تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :3844

رویکرد دیگر بر بازسازی، نوسازی، مرمت بنا ها در ایران

کشور ایران یکی از کشورهایی است که گریبانگیر حوادث و بلایای غیر متر قبه بوده و هست و همچنین بنا به دلایل سیاسی گرفتار جنگ هشت ساله گردید که این حوادث وبلایای طبیعی و جنگ تحمیلی خسارات جانی و مالی به کشور وارد نموده اند .

خسارات جنگ تحمیلی به دلیل اتمام جنگ قابل رویت بوده و در کوتاه و یا بلند مدت با کوشش جهادگران میهن ( ارگان ها و دستگاه های اجرائی واداری و مردم ) و دانش و علم لازمه توانسته قسمتی از آن خرابی ها و صدمات را به حالت اول برگرداند ولیکن به دلیل اینکه حوادث و بلایای طبیعی غیر مترقبه پایانی ندارند لذا لازم است از اندوخته های علمی و نظری و تجربی در احیا ء مناطق تخریب شده و یا صدمه دیده از این بابت اقدام نموده و این اقدام در سه پروسه قابل انجام است که به شرح آتی به یکایک آن پرداخته می شود :

  1. مرمت
  2. باز سازی
  3. نوسازی

1 - مرمت

طبق تعریف مرمت یعنی ترمیم قسمت های خسارات دیده و یا صدمه دیده به صورت و حالت اولیه بدون هیچ گونه دخل و تصرف در فرم و حالت و چگونگی و مصالح بطوری که بتوان آن شیئی و یا ساختمان را بصورت اولیه مشاهده نمود . معمولا" اشیاء و یا ساختمانهائی مورد مرمت قرار میگیرند که صدمات وارده به آن قابل ترمیم باشد و این مرمت برخی اوقات با بقایای مصالح و قطعات انجام میشود و برخی اوقات بدلیل فرسایش طبیعی و یا غیر طبیعی بقایا قابل استفاده نیستند و یا وجود ندارند که در این حالت از مصالح و موادسازگار استفاده میشود . مرمت اشیاء و یا ساختمان ها به دو صورت قابل تشخیص و یا غیر قابل تشخیص انجام میشود که این دو گونه مرمت بستگی به درجه اهمیت و تاریخ و مسائل دیگردارد که توسط تیم مرمت کننده مورد مشخص میگردد برخی اوقات قصد نشان دادن مرمت محل های از بین رفته و صدمه دیده و چگونگی مرمت آن است و برخی اوقات دیگر هدف اصلی خود موضوع مرمت ( هنر مرمت ) میباشد و سعی در حاشیه بردن کار جدید ( مرمت ) است .

کاخ ها و اماکن تاریخی بسیار در ایران وجهان مرمت شده اند و مرمت ها تا مرحله خارج نشدن از دوران تاریخ صورت گرفته اند بعنوان نمونه مرمت آثار تاریخی تخت جمشید و یا پاسارگاد و ... و همچنین قسمتی از ساختمان قدیم شورای اسلامی واقع در میدان بهارستان در اثر آتش سوزی ازبین رفت و مرمت کنندگان با حفظ امانتداری تاریخ و مولفه های لازمه ساختمان را مرمت نمودند و مرمت در این بنا به صورت به ظاهر پنهان میباشد .

دربنای ارزشمند کاخ گلستان مرمت های بسیار انجام شده که در بعضی نقاط این عمل در دل کار بوده ودر قسمتی دیگر مانند مرمت کاشیکاری ها کاملا" محل مرمت مشهود است .

کدامین نوع مرمت باید انجام شود مرمت پنهانی و یا مرمت آشكارا كه توسط پژوهشگران و دست اندکاران مشخص میشود . به این کلام خلاصه مطلب میشود و آنهم مرمت یک بنا حفظ ارزش ها و تمدن و تاریخ و سنن یک جامعه و یک ملت است وباید به آن ارزش خاص نهیم و گرامی بداریم .
به این گفتار بسنده نموده و امیددارم که مفهوم و محتوای کلام مشخص شده باشد .

2- باز سازی

بمنظورشناخت بازسازی ابتدامعتی کلمه رادرلغتنامه بررسی میکنیم . باز به معنای (دو باره و یا همان ) و سازی به معنای ساختن و ترکیب آن دو کلمه یعنی ساختن به همان حالت و عملکرد اولیه .
در باز سازی ساختمان ها و یا باغات و یا طبیعت و یا هر شیئی سعی برآنستکه طراحان و مجریان در حد کمال امانت داری نموده و عمل بازسازی را انجام دهند . در باز سازی ممکن است دخل و تصرفات جزئی در مصرف نوع مصالح مصرفی انجام گیرد که این مصالح بنا 11به تشخیص مجریان و دلایل فنی و زمان اجراء قابل تغییر است .

در این فرآیند بدلیل وارد شدن خسارات و یا تخریب بسیار و یا کم ممکن است نتوان از نظر فیزیکی بنا به اصل بنا و یا موضوع ساختمان و یا بنا رسید زیرا دست یافتن به آن نیاز به شناخت مسائل مختلف همانندجامعه شناسی و مردم شناسی و زندگی و کار روزمره و عملکرد زندگی و فرهنگ جاری بر محیط و سایر موارد لازمه دارد که بدون مطالعه و بررسی بازسازی مفهوم ندارد باز ساختن یا باز سازی ملاک نیست بلکه باز ساختن با زندگی و حیات بر آن محیط مهم است .

اگر در محیط شهری باز سازی میشود باید کلیه شئونات و رسوم اجتماعی و اعتقادات وکاربزها و سایر مولفه های لازمه شهری مورد نظر قرار گیرد . در نظر گرفتن موقعیت زمین و شرایط اقلیمی ( جغرافیائی و آب و هوا و..) و فرهنگ مردم و شرایط اجتماعی و محیط کار و زندگی و سایر موارد برای این ( باز سازی ) مورد نیاز است . بوم شناسی با همان موارد و حفظ زندگی و سنت ها در باز سازی مورد نظر بوده و میباشد . باز سازی در مناطق ایلی و عشایری معماری خود را طلب میکند اگر ما می خواهیم طراحی منطقه را با توجه به مقتضیات روز انجام دهیم نباید فرهنگ و زندگی و بوم شناسی و پارامترهای دیگر را فراموش کنیم . شهر و یا ده ماسوله با طبیعت و مردمش زیباست با قرهنگ جاری برآن و اگر می خواهیم در ماسوله بازسازی نماییم باید ماسوله شناس باشیم نه فقط طراح و یا سازنده .

اکنون علم پزشکی آنقدر پیشرفت کرده که در مورد حیوانات عمل باز سازی انجام میشود که این باز سازی تابع پروسه خاص خود میباشد و نتیجه با اصل ممکن است دارای تغییراتی باشد که این تغییرات بسیار ناجیز است .
نتیجه کلام آنکه باز سازی یک شیئی و یا ساختمان و یا حیوان نیاز به یافته های بسیار دارد تا بتوان آن را باز سازی نامید . در باز سازی خرابی های زلزله بم و یا دیگر مناطق زلزله زده و همجنین در مناطق جنگی انجام گردیده بنظر میرسد که در بعضی مناطق بازسازی انجام نشده و بنظر نگارنده تخریب و نوسازی انجام شده است .

رهاکردن قسمتی از شهر و یا شهرک قدیم در مناطق جنگی و سایر مناطق آسیب دیده و طراحی و اجرای یک شهر و یا شهرک جدید در محل دیگر و یا نزدیكی آن بازسازی نیست بلکه نوسازی میباشد زیرا اثری از یافته ها و روحیه و کالبد و پیوستگی زندگی وجود ندارد و اگر پدید آید آنها دگرگون شده و در قالب دیگر عرضه گردیده است . در خاتمه بحث بازسازی بطور مختصر یعنی تولد دوباره آن كانون و محل با ارزش های جاری و زندگی قبل از تخریب بر آن .

با توجه به وسعت بحث و قلت زمان به این مطلب بهمین مقدار بسنده میشودو امید است صاحب نظران نظرات ارشادی خود را در این زمینه در اختیار نگارنده و اهل علم قرار دهند تا بتوان موفق تر در این باب اقدام نمود .

3- نوسازی

نوسازی در لغت بمعنای از نوساختن به سبک و یا ایده ی نوو با مصالح جدید با نظر گرفتن ضوابط اجرائی حاکم بر محیط است . در نوسازی ساختمانها و شهر ها و شهركها و... طراحان ضمن مطالعه و بررسی ضوابط و روابط نسبت به ارائه طرح لازم اقدام میکنند و در این پروسه مطلب مهم قوانین و ملاحظات فنی روز در اولویت میباشد و طراح هیچگونه محد و دیت زمانی و مکانی ( سبک و دوره ) ندارد و طراحی براسای بهینه سازی فضاها و سبك و فرم شرائط جغرافیائی انجام میگیرد .

برخی اوقات طراحی براساس پارامتر های خاص و محیطی شناخته شده انجام میشود که در دیگر مناطق اجرای آن چندان مناسب نیست و بلکه غریبه میباشد . مثلا" طراحی برای مناطق خشک ظوابطی خاص دارد که در مناطق سرد و بارانی آن ضوابط جایگاه نداردو از مهمترین موارد دیگر شناخت سرزمین و فرهنگ و بطور کلی بوم شناسی و قوانین عرف حاکم برآن میباشد .

اگر میخواهیم در شهر کویری احداث شهر و یا شهرکی طراحی کنیم لازمست مسائل مطروحه فوق را رعایت کنیم و ممكن است با دانسته ها طراحی به حد كمال برسد تکته قابل تعمق این است که پیاده کردن این پروژ ه در دیگر مکان ممکن است در ظاهر دارای نقصی نباشد ولیکن بدلیل عدم مطالعه فرهنگ و قوانین زیست محیطی منطقه زندگی در آنجا جاری نخواهد شد و اگر زندگی جاری شود آن زندگی تحمیلی میباشد و در بلند مدت شاید به ترک ساکنین از محل گردد .

در مناطقی از کشورمان زندگی با داشته ها ( احشام و رمه ها ) رونق دارد و اگر این داشته ها را از زندگی ساکنین حذف کنیم آن محل برای ساكنین نامانوس است . مثال دیگر آنکه در شهرهای بزرگ واحد مسکونی خریداری شود و مثلا" پارکینگ آن در سیصد متری و خارج ساختمان باشد که در این حالت چندان مورد قبول نیست و اگر خریداری شود از روی ناچاری است وگرنه در حالت عادی این گزینه پذیرفته نیست .

متاسفانه بارها شاهد بودیم بدلیل کمبود فرصت و نداشتن طرحهای مسکونی مناسب و مانوس با طبیعت ساخت و بوم شناسی در نو سازی از طرح های آماده استفاده شده است که نتیجه آن موجب تغییر هویت ساکنین شده و یا بدلیل بیگانه بودن ترک آن دیارگردیده است .
زندگی با محیط نا مانوس پایدار نیست پس در جهت ارتقاء و تحكیم زندگی در مناطق آسیب دیده با اندیشه و تفكر و در نظر گرفتن مسئل انسانی عمل نمائیم .
نوسازی در باب خود هنر است اگر بتواند یافته ها را در قالب زندگی ارائه نماید و آن را به مرحله ساخت در آورد .

نتیجه گیری

خداوند هستی بخش و معمار کائنات و جهان هستی که این امانت به بشر سپرده شده و بشر با تفکر و علم و یافته و هنر ها باید این نعمات را حفظ نماید
خداوند همه چیز را در دو فضا آفریده یکی فضای مادی و دیگری فضای معنوی .
در فضای مادی زندگی میکنیم ولیکن دنیای معنوی را هدف قرار داده و میدهیم .
در دنیای خیال به امید زندگی هستیم و براساس آن برنامه زندگی و دنیای وجودی را تدوین و دنیای مادی را بنا میکنیم.
هنر هستی بخش است قسمتی ازاین هنر را خداوند به بشر ارزانی داشته است .
بشر دارای هنر های بسیار است و بگویش عامه بشر هنر مند است زیرا در خیال همانند شاعر دنیایی را میسازد و همانند نقاش نقشی بر پر زلف مینهد و همانند رامشگر نوایی دلانگیزسر میدهد و با هنر سایر هنرمندان زندگی میسازد و تنها هنری که دنیای مجازی و دنیای واقعی را به هم پیوند میزند هنر معماری است .

با توجه به پیش گفتارمعمار است که روح به کالبد بیجان میدهد آن کالبد با روح وروان خود زندگی بشر را میسازد است .
اگر این فرض را قبول کنیم باید بپذیریم که نقاش معمار است که با نقاشی مارا به دنیای رنگ میبرد و شاعر معمار است که با سروده های خود مارا به جهانی دیگر میبرد آهنگساز معمار است چون با نوا و آهنگ خود نوای طبیعت با داشته هایش را به گوشمان میرساتد. هنرمندان تئاتر و سینما معمارند زیرا با هنر خود یک نوشته را به زندگی تبدیل میکنند و خلاصه معماران و طراحان دنیای خاکی معمارند زیرا با حفظ امانتداری زندگی ساز بشر هستند یافت نمیشود کسی که معمار خانه و یا محیط و یا شهر خود را نشناسد.

بشر خالق خانه و محیط خود را می شناسد و اورا بعنوان معمار معرفی میکند معماری که راحتی ها زندگی را برای او فکر کرده است. با توجه به موارد ذکر شده حیف است که ما آثار بجا مانده که برایمان گنجینه ای عزیز است با تیشه بی خیالی و بی دانشی از درجه مرمت خارج و به باز سازی تبدیل و سپس به نوسازی برسانیم و زحمات معماران را از بین ببریم که در این حالت زندگی از بین میرود و و بشر با سایر جانداران غیر انسانی فرقی ندارد .
فرهنگ و دانش است که در سالیان دراز کسوت تمدن را به تن این بشر پوشانده است .

ختم كلام :

اول مرمت وسپس بازسازی را در تمام امور و زندگی پیشه کنیم زیرا همیشه برای تخریب و نوسازی و ازبین بردن یافته های ( تمدن و هنر و زندگی ) قبلی وقت بسیار است تخریب و نوسازی انتهای یک زندگی و آغاز زندگی دیگر که نیاز به زمان جهت قوام آمدن آن دارد تا بتواند جانشین ساخت اولیه گردد . .

بیژن علی آبادی

عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید