تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :739

تخريب خاک؛ مرگ زندگي

ايران 12 برابر حد قابل تحمل دچار فرسايش خاک است. اين فاجعه بزرگي است. چنين فرسايشي پرداختن به لايحه خاک را که خاک مي‌خورد و پس از هفت سال با آخرين اصلاحاتي که روي آن انجام شده هنوز تکليفش روشن نيست، ضروري مي‌سازد. لايحه‌اي که هيچ‌يک از کارشناسان آن را بي‌عيب و نقص نمي‌دانند، اما شايد داشتن قانون بد را بهتر از بي‌قانوني مي‌دانند که در شرايط کنوني وضع خاک ايران را در وضعي بحراني فرو برده است.

از نظر آنان لايحه، تخريب خاک را جرم‌انگاري کرده نه با هدف زنداني‌سازي مجرم؛ بلکه با هدف اصلاح خاک و اين شيوه نگاه حقوقي قادر خواهد بود فرهنگ برخورد با مسئله خاک و مجرم در اين حوزه را دچار تحول سازد. هرچند اين جرم‌انگاري درباره عملکرد نهادهاي دولتي بسيار ضعيف ديده شده، ولي لايحه مذکور مي‌تواند قدم نخست راهي جديد باشد که خود حکايت‌گر بي‌راهه بودن راه طي شده است.

در ميزگردي که خبرگزاري کشاورزي ايران با حضور آقايان دکتر منوچهر گرجي رئيس انجمن علوم خاک ايران و استاد گروه علوم و مهندسي خاک در پرديس کشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه تهران (کرج)، دکتر محمود عرب‌خدري دانشيار پژوهشکده حفاظت خاک و آبخيزداري و عضو هيأت‌مديره انجمن آبخيزداري ايران، دکتر علي اسدي دانشيار استاد دانشگاه تهران گروه علوم و مهندسي خاک و عضو هيأت‌مديره انجمن علوم خاک و دکتر کامبيز بازرگان رئيس مؤسسه تحقيقات خاک و آب وزارت جهاد کشاورزي برگزار کرد، ضمن تبيين شرايط از منظر وضع خاک ، ابعاد تخريب در وضع طبيعي گرفته تا تخريب ناشي از عملکرد انسان مورد بررسي قرار گرفت و با تاکيد بر ضرورت وجود اراده ملي براي ممانعت از تخريب ،به اين موضوع اشاره شد که بايد به مسئله خاک ، علاوه بر ايجاد موضوعات ملي، به‌صورت محلي هم مورد توجه واقع شود.

***

دکتر گرجي رئيس انجمن علوم خاک ايران در ابتدا پيرامون مهم‌ترين مؤلفه‌هاي تخريب خاک گفت:فرسايش خاک يعني کنده شدن خاک از جايي و حرکت به جايي ديگر که معمولاً توسط باد يا آب (سپس رسوب آن) صورت مي‌گيرد.به همين دليل خاک در ابعاد مختلف و نه فقط در منابع طبيعي بلکه در محيط زيست، آلودگي هوا وآب و گل‌آلود شدن رودخانه‌ها، وقوع سيل‌ها، وقوع ريزگردها و... هم نقش دارد. براي مثال در استان گلستان تخريب زيادي صورت گرفته و همين باعث شده که ما هرساله شاهد وقوع چندين سيل در اين منطقه هستيم.

وي افزود: طبق تحقيقات يکي از دانشجويان، نفوذپذيري خاک جنگلي که به يک باغ چايي تبديل شده بود، کمتر از يک‌چهارم برآورد شد. حالا اگر همين جنگل به ويلا تبديل شود، ديگر فاجعه است.به عبارت ديگر آب باراني که قبلاً به زمين نفوذ مي‌کرد و به منابع آب زيرزميني ما تبديل يا باعث افزايش توليدات جنگلي مي‌شد، حالا بيشتر از سه‌چهارم آب روي زمين راه مي‌افتد که هم باعث فرسايش خاک و هم باعث وقوع سيل مي‌شود؛ مثل سيل در شهرهاي نکا و ديگر شهرها.

بر اساس تحقيقات پژوهشکده حفاظت خاک که دهه‌هاي مختلف را با هم مقايسه کرده، به اين نتيجه رسيده که ظرف چهار دهه اخير، تعداد سيل‌ها در ايران چند برابر شده است.

استاد گروه علوم و مهندسي خاک در پرديس کشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه تهران در اين زمينه با توجه به اينکه گفته مي شود فرسايش خاک تا 5/4 ميليارد تن هم رسيده است، اظهار داشت:بر اساس برآورد متخصصان، فرسايش خاک توسط آب و باد حدود 2 ميليارد تن است که وقتي 28 دلار را در 2 ميليارد تن ضرب کنيم، حاصل 56 ميليارد دلار مي‌شود. البته بعضي‌ها خسارت فرسايش هر تن خاک در ايران را بيشتر از 28 دلار مي‌دانند، اما مطابق برآوردهاي جهاني، هزينه فرسايش خاک ما در هر تن 28 دلار است. با اين همه به‌نظر من اگر هزينه فرسايش خاک يک‌پنجم اين عدد هم باشد، به اندازه کل بودجه عمراني سال 94 کشور است که خود يک فاجعه خيلي عظيم است، اما کسي به آن توجه نمي‌کند.

وي در صادرات خاک و احتمال قاچاق آن گفت:صادرات خاک در حد محدودي است و خيلي نمي‌تواند نقشي ايفا کند. چون قبلاً به کشورهايي مثل دبي صادر مي‌شد و اتفاقاً سرسبزترين مناطق دبي از خاک‌هاي ايران است که در آن کشت و کار و فضاي سبز ايجاد کرده‌اند و بعضي‌ها هنگام ورود به آن مناطق مي‌گويند به خاک ايران خوش آمديد، اما آنها رقم قابل توجهي را تشکيل نمي‌دهد. در اينجا مايلم تأکيد کنم که از بين رفتن اين 2 ميليارد تن خاک تنها مربوط به فرسايش است و شوري و تغيير کاربري اراضي هم هرکدام بحث ديگري دارد که البته مهم است و مي‌تواند در افزايش خسارت‌هاي وارده به خاک تأثيرگذار باشد.

دکتر گرجي اضافه کرد: طبق مطالعات صورت‌گرفته توسط مؤسسه تحقيقات خاک و آب 3/1 ميليون هکتار اراضي درجه يک حاصلخيز داريم که از اين مقدار 20 تا 30 هزار هکتار سالانه در حال تبديل شدن به مناطق مسکوني، تجاري، و صنعتي هستند. به عبارت ديگر، در صورت تداوم اين روند 40 سال ديگر ما زمين حاصلخيز نداريم و وقتي به جاي زمين‌هاي درجه يک، از اراضي درجه دو و سه استفاده شود، به‌طور طبيعي مقدار بيشتري آب، کود، زمان و کار مي‌برد و باز هم نمي‌تواند مثل خاک درجه يک محصول بدهد. در نهايت با تشديد بحران آب، افزايش کوددهي خود به معناي بحران کود، افزايش آلودگي سفره‌هاي آب زيرزميني و افزايش بيماري‌ها، ازجمله سرطان است.

وي در پاسخ به اينکه در صورت تصويب لايحه‌ خاک در مجلس، عمل به آن بدون آنکه پروژه آمايش سرزمين به سرانجام رسيده باشد، تا چه اندازه امکان‌پذير است؟،گفت: حداقل در لايحه يک آمايش در اراضي کشاورزي و منابع طبيعي و تبيين بخش‌هاي صنعت و خدمات ديده شده است و اينکه ‌بتوانيم بگوييم از بيش از 100 ميليون هکتار در کشور، 90 ميليون هکتار مراتع و جنگل و از اين مقدار 5/18 ميليون هکتار زمين کشاورزي درجه سه و دو و 2 ميليون هکتار زمين درجه يک داراي چه شرايطي است، چه چيزهايي بايد در آنها کشت شود و اين مقدار چه وزني در توليد ناخالص ملي کشور و در ميان صنعت و خدمات دارد.

نامبرده با اشاره به اينکه دراين لايحه تهيه نقشه‌هاي خاک مورد توجه واقع شده و دولت يعني وزارت کشاورزي ملزم شده نقشه‌هاي خاک را تهيه کند، گفت:در دنيا 50 سال پيش نقشه‌هاي يک‌پنج‌هزارم تا يک‌ده‌هزارم خاک در آمريکا تهيه شده و در حال استفاده هستند، ما فعلاً در اين لحظه 50 سال عقب هستيم. اگر وزارت کشاورزي براي تهيه اين نقشه‌ها اقدام کند، تا 30 سال تهيه اين نقشه‌ها به طول مي‌انجامد و در صورت کند حرکت کردن تهيه اين نقشه‌ها تا 100 سال هم به طول مي‌انجامد. به عبارت ديگر اگر همين الآن به تهيه نقشه‌هاي دقيق خاک اقدام کنيم تا آماده شدن نقشه‌هاي مذکور 100 سال در اين زمينه از دنيا عقب هستيم. از اين رو در لايحه مذکور تهيه نقشه‌هاي مذکور را در پنج سال مطرح کرده‌ايم. همه کشورها چنين نقشه‌اي را تهيه کرده‌اند.اما ما از اين علم کماکان بي‌بهره‌ايم. يک تا دو ميليارد دلار هزينه دارد. براي ذخيره‌سازي آب 10 ميليارد دلار تخصيص يافته که اگر 2 ميلياردش

را به تهيه نقشه‌هاي خاک اختصاص بدهند، يقين داشته باشيد که به حل بحران آب، محيط زيست و افزايش توليد محصول کمک مي‌کنيد.

وي در مورد آثار اين نقشه‌ها در حوزه مديريتي گفت: کسي که متخصص نيست فرق خاک با خاک را نمي‌داند. در دنيا کاربرد اين نقشه‌ها از نظر مديريتي شناخت روي بيش از 10 هزار نوع خاک را تسهيل مي‌کند. از اين نظر کسي که تفاوت ميان خاک‌ها را نشناسد، نخواهد دانست که يک باغ با باغ کناري ممکن است دو نوع مديريت نياز داشته باشد و نمي‌توان روي خاک‌ها مديريت واحدي را اعمال کرد.

رئيس انجمن علوم خاک ايران افزود: پس تا زماني که نقشه نداشته باشيم، نمي‌دانيم مواد آلي خاک هاي مان چيست و به طريق اولي شيوه مديريت منابع خاک هم براي مان ميسر نخواهد بود. نقشه خاک ما در شرايط کنوني حداقل بايد يک‌ بيست و‌ پنج‌ هزارم باشد تا بتوانيم با استفاده از آن، مديريت کنيم.

وي تصريح کرد: معاونت آب و خاک وزارت کشاورزي مسئول خاک کشور است که من چند بار به دوستان گفتم که تابلوتان را عوض کنيد و خاک را از آن حذف کنيد. چون هيچ کاري در مورد خاک نکرديد. چند سال پيش دفتري به نام دفتر آب و خاک تأسيس کردند که با دو نفر متخصص خاک ‌شناسي مي‌خواهند حداقل 5/18 ميليون هکتار اراضي را مديريت کنند.

دکتر عرب‌خدري دانشيار پژوهشکده حفاظت خاک و آبخيزداري و عضو هيأت‌مديره انجمن آبخيزداري ايران در ادامه با اشاره به روند تخريب خاک در کشور، در خصوص آينده وضع زمين گفت: خاک يکي از منابع طبيعي مانند مرتع و جنگل است که شرايطي نياز دارد تا به وجود بيايد؛ اين شرايط براي تشکيل يک سانتيمتر خاک تا هزار سال به طول مي‌انجامد؛ بنابراين ما مديون خاکي هستيم که هزاران و ميليون‌ها سال طول کشيده تا تشکيل شود و ما غذاي مان را از آن به دست مي‌آوريم. زيرا امروزه بحث زندگي انسان و امنيت غذايي او عمدتاً مديون خاک است. ما مقدار کمي از غذاها را از طريق دريا به دست مي‌آوريم و عمده غذاهاي ما با کشت و کار روي اراضي زراعي، همين‌طور به‌صورت چراي دام‌ها در مراتع يا بهره‌برداري از جنگل‌ها وساير محصولات از اراضي و خاک‌ها به‌دست مي‌آيد.

وي افزود: نکته مهمي که وجود دارد اين است که اگر ما مراقب خاک‌هاي‌مان نباشيم، آينده مبهم و وخيمي در انتظارمان خواهد بود. معدود افرادي از محققان و استادان دانشگاه در کشور، چيزي حدود 20 سال روي اين موضوع کار و برآورد کرده‌اند که ما سالانه حدود يک ميليارد تن خاک در اثر فرسايش آبي و يک ميليارد تن در اثر فرسايش بادي از دست مي‌دهيم. به عبارت ديگر خاک‌هاي مستعد کار کشاورزي جابه‌جا مي‌شوند و اين باعث مي‌شود ما مقدار زيادي از ظرفيت‌هايي را که يک خاک براي توليد محصول نياز دارد، از دست بدهيم.دانشيار پژوهشکده حفاظت خاک و آبخيزداري گفت: يکي از اين ظرفيت‌ها، ماده آلي در لايه سطحي خاک است؛ به‌طوري‌که وقتي ماده آلي بر اثر فرسايش جابه‌جا مي‌شود، ظرفيت نگهداري آب در خاک هم کاهش پيدا مي‌کند.اما منشاء سيل چيست؟ بعد از اين که خاک جابه‌جا مي‌شود و ظرفيت نگهداري آب در خاک در اثر فرسايش کاهش پيدا مي‌کند، نفوذپذيري آب در خاک هم کم مي‌شود. چون خاکي که ماده آلي داشته باشد، مي‌تواند مقدار قابل توجهي آب را در خود نفوذ دهد. علاوه بر اين، وقتي مواد آلي خاک را در لايه سطحي از دست بدهيم، محصولات ما به تدريج کاهش پيدا مي‌کند، اما کاهش محصول يک امر تدريجي خواهد بود و کشاورز و صاحب زمين موقعي متوجه مي‌شوند محصول کم شده که بخش عمده‌اي از خاکش را از دست داده است. همه فريادي هم که متخصصان اين رشته دارند، به‌دليل دير متوجه شدن است، چون فرسايش يک امر تدريجي است و بايد فرهنگ‌سازي شود تا همه مطلع شوند.



وي در ادامه با اشاره به جايگاه خاک در آينده امنيت غذايي کشور اظهار داشت: درباره استقلال سرزميني و تأثير فرسايش خاک بايد بگويم، اگر ما نتوانيم محصولات غذايي خودمان را توليد بکنيم، به خارج وابسته مي‌شويم که در اين صورت استقلال کشور معنايي ندارد. يکي از استادان قديمي بنده در کتابش جمله بسيار زيبايي نوشته بود؛ "ارزش خاک مثل ارزش آزادي است، وقتي معلوم مي‌شود که از بين رفته باشد." و مي‌ترسم زماني به اين فهم نايل آييم که واقعاً ارزش خاکمان از دست رفته باشد.

دکتر عرب‌خدريافزود: در دانشگاه ها خوشبختانه متخصصان بسيار زيادي در سطح کارشناسي و سطح تحصيلات تکميلي فوق ليسانس

و دکترا تربيت شده است، اما گويي تا مشکل گريبان‌مان را نگيرد، به فکر نمي‌افتيم و ظاهراً اين يک قاعده جهاني است. براي مثال در آمريکا طوفان‌هاي گردوغبار در يک دوره‌اي خيلي زياد شد تا جايي که از سال 1930 بعد گرد و غبارهاي زياد زندگي مردم را دچار مشکل کرده بود. برنامه‌هاي زيادي را با ايجاد سازماني به نام سازمان حفاظت خاک طراحي کردند و نتيجه هم داد. بر اساس برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده براي مثال کشاورزي و شخم و شيار و چرا را در جاهايي محدود کردند و...

وي گفت: ما هم وقتي برنامه‌هاي آنها را ديديم، بايد پيشگيري مي‌کرديم ونمي‌گذاشتيم اين اتفاقات بيفتد، اما در حال حاضر ما هم دچار اين بلايا شده‌ايم. آنها قبل از 1930 سدهاي بسياري را ساختند که باعث شده بود آب به پايين دست نرسد و خيلي از سرزمين‌هاي کوهستاني شان بدون آب بماند. همين اتفاق در حال حاضر براي ما رخ داده است.

اين عضو هيأت‌مديره انجمن آبخيزداري ايران گفت: يکي از علل فرسايش بادي خاک اين است که ما آب را در بالادست کنترل مي کنيم و سهم پايين دست را نمي‌دهيم که مي‌تواند يکي از علل وقوع فرسايش بادي باشد که نمونه‌اش را در درياچه اروميه ديديم. البته بحث خشکسالي بحث جدايي است ولي اين دو، دست به دست هم داده‌اند و با ساير مسائل باعث فرسايش بادي شده و مي‌شوند.

وي با اشاره به وجود تضاد ديدگاه‌ها در حتي سازمان‌ها و وزارتخانه‌هاي واحد درخصوص بحث سدسازي و نحوه حفظ خاک گفت:اين موضوع نشان مي‌دهد که فارغ از بحث‌هاي کارشناسي، از منظر فرهنگي به‌ويژه در حوزه‌هاي ميان بخشي هم داراي مشکل جدي هستيم. به عبارت ديگر فرهنگ حفظ منافع ملي جايش را به حفظ منافع بخشي داده است. براي مثال، زير چتر وزارت جهاد کشاورزي ما سازماني به نام سازمان جنگل‌ها و مراتع و آبخيزداري داريم که مسئوليتش حفاظتي است، اما خيلي از بخش‌هاي وزارت جهاد کشاورزي، به‌ويژه آن قسمت‌هايي که به فکر توسعه زراعت و خودکفايي در بخش گندم هستند، به فکر شخم اراضي بيشتر هستند. از آن طرف وزارتخانه‌هايي مثل نفت، نيرو و راه و شهرسازي دائماً در حال جاده ساختن و مسير خطوط انتقال نيرو هستند که همين امر باعث مي‌شود تا سطح بسيار زيادي از اراضي صرف احداث يک خط لوله يا جاده شود.

دکتر عرب خدري ادامه داد: کشاورزان هم با شخم و شيار، خيلي جاها با ورود دام‌هاي‌شان به مراتع و چراي بيش از اندازه دام، شرايط را براي فرسايش خاک مهيا مي‌کنند؛ بنابراين مي‌توان گفت که ما در حال حاضر فرهنگ حفاظت از خاک نداريم. البته خوشبختانه در سال‌هاي اخير مقام معظم رهبري و همين‌طور رياست جمهوري راجع به ارزش خاک تأکيدات بسيار مهمي داشتند، اما واقعيت اين است که ما در گذشته توجه کمي به خاک داشته‌ايم و اميدوارم در اين باره فرهنگ‌سازي شود و الان که ما در معرض خطرات بسيار و مصيبت‌هاي زيادي مثل گردوغبار يا خشک شدن سدها و درياچه اروميه و تالاب‌ها و قنات‌ها و... قرار گرفتيم، همه مردم بر اهميت حفاظت خاک آشنا شوند و به سمت بهبود اوضاع پيش برويم.

منبع : روزنامه اطلاعات

موضوعات مرتبط : محیط زیست    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید