Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1263

ایران و غرب ( معرفی کتاب )


پنجاه سال به طول انجامید تا کوروش و جانشینان او دامنه پادشاهی خود را از هند و آسیای مرکزی تا دریای اژه، کناره های جنوبی دریای سیاه و دره نیل گسترانیدند. این شیوه گسترش سیاسی با هدفهای توسعه طلبانه ای که با تمام قدرت دنبال می شد تا آن زمان در خاور نزدیک بی سابقه بود. نیمه دوم سده ششم ق­م کوروش دوم و داریوش یکم، پادشاهان پارسی، با تلفیق هنرهای مختلف سبک خاص. معماری و شمایل نگاری هخامنشی را در خاستگاه خود، پارس، بنیان نهادند. این سبک گویای تسلط انها بر دنیای آن زمان بود و به شکل گیری شیوه ای همگن از هنر و معماری هخامنشی در دوره حکومت داریوش انجامید که از تواناییهای مردمان سرزمینهای تحت سلطه او مانند جزایر ایونی، لیدیه، بین النهرین و مصر نشئت می گرفت. برای درک و شناخت بهتر هنر دوره هخامنشی که تلفیقی و متاثر از سبکهای هنری مختلف و مطرح زمان خود بوده است، باید این هنرها را بررسی و تحلیل کرد. این روند مطالعاتی نسبتاً جدید، با انتشار کتابها و مقالات متعددی در ارتباط با هر کدام از عناصر سازنده هنر هخامنشی جای خود را در پژوهشهای این دوره باز کرده است. مباحث بسیاری در این زمینه مطرح و موضوع فوق از دیدگاههای مختلفی چون هنر مصر، بین النهرین، اورارتو و یونان تحلیل شده است. کتاب ایران و غرب نوشته جان بردمن از جمله کتابهای است که به تحلیل گوشه ای از این هنر می پردازد. جان بردمن سالهای بسیاری از عمر خود را در راه پژوهش در زمینه باستان شناسی صرف کرد و کتاب فوق یکی از نتایج پژوهشهای اوست.

ایران و غرب ( معرفی کتاب )

در کتاب پارس و غرب عناصر متاثر از غرب یا همان ساحل غربی آسیای صغیر و جزایر یونانی نشین مطیع هخامنشیان در آثار به جای مانده از دوره هخامنشی تحلیل شده است. مطالعه این کتاب برای درک بهتر هنر هخامنشی سودمند است، اما نکته­ای که نباید هنگام مطالعه از یاد برد، دیدگاه یونانی مآب نویسنده است. متأسفانه درصد بالایی از مطالب کتاب تحت تاثیر گرایش شدید نویسنده به هنر یونان، جهت دار است و میل به یونالنی جلوه دادن هنر هخامنشی دارد. بدون شک نه تنها هنر یونان بلکه سبکهای هنری کشورهای دیگر از جمله مصر و آشور نیز در پیدایش هنر هخامنشی نقش بسزایی داشته است. البته جان بردمن نیز در این کتاب آثار نفوذ هنرهای دیگر را هم، علاوه بر یونان، بررسی کرده، اما آنچه در تمامی فصلها محسوس است، ربط دادن اکثر مطالب عنوان شده به هنر یونان است.

به طور مثال وی در مبحث معماری عوامل نفوذ غرب را در معماری دوره هخامنشی جستجو کرده و دامنه این نفوذ را تا ساختار سنگی، تزیینات، ستونها و بلوکهای سنگی بناهای هخامنشی گسترش داده و تقریباً تمامی عناصر سازنده معماری هخامنشیان را زاییده هنر غرب آسیای صغیر و یونان نگاشته است.

شاید نگاهی کوتاه بر مطالب فصلهای کتاب درک بهتری از دیدگاه نویسنده در زمینه هنر دوره هخامنشی فراهم آورد. در آغاز کتاب مقدمه و جغرافیای بسیار مختصر شاهنشاهی هخامنشی از شمال شرقی یونان تا هند به همراه نقشه و عکسهای ماهواره­ای آمده است. در این توصیف جغرافیایی مناطق یونانی نشین غرب آناتولی به طور نسبتاً دقیق تشریح شده و معرفی کوتاهی نیز از جغرافیای محدوده اصلی شاهنشاهی هخامنشی ایران آورده شده است.

ایران و غرب ( معرفی کتاب )فصل اول با عنوان کوروش در آناتولی برطبق مانبع تاریخی به تحلیلِ چگونگی ارتباط پارسیان با آسیای صغیر به خصوص لیدیه می پردازد. در واقع محور اصلی بحث، نبرد کوروش دوم و کروزوس پادشاه لیدیه است که به روایتی مهمترین رویداد در این ناحیه محسوب می شود. اما پیش از این مطلب، اولین برخوردهای پیشینیان هخامنشیان، یعنی مادها، با لیدیه شرح داده شده است. با اینکه مدتهاست که در پژوهشهای جدید هرودوت­مداری صرف مردود شده، هنوز نوشته های هرودوت، تاریخ نویس سده 5 ق­م اساسی ترین منبع مورد استفاده در این فصل بوده است. به طور کلی چگونگی ارتباط کوروش با جزایر یونانی سواحل غرب آسیای صغیر مبحث شاخص این فصل به شمار می آید. اولین بناهای عظیم و مجلل سنگی ناحیه ای که از غرب به سوریه و از شرق به هند ختم می شود. بناهای سلطنتی هخامنشی است؛ به همین دلیل بررسی ساختار این بناها اهمیت زیادی دارد. جان بردمن معماری هخامنشی را مرهون تاثیر عوامل خارجی مختلف، به خصوص لیدیه و ایونی می داند و طبق مدارکی مانند کتیبه داریوش در شوش که وجود معماران لیدی و یونانی را در ساخت بناها ثابت می کند، به دنبال عوامل اصلی نفوذ این هنرها در فصل دوم کتاب با عنوان معماری می گردد. نویسنده بررسی منابع دیگر غیر از لیدیایی و یونانی را که در آفرینش جزئیات بنا دخیل بوده اند نیز لازم می داند. به همین دلیل  سبک معماری مناطقی مانند قبرس، فینیقیه، اورارتو و فریگیه را نیز مدنظر قرار می دهد. علاوه بر این، در این فصل بررسی بناهای پارس و نفوذ هنر مردمان مصر، ماد، بین النهرین و غرب آسیای صغیر مطرح شده است. روشهای معماری و آنچه در نتیجه این روشها پدید آمده از جمله ساختار سنگی بنا، تزیینات، ستونها، چگونگی بلوکهای سنگی سازنده بنا، حاشیه ی این بلوکها و تزیینات آنها به دقت تحلیل شده است. مقایسه تصاویر جزئیات بناهای نواحی مختلف، ارتباط تصویری موثری برای خواننده به وجود آورده، اما فقدان تاریخخای مقایسه ای در کنار این تصاویر باعث ضعف کتاب در این مورد شده است. در ادامه، ابزارها و بستهای فلزی به کاررفته در بناهای یونانی و مصری در مقایسه با بستهای دم چلچله ای بناهای هخامنشیان به خصوص پاسارگاد تحلیل و ریشه یابی شده و نویسنده در این ریشه یابی بیشتر به هنر غرب متمایل شده است. در پایان شیوه های ستون پردازی هخامنشیان شامل مقایسه اجزای تشکیل دهنده ستونهای شوش، پاسارگاد و تخت جمشید با یکدیگر و همین طور با ستونهای سبک دوریک و ایونی بررسی شده است.

منشأ لباس چین دار هخامنشی که در اکثر نقش برجسته های تخت جمشید، شوش و پاسارگاد دیده می شود، همواره برای پژوهشگران این دوره جای سوال بوده است. نظریه های مبنی بر اقتباس طرح این لباس از هنر ایلام و پیش از آن نیز در هنر بین النهرین، مطرح شده است. جان بردمن بر اساس چینهای برجسته این لباس آن را با لباسهای پیکره ها و نقوش برجسته یونان مقایسه کرده و این لباس را نیز متاثر از یونان دانسته است. بردمن، برای اثبات این عقیده، در فصل سوم با عنوان پیکرتراشی، بررسی و تحلیل خود را از بین النهرین، نزدیکترین منطقه حائز اهمیت به پارسیان آغاز می کند.پس از بین النهرین، هنر پیکرتراشی سوریه و قسمت شرق آسیای صغیر در تاریخ 700ق­م و سپس تمامی آسیای صغیر در سده های هفتم و ششم ق­م و در ادمه نقش برجسته انسان بالدار در پاسارگاد بررسی و نقوش برجسته بیستون با بقایای نقش برجسته کاخ اختصاصی کوروش مقایسه شده است. طرح های به کار رفته در لباسهای هخامنشی و تأثیر هنر یونان بر آن و بالاخص نقش و نگارهای باقیمانده لباس نقش برجسته کاخ اختصاصی کوروش در پاسارگاد و داریوش در بیستون نیز مورد نظر قرار گرفته است. با توجه به مطالب مطرح شده در دو فصل پیش در آغاز فصل چهارم سعی نویسنده بر این است که تحلیلی تاریخی از سرمنشأ هنرهای دوره هخامنشی و چگونگی گسترش آن ارائه دهد.

 ایران و غرب ( معرفی کتاب )

همان طور که از نقوش پلکان آپادانا در تخت جمشید مشخص است، هخامنشیان هدایایی از نقاط مختلف شاهنشاهی دریافت می کردند که قسمتی از آن شامل بهترین اشیای هنری بعضی از سرزمینهای تحت سلطه آنها بود. در این فصل مروری نیز بر اشیای هنری خارجی در پارس و کارکرد بناهای هخامنشی از نظر مذهبی یا مسکونی شده است. یکی از مشکلات در بررسی هنر هخامنشی شناخت اندک ما از هنرهای دیگر این دوره، غیر از تزیینات بناها و پیکره ها و ... است. در واقع وجود هنر سلطنتی و درباری مانع توجه به هنرهای رایج و مرسوم (غیرسلطنتی) در پارس شده است. جان بردمن در بخش پنجم کتاب به بیان هنرهای دیگر هخامنشی، مانند مهرهای به دست آمده از نقاط مخختلف شاهنشاهی، سکه ها، نقش برجسته های خارج از پارس، فلزکاری، جواهرات و عاج، نقاشی، نساجی و فرش می پردازد. بیشتر نمونه های سکه و مهر با نمونه هایی در هنر یونانی مقایسه شده است.

نویسنده در آخرین فصل به جمع بندی تمام مطالب مطرح شده در کتاب می پردازد. او در نتیجه گیری خود هنر درباری هخامنشی را به زیر ذره بین می برد و عوامل موثر خارجی بر این هنر مانند عوامل مصری، بین النهرین و یونانی را تفکیک و هر یک از آنها را به طور کلی بررسی می کند و نتیجه می گیرد که هنرهایی چون هنر بین النهرین همواره بر همسایگان خود تأثیر داشته، اما نفوذ هنر یونانی از هنگام کشور گشایی پارسیان تأثیر چشمگیری بر هنر هخامنشی گذاشته است. جان بردمن در هر گوشه از مطالعات خود با مشاهده کوچکترین شباهت آثار هخامنشی و یونانی متذکر تأثیر و نفوذ هنری غرب بر هنر هخامنشی می شودوریشه های شرقی این هنر را بسیار کمرنگ جلوه می دهد. به رغم منابع بسیار خوبی که در نگارش کتاب از آنها استفاده شده، گرایش شدید نویسنده به هنر یونانی مانعی بر سر راه دید عمیق و واقع گرایانه او نسبت به ریشه های شرقی هنر هخامنشی به حساب می آید.

 

 

مجله باستان شناسی و تاریخ - شماره دوم - بهارو تابستان 83

بررسی و نوشته: سونیا شیدرنگ

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

 

 

موضوعات مرتبط : میراث مشترک    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید