تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1012

اعتبارفرهنگ ، از شناسنامه کهن زیست محیطی آب و درخت

هنوز دل به فکر عقب ماندن از نوشتن مقاله "تقابل یا تعامل توسعه و فرهنگ" بودم که به قول همکاری ، معلم محترم انشایمان با کلماتی بسیار مودبانه ، عنوان دیگری پیامک کردند با این مضمون ، "معماران و محیط زیست". با خودم کمی چانه زدم و دیدم که می شود هردو را در یک مقاله نوشت. چرا که با میانداری فرهنگ معماران با کاربران  است که میتوانند محیط زیست ما را بمیرانند یا زندگی ببخشند.

در این بین هم  اتفاقی شگرف افتاد. کتاب برهان قاطع در مقابلم بود که در آن واژه فرهنگ را واژه ای" اوستائی ، پهلوی"  معرفی کرده و علاوه بر آنچه که همه بدان واقفیم یعنی "علم و دانش و عقل و ادب و بزرگی و سنجیدگی"که جمع همه این ها هم خود هوش رباست ،معانی دیگری که من هیچگاه از زبان هیچکس نشنیده بودم و در ابتدا دور از ذهن هم به نظر می رسید ، به میان آورده شده بود. با خواندن آن ها مات ماندم و با خودم فکر کردم این لغت آسان در گفتار و نوشتار یعنی "فرهنگ" ، تا به کجاها راه دارد؟. در  کتاب مذکور ، در مقابل لغت "فرهنگ" علاوه بر مفاهیمی که در بالا ذکر شد،آمده: "شاخ درختی را گویند که در زمین خوابانیده و از جای دیگر سر بر آورند ، ویا کاریز آب را نیز گفته اند ،چه جایی را می گویند که آب بر روی زمین می آید".

می خواستم خودم را توجیه کنم. پس به خودم گفتم از آنجائی که خوابانیدن شاخه درخت برای سر بر آوردن از جای دیگر و کندن کاریز یا به زبان دیگر قنات و به آب رسیدن ، از هزاره های بسیار پیش از رسیدن مردم مابه واژه فرهنگ به معنی امروزی بوده ، بنابراین تا وسعت نفوذی انرژی این دو مقوله شناخته نمی شده نمی توانسته به عنوان نماد ، از آن ها مفهوم حسی پویا و عمل گرایانه دیگری که ملتی را پشتوانه آبرو و حیثیتش باشد ساخته شود. این بدان معنی است که مسئله ای هستی گرایانه چنان طیف وسیعی از احساسات را برانگیزد که بمثابه کوه تکیه گاه مردم شود وموجب ابراز فر و شوکت ایشان.

واقعا ما معماران کجای جهان معنا ، نسبت به  این مفاهیم ایستاده ایم؟  تقابل یا تعامل توسعه وفرهنگ  را در شرایط عام و بدون ویژگی را نمی دانم ، چون در ذات ، خود را نمی شناساند ،ولی این پرسش را می فهمم که دانائی و سنجیدگی انتخابی شایسته و صحیح از  شاخه و زمین ، برای درست ترین و بهترین افزایش و بیشترین بهره برداری مردمی و یا شناخت تمثیلی کاریز و پایدار بودن آن در بخشش دائمی خود برای زندگی بخشی دیگران ، چقدر خردمندی ، دانش ، بزرگی ، و عقل می طلبد؟ که اگر این چنین بود ما اکنون گرفتار نخاله های ساختمانی که در هر جاده ای و رهگذاری با بی رحمی تمام چشم و روح را می آزارد و زمین بی دفاع را چرکین و کثیف می کند ، نبودیم. کوه ها را به بهانه ، از جای نمی کندیم و برای استفاده بیشتر تبلیغ نمی کردیم . فاضلاب خانه ها را در قنات ها ول نمی کردیم. دریاچه ها را با طرح های تقلیدی از  دیگر کشورها ،برای ساختمان سازی پر از سنگ نمی کردیم . و... و در این راه پر نشیب وفراز وقتی دور هم گرد می آمدیم کمی هم راجع به این که چگونه می توانیم مشکلاتی از این دست را که حرفه ما برای محیط زیست به وجود می آورد به حد اقل برسانیم گفتگو می کردیم و راه حلی پیدا می کردیم. و گاه گاهی برای نگهداری خیلی چیزهای خوب ،  از منافع ریالی خود می گذشتیم و به دولت مردان یاد آوری می کردیم که تصمیم برای نساختن بعضی بناها ، بخاطر حفظ محیط زیست ، دقیقا به اندازه ساختن ها ، فرهنگ میخواهد.

خوب چهر کشاورزی -  خرداد  1393

 

مجموعه مقالات مرتبط : معماران و محیط زیست    
موضوعات مرتبط : فرهنگ و توسعه   معماران و محیط زیست    
عضو مرتبط : خوبچهر کشاورزی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید