Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :689

روزی برای معماران

به لحاظ علاقه بسیاری که به کندوکاو و شناخت تاریخ و هویت غنی و پرافتخار سرزمینم داشتم، پیوند خود را با این عرصه بی انتها با شرکت در کنکور رشته انسانی برقرار کردم و سال 1383 به عنوان دانشجوی تاریخ وارد دانشگاه تهران شدم.

 18

 تحصیل در رشته تاریخ انتخاب اولم بود. تاریخ برای من بهترین راهنما جهت پاسخگویی به سوالات بیشماری بود که در ذهن داشتم و به آن چه که می خواستم نزدیکم نمود. اعتقاد و بالیدن به فرهنگ خودی- به فرهنگی که  به جنبه های انسانی تاریخ ما می پردازد و هویت مدارست و ما را با میراثی که بدست ما رسیده آشنا می کند و ما را مجاب می کند از این میراث به خوبی پاسداری کنیم.

 اما برای من ملموس ترین معنا هویت تا تاریخ و فرهنگ و عشق و علاقه و فداکاری افرادی است که در گذرگاه زمان با تمام وجود در راستای اعتلای میهن عزیزمان گام برداشتند.

هنوز هم در مورد تعریففرهنگ خودی سوال هایی دارم و یکی از هدف های زندگیم تعمق در این مورد است. من مطمئن نیستم که این جمله کیست، اما فکر می کنم جمله شکسپیر است که می گوید سعی کنید آنچه را که دوست دارید به دست آورید و گرنه مجبور می شوید آن چه راا که به دست آورده اید دوست داشته باشید.

حضور در کلاس های درس دانشگاه کم و بیش توانسته که گوشه ای از تصورات اولیه ام را پاسخ دهد از محضر هر یک از استادان دانشگاه تهرا در رشته تاریخ دانشی آموخته ام اما بعضی از استادان در پیدایش تصور ذهنی و برداشتم از علم تاریخ موثر بوده اند. بزرگترین شانس من در اابتدای ورود به دانشگاه تهران آشنایی با استاد محمد ابراهیم باستانی باریزی بود که تا این لحظه با راهنمایی ایشان به آن چیزی که می خواستم نزدیک شده ام و جواب خیلی از سوالات خود را پیدا کرده امو یا بهتر بگویم با ارشاد استاد سوالات زیادی با محوریت مفاهیم تاریخی در ذهنم ایجاد شده که ذهنم مدام در حال مرور این نادانسته ها به امید یافتن پاسخ است.

دانشگاه تهران محل مناسبی برای تربیت محققان پر شور در رشته های علوم انسانی به ویژه تاریخ است اما از آنجایی که پتانسیل های بالقوه بازار کاردر جامعه برای جذب فارغ التحصیلان این گونه رشته ها محدود است. همانند سایر رشته های مشابه پیدا نکردن شغل مناسب و مرتبط با رشته تاریخ بعد از اتمام دروس قدر مسلم بزرگترین مشکل پیش روی دانشجویان این رشته هاست.

مراکز عمده جذب فارغ التحصیلان تاریخ در سازمان صدا و سیما میراث فرهنگ، موزه ها و وزارت خانه ها، سفارت خانه ها و تدریس در مراکز آکادمیک و تدریس در مقاطع دبیرستان و راهنمایی است البته تدریس در دانشگاه به نظر من نهایت رضایت شغلی را برای یک دانش آموخته موفق در رشته تاریخ فراهم می آورد. البته فارغ التحصیلی به معنای فراغت از تحصیل در رشته تاریخ معنا ندارد پس بهتر است بگوییم دانش آموخته و از دید من زمانی شناخت و استفاده از علم تاریخ در کشور ما به اوج می رسد که دانش آموختگان این رشته با شور و عشق و خلاقیت سعی در استفاده عملی از نتایج سودمند این رشته در جامعه داشته باشند.

 چه کسی می تواند نقش متخصصان تاریخ را در مصون ماندن کشور در مقابل تهاجم بیگانگان انکار کند. هنوز مدت زمانی از طرح موضوع مجهول خلیج عربی نگذشته بود که ده ها سند و مدرک تاریخ جمع آوری شده توسط متخصصان عظمت و استواری خلیج همیشه فارس را به رخ همه جهانیان کشید. از دید من عشق به گروه تاریخ و رشته تاریخ، دانشگاه و استادان که از محضر ایشان استفاده کرده ام باعث شده که من با آرامش بیشتر و اتلاش بیشتر به طرف جلو قدم بردارم و بخواهم تا زمانی که هستم در کنار خوبان فرزانه دانش آموزی و علم جوی کنم. از سال 83 به دنبال آشنایی با استاد باریزی در جوار استادان دیگری همچون دکتر غلامحسین زرگری نژاد و استادان دیگر گروه تاریخ قدم به قدم به هدفم نزدیکتر شده ام و فکر می کنم که استادان گروه تاریخ در عین حال که استاد هستند متواضعانه به لحاظ منش استوارشان همچون یک پدر رفتار می کرده و همیشه سعی می کنند هیچ سوالی را از طرف دانشجویان بی جواب نگذارند.

 در طی تحصیل ام در دانشگاه توجهم به موضوع معماری جلب شد با توجه به پیگیری های بیشمار پی بردم که با وجود خدمات ارزنده معماران و بناهای گرانبهایی که از ایشان برای ما به یادگار مانده هنوز روزی به نام روز معمار در تقویم وجود ندارد و با خود گفتم اگر که تمدن را زاده اندیشه می دانیم چطور می توانیم معماری را که عین اندیشه است نادیده بگیریم.

بنابراین به ذهنم رسید پیشنهاد روز معمار و معماری را به مراجع ذی ربط ارائه بدهم. از روزهای نخست تحصیل در دانشگاه و به واسطه آشنایی با مفاهیم و عظمت تاریخ توانسته بودم با گوشه هایی از ابعاد معماری آشنا شوم و به این نکته مهم پی ببرم که امروزه معماری در ایران مورد اجحاف قرار گرفته.

 سعی کردم با پیگیری این مطلب بگویم در حالی که معماری و مهندسی یکی نیستند. چه دلیل دارد که بعضی سعی می کنند این دو را یکی جلوه دهند، در حالی که پیشروی زمان از عرض تخصص ها کاسته و به عمق آن ها افزوده می شود و گسستگی این دو عرصه مشهودتر گردیده است.

مهندسی ومعماری در گذشته در یک واحد دیده می شد. این را قبول دارم. در واقع شخصی که با ساخت و ساز سروکار داشت در مورد همه موارد مربوط به ساخات با اظهارنظر می کرد اما هر چه به جلو رفتیم با پیشرفت علوم و فنون مرزهای مشخصی مابین مهندسی و معماری ترسیم شد.

مهندسی از آنجایی که بر اساس روش های تکنیکال است دائم در حال تغییر است ولی روح معماری ثابت و مستحکم است. نهایتا بی توجهی به این مسائل باعث شده که ما امروزه در ایران علی الخصوص در یکی دو دهه اخیر شاهد معماری باشیم بدون سبک و کلیت و نظریه ای مدون که قابلیت رقابت و حتی قیاس با آثار مطرح در دنیا را ندارد این موارد منجر به اینکه در نهایت نامه ای را برای شورای فرهنگ عمومی که زیر نظر شورای عالی انقلاب فرهنگی اداره می شود نوشتم و دلایل خود را برای معرفی روز پنج دی به نام روز معمار شرح دادم و نوشتم: بم گستره ایی از تاریخ با کوه هایی مرتفع وادی خاموش زمردگونه ای در دل کویر است. آرامش و صلابت ارگ بم، شاهکار معماری ایرانیان، تجلی تمام عیار تمدن ایرانی با هبوطی در برون و عروجی در درون، اینک اما زخمی تازیانه تقدیر است ... اما پس از گذشت سه سال از فاجعه پنجم دی ماه هشتاد و دو همچنان خاطره تلخ آن در اذهان مانده است.

 زلزله باعث تخریب ارگ تاریخی و کهن بم بزرگترین بنای خشتی جهان گردید و نماد شکوه و جلال تمدن کویری ایران زمین پس از دو هزار سال استواری یکباره در برابر سیزده ثانیه هجوم دهشتناک طبیعت چهره در خاک کشید و بسیاری از هموطنان را به کام مرگ فرو برد.

 شاید پیش از حادثه بسیاری تنها نامی از ارگ بم شنیده بودند و چه بسا برای بسیاری دیگر ناشناخته بود اما گویی این فاجعه تلنگری بر تمامی غفلت ها و کم توجهی ها بود و این بنا را از غربت دیرینه خویش رهانید. گمان می رود بخشی از این بی توجهی ها ناشی از عملکرد ضعیف رسانه های ملی در معرفی چنین آثاری بوده است اینک تصور می شود با توجه به تمدن پربار ایرانی و تعدد آثار بی نظیر این سرزمین غنی حداقل خدمتی که می توان در راستای حفظ چنین ارزش هایی صورت داد احیای نام این آثار با گماردن اسامی آنها در سند همیشه زنده تاریخ یعنی تقویم رسمی کشورمان است. بزرگترین بنای آجری جهان و ارگ بم بزرگترین بنای خشتی و تخت جمشید با آواره خاص جملگی نماد شوکت و بزرگی معماری سنتی ایران است.

حال جای بسی تعجب است معماری ایرانی با گذشته مقتدر خود چرا تا به امروز جایگاه راستین و شایسته خود را نیافته است. با پیوستن ایران به کنوانسیون پاسداری میراث فرهنگی انتظار می رود که هویت اصیل ایرانی خفته در خواب بیدار گردد و توانمندی های خود را بار دیگر به جهانیان عرضه دارد.

 زلزله بم بنا بر اعلام بزرگترین شرکت بیمه بین المللی خصوصی در جهان تلخ ترین و سهمگین ترین فاجعه سال دو هزار و سه مایلادی معرافی گردید. حادثه ای که در آستانه سال نو مسیح رخ داد و نقطه تلاقی احساسات بشری شد و شاید امتحان الهی برای احیای وجدانهای خفته بود و این طرح با هدف ایجا همکاری مضاعف بین نهادها و سازمان مربوطه برای هموار نمودن کاستی ها صورت پذیرفته است امید است مسئولان متعهد کشورمان توجه خاصی به این طرح مبذول فرمایند و... و با یادآوری های اینچنینی در نهایت حرف دلم را نوشتم که بهتر است روزی را به نام روز معمار در تقویم رسمی کشور ثبت کنیم.

نامه را به دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی بردم و پیگیر جواب شدم. در نهایت این شورا در پاسخ نامه ام نوشت که ضمن تشکر از حسن توجه سرکار، به اطلاع می رساند پیشنهاد مذکور در جلسه نامگذاری روزهای خاص شورای فرهنگ عمومی مطرح و مورد استفاده قرار گرفت و البته اشاره شد به اینکه پنجمدی ماه به عنوان روز ملی ایمنی در برابر زلزله نامگذاری گردید.

 اما مساله ای که وجود داشت اشاره به این مطلب در نامه شورا بود که لازمه ارائه چنین پیشنهاداتی  ارائه آن از سوی دستگاهها و سازمان های رسمی است.

یعنی در حقیقت هیچ فردی قادر به دادن چنین پیشنهاداتی نیست!... این پایان راه پیگیری های من از مراجع ذیربط نبود و من هنوز امید داشتم، به رییس جمهور نامه ای نوشتم. درقسمتی از این نامه به رییس دولت آمده است:

جناب آقای دکتر احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

اینجانب دانشجوی تاریخ دانشگاه تهران هستم و راستای احیای معماری ایرانی اسلامی طرح هایی با عناوین مروطه را با حمایت دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی به شورای نامگذاری ایام در تقویم رسمی کشور ارسال نموده ام که با دلایلی غیرمستند و غیرعلمی عودت داده شد.

مبنای طرح های مذکور تفکیک مقوله ای معماری و دانش مهندسی بوده که طرح نخست سال 83 از سوی گروه تاریخ دانشگاه تهران به سازمان ذی ربط ارسال گردید و در خرداد ماه سال 84 با ردیه ای غیرعلمی مواجه شد. بدین گونه که در پاسخ اشاره گشته بود، طرح ارسالی یعنی ثبت عنوان پاسداشت بم و ارگ کهن (بزرگترین بنای خشتی جهان) در تقویم به دلیل وجود روز جهانی موزه و میراث جهانی در 28 اردیبهشت ماه پذیرفتنی نمی باشد.

ضمن اینکه طرح بعدی را که از ترکیب عناوین معمار و معماری  با عناوین طرح نخست به شمار می رفت را نیز مردوود اعلام نمودند. با تکیه  و اشاره به این مساله که طبق آئین نام گذاری  ایام پیشنهادهای رسیده صرفا از طریق مدیران عالی دستگاه های اجرایی باید مطرح گردد و در ادامه یادآوری نموده بودند که ما وز پنجم اسفند ماه را به عنوان روز مهندس داریم واین در حالی است که هیچ دلیل عالمی بر یکی بودن این دو عرصه مجزا وجود نداشته و ندارد و جالب است بدانیم در گفتگوهایی که با صاحب نظران و متخصصین در این عرصه داشتم نه تنها ریاست سازمان نظام مهندسی کشور بلکه استادان برجسته مهندسی و معماری و صاحب نظران به این مهم اعتقاد راسخ و اذعان کامل داشتند. اما جای شگفتی است که چگونه ما معماری را که از پشتوانه ی عظیم هویتی و تاریخی برخوردار است را ارج می نهم...

البته هنوز پاسخی از دفتر رییس جمهور دریافت نرده ام نمی دان چه سرنوشتی در انتظار نامه ام در سلسله مراتب اداری است اما از دیدگاه من عدم توجه به پیشنهادهای جوانان نهایتا ممکن است منجر به جلوگیری از ارائه دیدگاه های جوانان جهت ارتقا سطح جامعه خواهاد شد و نهایتا به بنده متذکر شدند که روز 5 دی ماه به نام روز ملی ایمن در برابر زلزله تعیین شده است ... می خواهم به این نکته اشاره کنم که به شخصه روز ملی ایمن در برابر زلزله را عنوانی مناسب و قابل تامل می دانم اما هنوز هم مصر هستم که باید روز مستقلی را برای روز معماری داشته باشیم.

در سال گذشته هم روز تولد شیخ بهایی به عنوان روز معمار مورد تبلیغ قرار گرفت که متاسفانه این تبلیغ و همایش مربوطه هم باعث نشد که این روز در تقویم به نام روز معمار ثبت شود و به نظر می رسد نام گذاری روز شیخ بهایی به نام روز کارآفرین از شانس و اقبال بیشتری برخوردار است.

زیرا گروه های مختلف در پیگیری این روز تلاش می کنند البته هدف ما مشخص کردن موضوع نیست و سعی داریم که از پیگیری این مسئله نتیجه بگیریم. به این مساله آگاه هستم که خیلی ها که تخصص ایشان معماری و مهندسی بوده در این زمینه تلاش هایی داشته اند و هدف این است که نهایتا این همه تلاش به ثمر برسد.

احتمالا با تعیین این روز مسئولیم سخت تر  و عمیق تر می شود. چرا که آن لحظه معنای این جمله را بهتر درک می کنم که: کسی که حرکت کند دیر یا زود به مقصد می رسد. امیدوارم که به مقصد برسیم.

 

 

بررسی و نوشته: سارا یارمهدوی

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

موضوعات مرتبط : روز معمار    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید