تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1431

دارالفنون، نخستین نهاد آکادمیک آسیا

در میانه سده نوزدهم، در پی جنگ‌های ایران و روس و در نتیجه مداخلات انگلستان، آن مقدار زمین،‌ تبعه و اقتدار از پیکره شاهنشاهی فرتوت ایران جدا شده بود که آن گربه کمین کرده، در جنوب آسیا شکل بگیرد. گربه‌ای که هم اکنون نیز در آستانه سده 21، چمپاته زده در شمال خلیج فارس و اقیانوس هند در پی سهم و موقعیت ویژه خود در جامعه جهانی و در عرصه بین‌المللی است.


فرهیختگان این سرزمین کهن، با پیشینه طولانی و گستره جغرافیایی وسیعی (از آسیای میانه تا خلیج فارس و از شبه قاره هند تا تمدن‌های کهن بین‌النهرین) که همچنان در دایره نفوذ فرهنگی آن قرار دارد، نخستین گام در راه همراه کردن ایران با تمدن جهانی را شکوفایی آموزش و پرورش دانسته‌اند.
پدید آمدن دارالفنون، نخستین نهاد آکادمیک آسیایی، تجسم و نماد این چالش عظیم است. جالب آن که ژاپن مشتاق پذیرش مدرنیته، تازه نزدیک به دو دهه بود که به فکر تاسیس چنین نهاد آکادمیکی افتاد. تقدیر چنین رقم زده بود که دولتمردان جوان و خودساخته‌ای که در هیات دیپلماتیک ایران به دربار تزار نیکلای روانه و در آن دیار، شگفت‌زده مظاهر تمدن اروپایی شده بودند، بانی و پی‌گیر نخستین کوشش‌ها برای ایجاد چنین نهادی در ایران شوند. امیر نظام، امیر کبیر بعدی با دیدن موسسات تمدنی دیار تزار و نیز بنیان‌های نوپای امپراتوری عثمانی که در سفر بعدی به عثمانی هنگام عقد قرارداد ارض روم با آنها روبه‌رو شده بود، انگیزه‌ای قوی یافت تا به محض رسیدن به منصب صدارت و فرصتی برای تحقق آرزوهایش و پیش از ساختن کاخ و کوشک و برج و بارو چنانکه عادت گذشتگان بود، به ایجاد دارالفنون بپردازد و شاه جوان را برانگیزد تا در محلی نزدیک به کاخ‌های سلطنتی در تهران، در فاصله میان میدان توپخانه و در خیابان الماسیه و ناصریه بنای نخستین نهاد دانشگاهی ایران را برپا دارد. نقشه بنا را میرزا رضا خان مهندس باشی (1299 _ 1203) یکی از پنج محصلی که عباس میرزا روانه فرنگ کرده بود، با الهام از پادگان ولیج Vlig طرح‌ریزی کرد و محمدتقی معمار مامور ساختن آن شد. بنای دارالفنون در اواخر سال 1266 آغاز شد و در 1267 مرحله نخست آن به پایان رسید. امیرکبیر حاکم پایتخت، بهرام میرزای معزالدوله، عموی شاه را مامور نظارت بر حسن و سرعت انجام کار کرد و خود با شوق بسیار مراحل پیشرفت کار را زیر نظر گرفت.


همزمان با آغاز بنا، امیرکبیر جان داوود خان، مترجم اول وزارت امور خارجه را برای استخدام 6 معلم به اتریش نزد فرانسوا ژوزف (1916 _ 1830) فرستاد. وی موفق شد در رشته‌های مورد نظر دولت ایران یعنی، داروسازی، معدن، پزشکی، حکمت، ریاضی و فنون نظامی (پیاده _ توپخانه و سوار نظام) طی قراردادهای جداگانه اما مشابه استادانی را به مدت 5 سال با حقوق مکفی به استخدام درآورد.


گزینش اتریش و پروس برای جذب معلم پاسخی بود در قبال رقابت خانمان‌ برانداز روس و انگلیس بر سر نفوذ در ایران و اتکا به نیروی سومی در سیاست خارجه تا موازنه قوا را به نفع ایران حفظ کند. قراردادها، در برگیرنده نکاتی بود که هوشیاری حکومت ایران را در برابر امر خطیر و حساسیت‌برانگیز جذب مدرنیته به نحوی که هویت و غرور ملی ایرانیان خدشه‌دار نشود، نمایان می‌ساخت. از جمله همه این آموزگاران متعهد بودند در صورت بروز هر نوع ناخشنودی، شکایت و نارضایتی خود را فقط و فقط با اعضای دولت ایران در میان بگذارند و نیز نسبت به عادات و قواعد کشور ایران احترام و دقت لازم را مبذول دارند. شاه جوان بیمناک از آشنایی جوانان با افکار سیاسی اروپاییان بیشتر خواهان آن بود که این موسسه جدید‌التاسیس که آن زمان گاه به تقلید مکتب سلطانی استانبول، مکتب‌خانه پادشاهی و گاه مدرسه نظامی یا نظامیه و زمانی تعلیم خانه نامیده می‌شد به آموزش فنون نظامی و پزشکی و داروسازی آن هم در خدمت اهداف نظامی باشد. اما بر خلاف میل شاه مکتب‌خانه پادشاهی و دارالفنون شد و حوزه آموزش مناسبی فراتر از اهداف شاه، افق‌های وسیعی را در برابر نسلی از جوانان ایران گشود. نخستین معلمان مدرسه ادوارد یاکوب پولاک Edward Jacobpolog در طب ذاتیه Zatiee و بعدها ملکم‌خان و بهلر فرانسوی در هندسه، کرشیش Krezis تاریخ و جغرافیا و حساب و هندسه و فنون توپخانه، چارنوتا Charntta، فوکاتی Focatti شیمی و داروسازی، نمیر Nemir فنون نظامی و ... تدریس می‌کرد. شاگردان برجسته این گروه بنیانگذاران دانش‌های نوین در ایران شدند از جمله میرزا کاظم محلاتی برجسته‌ترین محصل فوکاتی که پایه‌گذار علم شیمی در ایران شد. این معلمان همچنین با تدوین جزوه‌های درسی ویژه، نخستین تدوین‌کنندگان کتاب‌های درسی به روش نوین محسوب می‌شوند.


اما شمشیر دودم قدرت در ایران، که از سده‌های پیشین دولتمردان پرقدرت را، قربانی نگرانی شاه از تجدید قوای خود می‌کرد، امیرکبیر را در 25 محرم 1268 چند روزی پیش از گشایش دارالفنون از صحنه حذف کرد و امیر آرزوی گشایش دارالفنون را به گور برد.
از آنجایی که طرف قرارداد مدرسان دارالفنون، جان داوود خان بود، دارالفنون نخست‌وزیر زیر نظر این وزارتخانه اداره می‌شد، نام‌نویسی از داوطلبان نیز زیر نظر محمدعلی خان شیرازی وزیر خارجه وقت صورت گرفت. دارالفنون با 150 داوطلب تحصیل در ربیع‌الاول 1268 آغاز به کار کرد. ساخت دارالفنون به طور کامل در ربیع‌الاول 1269 پایان پذیرفت. بنایی که اکنون کاملا از بین رفته اینگونه توصیف شده است:
بر چهار طرف دارالفنون پنجاه اتاق که قسمتی از دیوارهای آن به گچ‌بری‌ها و نقش‌ها و تذهیب‌‌ بدیع آراسته بود، ساخته شد. این اتاق‌ها همسان و هم اندازه بود، هر یک چهار متر درازا و چهار متر پهنا داشت. جلو اتاق‌ها ایوان بود. میان حیاط دارالفنون حوض بزرگی ساخته و پیرامونش کرت‌هایی که در آنها درختان میوه از قبیل زردآلو و توت و شاه‌توت نشانده بودند. این کرت‌ها به وسیله خیابان‌های کوتاهی که با آجرهای معروف به قزاقی فرش شده بود از هم جدا می‌شد از فواره حوض آب قنات معروف به آب شاه که صاف‌ترین و گواراترین آب‌های آشامیدنی تهران بود از مجرای زیر زمینی به حوض جریان داشت و شاگردان برای رفع تشنگی از آن استفاه می‌کردند. در ضلع شرقی، پشت کلاس‌ها، چند مغازه ساخته شده بود و بر بالای مغازه‌‌ها چند اتاق بنا شده بود که سال‌ها محل وزارت علوم و معارف بود. در ضلع شمالی محوطه‌ای وسیع و چند اتاق کوچک و بزرگ بود که به قسمت نظام و موزیک اختصاص داشت. بعدها معلوم شد که مدرسه به اتاق‌های دیگر نیازمند است. وزیر علوم در صدد تدارک برآمد، اما صاحبان مستقلات مجاور به فروختن آنها جهت توسعه مدرسه رضا نمی‌شدند. در نیمه اول 1304 قمری برابر با 1266 شمسی منیرالملک وزیر علوم با همراهی امین‌السلطان که در آن هنگام وزیر مالیه بود این کار را فیصله بخشید و پس از خرید مستقلات چند اتاق و تالاری بزرگ بنا کرد.


در دارالفنون نخست به خیابان باب همایون باز می‌شد و در سال 1292 قمری _ 1259 شمی بنا به مصلحتی، این در مسدود و در تازه به خیابان ناصریه باز شد.
به شاگردان، ناهار، دو دست لباس و کمک هزینه داده می‌شد. در مسجد مدرسه نماز ظهر به جماعت برگزار می‌شد. در سراسر ماه رمضان مدرسه تعطیل بود و شاگردان روزه‌دار به مرور درس‌های گذشته می‌پرداختند.
بودجه مدرسه از خزانه سلطنتی و بخشی نیز از اعتبارات مخصوص نظام تعیین می‌شد که گاه به سبب کارشکنی‌ها با تاخیر پرداخت می‌شد.
در دارالفنون سه زبان فرانسه، انگلیسی و روسی تدریس می‌شد، اما شاگردان عموما به آموختن فرانسه اقبال بیشتری نشان می‌دادند. از همین رو استادان و شاگردان دارالفنون از ارکان اصلی نوعی نهضت ترجمه در دوره قاجار شدند.


بی‌اعتنایی شاه به مدرسه باعث شد آن شکوه و اهمیت نخستین مدرسه از حدود 1275 به بعد از بین برود و حال و هوای دیگری به فضای دارالفنون چیره شود. در همین روزگار شاگردان مدرسه در جنبش مشروطیت و در مقاومت‌های مردمی در برابر بازگشت محمد علی میرزا و استبداد نقشی اساسی داشتند.
توسعه دارالفنون با ایجاد بناها و تاسیسات جانبی در همین سال‌ها صورت گرفت و دارالفنون از یک آکادمی نظامی سلطنتی به (نخستین مدرسه آموزش عالی به سبک جدید در ایران) تبدیل شد.


به زودی کلاس‌های دست چپ حیاط، مدرسه، دبیرستان نظام و سپس دانشگاه جنگ شد، سالن کتابخانه مدرسه که وجوه جمع‌آوری شده برای برپایی مجسمه امیرکبیر، صرف غنی ساختن آن شده بود در 1280 توسط اعتضادالسلطنه گشایش یافت. همین مجموعه در زمان محمودخان علاءالملک به جای مستقلی منتقل و اساس کتابخانه ملی شد. چنانکه هم اکنون نیز برخی تالیفات خطی و چاپی معلمان اروپایی دارالفنون در کتابخانه ملی محفوظ است. تالار موقت دارالمعلمین دارالفنون که در زمان میرزا ابراهیم خان حکیم‌الملک وزیر علوم 1329 بنا شده بود، بعدها هنگام تهدید مشروطیت و شایعه بازگشت محمدعلی میرزا محل برگزاری سلسله سخنرانی‌های درباره مشروطیت ایتالیا، سوییس، فرانسه و اتریش شد. همین تالار بعدها به موسسه آموزش عالی مستقلی تبدیل شد که عهده‌دار تربیت معلم بود و سال‌های بعد کاربری آن به دانش‌سرای عالی تفسیر کرد.
در ضلع شمال شرقی دارالفنون تالار تئاتری ساخته شد که زیر نظر مزین‌الدوله نخستین نمایشنامه‌های به سیاق درام اروپایی در آن اجرا می‌شد. عکاسخانه مجهز مدرسه که در 1306 مظفرالدین شاه در آن بر صندلی، مقابل مدیر آن عبدالله میرزا نشست تا عکس او را بردارد، نسلی از نخستین عکاسان ایران را پرورش داد.
اتاق نقاشی دارالنفون که شاگردان چون کمال‌الملک و اسماعیل جلایر را پرورده بود نطفه مدرسه صنایع مستظرفه، متولی پرورش هنرمندان مشهور ایران شد.
در 1304 قمری ساختمان آزمایشگاه شیمی و معدنی با اجاق‌ها و کوره‌های متعدد برای ذوب فلزات در دارالفنون پایان یافت تا پرورش‌یافتگان دارالفنون در طب، داروسازی و شیمی و دیگر علوم محض در این آزمایشگاه و کلاس‌های درس مدرسه بانیان طب شدند.


کلوپ ورزشی دارالفنون با وسایل بدنسازی به کوشش مهدی ورزنده نخستین کلاس‌های ورزش سوئدی را برگزار کرد و برای گسترش مفهوم تازه‌ای از ورزش در جامعه ایرانی مفید افتاد.
بنای قدیمی دارالفنون اندک‌اندک رو به ویرانی نهاد. نامناسب بودن اتاق‌های قدیمی از نظر سرمایش و گرمایشی موجب شد در سال 1308 بنا در هم کوبیده شود و مهندس روسی نیکلای نیکلا یوویچ مارکوف که تبعیت ایران داشت. مامور طراحی و ساخت بنای جدید شد. عمارت جدید پس از 5 سال در سوم مهر 1313 همزمان با گشایش دانشگاه تهران توسط علی‌اصغر حکمت افتتاح شد. ساختمان حاضر، همین بنای هفتاد سال پیش است که نجات و بازسازی آن ضمن حفظ یکی از مهم‌ترین یادمان‌های تاریخ معاصر، انگیزه‌ای خواهد شد در پژوهش درباره دبیرستان دارالفنون و نقش برجسته شاگردان آن در تاریخ معاصر که با شگفتی باید اذعان داشت بدان بسیار اندک پرداخته شده است.
حسین ادیب، از دانش آموختگان قدیمی دارالفنون، زمانی دارالفنون را به درخت انجیر معابد مانند کرده بود. درختی که هر شاخه‌اش در زمین ریشه می‌دواند و خود به درختی تناور بدل می‌شود، نگاهی به پیشینه این نخستین نهاد آموزش عالی، درستی این سخن را آشکار پیش چشم می‌آورد.

نویسندگان : مهرداد بهمنی ،افسانه منفرد ،فریدون برومندی(کارشناسان مرمت بناهای تاریخی)
خبرگزاری میراث فرهنگی

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید