تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :824

روزی از روزها

متن ذیل به مناسبت روز معمار تهیه شده بود که متاسفانه فرصت نشده بود تاکنون به آن پرداخته شود.

سوم اردیبهشت که گذشت اگرچه روز، ولی «روز معمار» بود. روز کسانی که خیاطان زندگی و روز کسانی که خالق پوست سوم انسان هستند، اگر که تن پوش آنها پوست دومشان باشد. اینچنین روزی روز کسانی است که کارشان آفرینش در تداوم آفرینش معمار بزرگ عالم هستی است. اگرچه این استعداد به اذن همان خالق هستی در او به ودیعت نهاده شده است.

«روز معمار» روز کسانی است که خشت و گل و چوب و سنگ ها را درهم می تنند و از آن بیتوته می سازند تا آدم هبوط داده شده به این ودای ناایمن، از گزند طبیعت درامان بوده و در فراغت ها نای و ناله فراقت ها از آن رفیق اعلی را در ن یجان بدمد و از جدایی ها شکایت بکند.

«روز معمار» روز کسانی است که البته مادر همه هنرهایند. روز کسانی که بسترها ساخته و می سازند تا نقاشان، تندیس سازان، زینت کاران، موسیقی دانان، سینماگران و همه نقش آفرینان بر در و دیوار این بستر و یا در زیر آسمانه اش نقش ها بیافرینند و ببالند و به عالم و آدم فخر بفروشند و به اوج رسند تا چهره خود و نقش و نگارشان زینت بخش صفحات هنری و فرهنگی هر روزه روزنامه های «شرق» و غرب باشد!؟

و روزی هم که اتفاقی از این صفحات غایب و آن روز هم « روز معمار» باشد، تمام صفحات آن روزنامه ویژه بحث «آقا جلال» باشد که خدایش رحمت کند. بدون کلامی و سلامی در منقبت یا رثا و یا ثنای «معمار» به مناسبت روزش!؟

فخر ما این است که افتخار می کنیم از سیر تا پیاز زندگی دخترکان نازنین احساس هنرپیشه، چندین صفحه روزنامه ها را پر می کند. آنچنان که چشم آدمی از خواندن این همه بیوگرافی و نظرات مشعشعانه دو دو می زند و نفس آدمی از آن غرق شور و نشاط می شود!

گرافیست ها که تمام عمرشان را هم اگر گرافیده باشند، در ممارست دو بعد از میان این همه ابعاد بوده است ، از نام آوران و چهره های صاحب وزن و اوزان و مهمانانی همیشگی شخصیت پردازی های بخش هنری و فرهنگی روزنامه «شرق» بلکه هم غربند و چه بهتر از این؟ و ما معماران کنج عزلت که عمری است آفرینش هایمان همه ابعاد را به چالش کشیده و می کشد، فروتنانه و در سکوت حتی در « روز معمار» بیوگرافی ها و خلاقیت های اعجاب آور! این هنرمندان را هماره می خوانیم و آن را از بر می کنیم تا مگر غبطه خوریم و از اینکه از هیچ کدام این هنروران!نیستیم عبرت بگیریم. در این میان کارگردانان و هنرپیشگان و ستارگان البته تاج سر ما هستند. چراکه اصولا هنر یعنی هنرپیشه آن هم از نوع چشم سبز و موی بلند تا شانه! و کارگردان سینما وقتی تهیه کننده و از اینها مهمتر و هنرمندتر البته نوع خارجی و هالیوودی اش!ما این طور فهمیده ایم، زندگی اصولا بدون کارگردان و هنرپیشه و آن هم هنرپیشه ای که نان چشمان نازو موی بلند طنازش را می خورد، پوچ و بی معنی و اساسا غیر ممکن است!؟

می شود انسان در غار زندگی کند و اگر غاری نبود، روی زمین صاف دراز بکشد و لحافش هم آسمان صاف باشد. می شود نه خشت و گل و چوب و سنگ و نه در و دیوار و نه خانه و کاشانه و نه بیتوته ای نه بنایی و نه شهری باشد. اصولا می شود بدون « معمار» و دستاوردهای معماری زیست و روزگار به شادخواری و شادکامی و سعادتمندی گذراند و رستگار هم شد!تا معماران بروند و کشکشان را بسازبند! ولیکن بی هنر پیشه و ستاره سینما و کارگردان اینچنین زندگانی میسورنمی افتد! تا بوده همین بوده، لابد بعد از این هم چنین بادا.

در روزگار شاه بدکنشت، روی جلد اکثر مجلات و میان صفحات اکثر روزنامه ها بحث گوگوش بود و داریوش و مهوش و از این قبیل که نخبه مباحث بودند و اینها مثل اعلای هنر و هنرمندی . و اکنون در این روزگار غریب نیز روی جلد اکثر مجلات و وسط روزنامه ها از « شرق» گرفته تا غرب، البته به نوع اسلامی این مصادیق اختصاص دارند!؟و چه بهتر از این؟ فیلمسازی و هنرپیشگی نخبه همه هنرها و مثل اعلای همه خلاقیت ها هستند!

«روز معمار» روز کسانی است که این همه را می بینند و دم فرو می بندند همچنان اما، خشت بر خشت نهاده و ماله بر آن می کشند، آسمانه اش را می سازند، در و پیکرش می سازند و پنجره ای بر آن و رو به درختی کهنسال، سایه دار و سایه ساز و نهری جاری بر زیر آن و آسمانی آبی در بالای آن. حوضی هشت گوش در حیاطش مملو از ماهی قرمز که شمعدانی های پرگل قرمز دور آن چیده شده و به آفتاب هرصبح سلامی دوباره می دهند.

با سردابه ای خنک تا باشندگان جغرافیاهای داغ در آن خنک بیاسایند و در هرجا که سخن از برف و سرمای جانسوز است، با قطعه هیزمی در بخاری دیواری اش گرمای جانبخش داشته باشد و لختی لمیدن در کناره گرم و مطبوع آنو روزنامه « شرق» به دست گرفتن و از سیر تا پیاز « لیلا حاتمی» را درباره « علی مصفا» خواندن و کیف کردن و در روز معمار از سیر تا پیاز فلسفه صدرایی و استادش آقا جلال آشتیانی رحمت الله علیه را. «روز معمار» روز کسانی است که این همه را می بیند، لیک همچنان میدان نقش جهان می سازد تا میراث نوع بشر باشد. خدای خانه ها را با گنبدهای رفیع و ماذنه ها و برج های ناقوس سربه فلک کشیده اش تا مردمان در آن ذکر خداگویند و تسبیح آفرینش. چه بسیار بازارها می سازند که هر روز مردمان با زنبیلی از آن می گذرند. سراها و سراچه ها را می سازند و دولت سراها و ملت سراها، دیوان خانه ها را چه بسیار کوشک ها، برج های رفیع، قصرهای باشکوه، موزه های پر ز آواز سکوت تاریخ ، باشگاه ها، دانشگاه ها، نمایشگاه ها  و زایشگاه ها را !

کوی و برزن و شهرهای پرآوازه را و بالاخره « تمدن» را که سکوی پرش انسان از خاک به افلاک است. « روز معمار» روز همه کس الا خود « معمار » بر همگان مبارک باد.

 

 تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

موضوعات مرتبط : روز معمار    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید