تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :886

درخت در فرهنگ ایرانی

اشاره: در این نوشتار ابتدا به طور کلی به دیدگاه انسانهای کهن نسبت به عناصر طبیعت، یعنی دوران موسوم به طبیعت پرستی و جاندار پنداری، پرداخته می شود و سپس درختان اسطوره ای در متون کهن ایرانی و تحولاتی که به مرور زمان در مورد باور های ایرانیان از آن پس تا به امروز نسبت به رستنی ها روی داده است، بررسی می شوند.
***
دکتر منیژه مشیری
پانصد درم صرف افتاد در وجوه آن تا اصل آن درخت از کشمر به جعفریه بردند و شاخ ها و فروع آن بر هزار و سیصد اشتر نهادند آن روز که بیک منزلی جعفریه رسید آن شب غلامان متوکل را بکشتند و آن اصل سرو ندید و از آن برخورداری نیافت و آن بر یک منزلی جعفریه بماند تا عهدی نزدیک و در آن سال والی نیشابور که آن فرمود و هر که در آن سعی کرده بود جمله پنش از حولان حول هلاک شدند درودگر و آهنگر و شاگردان و اصحاب نظاره و ناقلان آن چوب هیچکس نماندند و این از اتفاقات عجیبه است.
سرو فریومد
و سرو فریومد عمر و بقا بیش از آن یافت تا سنه سبع و ثلاثین و خمسمائة بماند دویست و نود و یکسال پس از سرو کشمر و مدت بقای این سرو در فریومد هزار و ششصد و نود و یک سال بود پس امیر اسفهسالار ینالتکین بن خوارزمشاه فرمود تا آنرا بسوختند و حالی ضرری بوی و حشم وی نرسید ازیرا که بواسطه ی آتش در آن تصرف کردند و آن درخت زردشت آتش پرست کشته بود و ممکن بودی که اگر ببریدندی اتفاقی عجیب پدید آمدی و بعد از آن امیر ینالتکین بماند تا سنـه احدی و خمسین و خمسا ئة چهارده سال دیگر بزیست و خاصیت درخت فریومد آن بود که هر پادشاه که چشم او بر آن افتادی او را در آن سال نکبت رسیدی و عمرها این تجربه مکرر گردانیده بودند.
درخت و آیین مهر پرستی
در آیین مهر پرستی برای تولد ایزد مهر یا میترا دو روایت وجود دارد: بنا بر بعضی روایات میترا از صخره زاده شده و هنگام تولد او دو جوان چوپان حضور داشتند که در نقوش مربوط به میترا یکی از آنها در سمت راست میترا قرار دارد و دیگری سمت چپ، و هر یک مشعلی در دست دارند. نام آنهارا کوت (kot) و کوتوپات (kotopat‌) ذکر کرده‌اند. مشعل یکی رو به بالا است و طلوع خورشید را نشان می دهد و مشعل دیگری رو به پایین است و غروب خورشید را نشان می دهد (رضایی ص۸۴).
به موجب بعضی از نقوش میترا از درخت کاج زاده می شود. درخت کاج یا سرو درختی است که ویژه مهر است (بهار،۱۳۸۶ ص.،۱۹۴) است. زیرا درختی همیشه سبز و با طراوت است. در نقشی دیگر، از درخت سروی سه شاخه روییده است و از هر شاخه‌ای سری نمودار است که تجلی میترا و دو شبان است (رضایی ص ۸۵) .شاید این نقش مربوط به زمانی باشد که میترا با خورشید یکی شده است. این موضوع در نزد یونانیان در قرن نخست پیش از میلاد شناخته شده بود به طوریکه استرابون در جغرافیش می گوید که «ایرانیان… نیز خورشید را محترم می شمردند و او را میترا می نامیدند‌» (اولانسی صص ۱۶۱،۱۶۰).
در سال نو، مسیحیان درخت کاجی را به خانه می‌برند و آنرا تزیین می کنند و هدیه ی افراد را زیر آن قرار می‌دهند. به نظر چنین می آید که این یادگاری از طبیعت پرستی و مهر پرستی در دین مسیح باشد.
درخت در قرآن کریم
در قرآن کریم از درختان زیادی از جمله سدر، زیتون، نخل، انار، انجیر و انگور و ……نامبرده شده است، ولی درخت "طوبی" درختی در بهشت است که بهشتیان از سایه و میوه آن بهره مند می شوند.
در جهنم درخت زَقوم است مخصوص دوزخیان که میوه ای بسیار تلخ دارد. این درخت در قعر جهنم می‌روید و دوزخیان از میوه این درخت که بشکل سر شیاطین است می خورند.
درخت در شاهنامه
در شاهنامه از درختان زیادی به مناسبت های متفاوت نام برده می شود. از میان آنها سرو حالت مقدس دارد و نماد نامیرایی و جاودانگی است. در شاهنامه از درخت سروی که زردشت از بهشت آورده و در برابر آتشکده آذر برزین مهر در کاشمر کاشته است چنین سخن می رود:
نخست آذر مهر برزین نهاد
به کشمر نگر تا چه آیین نهاد
یکی سرو آزاده بود از بهشت
به پیش در آذر آنرا بکِشت
نبشتی بر آن زاد سرو سهی
که پذرفت گشتاسب دین بهی
گوا کرد مر سرو آزاد را
چنین گستراند خرد داد را
درخت سخن گو
در شاهنامه از درخت سخنگو که دارای بن نر و ماده است یاد می شود. هنگامی که اسکندر به آخر جهان می‌رسد با درختی سخنگو روبرو می شود و درخت آینده او را برایش پیشگویی می کند.
قسمت نر درخت به هنگام روز به سخن در می‌آید و چنین می گوید:
که چندین سکندر چه پوید به دهر
که برداشت از نیکویی هاش بهر
زشاهیش چون سال شد بر دو هفت
ز تخت بزرگی ببایدش رفت
و قسمت ماده درخت در شب چنین می گوید:
چنین داد پاسخ که این مایه شاخ
همی گوید: اندر جهان فراخ
از آز فراوان نگُنجی همی
روان را چرا بر شکنجی همی
ترا آز گرد جهان گشتن است
کس آزردن و پادشه کشتن است
نماندت ایدر فراوان درنگ
مکن کار بر خویشتن تار و تنگ
پیشگویی درخت درست در می آید و اسکندر بعد از چهارده سال می میرد. اثری از دوران "جاندار پنداری" کهن را می توان در این داستان یافت. بر طبق نظریه جاندار پنداران درختان نیز دارای روح هستند از این رو بنا بر نظر آنها عجیب نیست که درختی حرف بزند. در بعضی از جوامع دیگر نیز داستانهایی در باره درختانی سخنگو دیده می شود.
نذر کاشتن درخت
در شاهنامه رسم هایی در پیوند با درختان وجود دارد. برای مثال نذر کاشتن درخت پس از بر آورده شدن حاجت. اسفندیار به هنگامی که عازم نبرد با ارجاسب تورانی می شود از خدا می خواهد که او را در جنگ پیروز کند و او برای شکر این پیروزی درخت بکارد.
یکی دیگر از رسم های مربوط به درختان، بر گزاری مراسم جشنها در زیر درختان تنومند وسایه گستر بوده است. دراین مراسم تخت شاهان را در زیر سایه درختان تنومند می گذاشته اند..
درختی زدند از بر گاه شاه
کجا سایه گسترد بر تاج و گاه
بیامد نشست او به زرینه تخت
به سر برش ریزنده مشگ از درخت
بخاک سپردن مردگان در زیر درختان نیز از مواردی است که در شاهنامه ذکر آن رفته است. پیکر رستم در باغ به خاک سپرده می شود و اسفندیار آرزو می کند که پیکر برادرش فرشیدورد را درمکانی به خاک بسپارد که درخت سر بر آورده باشد.
آسیب زدن به درختان
صدمه زدن به درختان در شاهنامه عاقبت خوشی ندارد .فرامرز چناری را که شغاد برادر رستم برای کشتن وی در آن پنهان شده بود به کین رستم آتش می زند:
به کردار کوه آتشی برفروخت
شغاد و چنار و زمین را بسوخت
اما این کار برای فرامرز پیامد بدی دارد زیرا توسط بهمن به دار آویخته می شود و زندگیش پایانی ناگوار دارد. فریدون نیز در سوگواری فرزندش ایرج، درختان سرو را می‌سوزاند:
گلستانش برکند و سروان بسوخت
به یکبارگی چشم شادی بدوخت
فریدون در پی آن به عاقبت بدی گرفتار می شود وبینایی اش را از دست می دهد
درختان سرو و چنار ایران
از دیر باز در نقاط مختلف ایران درختان کهن سال، بویژه سرو و چنار، وجود داشته اند. در زیر به شرح بعضی از این درختان در استان یزد، قزوین و تهران پرداخته می‌شود.
درختان سرو و چنار استان یزد
سرو اَبَر کوه: از دیدنیهای کم نظیر این منطقه می‌توان از سرو کهن شهر ابر کوه نام برد. عمر این درخت به بیش از ۴۰۰۰سال می رسد. دانشمندانی از ژاپن و روسیه عمر این درخت را حتی تا ۸۰۰۰ سال تخمین زده‌اند. ارتفاع این سرو ۲۵ متر و دور تنه آن یازده و نیم متر است.(سازمان میراث فرهنگی ص.۸۸)
سرو روستای چَم: در روستای چم ۱ که در ۵ کیلومتری شمال شرقی شهر تفت واقع است، سروی به قدمت ۱۷۰۰ تا۲۰۰۰ سال وجود دارد. در کنار سرو، محفظه کوچکی مخصوص افروختن آتش دیده می شود که بر روی آن اسفند، کندر، رازیانه و لوبنloben (ماده‌ی خوشبویی که از هندوستان می آورند) دود می‌کنند. زیارتگاهی هم در کنار سرو قرار دارد که در آن مواد معطر مانند عود می سوزانند. خانم متولی این سرو که زردشتی است از این سرو نگهداری می کند. وی باور دارد که اگر با وجود بیماری هنوز می تواند از این درخت مراقبت کند از معجزات خود درخت است و از خدا خواسته است که به او عمر طولانی برای این کار بدهد تا در خدمت این سرو باشد. او به هنگام دود کردن مواد خوشبو این شعر را می خواند:
آتیش سرخ نمک شورر بترکه چشم حسود
اسفند دونه دونهر اسفند سی و سه دونه
آتیش سرخ خونهر بلای مردا دور گردونه
سرو منگاباد: سرو ۱۴۰۰ساله‌ی منگاباد درشهرستان مهریز استان یزد قرار دارد ونهمین اثر طبیعی ثبت شده در فهرست آثار ملی است. ارتفاع این درخت کهنسال تک پایه که دارای چهار شاخه اصلی و شاخه‌های فراوان فرعی است، حدود ۱۴ متر می باشد. این سرو به باور عامه مقدس است. مردم آغاز عمر آنرا دوره ساسانیان می‌‌دانند.
چنار تنگ چنار: این چنار ۱۲۰۰ ساله در تنگه ظبیعی مهریز استان یزد و از دو طرف در محاصره کوه قرار دارد. این درخت تک پایه که ۱۹مترارتفاع، ۳ مترقطر، و ۱۱شاخه ی فرعی دارد، یازدهمین اثر ثبت شده در فهرست آثار طبیعی ملی است. رشد این درخت به تازگی کند شده و در قسمت درونی تنه درخت آثاری از نوعی چوب خوار یا موریانه دیده می شود. اهالی برای این درخت احترام قائلند و معتقدند هر ۱۰۰سال یکبار این درخت خود به خود آتش می گیردو دوباره زنده می شود (اطلاعات ۱۳۹۲٫۱۲٫۶).
چنار باجگان: درشهرستان بافق استان یزد، در منطقه باجگان، درخت کهنسال چناری با ارتفاع تقریبی ۳۴ متر وجود دارد. عمر این درخت را حدود ۱۰۰۰سال تخمین می زنند و اهالی در باره آن باور های کهن تاریخی دارند(ص ۱۲۶، سازمان میراث فرهنگی وگردشگری یزد).
چنار کرخنگان: این چنار ۱۵۰۰ساله که درشهرستان خاتم استان یزد واقع است، نشانگر قدمت تمدن این منطقه و.دهمین اثر طبیعی ثبت شده در فهرست آثار ملی است. ارتفاع آن حدود ۲۰ متر و تنه اصلی آن بر اثر شکاف به ۵ فسمت تقسیم شده است. آثاری از سوختگی در وسط تنه به چشم می خورد. در نزد عامه مردم منطقه این درخت مقدس است و سعی می کنند که از آن نگهداری کنند. آنها باور دارند که این درخت هر ۱۰۰ سال یکبار خود به خود آتش می گیرد و باز زنده می شود.
چنار اسلامیه (فراشاه): این چنار در روستای اسلامیه (فراشاه )در ۵کیلو متری شهرستان تفت در استان یزد واقع و با شماره ۶۸ در فهرست آثار طبیعی به ثبت رسیده است. ارتفاع این درخت۱۵۰۰ ساله ۱۴ متر و قطری حدود ۲۲ متر دارد. تنه آن تو خالی وتا مدتی به عنوان مغازه دباغی از آن استفاده می شده است.
چنار خونبار قزوین: در منطقه الموت قزوین در روستای زر آباد، کنار امامزاده علی اصغر که او را ساکنان روستا فرزند بلافصل حضرت امام موسی کاظم (ع) می‌دانند، در خت چناری است که گفته می شود در هنگام نماز صبح در روز عاشورا از شاخه های آن صمغ سرخ رنگی جاری می‌شود. اهالی معتقدند که این درخت در قبل از شهادت امام حسین(ع) در اینجا وجود داشته و عمری طولانی دارد و این خون امام است که از آن جاری می شود. بنابر اظهار نظر مسئول میراث فرهنگی این استان روی این صمغ مطالعاتی هم انجام گرفته است ولی ترکیبی از خون انسان در آن یافت نشده است. وجود این چنار موجب شده که هر ساله گردشگران داخلی و خارجی شب عاشورا به این مکان بیایند.
عده ای نیز نذر این درخت مقدس می‌کنند و حاجت می گیرند( ایرنا ۲۳ر۸ر۹۲، آخرین بازدید ۳۰ر۱۰ر۹۵). البته این شایعه جدید نیست بطوریکه در دوران شاه سلطان حسین صفوی نیز پس از آنکه شاه از این مطلب مطلع می‌شود دستور تحقیق در مورد این درخت را صادر می کند. در کتبی نیز در مورد خصوصیت این درخت مطالبی آمده است (منبع سایت آفتاب، سید جمشید سلیمی، آخرین باز دید۳۰ر ۱۰ر ۹۵). بعضی می‌گویند که گونه‌ای از درخت چنار دارای صمغی سرخرنگ است و در تمام ایام سال این صمغ از آن ترشح می شود. بهر حال پی بردن به واقعیت این پدیده نیازمند پژوهش های دقیق علمی است.
چنار خونبار قزوین: در منطقه الموت قزوین در روستای زر آباد، کنار امامزاده علی اصغر که او را ساکنان روستا فرزند بلافصل حضرت امام موسی کاظم (ع) می دانند، در خت چناری است که گفته می شود در هنگام نماز صبح در روز عاشورا از شاخه های آن صمغ سرخ رنگی جاری
می شود. اهالی معتقدند که این درخت در قبل از شهادت امام حسین(ع) در اینجا وجود داشته و عمری طولانی دارد و این خون امام است که از آن جاری می شود. بنابر اظهار نظر مسئول میراث فرهنگی این استان روی این صمغ مطالعاتی هم انجام گرفته است ولی ترکیبی از خون انسان در آن یافت نشده است. وجود این چنار موجب شده که هر ساله گردشگران داخلی و خارجی شب عاشورا به این مکان بیایند. عده ای نیز نذر این درخت مقدس می کنند و حاجت می گیرند( ایرنا ۲۳ر۸ر۹۲، آخرین بازدید ۳۰ر۱۰ر۹۵). البته این شایعه جدید نیست بطوریکه در دوران شاه سلطان حسین صفوی نیز پس از آنکه شاه از این مطلب مطلع می شود دستور تحقیق در مورد این درخت را صادر می کند. در کتبی نیز در مورد خصوصیت این درخت مطالبی آمده است (منبع سایت آفتاب، سید جمشید سلیمی، آخرین باز دید۳۰ر ۱۰ر ۹۵). بعضی می گویند که گونه ای از درخت چنار دارای صمغی سرخرنگ است و در تمام ایام سال این صمغ از آن ترشح
می شود. بهر حال پی بردن به واقعیت این پدیده نیازمند پژوهش های دقیق علمی است.
درختان کهنسال تهران و تجریش: یکی از درختان کهنسال تهران «هفت چنار» است. این درخت چنار تنومند در غرب تهران در محله ای به همین نام قرار دارد. تنه این درخت در نزدیک زمین هفت شاخه داشته است؛ به سخن دیگر هفت شاخه، یک تنه و یک ریشه مشترک داشته اند. مردم در قدیم در دیوار کنار این درخت طاقچه ای ایجاد کرده بودند و شمع نذر خود را برای این درخت در این مکان روشن می کردند.
«امامزاده چنار» تجریش، یکی دیگر از درختان کهنسال و مقدس، در گورستان قدیم تجریش واقع بوده است. البته امروزه این درخت وجود ندارد. مردم برای زیارت این درخت، مانند سایر امامزاده ها ،در شب و روز جمعه می رفتند.
یک درخت کهنسال دیگر تهران، چنار صحن امامزاده ناصرالدین در محله «پاچنار» است.
درخت «چنار خونبار محله پامنار» تهران در منزل یک روحانی بوده است. می گویند اگر کسی پوسته این درخت را خراش می داد از آن صمغ قرمز رنگی بیرون می آمد. چنین اعتقاد داشته اندکه در روز عاشورا این صمغ از درخت جاری می شده و به همین جهت به چنار خونبار معروف بوده است.
درخت چنار دیگری به نام «چنار عباسعلی» یا پنجعلی در منطقه ارگ شاهی تهران در زمان ناصرالدین شاه در اندرون، در کنار مظهر قنات مهرگرد قرار داشته است. زنان حرم برای آن نذر می کردند و در کنار آن آش نذری و حلوا و امثال آن می پختند. بعدها این درخت را کف بُر کردند.
در بیشتر محله های مختلف تهران ردی از این درختان مقدس را می توان یافت. چنار های کَن، باغ فیض، مرادآباد، پونک، حصارک، که بعضی از آنها در کنار حسینیه هایی وجود دارند یا وقف آنها می باشند، از این جمله اند. درخت چنار کهن دیگری نیز در منطقه زرگنده شمیران بوده که مردم به آن متوسل می شدند و از آن حاجت می خواستند. به آن دخیل می ببستند و برای آن نذر می کردند.
باورهای کنونی در باره درختان: بعضی از باورهای کهن در مورد درختان به امروز رسیده و بین مردم هنوز رایج اند و پاره ای دیگر یا کمرنگ شده و یا بکلی فراموش شده اند.
نذر و حاجت خواستن از درختان
همانطور که در پیش گفته شد در بعضی از مناطق ایران مردم درختان خاصی را مقدس و برآورنده حاجات می دانستند. هنوز عده ای به این مطلب که ردپایی از اعتقادات کهن طبیعت پرستی می باشد، باور دارند. این درختان بیشتر در نزدیکی مکان هایی مانند مساجد، امامزاده ها ،تکیه ها و یا پرستشگاه هایی که امروزه دیگر اثری از آنها باقی نیست، قرار دارند.
حاجت مندان به این درختان دخیل،که عبارت از نخ و یا ریسمان نازکی است، می بندند و بدینوسیله برای آن درخت نذر می کنند تا حاجتشان را بدهد. بعضی برای بر آورده شدن حاجاتشان در پای این درختان در ایام خاصی مانند شب های جمعه شمع روشن می کنند تا زمانی که حاجتشان بر آورده شود. معمولا در باره معجزات بعضی از این درختان و حاجت هایی که روا کرده اند اهالی ان منطقه ها داستان هایی نیز نقل می کنند.
درخت و دیدن ماه نو در آسمان
در بین بعضی از مردم این عادت وجود دارد که به هنگام رؤیت ماه نو در آسمان چشمشان را می بندند و برای میمنت و تبرک روزهای آن ماه، پس از باز کردن چشم، به یک درخت و یا گلی زیبا نظر می اندازند.
بریدن درخت
به طور کلی در نزد مردم بعضی از مناطق ایران بریدن درخت، به ویژه درختانی مانند توت سفید و گردو و امثال آن کراهت دارد و کسی که مرتکب این کار شود اثر بد آن به شکلی پا پیچ و دامنگیر خود و یا فرزندانش خواهد شد، مگر اینکه درخت از قبل و به طور طبیعی خشک شده باشد. حتی در بعضی نقاط از سر نوشت آدمهایی که درختانی را بریده اند و به مصیبت هایی گرفتار شده اند داستان هایی نیز سینه به سینه نقل می شود. به باور این افراد «درخت افکن بود کم زندگانی ». این گفته بر گرفته از ابیات حکیمانه ی نظامی گنجوی شاعر بلند آوازه ی ایران است که می گوید:
از آن جنبش که در نشو نبات است
درختان را و مرغان را حیات است
درخت افکن بود کم زندگانی
به درویشی کند نخجیر بانی
از آن فرمود آن دهقان قُمرود
که کُشتن دیر باید، کاشتن زود
ضامن درختان بی ثمر شدن
در بین بعضی از مردم باوری در مورد درختانی که یا اصلا بار نمی دهند یا کم بار هستند وجود دارد. رسم اینگونه است که بزرگ خانواده در غروب
چهارشنبه سوری با تبر و داس به سراغ این درخت می رود و به قصد بریدن، اره یا تبر را به بدنه آن می گذارد و می گوید که می خواهد آن را ببرد. یکی از افراد خانواده که همراه اوست ضامن درخت می شود و می گوید:
«این را نبر. من ضمانت می دهم این درخت سال جدید بار زیادی بدهد». این جملات توسط این دو نفر چند بار تکرار می شود و بزرگ خانواده وانمود می کند که بخاطر ضمانت آن شخص از بریدن درخت منصرف شده است. اعتقاد بر این است که این درخت سال بعد بار زیادی می دهد.
به غیر از باورهای بالا، بعضی رستنی ها برای مردم کاربرد های متعددی دارند، مانند گل ختمی و گزنه و امثال آنها که استفاده درمانی دارند. بعضی مانند اسفند که برای ضد عفونی کردن و یا دفع چشم زخم بکار می رود. بطور کلی امروزه رویکرد به داروهای گیاهی رو به رشد است.
خوابیدن زیر درخت گردو
در بعضی از نقاط استان مرکزی روستاییان شب خوابیدن زیر درخت گردو را سنگین می دانند و معتقدند که اجنه شب ها در درخت گردو ساکن
می شوند وحتی ممکن است باعث مرگ افرادی که زیر درخت گردو خوابیده اند به ویژه کودکان، شوند. این گفته از نظر گیاه شناسی می تواند دلیل علمی
داشته باشد.
تمام درختان به هنگام شب گاز کربنیک هوا را می گیرند و اکسیژن تولید می کنند ولی گردو بر عکس عمل می کند. چون شب هنگام در اطراف و زیر درخت گردو گاز کربنیک تولید شده توسط گیاه فراوان است امکان دارد شخصی که زیر درخت گردو می خوابد دچار کمبود اکسیژن شود.
اهمیت درخت سرو
مردم دورانهای باستان درخت سرو را بخاطر بی‌خزانی و سبزی چهار فصلش جاودانه و بیمرگ می پنداشتند.
در سرزمین ایران،مردمان هر دوره مطابق با طرز تفکر خود، از درخت سرو تعبیری داشتند.
در حجاری هایی که در پلکان شرقی کاخ آپادانا است درخت سرو را در کنار سربازان هخامنشی می‌بینیم. در اطراف کاشان سنگ قبر هایی پیدا شده اند که بر روی آنها تصویر سرو حک شده است.
در فرهنگ شیعه درخت سرو نماد حضرت ابوالفضل (ع) و همچنین نماد آزادگی حضرت
امام حسین(ع) است. دیواره دو سمت نخلی که در روز عاشورا در نقاط مختلف ایران طی مراسمی می گردانند و مردم برای بر آوردن حاجات خود در پای آن قربانی می کنند بشکل درخت سرو است.لازم به ذکر است که این نخل را نماد تابوت حضرت امام حسین (ع) و شهدای کربلا می دانند.۱۱
در مورد طرح بته جقه ای نیز که در حال حاضر نقش آن در پاره ای از آثار هنری ، از جمله قالی وجود دارد، نظریاتی ابراز شده است. بعضی آنرا سرو سر کج می دانند و روایاتی در مورد آن نقل می کنند.
در ادبیات فارسی سرو نماد آزادگی و نداشتن تعلق خاطر به جهان مادی است. همچنین سرو را نماد ایستادگی و استقامت می دانند.
با بررسی باورهای مربوط به رستنی ها در این سرزمین، از دوران کهن تا به امروز، می توان به یک نتیجه کلی رسید. این باورها را چه اسطوره چه افسانه و چه خرافات بدانیم، یک اصل انکار نا پذیر، بدون تردید، در همه آنها مشترک است و آن اینکه نیاکان ما دوستدار طبیعت بودند، قدر نعمت های طبیعت را می دانستند و مانند بشر امروزی طبیعت ستیز نبودند. با مهربانی با طبیعت رفتار می کردند و از زندگی در کنار آن
لذت می بردند.
کاش پاره ای از ارزش های آنها از نو زنده
می شد. برای مثال چه خوب بود که امروزه نیز نذر کنندگان، نیت می کردند که پس از بر آورده شدن حاجتشان درختی بکارند و یا اینکه قدر درختان را بیشتر بدانند وکمتر به تخریب جنگلها و باغهای درون شهری برای ساخت و ساز غیر ضروری بپردازند.
-----------
یادداشت ها
(۱۱) شاید ارتباط نام نخل از این جهت باشد که تابوت بنا بر شرایط اقلیمی مکان واقعه عاشورا از چوب خرما درست می شده است. روایتی نیز هست که در روز عاشورا پیکر حضرت امام حسین (ع) را بر روی شاخه های درخت نخل حمل کرده اند.
سر چشمه های فارسی
اولانسی، دیوید، پژوهشی نو در میترا پرستی، ترجمه و تحقیق مریم امینی، نشر چشمه تهران .
بهار ، مهرداد، اساطیر ایران ، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران ۱۳۵۲، تهران.
-، از اسطوره تا تاریخ، نشر چشمه، چاپ پنجم، ۱۳۸۶، تهران.
بهزادی رقیه ، بندهش هندی ،(تصحیح و ترجمه)، موسسه ی مطالعات و تحقیقات فرهنگی ، ۱۳۶۸، تهران.
بیهقی، ابوالحسن علی بن زید، معروف به ابن فندق، تاریخ بیهق، احمد بهمنیار، فروغی، ۱۳۰۸ تهران.
پورداود، ابراهیم، یشت ها ج.۱و۲، طهوری ، ۱۳۴۷، تهران.
تفضلی ، احمد ، مینوی خرد، چاپ چهارم ۱۳۸۵ انتشارات طوس، تهران.
خواجه نظام الملک طوسی، ابو علی حسن، سیرالملوک (سیاست نامه)، به اهتمام هیوبرت دارک، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ هفتم ۱۳۸۳، تهران.
راشد محصل ، محمد تقی (مترجم)، گزیده های زاداسپرم ،مو سسه ی مطالعات و تحقیقات فرهنگی ،۱۳۶۶ تهران.
رضایی، عبدالعظیم،اصل و نسب و دین های ایرانیان باستان، چاپ هشتم، انتشارات دُر، تهران، ۱۳۸۵
فردوسی، ابوالقاسم: شاهنامه،
فَرنبَغ دادگی، بُندَهِش، گزارنده مهرداد بهار،انتشارات توس، چاپ سوم،۱۳۸۵، تهران.
فره وشی، بهرام. فرهنگ پهلوی ،انتشارات دانشگاه تهران ، چاپ دوم،۱۳۵۲، تهران.
نوابی، ماهیار: درخت آسوریک، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۶، تهران.
سر چشمه های لاتین
Bartholomae, Christian. Altiranische Worterbuch,
Reichelt, Hans: Avesta Reader, Strassburg ,1911, Walter de Gruyter, & Co. Berlin, 1968.
www.attarishafa.comرfaرuseful -linksر
منبع روزنامه اطلاعات

موضوعات مرتبط : محیط زیست    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید