تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :791

توسعه و فرهنگ (تقابل یا تعامل)

برخلاف آنچه که در سابق فرض می شد ، این فرهنگ است که با قوت تمام در ملتی نفوذ می کند و یا در ملتی بطور ماندگار باقی می ماند  نه قدرت نظامی و جنگجویی. همواره ملت ها به فکر جمع آوری ثروت و لشکر برای تهاجم و سلطه به کشورهای دیگر بودند ولی اکنون همگی به این نتیجه رسیده اند که تهاجم و تقابل نتیجه کاملا مناسبی برای مهاجم به بارنمی آورد و برعکس این تعامل است که بارهای بسیار سنگین تر و ارزشمندتری دارد.

با نگاهی به تاریخ و نحوه بقا یا انحلال تمدن های گوناگون و سیر تحول آنها نکات مهمی را می توانیم بیابیم که بسیار می توانند آموزنده باشند. تا چند سال قبل عامل مهم توسعه و حکومت  کشور  گشایی و تهاجم فرض می شد و کشورهایی که دارای پول و قدرت می شدند اولین هدفشان هجوم به کشورهای مجاور و تسخیر آنها بود. ولی تاریخ این را ثابت کرد که هجوم و سلطه نظامی هرگز به عنوان یک عامل بادوام در توسعه نیست و مادامی که فرهنگی قوی در پشت آن وجود نداشته باشد امکان حفظ سلطه و حکومت وجود ندارد و بعد از مدتی آن حکومت متلاشی و یا دگرگون می گردد.نمونه های این مثال را می توان در دوام  و  بقای تمدن فرهنگی آتن در مقابل تمدن نظامی اسپارت دید که  آتنی ها بر پایه قدرت و فرهنگ خود توانستند تا مدت ها دوام و بقای خود را حتی در کشورهای دیگر داشته باشند و نفوذ فرهنگی آنها باعث توسعه فرهنگی این کشور شد در صورتی که تمدن اسپارت علی رغم تاکید شدید بر رونق و قوت نظامی دوام چندانی نیاورد و متلاشی شد.

این قضیه را می توان در ایران و در دوره های مختلف تسلط اقوام بیگانه آن مشاهده کرد ایران توسط یونانیان تسخیر شد ولی تمدن یونان اثر ماندگاری روی ایران باقی نگذاشت و با از بین رفتن حکومت سلوکیان آثار یونانیان نیز محو شد و فرهنگ ایران دوباره حاکم شد . نتیجه هجوم مغول ها به سرزمین ایران نیز به این صورت درآمد که ساکنان مغول که از خود تمدنی نداشتند و فرهنگشان  چیزی جز تهاجم و سلطه گری نبود تحت تاثیر تمدن و فرهنگ ایران درآمدند و حتی به دین اسلام نیز مشرف شدند . امروز دنیا می داند که دیگر کشور گشایی و سلطه نظامی نتیجه مطلوبی ندارد در حالی که نفوذ فرهنگی می تواند همان سلطه و غلبه رابه ارمغان آورد . مصادیق این امر  را نیز می توان در توسعه فرهنگ غرب در کشورهای مختلف مشاهده کرد.

در سال های اخیر غرب توانست که با توسعه فرهنگی خود به غلبه گسترده ای در اقصا نقاط جهان دست یابد. اکنون کشورهای زیادی نیزاین روش را پی گرفته اند و تلاش براین دارند که به نحوی این تعامل فرهنگی را با بقیه کشورها و فرهنگ ها برقرار کنند و ازاین طریق بتوانند نفوذ و حضور خود را در کشورهای دیگر ایجاد نمایند.

روشی که کشور ما هم کم و بیش آن را دنبال می کندکه صد البته با برنامه ریزی و سیاست گذاری بهتر می توان به نتایج بیشتر امید داشت.

موضوعات مرتبط : فرهنگ و توسعه    
عضو مرتبط : نسیم ایران منش  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید