تاریخ آخرین ویرایش : چهار شنبه،18-11-1396
تعداد بازدید :227

تهران رود دارد!

«شهرخوب فقط پاریس و پراگ که فضا و در و دیوارشان، کامو و کافکا درست می‌کنند، نه مثل تهران!»
اخیرا در شبکه اجتماعی توییتر، هشتگی با عنوان«شهرخوب» داغ شده است؛ یعنی کاربران این شبکه نظرشان را درباره ویژگی‌هایی که می‌توانند یک شهر را به جایی بهتر برای زندگی تبدیل کنند، تحت‌عنوان شهرخوب می‌نویسند. در میان نظرات، جمله بالا از کاربری با نام مستعار «گاوروش» (نام پسر ارشد خانواده تناردیه در داستان بینوایان) توجهم را به خود جلب کرد.
زمانی نه‌چندان دور، تهران هم فضای نخبه‌پروری داشت و هدایت‌ها و سپانلوها در کافه‌هایش تردد می‌کردند. غروب‌ جمعه سرپل تجریش وعده‌گاه روشنفکرانش بود. حتی هنوز اولین جایی که تهرانی‌ها میهمان خارجی یا شهرستانیشان را به آنجا می‌برند، دربند است، با آن غروب‌های خنک و بساط خوش‌رنگ آلوچه و لواشک و رستوران‌هایی که با فضاسازی‌های دلپذیر و تخت‌ها و پشتی‌های سنتی همه را به‌خود فرا می‌خوانند.
اما این توصیف به‌ظاهر زیبا از دید یک دانش‌آموخته معماری و شهرسازی قابل تأیید نیست. دکتر حمیده امکچی، طراح شهری و برنامه ریز
منطقه‌ای، ضمن اشاره به این که به رغم داشتن ظرفیت‌های طبیعی در شهر تهران با آن بیگانه‌ایم، می‌گوید: به طور مشخص محور رود-دره دربند مورد بی مهری قرار گرفته است، زیرا آن را با یک دیواره بلند به طور کامل از فضای اطرافش جدا و برای سرعت بخشیدن به رسیدن به کوه و طبیعت، این ظرفیت طبیعی را فدا کرده‌ایم.
وی با اشاره به این که در ارتباط با طبیعت دچار یک تناقض عمیق هستیم، می‌افزاید: متاسفانه پس از نابودکردن محیط‌ طبیعی شهر، با اعلام ‌دلتنگی سعی در فراهم‌آوردن طبیعت‌ مصنوعی در اطرافمان می‌کنیم، درحالی‌که اگر این دلتنگی را پیش‌بینی می‌کردیم، نسبت به طبیعت نامهربان و بی‌توجه نبودیم. 
فضاسازی روددره دربند
اخیرا دبیرخانه آب‌های تهران، به‌منظور ارائه راهکارهایی برای ساماندهی به روددره دربند، مسابقه‌ای برگزار کرد. هدف از این مسابقه آشتی طبیعت با شهر و شهروند بود و در آن ۳۴ طرح از طرف گروه‌های حداقل ۴ نفره ارائه شد. پس از بررسی کلیات طرح‌ها، معیارهای طراحی مدنظر قرار گرفت و در درجه بعد، کارها به داوری و نقد گذاشته شد. سپس در یک گردهمایی میان‌کار، افرادی که در مسابقه شرکت کرده بودند، به تبادل‌نظر با داوران پرداختند و گزارش همه این فعالیت‌ها منتشر شد.
طرح‎ها در باغ‌نگارستان تهران به نمایش گذاشته شد و مردم نیز فرصت بازدید و نظر دادن درباره آنها را پیدا کردند. برای شهروندان نیز جالب بود که بدانند چگونه می‌توان به‌جای احداث کانال‌های زشت بتنی در اطراف رود دره‌ها، آنها را به فضاهای زیبایی تبدیل کرد که به جای محلی برای تجمع زباله و آلودگی، مکانی برای گشت و گذار و لذت بردن از طبیعت باشند. در نهایت به طرح‌های برگزیده از میان ۳۴ گروه، جوایزی اهدا شد.
استادان برجسته‌ای کار داوری طرح‌ها را بر عهده داشتند: اسکندر مختاری طالقانی، سید محمد بهشتی، فرهاد احمدی، احمد اخلاصی، حمیده امکچی، محمدمهدی محمودی و علی غفاری.
دکتر بابک اسلامی مجاوری، پژوهشگر معماری و شهرسازی و مدیر نشست آب‌های تهران، می‌گوید: کار ما یک پژوهش آزاد عملی است که بخشی از مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای آن را در طول سال‌ها با همکاری موسسات مرتبط و دانشگاه‌تهران انجام دادیم. سپس یک دوره به بررسی، مصاحبه، مشاهده و بررسی اسناد بالادستی پرداختیم. در نهایت طی یک‌سال و نیم الی دوسال گذشته، دبیرخانه آب‌های تهران به شکلی سازمان‌یافته آغاز به کار کرد.
قرار شد در هر حوزه‌، یک نشست تخصصی برگزار کنیم، سپس مسابقه‌ای تخصصی برای آن حوزه داشته باشیم و در نهایت، نتایج مسابقه را به‌عنوان بازتاب آن نشست‌ها به چاپ برسانیم. در این راستا سه نشست تخصصی در مجموعه سعدآباد برگزار شد.
نقش آب در کیفیت زندگی شهری
آب در ایران عنصری مقدس بوده و اساس معماری ایرانی بر اساس مدیریت آب است، چراکه بدون آن هرگز شهرنشینی در ایران به‌وجود نمی‌آمد. ایرانیان با ساخت ‌قنات، توانستند حتی در مناطق بسیار کم‌آب شهر بسازند.
دکتر بابک اسلامی مجاوری با اشاره به اهمیت پرداختن به موضوع آب می‌گوید: کار اصلی دبیرخانه آب‌های تهران، بررسی نقش آب در کیفیت زندگی شهری است. جایگاه آب در سه شکل روددره، آب‌های پنهان مانند قنات و چشمه‌ها جایگاهی غیرقابل انکار در زندگی انسان است.
در تهران، هر سه شکل آب از گذشته
تا کنون وجود داشته، آب جاری در رود-دره مانند دربند، آب قنات مانند قنات مهرگرد و چشمه مانند چشمه‌علی شهرری. کم‌آبی در تهران در دوره‌های مختلف، اشکال مختلف داشته است و در این شهر هم با خطر سیل مواجهیم و هم با خطر کم‌آبی.
این استاد معماری و شهرسازی می‌افزاید: شهرنشینی همواره به آب بستگی داشته و در کشور ما نیز بر اساس کمبود یا فراوانی آب در هر منطقه به دو شکل متفاوت مدیریت شده است. شما در پوسترهای این نشست، شعار «اگر آب‌ها را در تهران جاری کنیم…» را مشاهده می‌کنید. در واقع منظور از این شعار آن است که فرهنگ آب را در شهر جاری کنیم، بدانیم وقتی آب کم است باید چه کرد و وقتی سیل جاری می‌شود چه باید کرد. همچنین باید دانش استفاده از آب را به لحاظ میزان مصرف و کیفیت و نوع ورود آن به طراحی‌شهری داشته باشیم. البته این طرح فعلا فقط برای تهران درنظر گرفته شده و معاونت فنی و عمرانی شهرداری تهران از آن حمایت می‌کند.
راهکار فراموش‌شده
پرسش مهم آن است که آیا آب در شهر جاری است یا شهر در بستر آب قرار گرفته است؟ دکتر اسلامی مجاوری در پاسخ به پرسش خود می‌گوید: آب است که همه چیز را زنده می‌کند و زندگی گیاهان و حیوانات و انسان و سرزندگی اجتماعی در شهر وابسته به آن است.
هنر معماری نیز به کیفیت زندگی اهمیت می‌دهد، بنابراین نه با خشت و گل، که با موجود زنده‌کننده آنها یعنی آب مواجه است و آب در ساختن شهر حتی مهم تر از خاک به شمار می‌رود؛ کمااین‌که در مسایل زیست‌محیطی نیز آب، باد، خاک، هوا و گیاه از یکدیگر جدایی‌ناپذیرند و باید به شکل چندسامانه‌ای مدیریت شوند. آب در معماری و شهرسازی دنیا جایگاه ویژه‌ای دارد. مهم‌ترین راهکار فراموش‌شده در مقابل آلودگی شهرها، زندگی ماشینی و نابودی طراوت و شادابی زندگی، راهکار بومی وارد کردن آب به زندگی است.
وی می‌افزاید: در سئول، پایتخت کره‌جنوبی، مسیل‌هایی را که دیواره‌های زشت بتنی داشتند، به فضاهای سرسبز متشکل از رودخانه‌ای با بستر خاکی تبدیل کردند که مردم می‌توانستند به کنار آن رفته و از زیبایی‌اش لذت ببرند. این موضوع برای مردم سئول آن‌قدر اهمیت داشت که در انتخابات ریاست‌جمهوری، به شهردار این شهر رأی دادند و او توانست شرایط محیط زیست در سئول را کاملا دگرگون کند.
نشست خاک، زلزله تدریجی
تهران هفت روددره دارد که پنج عدد از آنها در معرض خشک شدن هستند. مدیر نشست آب‌های تهران با اشاره به این موضوع می‌گوید: می‌توان با استفاده از تصفیه‌خانه‌های محلی، آب را در مسیل‌های شهر تصفیه و بستر رود را آماده کرد تا مردم در محلات با آن ارتباط برقرار کنند. در این‌صورت، نسیم ایجاد شده نیز هوا را خنک و تمیز می‌کند. این راهکار در زمان کم‌آبی هم می‌تواند کمک‌کننده باشد، زیرا دلیل خشک شدن بسیاری از گیاهان، عدم هدایت درست آب است. اگر آب‌ها را درست روی سطح شهر هدایت نکنیم، در سطوح پایین‌تر با فاضلاب مخلوط می‌شود و به‌شکل نامشهود، لایه‌های زیرین را تخریب می‌کند؛ به‌ویژه با گودبرداری‌های غیرمجاز که مسیر قنات‌های زیرزمینی را قطع می‌کنند و باعث نشست خاک و فروریختن ساختمان‌ها می‌شوند. بنابراین در زمان طغیان‌های احتمالی باید آب روددره را توسط کانال‌های خاص هدایت کرد.
دکتر بابک اسلامی مجاوری می‌افزاید: تهران رکورددار نشست خاک در دنیاست؛‌ به‌طوری که هرسال ۳۲ سانتی‌متر پایین‌تر می‌رود. این یک زلزله تدریجی است که درصورت وقوع زلزله واقعی نیز می‌تواند احتمال خطر را خیلی بیشتر کند. وقتی شما ۶۰ متر زیرزمین بسازید و بتن‌ریزی کنید، مانند آن است که زیر خاک، سد درست کرده‌باشید، زیرا دیوار بتنی مثل سد، آب را پشت خودش نگه می‌دارد و احتمال خطر را بالا می‌برد.
وی تأکید می‌کند: تقریبا تمامی تهران در معرض خطر قرار دارد. زمانی آب قنات مهرگرد در حوالی توپخانه چنان به سمت باغ‌ملی برگشت که حتی موزه‌پست در معرض خطر تخریب قرارگرفت. در منطقه طرشت، پشت دانشگاه صنعتی شریف، روی بزرگ‌ترین قنات تهران به‌نام قنات قل‌قلی، دو بزرگراه مهم ساخته شده است!
مثال دیگر، جریان مسیل دربند است که در حدفاصل دربند تا تجریش، ۵۰ است و در حوالی مجیدیه به ۱۸۰ می‌رسد. این آب‌های اضافه، آب‌های آلوده‌ای است که از جداره مسیل و خاک نفوذ می‌کند و به جز آلوده کردن خاک، می‌تواند پوشش گیاهی را از بین ببرد و در جنوب تهران، مشکلات زیست‌محیطی ایجاد کند. این موضوع علاوه بر به خطر انداختن بهداشت انسان، باعث می‌شود مردم رغبت دست‌زدن به آب رودخانه را از دست بدهند، زیرا مانند گذشته تمیز و زلال نیست.
تفریح و شادی در کنار آب
صبح یک روز زمستانی به‌همراه عکاس روزنامه برای بازدید از نمایشگاه طراحی‌های مسابقه آب‌های تهران به باغ‌نگارستان می‌رویم. در این نمایشگاه مجموعه‌ای از طراحی‌های روددره دربند در معرض بازدید قرار گرفته است که طراحان آنها راه‌هایی برای ادغام محور پیاده‌ها با محور آب دربند پیشنهاد داده‌اند. حتی مدیرعامل مجموعه آب و فاضلاب، یک نظر تخصصی درباره ایجاد تصفیه‌خانه‌های محلی داده که کاملا اجرایی است و کمک می‌کند فضای رودخانه به فضای پیاده شهری اضافه شود. با ایجاد فضای‌سبز و محیط‌بازی کودکان در کنار آب، روددره‌ها می‌توانند به تفرجگاه‌های شهری زیبا تبدیل شوند.
آیا با وجود کم‌آبی‌های اخیر و وقوع بحران احتمالی آب در آینده، چنین برنامه‌ریزی‌هایی دور از تصور نیست؟ دکتر اسلامی مجاوری در پاسخ به این پرسش می‌گوید: برای هر میزان آب، امکان نوعی از برنامه‌ریزی وجود دارد، کمااین‌که ایران همواره کشور خشک و کم‌آبی بوده و در گذشته با وجود همین مشکل در شهرهایی مانند کاشان، توانسته زندگی شهری و آبادانی به‌وجود بیاورد.
درضمن ساماندهی روددره‌ها کمک می‌کند تا مردم اهمیت آب را بیشتر درک کنند و کمبودش را از نزدیک ببینند. وقتی رودخانه قابل مشاهده باشد، مردم از نزدیک می‌بینند چه‌چیزی در معرض خطر است، آنها متوجه می‌شوند چه موقع آب کم می‌شود و باید بیشتر مراقب مصرفشان باشند. درحال حاضر مردم اساسا حساسیتی نسبت به آب ندارند، زیرا مواجهه مثبتی با آن پیدا نکرده‌اند. وقتی امکان تفریح و شادی در کنار آب برای مردم وجود داشته‌باشد، اهمیت آن را بهتر درک خواهند کرد، مانند اصفهان که هربار با بازشدن زاینده‌رود، گویی روح تازه‌ای به کالبد شهر دمیده می‌شود و مردم با شادمانی تا پاسی از شب کنار رودخانه می‌نشینند.
در تهران نیز اگر اجازه ندهیم آب هرز برود یا وارد فاضلاب شود، هنوز امکان احیای آب‌ها وجود دارد.
این استاد معماری و شهرسازی می‌افزاید: در مسابقه بعدی، فضاسازی روددره فرحزاد به مسابقه گذاشته خواهد شد که مسیر فرحزاد تا بوستان گفتگو را شامل می‌شود و شاید بزرگ‌ترین طراحی منظره و محوطه‌سازی در تهران یا حتی خاورمیانه باشد. مسابقه روددره دربند، صرفا راهکارهایی به مدیران شهرداری منطقه یک می‌دهد تا از آنها ایده بگیرند اما اگر خدا بخواهد، طرح برتر مسابقه فرحزاد به اجرا درخواهد آمد.
شاعر محله‌های تهران
شفق متولی، عضو گروه اجرایی برگزار کننده نمایشگاه «اگر آب‌ها را در تهران جاری کنیم…»، می‌گوید: تا اینجا سه رده بازدیدکننده داشتیم، استادان و گروه‌های شرکت‌کننده، خانواده شرکت‌کنندگان و جامعه معماران شهرساز٫ این نمایشگاه در کنار داوری آثار، فرصتی برای داوری افکار عمومی ایجاد کرده است و هر بازدیدکننده می‌تواند به کد طرح موردنظر خود رأی بدهد. اغلب خانواده‌های شرکت‌کنندگان در مسابقه از نمایشگاه بازدید کردند و سپس در حیاط باغ‌نگارستان لحظات خوشی را گذراندند. این حلقه آشنایان فرصتی است برای یادآوری باغ و زندگی در شهری که فکر می‌کنیم در آلودگی فرو رفته است.
اعضای جامعه معماری و شهرسازی نیز می‌توانند فارغ از این که در مسابقه شرکت کرده‌اند یا نه، آثار را داوری کنند.
در این لحظه استاد اسکندرمختاری طالقانی پا به نمایشگاه می‌گذارد. شفق متولی او را این طور معرفی می‌کند: مردی که تهران، دوستش دارد! با یک جستجوی فوری در اینترنت متوجه می‌شوم اسکندر مختاری در بازسازی بم نیز تلاش‌های مستمری انجام داده، یعنی شهرهای دیگری هم هستند که دوستش داشته باشند! پای حرف‌هایش که می‌نشینم، متوجه می‌شوم که می‌توان او را شاعر محله‌های تهران نامید.
از این باستان‌شناس و کارشناس حوزه میراث‌فرهنگی می‌پرسم آیا با وجود بحران آب در کشور، طراحی روددره‌ها بیشتر شبیه آرزو نیست؟ می‌گوید: شهری را که آرزویی برایش نداشته‌باشیم، در واقع رها کرده‌ایم! می‌پرسم: آرزوی شما برای تهران چیست؟ پاسخ می‌دهد: آرزو دارم سوداگران دست از شهر بردارند و خردورزان، هنرمندان، عقلا، علما و مردم واقعی، اختیار آن را در دست بگیرند. این روزها این شهر به جایی برای سوداگری زمین و مستغلات تبدیل شده است. ارزش‌گذاری روی شهر یعنی آن را تا حد یک مِلک پایین آوردن. شهر، شهر نوکیسه‌هاست. مناطق شمال تهران فقط به‌خاطر نامشان خریدار دارند، فارغ از این که آب و هوایشان چطور است یا چگونه محلاتی هستند.
درعین حال ارزش‌های محلی در شهر فراوان است. اگر به محلات بروید و در پارک‌ بنشینید و با اهالی آنها صحبت کنید، از سلسبیل و شکوفه تا میدان بروجردی و میدان‌های نارمک، زندگی را می‌بینید. شهری را می‌بینید که همچنان انسان‌های فهیم تولید می‌کند و هنرمندان بزرگ پرورش می‌دهد. مردم باید قبله ساختگی نوکیسگی را تبدیل به قبله واقعی کیفیت‌طلبی کنند. اگر مردم، خودشان باشند، حال شهرمان خوب می‌شود. هر آدمی که خودش باشد، شهر را هم بد نمی‌بیند. قدیمی‌ها را ببینید! در گوشه‌ای از محله برای خودشان پاتوق دارند، برای نماز به مسجد محله می‌روند و برای بازی با نوه‌شان به پارک محله. آنها شهرشان را می‌شناسند، زیرا اهل آن هستند. هرگاه ساکنان شهری تبدیل به «اهالی» آن شوند، حال آن شهر خوب می‌شود.
مرثیه‌ای برای آب
از کسی که مدام بدوبیراه می‌گوید چه توقعی می‌توان داشت؟ دکتر اسکندر مختاری طالقانی با طرح این پرسش‌ می‌گوید: شهر، حاصل رفتارهای ماست. خود ما فریب سوداگران را خوردیم و باغ و حیاطمان را به آنها دادیم وگرنه در دوران قدیم هرکس بنا به وسع خودش باغ و باغچه‌ای داشت؛ آن که پولدار بود، دوهزار متر و آن که فقیر بود ۴۰ متر. طمع باعث شد تراکم بفروشیم و باغ‌های شهر را نابود کنیم. سپس از سر دلتنگی برای طبیعت، مدتی در آپارتمانمان گلدان بگذاریم و بعد از خشک شدنشان، آنها را هم دور بریزیم.
گاهی آب را با نفت اشتباه گرفته‌ایم و همان‌طور که نفت را خرج کردیم، حالا داریم آب را هم خرج می‌کنیم. این موضوع نمی‌تواند ادامه داشته باشد. ما بالاخره به هوش می‌آییم و دست از این اشتباهات برمی‌داریم. پول یامفت و بدون زحمت نفت، ما را غافل کرده است. درآمد ملت، حاصل زحمتش نیست، ما کاری انجام نمی‌دهیم و درآمدمان حاصل از فروش نفت است. اگر روزی حاصل کار خودمان را مصرف کنیم، قدر آب و منابع دیگرمان را خواهیم دانست. آن روز است که دیگر با مصرف بسیار بالا و توجیه‌ناپذیر آب، هندوانه نمی‌کاریم تا در نهایت هم آن را خوراک گوسفندان کنیم. پرتقال نمی‌کاریم که حتی گوسفند هم آن را نمی‌خورد. بیش از ۹۰ درصد آب مصرفی در کشور، صرف کشاورزی می‌شود، درحالی که عمق سفره‌های زیرزمینی به ۳۵۰ متر رسیده است. ما برای تولیدِ «هیچ»، منابع آب را از دست می‌دهیم. باید خیلی غافل باشیم که این‌طور زندگی ‌می‌کنیم، اما این غفلت پایدار نیست و به لطف خداوند قدر منابع آب خود را خواهیم دانست .
ارمغان زمان‌فشمی

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید