تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :3158

توسعه و فقر شهری

ماهیت فقر

قبل از آنکه به مساله فقر در شهرها بپردازیم باید دید روشنی از مساله فقر و دیدگاه های موجود در این زمینه داشته باشیم. ببینیم فقر چیست و چگونه ارزیابی می شود، شاخص های فقر چیست. فقر به عنوان یک موضوع بحث علمی با رشته های مختلف متعارف بشری ارتباط دارد مانند اقتصاد، جمعیت شناسی، روانشناسی اجتماعی، جغرافیا و... تا قبل از جنگ جهانی اول تحقیقات کمی در این مورد انجام شده بود اما اشاعه عقاید روشنفکرانه و تساوی طلب در دوره بعد از جنگ جهانی دوم به خصوص از دهه 1960 و نشر کتاب ها و مقالاتی درباره وضع فقیران و محلات فقیر نشین شهرهای بزرگ و ساکنان نواحی عقب افتاده کشورهای مرفه، دولت های غربی را ناگزیر کرد به وجود فقر اذعان کنند و برنامه هایی برای تخفیف دامنه فقر در کشورهای خود به مورد اجرا بگذارند.

فقر چیست؟ چه کسی فقیر محسوب می شود؟ و چه نسبتی از جمعیت فقیرند؟ اینها سوالاتی است که در مورد فقر گفته می شود فقر را معمولاً برآورده نشدن نیازهای اساسی بشر به حد کفایت تعریف کرده اند، این تعریف بی درنگ دو سوال دیگر را مطرح می کند، نیازهای اساسی کدامند؟ و اقناع آنها تا چه حد کافی محسوب می شود. در این خصوص تعاریف فراوانی می توان یافت که در فاصله دو مرز نهایی قرار می گیرد که یکی از آنها نیازهای اساسی بشر را عواملی می داند که موجبات بقا و حیات آدمی را فراهم می کند و دیگری نیازهای مزبور را برحسب سطح متوسط زندگی جامعه ای معین تعریف می کند.

در مورد اول،اشخاصی فقیر محسوب می شوند که به حدی محرومند که بقای جسمانی شان در معرض تهدید قرار می گیرد. وقتی فقر بر حسب فاصله پایین ترین قشر جامعه با قشر متوسط تعریف می شود، به تعریف فقر بر حسب نابرابری اجتماعی نزدیک می شویم، چنین تعریفی بر این فرض مبتنی است تا زمانی که نابرابری اجتماعی وجود داشته باشد فقر نیز وجود خواهد داشت زیرا عده ای همیشه پایین تر از متوسط قرار خواهند داشت. یکی از دلایل نفی تعریف فقر بر حسب احتیاجات اساسی انسان برای بقای جسمانی خود این است که اولاً در اکثر جوامع مردم فقیر به مسکن،پوشاک و خوراک در حد حداقل دسترسی دارند، ثانیاً نیازها با شرایط تغییر می کند و این باعث می شود مرز فقر شناخته نشود.

هر نوع تعریفی که از فقر اختیار کنیم، باز هم با مشکل اندازه گیری فقر یا وضع نوعی ملاک برای تشخیص فقیران از غیرفقیران روبه رو هستیم.

در ادبیات جامعه شناسی با دو نوع ملاک فقر روبه رو هستیم:

1) فقر مطلق: کسی فقیر محسوب می شود که درآمد آن از حد معینی پایین باشد.

2) فقر نسبی: پایین ترین بخش توزیع درآمد در بین گروهای مختلف است و نیازی به یک شاخص مطلق نیست و نسبت به جامعه مطرح است.

بیان ملاک فقر چه به طور مطلق و چه به طور نسبی همراه با مشکلاتی است. مشکل دیگری که در مورد فقر وجود دارد، این است که ما نمی توانیم فقر را اندازه گیری کنیم اگر سوال شود فقر در این مکان تا چه اندازه است نمی توان به آسانی به این سوال پاسخ گفت و این به دلیل آن است که شاخص های انتخابی در تشخیص و میزان فقر مشکل هستند.

اندازه گیری فقر در فهم علل و اثرات فقر و یافتن راه هایی برای تقلیل یا از میان برداشتن آن اولین و اساسی ترین قدم محسوب می شود. در شرق آمریکا فقر برای سیاهپوست ها تعریف می شود و در لس آنجلس مناطقی را فقیر اعلام می کنند که آفریقایی تبار هستند و از لاتین ها صرف نظر می شود و این نشان می دهد که معنی فقر خیلی مهم تر از میدان فقر است. به جز این روش ها روش های آماری وجود دارد که با آن سطح فقر را می سنجند که با استفاده از فرمول های آماری میزان فقر مشخص می شود.

خصوصیات فقیران شهری

.مسکن نامناسب: فقر مسکن در مناطق شهری و روستایی معنای مختلفی دارد. در مناطق شهری، فقرمسکن عمدتاً به صورت اسکان غیررسمی جلوه نموده و در حال گسترش است.

مهم ترین مساله در مورد مسکن فقیران شهری مساله حاشیه نشینی و زاغه نشینی است. اصطلاح حاشیه نشینی یا زاغه نشینی و... در کشورهای در حال توسعه به محلات فقیر نشینی اطلاق می شود که در اطراف شهرهای بزرگ به وجود آمده و ساکنان این مناطق به علل گوناگون نتوانسته اند جذب نظام اقتصادی- اجتماعی شهر شوند تا از امکانات و خدمات شهری استفاده کنند. مثلاً (در هند جمعیت زاغه نشین شهرهای این کشور چیزی بین 30 تا 50 درصد کل ساکنان آنهاست.) ویژگی های مسکن حاشیه نشینی واحدهای مسکونی رو به ویرانی، فرسوده و با تجهیزات ناقص در حاشیه شهرها اساساً برای خانه سازی کم هزینه سه منبع در جهان سوم وجود دارد. این منابع را می توان به بخش های عمومی و خصوصی و ملی تقسیم کرد. در این حال بخش های عمومی و خصوصی در قاب بخش قرار می گیرند که بخش رسمی نامیده می شود. در مقابل خانه سازی ملی، آن نوعی است که خود فقرا به آن اقدام می کنند که معمولاً از معیارهای حقوقی و به دور از هنجارها و معیارهای پذیرفته شده ساخته می شود. به رغم این مسایل تفاوت های اساسی میان خانه سازی رسمی و غیررسمی در روندهایی که با آن دولت و بخش خصوصی از یک طرف و فقرا از طرف دیگر به ضرورت فزاینده نیاز به سرپناه پاسخ می دهند سودمند است.

در پاسخ به نیازهای مسکن فقیران دو واکنش متفاوت وجود دارد، خانه سازی زاغه نشینی و شکل بندی (محله اطراف شهر). اولی معمولاً شامل ساختمان هایی است که به طور غیرقانونی ساخته شده اند یا بدون اجازه از صاحب زمین است و از معیارهای قانونی به دورند، خانه سازی محله ای -زاغه ای شامل خانه هایی است که دایمی اند اما به واسطه گذر زمان و بی توجهی و... از معیارهای ساختمان خارج شده اند.

بسیاری از اطلاعات مربوط به نیازهای خانه، نشان دهنده آن است که بسیاری از نیازها در نظر گرفته نمی شود چرا که سبب فریب دادن تعداد زیادی افراد است که در این مناطق پرجمعیت زندگی می کنند و از طرفی سبب همیشگی شدن زندگی در قسمت های قدیمی تر شهر می شود.

فقیران شهری

در تحقیقی که در ایالات متحده آمریکا صورت گرفته است فقرای شهری در چند دسته طبقه بندی می شوند؛ فقرای هر گروه به صورت درصدی ، مطلق و در مواردی جداگانه طبقه بندی شده است .

1) نژاد: اگر چه تعداد فقرای

سفید پوست دو برابر فقرای سیاه پوست و چهار برابر فقرای اسپانیایی زبان است اما نرخ فقر در میان سیاهان و اسپانیایی زبان ها به مراتب بالاتر است . در میان اسپانیایی زبان ها نرخ فقر پورتوریکویی تبارها با 36درصد و مکزیکی تبارها 31 درصد از بقیه بیشتر است در حالی که کوبایی تبارها با نرخ 18 درصد در پایین ترین مرتبه قرار دارند. نرخ فقر برای آسیایی تبارها 14 درصد و تقریباً نزدیک به 3/13درصد نرخ متوسط ملی در آمریکاست .

2) فقر سالمندان :یکی از موفقیت های مبارزه با فقر پایین آمدن نرخ فقر سالمندان است که در فاصله بین سال های 1959 تا1997 از 35 درصد به 5/10 درصد کاهش یافت و قسمت اعظم این بهبودی نتیجه گسترش تامین اجتماعی طی این دوره بوده است .

3) کودکان :در سال 1997 در ایالات متحده 6/16 درصد کودکان در فقر زندگی می کردند و این در حالی است که نرخ فقر کودکان اقلیت ها به مراتب بالاتر بوده است .

4) محل زندگی :نرخ فقر در خارج از حوزه های مادرشهر تقریباً 13برابر بیشتر از حوزه های مادرشهری در آمریکاست . نرخ فقر در مراکز شهرها دو برابر بیشتر از نرخ فقر در نقاط غیرمرکزی شهرهاست .

5) نوع خانوار:نرخ فقر برای خانوارهای با سرپرست زن،شش برابر از خانوارهایی که در آنها زن و مرد مشترکاً سرپرستی خانوار را بر عهده دارند بیشتر است . علل بالا بودن این نرخ فقر عبارت است از:

الف) زنان سرپرست خانوار باید دایماً بین اشتغال و مسوولیت های خانوادگی در نوسان باشند.

ب) به طور متوسط حقوق و دستمزد زنان از مردان کمتر است .

ج) تعداد زیادی از خانوارهای با سرپرست زن از حمایت و کمک پدر فرزندانشان محروم هستند.

6) آموزش : نرخ فقر و سطح آموزش رابطه ای معکوس با هم دارند. نرخ فقر در میان افراد زیر دیپلم دو برابر دارندگان دیپلم متوسطه و 10 برابر فارغ التحصیلان آموزش عالی است .

رابطه فقر و قانون گریزی

فقر و قانون گریزی آسیب های عمده اجتماعی هستند که در تعامل با همدیگر قرار دارند و هر چه شدت فقر افزایش یابد هنجارها و قوانین و ساختارهای تنظیم کننده روابط اجتماعی انسان ها ضمانت اجرایی خود را از دست می دهند. قانون گریزی یک بیماری مسری است که در حال حاضر به شدت وجود دارد و ریشه آن عدم نظم پذیری است که به دلیل گسترش فقر و شکاف طبقاتی است. در تعیین فقر و قانون گریزی نمی توان صرفاً به جنبه اقتصادی آن توجه کرد زیرا فقر شهروندی، فقر فرهنگی و اجتماعی و نیز فقر توسعه انسانی به عنوان ابعاد دیگری از فقر مطرح هستند که در گسترش و شیوع آسیب های اجتماعی اهمیت اساسی دارند. از نظر مرتن افراد با توجه به نیازها، باورها، اعتقادات و ... تفکر و تحلیل خود را بر رفتارهای قانون گریزانه صحه می گذارند و آن را به عنوان اخلاق به طور ناخودآگاه دنبال می کنند.

بررسی ابعاد فقر در مناطق شهری(با توجه به ایران)

1) بررسی ابعاد فقر بر اساس سبد حداقل مصرف:در روند کلی ملاحظه می شود که خط فقر(با ترکیب ثابت سبد حداقل مصرف) همراه با افزایش قیمت ها تقریباً همان روند افزایش قیمت را طی می کند، در مورد ایران روند مذکور تا سال 1368 تقریباً با شیب ملایمی حرکت می کند و از این سال به بعد همزمان با تشدید کاهش درآمد ملی و کاهش واردات افزایش قیمت ها چشمگیر است و با شدت بیشتری به خانوارهایی که قادر به تهیه این حداقل مصرف نبوده اند، افزوده شده است.

2) بررسی ابعاد فقر بر اساس هزینه سرانه:در این قسمت هزینه تامین حداقل مصرف و متوسط هزینه مصرفی سرانه خانوار معیار قرار می گیرد.

3) بررسی ابعاد فقر بر اساس مصرف سرانه:اگر حداقل مصرف را مصرف سرانه بخش خصوصی در سال های مختلف در نظر بگیریم، در این صورت هم قیمت ها و هم ترکیب سبد مصرفی در سال های مختلف متفاوت است. بر اساس این معیار در سال 1368 حدود 6/69 درصد از خانوارها درآمدی کمتر از مصرف سرانه داشته اند.

4) بررسی ابعاد فقر بر اساس 50 درصد درآمد ملی:یکی دیگر از معیارهای مرسوم در اندازه گیری فقر در نظر گرفتن خانوارهای با درآمد کمتر از 50 درصد درآمد سرانه است. با این معیار نیز کیفیت مصرف خانوارهای مختلف، متفاوت است و خانوار بر اساس مطلوبیت و محدودیت بودجه اش مصرف خود را تعیین می کند. مزیت این معیار این است که شرایط ملی اقتصاد را در نظر می گیرد به عبارت دیگر مساله فقر با توجه به شرایط عمومی اقتصاد (رکود، تورم)سنجش می شود.

عوامل کاهش فقر شهری

آگاهی از وضعیت فقر در یک جامعه نخستین قدم در مسیر برنامه ریزی برای مبارزه با فقر و محرومیت و بررسی نتایج برنامه ها و سیاست های پیشین و احیاناً تجدیدنظر در آنها خواهد بود.

موضوع فقر و اندازه گیری آن و نیز راه های مختلف فقرزدایی در متون اقتصاد توسعه جایگاه خاصی دارد و این جایگاه در دهه های اخیر اهمیت بیشتری در سیاستگذاری های اقتصادی کشورهای دنیا به ویژه کشورهای توسعه نیافته پیدا کرده است. در ایران نیز توجه به مساله فقر و فقرزدایی متاثر از یک موج جهانی بود که کشورهای توسعه نیافته را بیش از سایر کشورها تحت تاثیر قرار داد.

فقر همواره به صورت یک معضل جهانی فراروی جامعه بشری بوده است اما از اواخر دهه 1970 و آغاز دهه 1980 به دلیل پذیرش برنامه اصلاح ساختاری، آزادسازی و خصوصی سازی توسط بسیاری از صاحبنظران مقوله فقر و حمایت از قشرهای آسیب پذیر مورد توجه بسیار قرار گرفت. بسیاری از صاحبنظران مقوله فقر بر این عقیده بوده اند که اجرای برنامه های اقتصادی مذکور باعث افزایش فقر شده است.

به طور کلی اگر رشد اقتصادی محقق نشود، فقر نمی تواند کاهش یابد. در واقع فقر مداوم بخش قابل توجهی از جمعیت می تواند چشم انداز رشد اقتصادی را تیره کند. همچنین توزیع اولیه درآمد و ثروت می تواند به طور گسترده ای چشم انداز رشد و کاهش فقر گسترده را تحت تاثیر قرار دهد. شواهد مهم حکایت از آن دارد که توزیع نابرابر درآمد، منجر به رشد اقتصادی یا کاهش فقر نمی شود. تجربه نشان داده است که اگر کشورها ساختارهای انگیزشی و سرمایه گذاری های مکمل را با اطمینان به اینکه بهداشت و آموزش بهتر منجر به درآمد بالاتر می شود به اجرا گذارند، فقرا به طور مضاعف به واسطه افزایش مصرف جاری و درآمدهای بالاتر آینده منتفع خواهند شد.

همچنین الگوی اقتصادی و نیز ثبات رشد اقتصادی مهم است. از یک طرف تکنولوژی سرمایه بر جایگزینی واردات و رشد شهرمحور که به واسطه سیاست های دولت روی قیمت گذاری، تجارت و هزینه عمومی ایجاد می شود، عموماً کمکی به کاهش فقر نکرده است. از طرف دیگر رشد کشاورزی که در آنجا تمرکز اندکی روی مالکیت زمین وجود داشته و تکنولوژی نیروی کاربر به کار گرفته می شود، همواره به کاهش فقر کمک کرده است. بالاخره اینکه کاهش شدید در رشد اقتصادی که در نتیجه شوک ها و تعدیلات اقتصادی به وقوع می پیوندد، می تواند بروز فقر را افزایش دهد حتی زمانی که رشد اقتصادی از سر گرفته می شود، اگر نابرابری در نتیجه بحران بدتر نشود، وقوع فقر را گسترش نخواهد داد.

کنترل جمعیت نیز می تواند به این موضوع کمک کند. داده های تطبیقی عموماً نشان می دهد خانواده های بزرگ تر فقیرترند. همین رابطه در سطح ملی نیز صدق می کند. کشورهایی که دارای بالاترین میزان باروری هستند فقیرترند. هر از گاه جمعیت شناسان این همبستگی را نوعی روابط علی می دانند. طبق این دیدگاه، محدود ساختن رشد جمعیت نخستین گام اساسی در راه کاستن از فقر قلمداد می شود.

نتیجه گیری

فقر را به عنوان یکی از بزرگ ترین معضلات جامعه شهری می توان ذکر کرد که باعث بسیاری از کجروی ها و بحران های اجتماعی می شود. فقر شهری مختص به کشورهای جهان سومی و فقیر نیست بلکه یک امر جهانی است. شدت فقر در کلانشهرهای جهان به خصوص در کلانشهرهای جهان سوم به شدت در حال افزایش است. از دلایل عمده فقر شهری می توان به مهاجرت گسترده افراد فقیر به کلانشهرها نام برد این افراد که در راه یافتن شغلی به شهرها رهسپار می شوند، بدون تخصص در مشاغل غیررسمی راه می یابند که باعث ایجاد منظره های زشت در شهرها می شوند. فقر به یکی از مهم ترین دغدغه های سازمان های ملی و بین المللی تبدیل شده است چون این پدیده فقر است که مهم ترین منبع ناهنجاری های اجتماعی در شهر است.

در سال 1992 در نخستین اجلاس سازمان ملل در مورد توسعه پایدار در چارچوب نیل به راهبردهای سکونتگاه های پایدار به تامین مسکن مناسب برای همه، بهبود وضعیت سکونتگاه ها و محل های فقیر نشین توجه شد و در ادامه این کوشش ها، اجلاس سازمان ملل در زمینه مباحث توسعه شهری و مسکن در سال 1995 با عنوان اجلاس چالش شهرهای غیررسمی برگزار و به مسکن فقیران توجه خاصی شد. در اجلاس جهانی فلورانس 1997 نهاد جدیدی به نام همایش جهانی درباره فقر شهری تاسیس شد، اینها مهم ترین اقدامات بین المللی در زمینه فقر شهری بوده است ولی در سطح ملی، کشورها نیز تلاش های فراوانی در این زمینه انجام داده اند. ما در شهرها با مساله ای به نام فقر فرهنگی و شهرنشینی روبه رو هستیم که در اصل مردمی که شهرنشین شده اند ولی شهرگرا نشده اند و هنوز با همان عادت و سنن قدیمی خود در شهرها زندگی می کنند در حالی که بعضی از این افراد از لحاظ اقتصادی نیز ضعیف نیستند. از این موارد می توان به افرادی اشاره کرد که در خانه ها و آپارتمان ها هنوز از حیوانات اهلی استفاده می کنند. برای حل مشکلات فقر شهری باید یک دیدگاه کلی و ملی به این موضوع داشته باشیم تا بتوان به بهترین نحو به حل این مشکل کمک کرد.

محمد آقاجانی دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه تهران

 

همچنین نگاه کنید به:   پیش درآمدی بر هم اندیشی مهاجرت و فقر شهری

موضوعات مرتبط : مهاجرت و فقر شهری    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید