Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :840

بوشهر- یادداشت های سبز3 (مقالات گذشته – فروردین 1387)

دیار تنگستان و دلوار زادگاه محل فرمانروایی «رئیسعلی دلواری» است که در کشاکش جنگ اول جهانی و  در حمله انگلیسی ها به بوشهر، با آن ها به نبرد پرداخت و نقطه عطفی در مبارزات مردم جنوب به جا گذاشت.

خانه رئیسعلی موزه ای است که هم اکنون نتیجه رئیسعلی آقای پرویز صامی اداره آن را بر عهده دارد. این محل که 108 سال پیش توسط رئیسعلی ساخته شده است در دست مرمت و بازسازی است. نورپردازی و ویترین ها برای نگهداری اسناد، اشیا و مدارک تاریخی به موزه افزوده شده استو نامه رئیسعلی به روحانیان و مجتهدان و دو لوح سنگی که یکی از آنها «سوگندنامه» نام دارد به چشم می خورد. در بخش دیگر گاه شمار دوره های مختلف مبارزات درج شده است. اسناد و مدارکی که به دولت انگلستان مربوط می شود و گزارش های شان و همین طور عکس های قدیمی و نقشه نبرد بخش دیگری از جذابیت های موزه رئیسعلی دلواری است.

شهر اهرم، مرکز شهرستان تنگستان، به قلع «زایر خضرخان» با کلات می بالد که به دلیل قرار گرفتن بر روی بناهای قدیمی قدری ارتفاع گرفته است، بارو و چهار برج دارد که در زمان حمله انگلیسی ها مورد استفاده قرار می گرفت. جای توپ بر برج غربی آن هنوز آشکار است. تنگستان منطقه ای کوهستانی در جنوب شرقی بوشهر است و چشمه های آب گرم «قوچرک»، «اهرم» و «میراحمد» و تفرجگاه «خاییز» آن مشهور است.

منطقه خائیز در جنوب شهرستان تنگستان در دل رشته کوه های زاگرس جای گرفته است و بدلیل ارتفاع به نسبت بالاتری آن از سطح دریا، آب و هوایی بهتر از سایر نقاط استان بوشهر دارد. چشمه های آب شیرین موجب شده تا اغلب نقاط این منطقه در اکثر ماه های سال سرسبز باقی بماند؛ سرچشمه اکثر آنها کوه «بیرمی» است در خائیز این اواخر یک قلاده پلنگ نیز دیده شد. گربه وحشی، کل و بز و پرندگانی چون کبک، تیهو، انواع پرندگان شکاری کوچک و بزرگ در این منطقه زندگی می کنند.

خودروی ما پس از عبور از گردنه ای زیبا به روستای خائیز در میان درختان نخل می رسد. توده ای از غبار چشم انداز دره ها و روستاها را فرا گرفته بود و «عباس» اما بسیار کلافه بود که نور و فضا با او سر سازگاری ندارد تا این تصاویر زیبا را در دوربین خود ثبت کند. امامزاده ای با آن حال و هوای قدیمی در میانه روستا جلب توجه می کرد. پشت در امامزاده، سنگی گذاشته بودند که باد در را باز نکند و پارچه ها و یادگارهای اهالی روستا به هم نریزد. به آرامی سنگ را برداشتیم و در را باز کردیم و نیم نگاهی از روی کنجکاوی به درون انداختیمو اتاقکی محقر و گِلی با تاقچه ای که بر روی آن قرآنی گذاشته شده بودند و کف آن با بافته های اهالی روستا مزین بود، فضای جالبی داشت. در این روستا پیرمردان، پیرزنان و کودکان به چشم می خوردند. جوانا برای کار بهتر به شهر رفته بودند و ماندن برایشان جذابیت نداشت اما برای ما که از شهر آمده بودیم و در آن چشم انداز کم نظیر اکسژن به ریه های خود فرو می دادیم یک دنیا ارزش داشت.


این منطقه را به سمت «خورموج» و دیدن آتشکده ای با نام کلات موند ترک کردیم آتشکده ای که در 20 کیلومتری «خورموج» و در دل کوه «مند» تراشیده شده استو در جنوب روستای حیدری پس از خروج از جاده اصلی جاده ای خاکی وجود دارد که با طی حدود 5 کیلومتر به کوه «مند» می رسیم و در سینه کوه اتشکده ای را می بینیم که تالار چهار گوش

بوشهر    بوشهر

و مربع شکل با تاق های قوسی دارد. در وسط آن آتشدان مدوری قرار گرفته است. برای دسترسی راحت تر به درون آتشکده راه پله ای سیمانی ساخته اند که از این طریق ورود به سینه کوه ممکن می شود. دالان های تو در تو در بالا و پایین به هم راه دارند و تراشیدن سنگ سینه کوه و خلق چنین اثری به نظر شاهکار می آید. بد نیست مقامات گردشگری ما نیز سری به اینجا بزنند.

گناوه و سواحلی به یاد ماندنی

کمبود بنزین، ادامه سفرمان در منطقه «خورموج» را ناتمام گذاشت و به بوشهر برگشتیم. یک روز بیشتر فرصت نداشتیم. به دعوت  آقای خدری مدیر شرکت تعاونی بندرسازان گناوه و از علاقه مندان ماهنامه سفر، همان عصر راهی بندر گناوه در شمال استان شدیم. آن چیزی که در وهله اول در گناوه جلب توجه می کند ساحل پاکیزه و زیبایی است که شهرداری این بندر به ان سرو سامانی داده است. رستورانی به شکل و شمایل کشتی نیز در این ساحل ساخته اند که نمای بیرونی زیبایی دارد ولی نمای داخلی آن چنگی به دل نمی زند برای مثال شیشه های آن را آنقدر بالا برده اند که از داخل طبقه اول رستوران نمی توان نمای بیرونی را دید. قدری توجه به منطق دکوراسیون می تواند لحظات فرح بخشی در این رستوران کشتی نما برای گردشگران فراهم کند.

در بندر گناوه، ملوانان برای ورود اجناس خود در قالب « ته لنجی» معافیت هایی دارند و همین اجناس آنان به بازارهای گناوه رونقی بخشیده است. شرکت تعاونی بندرسازان گناوه نیز نخستین شرکت غیردولتی ایران است که بندرسازی روی آورده و اسکله و محوطه های بندری آنجا را از آشفتگی رهانده است. آقای خدری نگاه جدیدی از توسعه بندر را در مجموعه تحت مدیریت خود پیاده کرده است.

گناوه اسکله ای مسافری دارد که مسافران از آن به بندر خارک می روند. به دلیل اهمیت وافر جزیره خارک و تاسیسات عظیم نفتی و نیز پایلوت شرکت ملی نفتکش ایران حضور اشخاص عادی با مجوزهای لازم ممکن خواهد بود.

در شمال شرقی گناوه نیز بقایای تپه های قدیمی وجود دارد که به نام «تل گنبد» مشهور است. روی این تپه بقایای عمارتی به چشم می خورد که به نظر می رسد زمانی آتشکده بوده باشد. در جاده گناوه به دیلم نیز راهی خاکی وجود دارد که ما را از میان بوته ها به سوی غاری در دل کوه راهنمایی می کند که به آن «تودیو» یا خانه ی دیو می گویند. غار « تودیو» در صخره ای به عرض 82 متر قرار دارد که برای رسیدن آن باید صخره را دور زد و از پشت آن وارد شد غار با حفره ای به طول 5/3 متر و عرض 76 متر پیش روی ما ظاهر می شود. این غار طبیعی به نظر نمی رسد و جنس آن از سنگ های رسوبی است انتهای غار دریچه دیده بانی به ارتفاع بیس از 5/2 متر دارد که منظره دریای خلیج فارس از آن هویداست. اطراف غار آثار شکسته ای از سفال و کوپال به چشم می خورد که گمان می رود نشانه ای از گورهای دخمه ای باشد.

 

گناوه ای ها از آنجائی که مردمانی دریایی هستند برای پیش بینی وضعیت هوا به طور سنتی به تجربیاتی رسیده اند که در اینجا بی مناسبت نیست به آن اشاره کوتاهی کنیم. به نقل از کتاب هواشناسی عامیانه ی مردم ایران که به سال 1346 منتشر شد، ساحل نشینان جنوب معتقد هستند که تغییرات هوا با تغییرات دریا مربوط است و تغییرات دریا را می شود با حساب برج ها و ستاره ها پیش گوئی کرد. گناوه ای ها دریانورد معتقدند که هر زمان هوا شرجی شود، مَد دریای گناوه زیاد می شود و اگر جزر و مد پشت سر هم باشد علامت توفان است. اگر آفتاب شعاع نداشته باشد می گویند آفتاب خالی رفت و این نشانه خوبی هواست.

بر اساس پیش بینی های اهالی گناوه ده تا بیست روز بعد از عید نوروز باد سردی در گناوه پیدا می شود به اسم « ضربه پیرزن». پیرزنی که فصل سرما گذشته و شترش جفت گیری نکرده بود به مناجات رفته و دست دعا بلند می کند و باد سردی پیدا می شود که سرمای پیرزن یا « برد العجوز» می نامند.

لنج ها و ماهی ها

سپیده دم برای واپسین بار به اسکله صیادی جفره در نوار ساحلی بندر بوشهر می رویم. لنج های صیادی پهلو گرفته اند و رانندگان چند وانت سردخانه دار برای خرید انواع ماهی با صیادان مشغول چانه زنی هستند. یکی از صیدها به ماهی مرکب یا «خساک» اختصاص داشت که خرید و فروش ان در بازارهای بوشهر مرسوم نیست اما به هر حال خریدارانی دارد. یک قاعده کلی فقهی این خرید و فروش را منع کرده است و آن این که هیچ حیوان آبزی حلال گوشت نیست، مگر ماهیان فلس دار (پولک دار) و میگو. به این ترتیب بوشهری ها از خرید و فروش ماهی هایی چون ماهی مرکب، مارماهی، خرچنگ و ... منع شده اند. ماهی شوریده و شیر و حلوا به وفور در بوشهر و بازارهای ان یافت می شود. در اسکله، گرگوربافان به آماده سازی و عرضه این دام به ماهیگیران سرگرمند. گرگور قفس توری مانندی است که با بنده آن را به ته دریا می فرستند و به سر بند یک عدد چوب پنبه می بندند تا صیادان محل قرار گرفتن گرگور را گم نکنند. ماهی ها تنها می توانند از یک دریچه وارد شوند و حالت قیف مانند قفس، راه برگشت برای آنها باقی نمی گذارد. با گرگورها ماهی های کف دریا چون حلوا را که قیمت بالایی دارد به دام می اندازند.

یکی از خاطره انگیزترین لحظات سفر زمانی بود که خسته و کوفته از راهی طولانی که طی می کردیم در غذاکده ای ماهی تازه جنوب را پیش رویمان می گذاشتند. تقریبا انواع ماهی جنوب غذای ناهار و شام ما بود. طبیعی است که غذاهای دریایی سهم غالبی در سبد غذایی بوشهری ها و ساحل نشینان دارد. فرصتی دست داد تا با صاحب لنجی به نام حسن گفت و گو کنیم. حسن می گفت که نیمی از درآمد صید لنج را او برمی دارد و مابقی بین کارگران لنج تقسیم می شود. لنج ها تا اب های بین المللی هم می روند و گاهی به مرز آبی کشورهای هم جوار هم وارد می شوند. این امرمرسومی است و صیادان دیگر کشورها هم ممکن است به آب های ما وارد شوند.

شیوه های گوناگون پخت انواع ماهی همواره گزینه جالبی پیش روی غیربومیان می گذارد. به کسانی که به بوشهر می روند توصیه می کنیم به غیر از ماهی و میگو سراغ غذاهای دیگری را نگیرند. بوشهریان آشپزهای چیره دستی در تهیه خوراک های انواع ماهی از قبیل قلیه، ماهی سرخ کرده، ماهی شکم گرفته و تَه انداز هستند. قلیه ماهی که معروف ترین خورش بوشهری هاست از ماهی شوریده، سنگسر، هامور و یا حلوا سیاه که ماهی های بی استخوان هستند درست می شود. ماهی را به تکه های کوچک خرد می کنند و آن را همراه با شنبلیله و گشنیز، و پیاز خرد شده و شیره تمبر هندی می جوشاند که طعم دلچسبی دارد.

 

 

ماهنامه سفر -شماره 14 - فروردین 1387

بررسی و نوشته:همایون ذرقانی

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

 

استان مرتبط : بوشهر  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید