تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :601

از بادة معرفت

از بادة معرفت
دکترحکمت‌اله ملاصالحی
این مصنوعات از اماکن و ابنیه آیینی ـ دینی یعنی پرستشگاه‌ها و نیایشگاه‌ها و قربانگاه‌ها و زیارتگاه‌ها و صومعه‌ها گرفته تا اماکن اعتکاف و تطهیر و تشرف و گورستان‌ها و آرامگاه‌ها و مشاهده متشرفه گرفته تا تندیس‌ها و تابوت‌ها و مشربه‌ها و ریتون‌ها و البسه‌ها و خوراکی‌های نذری و اشیاء اهدایی و قس‌علی‌هذا را در برمی‌گیرند.
پای چندین مسئلة مهم و کلیدی در اینجا به میان کشیده می‌شود که هم طرحش، هم حلش با مباحث نظری مبانی باستان‌شناسی آیین و دین در نوشتار حاضر ما ربط وثیق دارد. نخست آنکه معیار او در تشخیص هویت و توصیف ماهیت آیینی ـ‌ دینی ماده‌ها و مدارک مورد مشاهده و مطالعه‌اش چیست؟ باستان‌شناسِ آیین‌ها و سنت‌های دینی مفقود گذشته تا چه میزان مجاز است اختیاری و دلخواسته و سلیقه‌ای برچسب آیینی یا ناآیینی به ماده‌ها و مدارک و شواهد مورد مشاهده و مطالعه‌اش بزند. با تشخیص‌ها و برچسب‌ها و توصیف‌های سلیقه‌ای و بی‌ضابطه و قاعده می‌توان انتظار داشت به معرفت و منظری قابل قبول و قابل اعتماد دربارة تجربه‌های دینی و افعال و اعمال آیینی مفقود و فرهنگ‌ها و جوامع مرده و مدفون گذشته دست یافت. همة صفحه‌های نخست «باستان‌شناسی نیایش» رنفرو (Renfew 1984) و همچنین فصل دهم اثر مشترک او با پل بان (Renfrew and Bahn 2001) مساعی و مساحی‌های نظری رویکردهای باستان‌شناختی به سنت‌های آِیینی ـ دینی مفقود گذشته است با اتکا و ابتناء به عیارهای مشخص و در چارچوب رویکردهای باستان‌شناسی ادراکی. در کتاب باستان‌شناسی دین نیز سعی این قلم به افکندن طرحی نظری بر زمین‌های تفتیده و کوره‌پیچ‌های صعب‌العبور رویکردهای باستان‌شناسی به سنت‌های اعتقادی آیینی ـ دینی مفقود گذشته معطوف بوده است.
دشوار و مهم و سرگیجه‌آور و انتزاعی‌ترین مسئله‌ای که باستان‌شناسِ دین با آن رویاروست و می‌بایست دست و پنجه نرم کند، مقولة زمان است. زمان به مفهوم آیینی و مینوی و مقدس آن؛ نه زمان به معنای ابزاری و گاهنگاری و باستا‌ن‌شناختی آن. زمان یکی از مؤلفه‌ها و مقوله‌های مهم در سنت‌های آیینی ـ دینی است. جنبه‌های وجودی، کیهان‌شناختی، معرفت‌شناختی، رمزی، اسرارآمیز و غیریت یا به اصطلاح دگربودگی آن در تجربه‌های دینی هرچند نه به یک درجه و دامنه و سطح و عمق مانند مکان محرز است. نسبتی که انسان دینی با زمان برقرار می‌کند و حسی که از زمان دارند مانند نسبت و رابطه و احساس او از مکان هماره چیزی بیش از تجربه، رابطه و فهم او از زمان به مفهوم دنیوی و جریان سیال زمان روزمره است. از مشاهدات و مطالعات انجام شده چنین استنباط می‌شود که در همة تجربه‌های دینی، مقولة زمان، لایه‌های رازآمیز و رمزی و وجودی و کیهان‌شناختی و معرفت‌شناختی، قلمرو وسیع‌تری را تسخیر و اشغال می‌کند. با نحوة بودن انسان با معرفت و منظر او از واقعیت زندگی و مسئلة مرگ و فرازآمدن بر نیستی مطلق و مهم‌تر از همه با نسبت او با الوهیت و ابدیت سخت در هم تنیده است. مناسبت‌ها و روابط پیچیده و توبرتو و رازآمیز میان زمان و مکان آیینی و مینوی و مقدس در تجربه‌های دینی مکمل هم بوده و در یک کلیت پیکروار قابل درک‌اند. تصادفی نیست که در مشاهدات و مکاشفات عمیق «لمحه»های تجربه‌های دینی و عرفانی لامکانی و لازمانی یعنی عبور از فی‌المکان و زمان بودن با هم تجربه شده‌اند؛ به عبارت دیگر خرق مکان، خرق زمان هم بوده است.
بینش اسطوره‌ای که اغلب طوماری از ایزدستانی از الوهیت‌های متکثر و مشرکانه و تشبیهی را به روی ما می‌گشاید الوهیت‌ها به نحو خارق عرف یا پارادوکسیکال، هم فی‌المکان و زمان، هم آن‌سوتر از مکان و زمان فهمیده می‌شوند. خدایان یونانی در المپ آشیان دارند. ولادت ایزد ایرانی مهر با کوه و غار و دخمه و صخره در هم تنیده است. الهة «گایا» در عهد باستان یونانی، تصویری زنده و رازآمیز از قوت باروری و نیروی زایندگی و توالد و تناسل زمین بود که هزاره‌ها پیشتر در فرهنگ‌ها و جوامع کشاورز نوسنگی پرستیده می‌شد. در بینش ایرانیان باستان، زروان با مقولة زمان به ویژه زمانه اکرانه ربط وثیق داشت. مناسبت میان واژة خدای عهد باستان یونانی «کرونوس» و واژة «خرونوس» چه بسا صرفاً لفظی یا لغوی نبوده و ربط معنوی نیز داشته است. مسئلة مهم و پیچیده میان رابطه و مناسبت میان الوهیت و زمان در سنت‌ها و تجربه‌های دینی متفاوت و متغیر بوده و هر سنت دینی، حس، تجربه، معرفت، منظر و فهم خاص خود را از مناسبت‌ها و روابط پیچیدة میان امر الوهی و مقدس و مینوی و مقولة زمان با ابداع و استفاده از عالمی از زبان حالات و افعال و اعمال آیینی و زبان مفهومی و تصویری و قس‌علی‌هذا بیان می‌کرده و به تماشا می‌نهاده است.
حس، تجربه و نحوة بیان و فهم انسان از مقولة زمان، همیشه انتزاعی‌تر از ماده و مکان بوده است. در باستان‌شناسی سنت‌های دینی و تجربه‌های آیینی ـ دینی مفقود و متوقف و منجمد فرهنگ‌ها و جامعه‌ها و جمعیت‌ها و گروه‌های اجتماعی مرده و مدفونِ گذشته درگیری و رصد زمان به مفهوم آیینی ـ دینی و مینوی و مقدس آن فوق‌العاده دشوار و پیچیده و در اغلب موارد ناممکن و دست‌نایافتنی است. از محصول خرمنی از مشاهدات و مطالعات دین‌پژوهان گذشته و دورة جدید چنین استنباط می‌شود که مناسبت‌ها و مناسک و شعائر دینی، هم در مکان‌ها و محوطه‌ها و فضاهای خاص که مقدس تلقی می‌شده و مورد احترام متدینان بوده‌اند به اجرا درمی‌آمده‌اند، هم در زمان‌ها یعنی ساعات و اوقات و روزها و ماه‌ها و فصل‌های معین و ویژه و ممتاز و متمایز از زمان جریان سیال و روزمره و دنیوی، قوت چهره جمعی و گروهی و واقعی‌شان به تماشا نهاده و بیان می‌شده است. حس دینی، خلسه‌ها و هیجانات معنوی و مشاهدات و مکاشفات روحانی در چنین مکان‌ها و فضاها و ساعات و اوقات و ایام و لیالی مقدس، هم قداست، هم روحانیت، هم معنویت مکان‌ها و فضاها و زمان‌های آیینی را بیشتر و بیشتر دامن می‌زده و قوت معنوی و نیروی مینوی آن را افزون‌تر و شورمندانه‌تر نیز می‌کرده است. این واقعیت‌های زنده و ملموس و محسوس و گرانبار از قوت معنوی و غنی از نیروی رازآمیز روحانی همه یکسر در باستان‌شناسی مفقودند و دست باستان‌شناسِ دین از آنها کوتاه و خرما بر نخیل. تنها وقتی باستان‌شناس دین پیشاپیش با توشه و تجهیز شناخت نظری عمیق وثیق‌تر دربارة هستی و چیستی سنت‌ها و آموزه‌ها و افعال و اعمال آیینی ـ دینی فرهنگ‌ها و جوامع مختلف گام در برهوت ظلمانی و سرزمین‌های تفتیده سنت‌های دینی فرهنگ‌ها و جوامع مرده و مدفون گذشته نهاده و کارش دست و پنجه فشردن با ماده‌ها و مدارک و شواهد الکن و خاموش و مخدوش و معیوب محتمل آیینی ـ دینی باستان‌شناختی است، می‌تواند امیدوار باشد به جرعه‌ای از بادة معرفت دست یابد و از جام‌های شکسته‌اش جرعه‌ای معنا برکشد.
موضوعات مرتبط : معماری اسلامی    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید