تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1221

روستاها را چه کسی باید بسازد

شاید بهتر باشد بپرسیم: چه جیزی را و چگونه باید بسازیم، آیا همان روستاهای قدیمی یا روستاهایی نو را؟ و چه نیروهایی از پس این امر مهم میتوانند بربیایند؟ اگر بخواهیم روستاهای قدیمی را به همان شکل بسازیم به روستائیان قدیمی نیاز داریم که دیگر به همان شکل وجود ندارند. و اگر بخواهیم روستاهایی را بنابر نیازمندیهای تازه دوباره بسازیم حتما به مشارکت متخصصین آگاه در زمینه های برنامه ریزی، طراحی، زیرساختها و تکنولوژی بروز نیاز داریم. اما این متخصصین ریشه در روستاها و در گذشته ندارند. آنها را نمی شناسند. بند ناف مدتهاست پاره شده.

 

باید اول از شهرک های جدید پرسید حال و روزتان خوبست؟ آب دارید؟ آب دیگران را کش نرفتید؟ فاضلابتان به کجا میرود؟ خدمات اجتماعی در چه وضعی است؟ رفت و آمدتان چطور است؟ آیا آنچه قرار بود بشوید شدید؟ یا فقط یک خوابگاه بزرگ بی هویتی که هر روز به تهران سرازیر میشوید؟ باید از شهرهایی که با مشاوران تهرانی سروکار داشتند پرسید آنهایی که آمدند آیا مانند چترباز از بالا بر سرتان نازل شدند و پی کارشان رقتند یا کارشان همان چیزی بود که انتظار داشتید؟

Roostaha -ra -chekasi -besazad -1

بنابراین، پاسخ روشن است: هم به خود روستاییان نیاز است و هم به کارشناسان فنی، هم برنامه ریزان و هم حمایت همه جانبه نهادها و دولت. برنامه ریزی متمرکز، اجرا غیر متمرکز. صحبت رئیس جمهور قبل از انتخابات. اگر هر کدام از این متغیرهای معادله را حذف کنیم کار از همان طرف لنگ خواهد ماند. اگر کار را به دست بخش خصوصی بسپاریم مردم در هفت خوان رستم گیر میکنند و نتیجه از ماجرای بم بدتر خواهد شد. اگر فقط از روستائیان این انتظار را داشته باشیم، بودجه صرف کارهای دیگر خواهد شد و کارهای زیربنایی و اصولی انجام نخواهد گرفت. اگر فقط متخصصین بیایند کار بی حکمت و بی ریشه از آب در خواهد آمد. و اگر دولت بخواهد کاری به این وسعت را تحقق بخشد، باید تمام کارهای دیگرش را به زمین بگذارد. تازه، دولت خودش چاق و فربه، دچار سرطان و عفونتهای زیادیست که باید شیمی درمانی کند و هنوز معلوم نیست منشاء بیماریش در مدیریتش هست یا در دولتی بودن و خصوصی نبودنش.

Roostaha -ra -chekasi -besazad -2 

در مورد روستاها باید راه رفته را باز گشت، با این تفاوت که اگر روند تخریب سرازیری باشد روند باز سازی سربالائی است. یکایک عناصر روند بازسازی دچار از خود بیگانگی و بی هوویتی شده اند. نیروهای زیادی حاشیه نشین اند. این عناصر بهمین شکل و استعداد و ظرفیت فعلی شان از پس این کار بزرگ برنخواهند آمد اوضاع مثل قطاری است که مدتهاست ایستاده و همه جایش زنگ زده و واگن های ته قطار آنرا به  عقب میکشند. اما قطاری است که موتور نیرومندش روشن است. پس باید تمام گروه ها را دوباره طبق برنامه ای متمرکز برای براه انداختن آن آماده و تربیت کرد. بسیج کرد تا کادرهای متخصص مناسب و نیروی کار اجتماعی مناسب در فرصتی کوتاه آماده شوند. و این، کاری ممکن است. حالا یکی یکی آنها را بررسی کنیم.

متخصصان باید حکمت و سنتهای قدیم و ریشه دار مناطق ایران را بشناسند و با ان اخت شوند. روستائیان هم باید به تکنولوژی بروز و نیازمندیهای جدید زندگی و پتانسیل های روستاهایشان آگاه شوند. با ساختن روستاها باید فاصله تاریخی شهر  و روستا را کم و کمتر کرد اما تا هنگامی که برای خرید مقداری مصنوعات ساخت شهر روستائیان مجبور باشند ده ها برابر زمان اجتماعی صرف شده برای تولید آنرا با تولیدات کشاورزی خود جبران کنند روستائیان به فرار از روستاها ادامه میدهند و کسی هم به روستاهای جدید و مرمت شده باز نخواهد گشت. این مساله مربوط به رشد مکانیزه کردن تولید و بالا بردن ضریب دخالت تکنولوژی در روند تولید محصولات کشاورزی و صنایع تبدیلی است نا راندمان فعالیتهای کشاورزی بالا رفته از زمان تولید آن کاسته شده و ارزش بیشتری در فراورده های کشاورزی انباشته گردد. این کار را بخش خصوصی یا تعاونی به تنهایی و بدون مداخله ی وسیع و بی مهابای دولت و بانک های دولتی در پوشش برنامه ها قادر به انجام نیست. پس باید پرسید آیا کارشناسان فنی و روستائیان، دو متغیر معادله، دارای چنین امادگی هستند یا این که فرصت این کار را هنوز پیدا نکرده میخواهند دست به کار آزمون و خطا شوند؟ برای فعال کردن روستائیان باید آنها را از نظر سواد، هندسه، فیزیک و مکانیک، دروس نظری و عملی آماده کرد تا مخرج مشتکرکی با متخصصین و دانشگاهیان داشته باشند. همچنین باید علوم و فنون اجرائی مربوط رشته ی ساخت و ساز یک دهکده ی بروز، همراه با آموزشهای مربوط به کار کشاورزی، برنامه ریزی و مکانیزه کردن آن را به آنها انتقال داد. این ایده همانی است که میخواهد دانشگاه را بصورت اجتماعی در بیآورد و در همان مکان کار و تولید گسترش دهد. که یکی از پیشنهادهای رئیس جمهور در طول فعالیتهای انتخاباتی بود. پس، روستاهای جدید را نباید برای روستائیان ساخت بلکه باید با آنها ساخت.Roostaha -ra -chekasi -besazad -3

در گذشته روستاها بدست خود روستائیان و بطور خودجوش ساخته شدند. چه به شکل کاه گلی مناطق خشک و نیمه خشک و چه به شکل خانه های شمال با سقف شیبدار سفالی و پوشالی. (در این باره چند سال پیش در گزارشی به اشتباه ساختاری سقفهای شیب دار شمال اشاره کرده ام، که باعث فرو ریختن آنها شد.). روند ساخت آنها کند و بطئی در طول قرنها شکل گرفته و عناصر ساخت و ساز آنها محلی و معماری آنها بدون معمار طوری در طبیعت جوش خورده بود که بنظر می آید تداوم منطقی آن باشد. اینها همه حکایت از سادگی مساله میکند. اما در همان زمان نیز آن روستاها، بدون سرمایه گذاری و مدیریت مالکان برای ایجاد قنات ها و مشارکت قنات سازها و میرآب ها و کسانی که تخصصشان تخمین محل چاه مادر و یافتن بهترین مسیر آب های زیر زمینی بود میسر نمی شد. بدون آب شیرین هم هیچ چیز دیگری در این مناطق بوجود نمی آمد. تمام اینها نیز به برکت حکمت و سنت و تجربه و باورهای بسیار قدیمی این سرزمین رخ می داده که ریشه در علم و دانش تجربی کهن مردم ایران و در تعادل و هماهنگی با محیط زیست قرار داشته است. روستاهای خواب آلود از شهرها بدور و سکنه ی آنها نیز محدود.

اما، زلزله های پی در پی اجتماعی و سیاسی دهه های اخیر، قبل و بعد از انقلاب اسلامی، تار و پود روابط اجتماعی و از جمله رابطه ی میان شهر و روستا را از هم گسسته و زیر و رو کرد. وجود مراکزی چون پژوهشکده ی مردم شناسی، افرادی دانش­پژوه مانند دکتر پاپلی یزدی، مهندس مجید لباف خانیکی و کتاب جالب قناتهای تفت، یا دکتر مهندس سازه فرهاد تهرانی که در تاریخ حمام های ایران کاوش میکند و استاد کاران و معمار باشیها و آسیابان سالخورده نشان میدهد همه چیز ریشه کن نشده و امیدی واقعی برای دوخت و دوز میان و کهنه و نو وجود دارد. اما بسیاری دیگر گوشه نشین اند و بکار گرفته نمیشوند. شرم آور است که تیراژ کتاب قناتهای تفت فقط هزار نسخه است. اگر همین کتاب با ارزش در دانشکده های معماری و کشاورزی و میراث فرهنگی، و در پژوهشکده ها و کتابخانه ها مطالعه میشد تیراژ آن به چندین ده هزار نسخه میرسید و این دانش گسترده شده و تحت برنامه ای عملی در می آمد.

بودجه ی پژوهش کشور چند درصد از بودجه ی کل را تشکیل میدهد؟ یک و نیم درصد؟ این هم چیزی نیست که از قلم افتاده باشد. در تمام روستاها باید کارگاه های کوچکی برای پژوهش درباره ی مسائل بازسازی و مقاوم سازی خانه های کاه گلی بوجود آورد و عناصر جدید ساختمانی برای مقاوم سازی و سبک سازی، عایق ها و رنگها، و جنسهای جدید به رنگ خاک برای کفسازی کوچه ها تولید شود تا جای آسفالت را بگیرد و بتواند هم سرعت بیشتری به اجرای کار بدهد، هم از خرج آن بکاهد. سقفهای کاه گلی مانند بخشی از خانه های نیاسر و پائین دست ماسوله با قیر سیاه و زشت نشود. یا مثل بعضی از سقفهای ماسوله که با بتن پوشش شده، ترک نخورد و آب پس ندهد. استفاده از گرد و مایع سیلیکن در ملات سیمان  شناخته شدها اما فراگیر نشده. سالهاست که مخزنهای بتنی آب را کسی قیراندود نمیکند و از مواد سیلیکنی در سیمان پرتلند استفاده میشود. اما اینحا هنوز از قیرگونی و قیراندود استفاده میکنیم. سیستم پوشاندن گنبدهای کاه گلی و دیوارها با شبکه و تورهای بزرگ نایلونی با مقاومت کششی زیاد و انعطاف پذیر فکر خوبی برای مقاوم سازی سازه های قدیمی کاه گلی است. میتوان مقداری از آنرا از روسیه که این فراورده را ارزانتر در اختیار میگذارد وارد و اجرای آن را آزمایش کرد. پژوهشکده ها باید شیوه جوش دادن این توری ها را در کاه گل، با حرارت یا با ملات یا با شیوه دیگری که وزن سقف و گنبد را افزایش ندهد پیدا کنند. مسائل دیگر را خود روستائیان مطرح خواهند کرد. مراکز پژوهشی پتروشیمی و کارشناسان آن در روستاها و در دانشگاه­ها و مراکز بزرگ تولیدی کشور بخشی از فعالیتشان را به این موضوع اختصاص دهند.

هنگام بررسی پنج آسیاب نیمه ویران آبهای گرم کوهستان گنو یک کارشناس محلی گفت هنوز یکی از آسیابانهای قدیمی زنده است و تمام مکانیزم اجزای چوبی آسیاب را میداند. پیشنهاد کردم بلافاصله به سراغش بروند و هر چه را که میداند ضبط کنند و برنامه ای را برای مرمت و بکار انداختن دست کم یکی از آسیابها تهیه کنند. این کار میتوانست به یکی از جاذبه های جهانگردی تبدیل شود، اما نشد. در اصطهبانات 9 آسیاب آبی پشت سر هم قرار دارد که یکی از آنها هم کار نمیکند و به انبار تبدیل شده اند. دکتر معمار احمد پرتو می گفت یک انگلیسی که به آنجا رفته بود سینه خیز میکوشد از مکانیزمهای آن چیزی سر در بیاورد. اما قهوه چی آسیاب قدیمی پل زمان خان، که تا سه سال پیش سالم بود، برای راحتی کار قهوه خانه اش آن را با بتن پرکرد. اینها و چیزهای مشابه همان ریشه هایی است که قطع شده و میشوند.

تخته قاپو و اسکان عشایر یکی از این صدمات بزرگ اجتماعی-فرهنگی و انسانی این سرزمین است. هدف از اصلاحات ارضی از نوع سرمایه داری در دولت سلطنتی گذشته اختراع یک قشر یا طبقه ی بورژوایی بود. سیاست های چهار دولت در 16 سال گذشته هم همین هدف را داشت.یعنی اول  رشد استخوان بندی یک طبقه بورژا-سرمایه دار و بعد عدالت اجتماعی-اقتصادی. گفته میشد عدالت اقتصادی یک عوام فریبی است! اما در نظام سرمایه داری رشد اقتصاد با عدالت اقتصادی و اجتماعی در تناقض و تعارض است. تمام مسائل مربوط به این دوره، از جابجائی ها و مشکلات اجتماعی و اقتصادی مربوط به سالهای جنگ، تا سیاستهای نوع ایرانی سرمایه داری دلالی- کالایی حریص و شتابزده ی بی برنامه ای که بنابر منافعش آب را گل الود میخواست و نمی خواست چیزی طبق برنامه تنظیم و شفاف شود، و دولتهایی که سیاست آزمون و خطا را تجربه کردند، همگی دست به دست هم دادند تا ازکشوری که عمدتا کشاورزی ملقمه ای ساخته شود که بیشتر مردمانش در شهرها و در حاشیه های اجتماعی - اقتصادی آن زندگی میکنند و شهرها به آشفته بازاری تبدیل شدند مرکب از فرهنگ روستایی و دلالی داخلی و خارجی در کنار پیشرفته ترین جنبه های تکنولوژی مدرن، جایی که همه میدوند و بدور خود می چرخند و مثل لخته ای خون توی رگ ها گیر میکنند و کمتر بجایی که میخواهند میرسند.

Roostaha -ra -chekasi -besazad -4

 کشاورزی در درجه ای پست قرار گرفت، رها شد، روستاها متروک شدند و مردمش دچار بدبختی های خانوادگی و صدمات اجتماعی شدند. قنات ها خشکیدند و بجای آنها چاه های آب عمیق زده شد. اما چه کسانی مجوز حفر چاه عمیق را دارند؟ برای کدام زمین، کدام مالکیت و برای کدام محصولات چاه های عمیق زده شد؟ جواب هر چه باشد، حفر چاه های عمیق و پایین رفتن لایه های آب زیرزمینی نظم قدیمی قنات ها و چاه های کم عمق را خانه ها را از بین برد و در ضمن نتوانست کاملا جایگزین نظام کهنه بشود. خود این مساله به یک برنامه ریزی همه جانبه ی کشاورزی و آبرسانی نیاز دارد تا بتواند و بخواهد اساسا منافع اجتماعی روستائیان را مدنظر قرار دهد. یک رادیو گرافی دقیق از شرایط اجتماعی و بهداشتی روستاها و وضعیت تولیدات آنها نشان خواهد داد چگونه و چقدر دچار از هم گسیختگی و مهاجرت شده اند تا بتوان بر اساس آن حدس زد به چه کارهایی نیاز است و انتظار داشت مردم روستا و شهرستانها محل زندگیشان را ترک نکنند و بخشی از روستائیان شهرنشین به روستاها و به کشاورزی بازگردند. که موضوع برگزاری این گفتگو و دانه پاشی یا سمینار می باشد.

برای مثال، آیا روستایی مانند ماسوله که به همت دکتر مهندس معمار شفیعی از میراث فرهنگی این چنین زیبا بازسازی شده باعث برگشت عده ای از روستائیان میشود یا برعکس، زمینهای مسکونی گران شده و بجای روستائیان سرمایه داران رشتی و تهرانی مالک خانه های مرمتی میشوند؟ مالکانی که یکی دو ماه از دوازده ماه بیشتر در آنجا حضور ندارند و باعث رونق و شادابی آن نمیشوند و با اخلاقی که دارند اگر رویشان زیاد شود و اگر بتوانند حتی حفاظ هایی آهنی دور پشت بامهایشان خواهند کشید.

 

 بررسی و نوشته: فرخ باور

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

موضوعات مرتبط : ساخت و بازسازی روستاها    
عضو مرتبط : فرخ باور  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید