تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2103

ادب و معماری

پیش گفتار :

 قبل از پرداختن به موضوع سخنی کوتاه از یکی از استادان بنام ادب  فارسی (  استاد مجتبی مینوی ) در باب بکار بردن کلمه  ادب و یا ادبیات  بیان میشود :

استاد  مینوی در شرح کلمه ادب فارسی  گفته اند که ادب کلمه جمع است و نباید کلمه ادبیات را بکار برد وباید گفت ادب فارسی ویا ادب عرب و ذکر کلمه ادبیات صحیح نمی باشد  ونگارنده باتوجه به تذکر استاد ادب پارسی  کلمه ادب را بجای ادبیات  در این  مقاله بکارمیبرم .

گفتار

اززمانهای بسیار دور نقش  نقاشی و نگارش وشعر در زندگی انسانها جایگاه ویژ ه ای  داشت .
از سنگ نوشته های بدست آمده مشخص گردیده که انسانهای اولیه واقعیات و الهامات درونی خود را در سنگی نقش می بستند که این روند در طول ایام بصورت کامل تری انجام که در نهایت کتبیه ها و لوح های  بدست آمده میباشد.
در کتیبه های بدست آمده برخی شامل شرح وقایع وفتوحات و برخی دیگر دل نوشته و یا اشعاری با نغز  بوده است .
دستیابی انسان در طول تاریخ به بیان مکتوب برروی سنگ و پوست حیوانات و سپس  کاغذ دگرگونی بسیار در پیدایش فرهنگ وشیوه زندگی بشر بوجود آمد .

واژه های عاشقان ویا داستانهای حماسی  از زبانی به زبان دیگر و از دهانی به دهان دیگر منتقل و در نهایت برروی سنگ و یا چوب و کاغذ  نقش بست وحاصل آن مجموعه های اشعارحماسی و عاشقانه میباشد.

در قرون متمادی برروی سنگ و یا چوب و یا پوست  نوشته ها حک و یا مکتوب میشدواز عصر گوتنبرگ ( کاغذ وچاپ ]  انسانها ی متفکر با تفحص وتعقل و الهام از طبیعت به دریای بیکرانی بنام  دنیای ادب دست یافتند .

ادب

با توجه به مطالب فوق که در مورد ادب در دنیای معنوی انسان ها بطور اختصار بیان شد لازم است حوزه و عملکرد آن مشخص گردد .

ادب دانان  ادب را در سه زمینه شعر و محاوره ونگارش تقسیم نموده که هریک دارای جایگاه خاصی میباشد .

1-شعر                                                2- نگارش                                                                                                                       3-  سخنوری  

هر مطلب ویا شعری دارای تعاریف و مفروضات و آرایش مخصوص بخود است سبکهای مختلف شعر  از نظر معنا و وزن و سایر موارد  بسیارند که فقط شعرشناسان آن را درک میکنند ومیدانند.

در این مقاله انواع شعر از نظر مفهومی و محتوایی وشکلی بیان میشود .

بیان مطالب شعر  درقالب  ( رزمی - عاشقانه - رفتاری - بیانی - حماسی - عرفانی - شکلی - تمثیلی  و.. )  در یک مجموعه ویا یک  کوتاه ویا بلند با نظم وترتیب لازمه ( تک بیتی - دو بیتی - چند بیتی و یا منظومه  ویا قصیده و.. سخن گفته میشود وهر یک از اشعار  سروده شده دارای محتو ای  کلامی و مفهومی مخصوص به خود میباشد . 

زمانیکه حافظ و یا سعدی و یا فردوسی و یا دیگر شعرا شعر میگویند  هریک برای  شعر خود حوزه ای را معین نموده اند .  باید معانی و مفاهیم کلامی و استعاره های شاعر را شناخت تا بتوان سعدی ویا خواجه عبداله انصاری و یا فردوسی و یا مولوی و سایر شعرای صاحب نام گذشته ویا سبکها واشعار جدید را شناخت  .

برخی از شعرا از ادب فارسی کلامی  ویا فرهنگ عامه  و برخی دیگر از ادب کتابی ودنیای عرفان سخن گفته اند .

اشعار خواجه عبداله انصاری و حافظ به تعریف ادب دوستان   وصاحب نظران عرفانی و اشعار فردوسی حماسی است.

این شعرا وسایر شعرا دارای سبک وسیاق خاص میباشند .

 شاعران در اشعار خود هر یک فضایی میسازندو در آن فضا کاخها و وادی ها و باغات و کوه ها وطبیعت خلق میکنند .

نویسنده ای راز دل میگشاید و دل دلبر میبرد ودردل صحرای بیکران رهایش میکند و دیگری در گلستان و باز دیگری در دنیای عرفان و خطیبی شرح بیان دل .

 معماری

سخن استاد میرمیران :  معماری رد زمان در مکان است.
در مورد معماری سخن بسیار گفته شده است  و فقط در این مقاله اصول کلی معماری ذکر میشود.

 معماری علاوه برسه بعد هندسی ( طول و عرض و ارتفاع )  دارای  زندگی و حرکت است .
اصولی که در معماری رعایت میشود  :   موضوع ( کانسپت ) - ریتم - سکون - حرکت ... 

گورستان ها یا آرامستان ها محلی دارای سه بعد هندسی وپر از سکوت وفاقد زندگی هستند پس در مقوله معماری  جایگاه ندارند واگر مقبره ای احداث می شود آن بنای یاد بود برای چند زندگی تمام شده است و آن را معماری نمادین معراج  می نامم .

 ادب ومعماری وتشابهات

ادب با توجه به مطالب فوق یکایک با اصول کلی معماری سنجیده و تشابهات ذکر میشود .

1- شعر

 در هر شعری شاعر هدف و مقصودی را  با قافیه ( ریتم و سکون و تکرار ) مخصوص به خود دنبال میکند.

 گاه مرادو مقصود وجودی و مادی وگاه  معنوی و عرفانی  است .

 در اشعار خواجه حافظ و یا خواجه عبدالله انصاری و یا مولانا علاوه بر رعایت موازین لازمه در شعر معمارگونه طرح هدف میکنند و خواننده را به آن دنیا وارد میکنندو دنیای عرفان به دیده دل گشوده میشود .

2-نگارش 

نویسندگان معماران ادب میباشند وآنان هستند که هم به عرفان و هم به دنیای مادی مینگرند و مطالب را در قالب نوشتاری برروی کاغذ میآورندبا هدف معین و ریتمی خاص / نوشته هایی که از دل برآیند نوشته میشود و گاه این نوشته ها با آرزوی بزرگ دنیوی ویامعنوی همراه است .

.شایان ذکر است که برخی اوقات آثارنوشتاری بعضی از نویسندگان به سناریو وفیلم تبدیل شده و برروی پرده نقره ای ( سینما) مشاهده میشود .

3-سخنوری

سخنوری  نیاز به دانش و ادب دارد و سخنور در هنگام سخنرانی از پیش گفتار  سخن گفته و با هدفی شرح مطلب میگوید وبا سکونی در کلام نتیجه گیری میکند .

 به سخن بی  هدف یاوه و  به سخن کامل سخنی پر مغز و پر محتوی حکمت گفته میشود و سخنوران یاوه سرایی نکنندو حکمت برزبان آورند .

پایان گفتار :

با توجه به مطالب فوق که بسیار فشرده بیان شد  مشخص میشود که ادب و معماری هم عرض بوده و هر دو دارای جایگاه ویژه ای در زمینه هنری میباشند . دنیا بی ادب بی لطف صفا و بی معماری گورستان است .

برخی اوقات معماران از شعرا و یا سخنوران و یا نویسندگان الهام میگیرند و آن کاخ شاهی را در طرح های خود ترسیم  می کنندو یا از معماری داستانهاو اشعار سروده میشود .

به نظر نگارنده تمام امور در دنیای زندگی انسان نیاز به معماری داردکه مهمترین و شاخص ترین آن ادب و فرهنگ و هنر هر جامعه و یا ملت است . ادب و فرهنگ و هنر پایه های اصلی تمدن میباشند  .  

 بیژن علی آبادی

موضوعات مرتبط : ادبیات و معماری    
عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید