تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :487

توسعه نامتوازن و تب مهاجرت

محمدمراد بيات*
 
 
مهاجرت يك پديده اجتماعي چند وجهي است. زماني كه اين مهاجرت شكل عادي و طبيعي داشته باشد مثبت تلقي مي‌شود و زماني كه بي‌رويه باشد منفي بوده و تبعاتي به همراه دارد. اين تبعات تنها اقتصادي نيست و تاثيرات آن كل اجتماع را در برمي‌گيرد. مهاجرت زماني كه براي آموزش، تحصيل و مقاصد فرهنگي باشد يك پديده طبيعي و مثبت است در حالي كه مهاجرت بي‌رويه در اثر فشارهاي اجتماعي و اقتصادي يك پديده منفي تلقي مي‌شود. تب تند مهاجرت‌هاي بي‌رويه از روستاها به شهرها يا از شهرهاي كوچك و شهرستان‌ها به كلان‌شهرها در سال‌هاي اخير بالاتر رفته است و دليل اين امر نيز توسعه نامتوازن روستاها و شهرهاست. توسعه نامتوازن به معناي فقدان آمايش سرزميني است كه برنامه‌ريزي‌هاي اجتماعي و اقتصادي بر اساس آن انجام شود و اشتغال، كارآفريني و مجموعه خدمات اجتماعي را در برمي‌گيرد. در اين شرايط روستاييان به هواي زندگي بهتر به كلان‌شهرهایی مثل تهران مهاجرت مي‌كنند و به دليل اينكه در شهرها از خدمات اجتماعي و رفاهي ويژه‌اي برخوردار مي‌شوند موج مهاجرت از روستاها به شهرها را تسريع كرده و ديگران را نيز به اين كار تشويق مي‌كنند. در كنار اين مهاجرت و سبك زندگي جديد اما تبعات و آسيب‌هاي اجتماعي فرصت رشد و بروز مي‌يابند كه در اثر حاشيه‌نشيني و سكونت مهاجران در اطراف كلان‌شهر و محلات ارزان‌قيمت ايجاد مي‌شود. بنابراين بايد گفت توسعه نامتوازن به سكونت نامتوازن و زندگي در حاشيه شهرها منجر مي‌شود كه اين نوع سكونت نيز به آسيب‌هاي اجتماعي مختلفي دامن مي‌زند. توسعه و رشد در همه ابعاد اجتماعي، اقتصادي و... بايد منجر به شكل‌گيري فرصت‌هاي برابر زندگي و اشتغال براي همه شود و نبايد در اين مورد ميان شهرها و نقاط مختلف كشور تفاوتي وجود داشته باشد. در دولت‌هاي قبل و به ويژه دولت گذشته براي قشر ضعيف و كم‌درآمد و افزايش سطح رفاه فردي و اجتماعي افراد اقدام خاصي صورت نگرفت. در دولت گذشته شعار حمايت از افراد مستضعف و اقشار محروم بارها سرداده شد اما اين اتفاق محقق نشد و نه تنها قشر ضعيف بلكه قشر متوسط نيز نسبت به گذشته ضعيف‌تر شده و رفاه اجتماعي و اقتصادي به سطح پایینی رسيد. در حال حاضر آهنگ مهاجرت از روستاها به شهرها سريع‌تر شده و پديده حاشيه‌نشيني و آسيب‌هاي اجتماعي ناشي از مهاجرت تشديد شده است. در كنار همه اين عوامل و مسائلي كه مهاجرت‌هاي بي‌رويه را سرعت مي‌دهند بايد به اين مساله اشاره كرد كه ما برنامه‌ريزي‌هاي متناسب با اقليم و بافت فرهنگي و جمعيتي خود نداريم. براي مثال صنايع تبديلي كه در شهرها و حاشيه آنها قرار دارند به دليل فقدان برنامه‌ريزي به اشتغال و كارآفريني منجر نشده است. اين صنايع ظرفيت‌هاي زيادي براي كار و اشتغال حاشيه‌نشينان و مهاجران دارند كه اگر به درستي از آنها استفاده و از آنها حمايت شود مي‌توانند بخش اعظمي از مشكلات ناشي از اشتغال و مسكن اين افراد را سامان بخشند. مهاجرت بي‌رويه كه از سر ناچاري و ناشي از فشارهاي اقتصادي و اجتماعي در مبدا و با روياي رسيدن به وضعيتي مطلوب در كلان‌شهرها رخ مي‌دهد از كارآفريني و رونق اقتصادي جلوگيري مي‌كند و در كنار اين آسيب‌هاي اجتماعي در شهرها را سرعت مي‌بخشد. راهكارهايي كه براي اين معضل ارائه مي‌شود چندان مطلوب و راهگشا نيست. براي نمونه بحث انتقال پايتخت كه چند سالي است در ادبيات و گفتار مسئولان جاخوش كرده و بحث‌هاي زيادي در اين مورد بين انتقال و عدم انتقال وجود دارد چندان نمي‌تواند مشكلي از مشكلات مهاجرت بي‌رويه و توسعه نامتوازن را برطرف كند و جز هزينه اضافي عايدي نخواهد داشت. براي اين كار هيچ توجيه سياسي و اقتصادي وجود ندارد و به دليل توسعه نامتوازن مشكلات اجتماعي نيز از اين طريق بيشتر مي‌شود. بنابراين بهتر است به جاي پرداختن به معلول به علت‌ها بپردازيم. علت مهاجرت در حال حاضر توسعه نامتوازن و كمبود امكانات در بسياري از نقاط و روستاها و به جاي آن انباشت امكانات در شهرهاست كه براي حل اين معضل بايد به راهكاري براي پراكنده كردن و يك دست كردن امكانات و تسهيلات در كشور بينديشيم. روستاييان كشورمان در سال‌هاي اخير به شهرها هجوم آورده‌اند و دليل اصلي اين امر نيز كمبود شرايط كار و تحصيل در مناطق روستايي است. اين روند براي اقتصاد كشور اثرات خوشايندي ندارد و باعث مي‌شود بخش اعظمي از نيرو و ظرفيت بالقوه كار و چرخش اقتصادي به ويژه در بخش كشاورزي از دست برود و بي‌نتيجه بماند. 
* جامعه‌شناس توسعه
موضوعات مرتبط : محیط زیست    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید