Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :531

ایران، سرزمین پر رمز و راز شرقی

سفر به ایران به همراه دکتر «میشاییل والتر»، ایران‌شناس آلمانی دانشگاه فرایبورگ

مردمان غرب، اغلب دیدگاه عجیبی درباره فرهنگ و تمدن‌های کهن شرق دارند. فرهنگ شرقی برای آنها آمیزه‌ای است از رمز و رازهای معنوی و تصور فضاهایی که اغلب در داستان‌های ‌هزارویک شب نقل می‌شود، بازار وکیل شیراز، بادگیرهای یزد، خانه‌های خشتی کرمان، بازار حلب، کاروان‌سراها و حتی حالتی شبیه به آنچه در کارتون ماجراهای سندباد روایت می‌شد. در بسیاری موارد، مخاطب غربی درکی از تفاوت‌های فرهنگی موجود در ممالک شرق ندارد و تصور می‌کند تمام مردم شرق روی یک الگو و با یک فرهنگ مشترک زندگی می‌کنند. خوب خاطرم هست که یکی از دوستان آلمانی، ما را به صرف شام دعوت کرده بود و به رسم مراعات ادب و میهمان‌نوازی تلاش می‌کرد هر آنچه از آداب شرقی‌ها شنیده لحاظ کند. با اینکه می‌دانست من ایرانی هستم، برای دلپذیرشدن محیط صرف شام، موسیقی هندی پخش کرد و به تمجید از فرهنگ هند پرداخت. حتی در ریختن چای حواسش بود قوری را بالاتر بگیرد و به رسم برخی از کشورهای شمال آفریقا چای در استکان کف کند و به این ترتیب با میهمان احساس قرابت فرهنگی کرده باشد. در حقیقت او با ادای این رسم قصد داشت میهمان‌نوازی کند غافل از اینکه این رسم در فرهنگ ما ایرانی‌ها نیست و ممکن است درنهایت در کشورهای همسایه رواج داشته باشد. بسیاری از مردم غرب، تفاوت‌های میان ایران، عراق، هند و سوریه را تشخیص نمی‌دهند؛ همان‌طورکه ما تفاوت زیادی بین فرهنگ مردم اروپا قائل نیستیم. مثلا اینکه فرهنگ و رفتار مردم نروژ، فنلاند، دانمارک، هلند و آلمان چه تفاوتی دارد تقریبا برای اغلب ما غیرقابل‌درک است.
یک دانشجوی دانمارکی اهل کپنهاگ که در دانشگاه ماینتس آلمان تحصیل می‌کند، در مصاحبه‌ای که در مجله آلمانی تسایت آنلاین منتشر شده بود، می‌گوید: «من باید در آلمان استادان را، شما، خطاب کنم. این به نظر من خیلی عجیب و غریب است. چون این‌طور آدم از مخاطب خود فاصله می‌گیرد. در دانمارک ما همه را «تو» خطاب می‌کنیم. در فرهنگ ما (درنهایت) فقط ملکه را با «شما» خطاب می‌کنند». ریشه این تفاوت تنها در اختلاف زبانی نیست، گواینکه میان اتریشی‌ها و آلمانی‌ها که هم‌زبان‌اند و اشتراکات بسیار دارند، تفاوت‌های فراوان فرهنگی وجود دارد که اساسا برای ما قابل‌تشخیص نیست.
برای فهم فرهنگ‌های مختلف باید به سرزمین‌های مختلف سفر و میان مردمان زندگی کرد. هرچند که سوءتفاهم‌های فرهنگی و زبانی حتی پس از سال‌ها زندگی میان اهالی یک فرهنگ بیگانه تقریبا غیرقابل‌اجتناب است. مطالعه و پژوهش در فرهنگ‌ها و زبان‌های دیگر، روحیه‌ای جسور می‌خواهد و اشتیاق فراوان. دکتر «میشاییل والتر»
(Michael Walter) استاد دانشگاه فرایبورگ آلمان، یکی از این پژوهشگران است که با علاقه بسیار تحولات فرهنگی و تاریخی ایران را دنبال می‌کند و برای آشنایی با فرهنگ‌ها و سنت‌های ایرانی بارها به ایران سفر کرده است. او مردی متواضع و دوست‌داشتنی و شیفته فرهنگ ایران است. با سنت‌ها و رفتارهای فرهنگی ما آشناست، هم از مفهوم تعارف در بین ایرانیان می‌داند و هم از غذاها و موسیقی ایرانی سر درمی‌آورد. سفر نخست او در قالب یک گروه چهارنفره جهانگردی آلمانی متشکل از دانش‌آموختگان مدرسه «بیرکلهوف» (Birklehof) بود که در ماه جولای سال‌٢٠١٤ انجام شد. در این سفر ١٠روزه زمینی، دکتر «والتر» و دانشجویان همراه او از پنج شهر شیراز، یزد، اصفهان، کاشان و تهران بازدید کردند.
این جهانگردان مشتاق سرزمین‌های شرقی، پس از این سفر که به‌منظور آشنایی با فرهنگ ایرانی و بازدید از جاذبه‌های گردشگری ایران انجام شده بود، به‌شدت تحت‌تأثیر میهمان‌نوازی ایرانی‌ها قرار گرفتند و در روزنامه‌ها و مصاحبه‌های رادیویی محلی آلمان از جاذبه‌های ایران بسیار سخن گفتند. در گزارش این گروه جهانگرد که دکتر «والتر» یک نسخه از آن را برایم فرستاده، این‌طور نوشته شده است: «... ما به شیراز رفتیم. شهر فرهنگ کهن ایران ما را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار داد. از مزار شاعر مشهور پارسی قرن ١٤ میلادی بازدید کردیم و بعد از آن راهی شهر کویری یزد شدیم. یزد، زیباترین و اثرگذارترین شهر در تمام سفر ما بود. کوچه‌های تنگ و خانه‌های خشتی، بناهای باشکوه مساجد و قنات‌های با قدمت دو‌ هزار سال که درواقع سیستم آبرسانی قدیمی این شهر بود، بهترین خاطره سفر ما به ایران بود. از یزد راهی شهر خواهرخوانده فرایبورگ شدیم! بله، اصفهان! شهری که پیش‌تر پایتخت ایران بوده. زیبایی و شکوه میدان امام و بازارهای اصفهان وصف‌ناپذیر است. ما پیش از سفر به ایران حتی تصورش را نیز نمی‌کردیم که بنایی باشکوه مانند کلیسای ارامنه را در اصفهان ببینیم. در راه سفر به تهران یک شب را در کاشان به سر بردیم. زیبایی خانه‌های سنتی این شهر، افسانه‌ای و حیرت‌برانگیز و بی‌نظیر بود. برخلاف تمام اظهارنظرهای منفی که پیش از سفر شنیده بودیم، در تمام مدت از برخورد صمیمانه ایرانیان و از میهمان‌نوازی آنها حیرت‌زده شدیم. این سفر باور را ما نسبت به این سرزمین افسون‌کننده و اساسا دیدگاهمان را در قبال مردمانی با فرهنگ غنی تغییر داد. ما درنهایت امنیت در شهرهای مختلف ایران سفر کردیم و برخورد ایرانی‌ها با ما بی‌نهایت دوستانه بود. حتما بار دیگر به ایران سفر خواهیم کرد...».
سفر بعدی دکتر «والتر» به ایران باز هم از طریق زمینی به همراه گروهی از جوانان و نوجوانان آلمانی در سال ‌٢٠١٥ انجام شد و دانش‌آموزانی که تحصیلات دبیرستان خود را به اتمام رسانده بودند، در قالب پروژه بازدید از ایران به سرپرستی آقای دکتر «والتر» راهی ایران شدند. گزارش سفر سه‌هفته‌ای آنها که در روزنامه «بادیشه تسایتونگ» (badische zeitung) فرایبورگ (یکی از شهرهای ایالت بادن وورتمبرگ -Baden-Württemberg- آلمان) منتشر شده و همچنین در مصاحبه رادیویی شبکه SWR٤ انعکاس یافته، حاوی نکات جالب‌توجهی است. گزارش جالبی از یک سفر زمینی پرماجرا که از فرایبورگ آغاز شد و از طریق مجارستان، رومانی، بلغارستان و درنهایت ترکیه به ایران ختم شد. دکتر «والتر» در مصاحبه با روزنامه «بادیشه تسایتونگ» می‌گوید: «آنچه برای بسیاری از والدین مهم است، امنیت مقصد گردشگری فرزندان آنهاست. من به مدت ٣٠ سال سفرهای دانشجویی به مقاصد گردشگری مختلف دنیا را مدیریت کرده‌ام. هیچ کجا به اندازه ایران دوستانه و باشکوه نیست. ما در ایران به‌عنوان میهمان، عزیز هستیم».
سفر ١٠هزارکیلومتری گروه دانش‌آموزی تحت سرپرستی دکتر «والتر» به ایران تقریبا سه هفته طول کشید و شامل بازدید از هفت شهر مهم بود: تبریز، شیراز، یزد، اصفهان، کاشان، قم و تهران. در گزارش این گروه ٩نفره دانش‌آموزی ایالت بادن وورتمبرگ آمده: «ما از آنکارا به تبریز رفتیم. این سفر زمینی که قرار بود با قطار انجام شود، سه روز طول کشید. در مناطقی بین راه، کسی انگلیسی نمی‌دانست و مجبور بودیم با ایما و اشاره ارتباط برقرار کنیم و مقصودمان را برسانیم. گاهی با کمک لغت‌نامه مصور Duden می‌شد مفاهیم را منتقل کرد. در کمتر سرزمینی می‌توان مردمانی به میهمان‌نوازی ایرانی‌ها پیدا کرد». «مورتیس لیکرت» یکی از دانش‌آموزان این گروه جهانگردی می‌گوید: ایرانی‌ها با آغوش باز از یک مسافر غریبه استقبال می‌کنند و همه‌جا برخوردها دوستانه و محبت‌آمیز است. یکی از این دانش‌آموزان در مصاحبه با رادیو SWR٤ خاطره جالبی تعریف می‌کند. او می‌گوید: در ایران پسر جوان ایرانی را دیدم که بابت سقوط تیم فرایبورگ از لیگ دسته اول فوتبال آلمان بوندسلیگا به‌شدت ناراحت بود!
یکی دیگر از دانش‌آموزان آلمانی گروه دکتر «والتر» در مصاحبه با رادیو SWR٤ برخورد صمیمانه مردم در بازار تبریز را روایت می‌کند و به‌عنوان خاطره به‌یادماندنی از سفر به ایران، از مردی در تبریز یاد می‌کند که همه گروه را به صرف ناهار دعوت کرده و پول غذای همگی را نیز یک‌جا حساب کرده است. این سنخ میهمان‌نوازی ایرانی در فرهنگ غرب به‌خصوص در بین آلمانی‌ها بسیار نادر و حتی حیرت‌برانگیز است. آنها پول غذا یا نوشیدنی خود را سوا حساب می‌کنند، حتی اگر دوستان صمیمی نیز باشند، هیچ تعارفی با هم ندارند و به نظرشان کاملا طبیعی است که هرکسی تنها پول سفارش غذای مربوط به خود را حساب کند. به همین جهت، اینکه یک فرد غریبه بی‌هیچ چشمداشتی همه را به صرف ناهار میهمان کرده، از دید آنها به‌عنوان رفتاری ارزیابی می‌شود که نظیر آن را در کمتر فرهنگی می‌توان یافت. خواهرخواندگی دو شهر اصفهان و فرایبورگ بی‌دلیل نیست. شاید پل فرهنگی میان تمدن شرق و غرب، میان اصفهان و فرایبورگ باشد. شاید آنچه «گوته» شاعر بلندآوازه آلمانی در سر داشت و دیوان غربی- شرقی نام گرفت، چیزی شبیه به اشتیاق دکتر «میشاییل والتر» برای شناخت رمز و رازهای سرزمین شرقی ما باشد، همان اشتیاقی که «گوته» را به فهم «حافظ» ترغیب می‌کرد.

عرفان کسرایی. دانشجوی روزنامه‌نگاری در دانشگاه کاسل آلمان - به نقل از روزنامه شرق

 

موضوعات مرتبط : ایران شناسی    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید