تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1056

حفاظت شهرهای باستاني

یکی از مهیج ترین امکاناتی که در سراسر دنیا برای مسافر یا جهانگرد معاصر موجود است ،امکان دیدار او از بقایای شهر باستانی و پس زدن گوشه ای از حجابی است که نمدن های گذشته را در هاله ای از ابهام می پوشاند.با وجود این ما به اندازه ی سالهای نوری از دوره رمانتیک و خیالی در میان خرابه ها ی باستانی بدور هستیم،از زمانی که شیلر شاعر آلمانی سرود:

"آیا خواهیم توانست آنچه را که از دست داده ایم دوباره باز یابیم؟
بیایید ،بیایید ای یونانی ها و ای رومی ها،بیایید!
بنگرید ،پمپی باستانی از نو ساخته شده است،
شهر هرکول از نو ساخته شده است!

توسعه علوم تاریخی و پژوهشهای باستان شناسی از پایان قرن نوزدهم و بیشتر از آن در قرن بیستم به اطلاعات ما درباره مکان های تاریخی کمک کرد و در مواردی کاملا به صورتی اتفاقی به پیشرفت این اطلاعات منجر شد.مطمئنا محل هایی مانند ترویا در آسیای صغیر و نینوا در بین النهرین زمانی مجداا به خاطر آورده شدند که علاقه به تمدن های نابود شده گسترده نبود و به کنجکاوی گروهی از دانشمندان محدود بود.

با وجود این در دنیای معاصر گواهی روشن از غلیان توجه به خرابه ها ی باستانی و حفاظت و حراست از آنها موجود است.در غیر اینصورت چگونه می توانیم حرکت عظیم و متحد بین المللی را در سالهای 1960 برای نجات معابد مشهور بیلک و ابوسمبل از آبهای رود نیل در مصر علیا را توجیه کنیم؟

این احساس اتحاد،یونسکو را قادر ساخت که مفهوم میراث مشترک انسانی را توسعه داده،فهرستی از میراٍجهانی را به وجود آورد که در آن تعدادی از مکان های باستانی ثبت شده اند،مکان هایی مانند اکسوم(اتیوپی)،شان شان(پرو)،هامپی(هندوستان)،سی جی ریا(سری لانکا)،تئو تی هو آکان(مکزیک) و تیم گاد(الجزایر) آنقدر معروفند که به ندرت لزوم توضیح درباره علت وارد شدن آنها در فهرست میراث جهانی و یا دلیل تصمیم شرکت ها در محافظت از آنها احساس می شود.نقطه مشترک همه آنها اینست که این مکان ها باستانی هستند ،یعنی به جز محافظین آنها ، این مکان ها کاملا خالی از سکنه اند و تنها صدای پای بازدید کنندگان از آنها در آنجا طنین می اندازد.این مکان ها را می توان شهر های مرده نامید،چون هر یک در مقطعی از تاریخ بدلایلی که در بعضی موارد روشن نیستند ،همه فعالیت ها در آنها منوقف شده اند،گرچه حقیقت نشان می دهد که خرابه های آنها به خوبی نبوغ و زنده بودن ساکنین آنجا را گواهی می دهد.این شهرها که زمانی مراکز مهم تمدن بودند،اکنون قلمرو باستان شناسان و محافظینی هستند که به حفاظت از آنها و نمودن آنها به عموم نظارت می کنند.

یک بررسی اجمالی از این شهرهای باستانی ،قبل از هر چیز وجود تمدن عظیم شهرنشینی را در آن بخش از دنیا که این شهرها در آن قرار گرفته اند نشان می دهد.در نتیجه،مجموعه آثار تاریخی تیم گاد در الجزایر،معرف شهری است که ساختار آن آمیختگی ارزش های تمدن رومی را با نیروی محرک ساکنان بومی خود منعکس می کند.

این مکان که طرح نظام متقاربن ساختمان های آن را هنوز هم در کتب درسی معماری و شهرسازی به صورت مثال ذکر می کنند محصول یک فرضیه مفصل شهرسازی است که تحت تاثیر نفوذ مشرق زمین و یونان قالب گیری شده است.این فرضیه دقیقا این عقیده را در بر داشت که افراد باستان می دانستند شهر چه چیزهایی باید داشته باشد.کما اینکه جغرافی دان یونانی "پوزانیاس" نوشت که:"چگونه می توانم محلی را که تئاتر،بازار،محل تجمع و ورزشگاه ندارد شهر بنامم؟"

طرح و نقشه قرار گرفتن ساختمان ها در اکسوم،شان شان،هامپی،سی جی ریا و تئو تی هو آکان نیز همانند تیم گاد حفظ شده اند اگر چه متعلق به دوره های فرهنگی متفاوتی هستند و در نقاط مختلفی در دنیا قرار دارند.آنها نماینگر سرمایه ای هستند با ارزش به بشر معاصر هستند و چنین به نظر رسد که بشر کنونی از ارزش آثار باستانی آگاه شده است و می داند که از بین رفتن آنها فقدان غیر قابل جبرانی برای همه خواهد بود.

در مقطعی معین در تاریخ زندگی بشر هر یک از این شهرها شاهد جریان خاصی اززندگی بود که شاهد فعالیت ها،منابع،اعتقادات و نحوه اداره و تشکیلات جمعیت انسانها بوده است.پس این وظیفه جامعه بین الملل است که در محافظت این مکان ها و نگهداری شکل آنها بکوشد.

با وجود اینکه منابع اسنادی زمان های گذشته اصولا کمیاب هستند وجود بقایای قابل توجه مدفون درب خاک و یا در معرض دید همان ستون های یاد بود عظیم اکسوم یا معابد شان شان و خرابه های شهرهای دیگری که نامبرده شد،جمع آوری اطلاعات را در جهت غنی تر ساختن دانسته های ما درباره نحوه زندگی و کار و پرستش افراد در گذشته امکان پذیر می سازد.از این اطلاعات باید حراست شود.کاری که زیاد هم ساده نیست.کشوری که در آن مکانی باستانی به وسعت صدها هکتار و حتی (درهامپی یا تئو تی هو آکان)دهها کیلومتر مربع وجود دارد،مسلما با مسائل مربوط به تعمیر و نگهداری آنها روبروست.ثبت چنین آثاری در فهرست میراث جهانی از عظمت خطراتی که در برا بر این ابنیه قرار دارد می کاهد ولی آنها را کاملا از بین نمی برد.

افرادی که مسئول نگهداری میراثند ،بخوبی واقفند که به حفاظت از مکان ها غالبا به صورت فعالیتی جدا از حقایق زندگی جدید نگریسته می شود،مخصوصا مسئولان برنامه ریزی چنین دیدی دارند. در نتیجه این مجتمع های عظیم باستانی در معرض خطر انهدام قرار دارند.توسعه زیر بناها،بنا کردن ساختمان هایی جهت اقامت جهانگردان و استفاده از مکان های قدیمی برای نشان دادن آنها به عموم بدون انجام دادن اقدامات احتیاطی ،همگی خطراتی هستند که مقابله با آنها برای مامور حفاظت ملی یک کشور مشکل است.تهدید مداوم دزدی قانون شکنانی که در جستجوی گنج هستند و پژوهشگران دروغین بی رحم،مخصوصا در مکانهایی که در محوطه هایی وسیع قرار گرفتنه اند و نظارت بر آنها مشکل است ،نیز به مشکلات فوق می افزاید.

قرار گرفتن مکانی در فهرست میراث جهانی گاهی ممکن است باری بر دوش تصمیم گیرندگان بگذارد، چون نیاز به احترام گذاردن به معیارهایی که طبقه بندی میراث بر اساس آنها صورت می گیرد از طرف نیروی اخلاقی جامعه بین الملل حمایت می شود.با وجود این موارد متععدی وجود دارد که در آن مامورین حفاظت و افرادی که مسئول توسعه و برنامه ریزی هستند(مانند شهرسازان ،معماران و مسئولین توریسم) صمیمانه با هم تلاش می کنند تا میراث باستانی را حفاظت کرده،راه حل هایی برای مسایل پیچیده ای که در اثر نیاز به محافظت کردن از آثار باستانی ایجاد شده اند پیدا کنند.نمونه مورد نظر مکان باستانی کارتاژ است،چون علی رغم مبالغ زیادی که در بازار برای اجناس آن پرداخت می شود ایجاد پارک باستان شناسی و یک منطقه آزاد ساختمانی در آن مکان امکان پذیر است و بدینطریق توانسته اند از ساختار اساسی لازم برای شناخت توسعه شهرهای باستانی حراست کنند.

در بین خدماتی که خود مسئول حفاظت از میراث هستند نیز ممکن است مشکل دیگری ظهور کند و آن زمانی است که با هدف قابل قبول افزایش اطلاعات مجبورند اقدام به حفاری هایی در منطقه ای باستانی و کشف نشده کنند.واضح است که اگر بقایا مدفون بمانند از امنیت بیشتری برخوردارند ولی زمانیکه بخش عمده ای از آثار کشف نشده باشد روش نمونه برداری چینه شناسی،که مثلا برای تعیین تاریخ قدمت زمین ضروری است کمترین صدمه را وارد خواهد آورد.

موضوع دیگری که در بین متخصصین مطرح است این است که تا چه حد می توان در بازسازی و مرمت آثار پیش رفت تا بتوان آنها را به مردم عرضه کرد.مشکلاتی که در رابطه با مکانهایی با ویژگی هایی استثنایی که قرار گرفتن آنها را در فهرست میراث جهانی را توجیه کرده است پیش آمده به ارزیابی نظریات و روش های جدید رهنمون می شوند.نهایتا بهترین راه برای اجرای سیاست حفاظت مکانهای باستانی آگاه کردن مردم از وجود آنها و دعوت مردم به بازدید از آنهاست.برای این منظور،مخصوصا در رابطه با جوانان،باید از وسایل ارتباط جمعی بیشتر استفاده شود.

می توانیم،در اینجا،سخنان آندره مالرو را که درباره گذشته به طور کلی گفته است نقل کنیم:اینکه ما در اصل نمی دانیم چرا به گذشته وابسته ایم ولی واقعیت اینست که وابسته ایم و امروزه همه ملل به گذشته خود وابسته اند.

نوشته مونیر بوچناکی - به نقل از انجمن بوم آورد ایران



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید