بار منتشر شد. وی در زمینه نسخه‌های مصور ایرانی، اشیای برنزی لرستان و مسجد ورامین سخنرانی‌هایی در این نمایشگاه ایراد کرد که در نشریه آپولو منتشر شد

مینورسکی در سال ۱۹۳۲ که به دعوت سر ادوارد دنیسون راس ـ مدیر مرکز مدرسه تحقیقات شرقی لندن ـ به تدریس زبان و ادبیات فارسی و تاریخ پرداخت، مأموریت‌های سیاسی را کنار گذاشت و به شخصیت‌ صرفاً علمی تبدیل شد. در سال ۱۹۳۷ در این مدرسه به مقام استادی زبان فارسی رسید و سرانجام، پس از بازنشسته شدن دنیسون راس در سال ۱۹۳۹ پروفسور زبان فارسی مدرسه شد. در همان سال مدرسه به کیمبریج انتقال یافت و با همسرش نیز ساکن کیمبریج شدند. او در سال ۱۹۴۴ در ۶۷سالگی در این مدرسه بازنشسته شد و بسیاری از آثار خود را در این دوره نوشت. در این مدت، تنها یک سال (۱۹۴۸)به عنوان استاد مدعو در دانشگاه فؤاد قاهره به سر برد و پس از آن سفرنامه ابودلف ینبوعی

ـ شاعر و سیاح و معدن‌شناس در قرن چهارم‌ق‌ـ را همراه با ترجمه انگلیسی و حواشی آن در سال ۱۹۵۵م در انتشارات همین مؤسسه به چاپ رساند. مینورسکی با آنکه با نظام حکومت جدید در روسیه موافق نبود، اما در جنگ جهانی دوم از نو به محافل علمی شوروی پیوست و در سال ۱۹۴۳ هنگام محاصره لنینگراد به دست ارتش آلمان، ترجمه و تعلیقات کتاب «تذکره‌الملوک» را به شرق‌شناسان شوروی تقدیم کرد. در همان سال به عضویت ناپیوستة فرهنگستان بریتانیا درآمد و از اعضای افتخاری انجمن آسیایی [فرانسه] مجمع تحقیقات شرق و انستیتوی مطالعات اسلامی پرو بود، در سال ۱۹۶۲ به دریافت نشان طلای سه سالانه انجمن همایونی آسیا نایل آمد. در ۱۹۶۳ به عضویت پیوسته فرهنگستان کتیبه‌ها و ادبیات انتخاب شد. در سال ۱۹۴۸ دانشگاه بروکسل و در سال ۱۹۶۳م دانشگاه کیمبریج به او دکتری افتخاری اعطا کردند.

مینورسکی در سالهای بین دو جنگ جهانی بیش از صد مقاله برای چاپ نخست دایره‌المعارف اسلام نوشت و علاوه بر آنها، مقاله‌های علمی بسیاری برای مجله‌های فرهنگی و علمی در غرب و شرق اروپا، به سه زبان انگلیسی، فرانسه و روسی، و در ایران به زبان فارسی، تألیف کرد. بیشتر مقاله‌ها در حوزه‌های تاریخ و جغرافیا، صنایع مستظرفه ایران، تاریخ باستان قفقاز (مانند داغستان، شیروان، گرجستان و ارمنستان)، باستان‌شناسی و سکه‌شناسی و مطالعات ترک و آسیای مرکزی است. او یازده عنوان کتاب نیز تألیف کرده است.

پس از درگذشت مینورسکی در ۲۵ مارس ۱۹۶۶ در ۸۹ سالگی، همسرش خاکستر او را برای خاکسپاری به گورستان صومعه نوودویچی در مسکو، که بسیاری از نویسندگان و موسیقیدانان و هنرمندان برجسته روس به خاک سپرده شده‌اند، منتقل کرد. بخش بسیار بزرگی از کتابهای ارزشمند شخصی او نیز به لنینگراد (پترزبورگ) اهدا شد.

مینورسکی در سال ۱۹۴۲ پس از انتشار «حدودالعالم» که مهمترین اثر او در زمینه جغرافیای تاریخی است، بخشهایی از کتاب «طبایع‌الحیوان» اثر شرف‌الزمان طاهر مروزی را با عنوان چین، ترکها و هند منتشر کرد. این کتاب شامل متن عربی و ترجمه انگلیسی و تفسیر است. این کتاب اطلاعات تاریخی و قومی بسیاری درباره مردم آسیای مرکزی و شرق و جنوب آسیا در اختیار می‌گذارد. مینورسکی در ادامه مطالعه درباره فرهنگ و مذهب شبه‌قاره، فصل مربوط به هند از کتاب «زین‌الاخبار» اثر عبدالحی گردیزی را نیز ترجمه و تفسیر کرد. ترجمه و تفسیر رساله دوم ابودُلَف مِسعَربن المُهَلْهَل الخزرجی به نام «سفرنامه ابودلف در ایران» از دیگر پژوهشهای عالمانه اوست که در سال ۱۹۵۵ در قاهره منتشر شد.

در سال ۱۹۵۰م، مینورسکی مطالعات خود را بر منطقه قفقاز متمرکز کرد؛ دو اثر پژوهشی در تاریخ قفقاز و «تاریخ شروان و دربند» حاصل این تحقیقات است. کتاب پژوهشی در تاریخ قفقاز را در سال ۱۹۵۳ در لندن منتشر کرد. انتشار این دو اثر، به سبب کمبود منابع معتبر درباره تاریخ داغستان که تا آن زمان تحقیق مهمی درباره آن صورت نگرفته بود، توانست تاریخ این دوره را بسیار روشن کند. مینورسکی بعدها با توجه به منابع گرجی و ارمنی، به دیگر جنبه‌های تاریخ قفقاز پرداخت و مجموعه مقالاتی با عنوان کلی «قفقاز» منتشر کرد. وی در رساله کوتاهی به نام تسلط دیلمیان (پاریس، ۱۹۳۲) به خاندان‌های ایرانی مانند کردها، لُرها و دیلمی‌‌ها در غرب و شمال ایران اشاره می‌کند که در میان دو دوره فرمانروایی اعراب و سپس ورود سلجوقیان، بر غرب ایران تسلط داشتند. مینورسکی این دوره از تاریخ ایران را که کمتر شناخته شده بود، دوره «میان‌پرده ایرانی» (قرون دهم و یازدهم ق) نامیده است. به نظر او این دوره در شکل‌گیری فرهنگ ملی ایران از اهمیت بسزایی برخوردار است.

از دیگر دوره‌های تاریخی ایران که کمتر بررسی شده است، دوره حکمرانی ترکمانان آق‌قویونلو در شمال غربی ایران پیش از ظهور صفویه است. «تاریخ عالم‌آرای امینی» تألیف فضل‌الله روزبهان خُنجی اصفهانی، از آثار معدود و معتبر در این زمینه است که نخستین‌بار مینورسکی در سال ۱۹۵۷ خلاصه‌ای از آن را به انگلیسی ترجمه و منتشر کرد. در این اثر به رویدادهای دوره یعقوب آق‌قویونلو پرداخته شده است.

از دیگر پژوهشهای معتبر مینورسکی، چاپ عکسی و ترجمه و تحشیه «تذکره‌الملوک» است که در سال ۱۹۴۳ در کیمبریج انتشار یافت. کتاب درباره تشکیلات اداری و دربار و طبقات و مشاغل و عواید دوران صفویه است و اطلاعات مهمی از حکام ولایات و سرحدهای آن زمان و میزان درآمد و نیروی لشکری آنان به دست می‌دهد. مینورسکی در کنار تحقیقات تاریخی و جغرافیای تاریخی به فرهنگ و ادب ایران نیز بسیار علاقه‌مند بود و مقاله‌های مهمی درباره ادبیات ایران نیز تألیف کرد. او در مقاله «مقدمه قدیم شاهنامه» (۱۹۵۶)، ابومنصور محمدبن عبدالرزاق را، که ترجمه فارسی متن پهلوی و مقدمه برای او فراهم آمده، نماینده واقعی دوران «فاصله میان سلطه اعراب و ترکان» معرفی می‌کند. به نظر او فردوسی در اوایل عمرش، حکام طوس را قطعاً می‌شناخته است و مترجمانی را که او به گرد خود فراهم آورده بود، دیده بود.

مقاله «خاقانی و آندرونیکوس کومنه نوس» نیز یکی از بهترین تحقیقات مینورسکی درباره خاقانی است. در این مقاله او یکی از نکات مبهم زندگی خاقانی، یعنی حبس در شروان و مسافرت امپراتور روم به آن منطقه را روشن می‌کند. همچنین در شرح و تفسیر «قصیده ترسائیه» او بسیاری از اصطلاحات و عبارات ترسایان و مبهمات و مشکلات آن را برطرف می‌سازد. اگر وسعت اطلاعات مینورسکی نبود، بسیاری از این مشکلات همچنان مبهم باقی می‌ماند.

مینورسکی در مقاله «ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی» که در سه شماره نشریه مدرسه مطالعات شرقی (و آفریقایی) در سالهای ۱۹۴۷ و ۱۹۵۴ منتشر شد، داستان را با منابع مختلف به زبانهای دیگر تطبیق داده و مشابهت‌های داستان عاشقانه «ویس و رامین» با «تریستان و ایزوت» از داستانهای سلتی را مطرح می‌کند. او کوشیده است تا با توجه به اشارات خاقانی، زمان و مکان داستان را که مربوط به دوره اشکانی و قلمرو فرمانروایی آنهاست، روشن کند. او مقاله «حکیم عمر خیام» را نیز برای دایره‌المعارف بریتانیکا نوشته است.

فهرست دستنویس‌های ترکی و مینیاتورهای کتابخانه چستربیتی (۱۹۵۸) و رساله قاضی احمد درباره خطاطان و نقاشان (۱۹۵۹) آثاری است که مینورسکی در زمینه هنر و فرهنگ ایرانی و ترکی و کتاب‌سازی منتشر کرده است.

پس از درگذشت مینورسکی، برای گرامیداشت او، دو مجموعه مقاله، یکی «یادنامه ایرانی مینورسکی» به کوشش مجتبی مینوی و ایرج افشار، انتشارات دانشگاه تهران، سال ۱۹۶۹ و دیگری «ایران و اسلام: به یادبود ولادیمیر مینورسکی» به کوشش بازوورث در دانشگاه ادینبرو، در سال ۱۹۷۱ منتشر شد.

۱٫ Vladimir Fedorovich Minorsky

*‌دانشنامه زبان و ادب فارسی

(با تلخیص و حذف منابع)

موضوعات مرتبط : ایران شناسی    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید