Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1238

روند شکل گیری معماری سنتی

مقالات گذشته-فروردین 1363

اول - شکل گیری فرآورده های معماری، همان گونه که در صفحات پیشین اشاره شد، برفضای  زمانی خاصی که گاه تجدید شده می نماید گسترده می شود: نقطه ای آغازین دارد و نقطه ای دیگر، به عنوان لحظه ای که عمل طرح و تدوین و ساختن کالبد آن خاتمه یافته، پایان آن را می نمایاند. و این نه تنها به دلیل این که هر ساختمانی پس از پایان بنایش شروع به تغییرهای حتی محسوس و ملموس می کند بلکه به این دلیل که زندگی حقیقی بناها با زندگی انسان در آنها آغاز می گردد و تاثیرگذاری این زندگی بر پیکره بنا امری روزمره است که رفته رفته به تغییر و تحولاتی متفاوت می انجامد؛ وبیش تر از اینها به دلیل این که حضور انسان در ساختمانی که برایش طرح و تدوین و بنا می گردد از همان آغاز طرح و تدوین تا لحظه ی پایان یافتن ساخت به صورت مجازی تحقق می پذیرد. و حضور انسان در بنا، بی اندیشه ها و سلیقه ها و نیازهای او - که در زمان متغیرند - نا ممکن است . . . عجین بودن بناها با انسان هایی که در آنها می زیند به عنوان یک اصل اساسی مطرح است. بناها در دوران های پیش از صنعتی شدن روش های تولید ساختمان و پیش از آن که انسان ها قبول کنند که هر یک به جای دیگری قلمداد شوند و مشابه با یکدیگر فرض شوند، محل زندگی سازندگانشان، که خود معمولاً صاحبان آنها بودند، بویژه در آن رده از بناها که موضوع بحث ماست، سازنده بنا پیش از آغاز مکانیکی آماده سازی زمین و پی ریزی و برپا داشتن و آرایش پیکره آن، در عالم تصور خویش، کلیه گوشه ها و سطح ها  و حجم های آن را تا حد گذراندن یک زندگی خیالی در آنها، می شناخته است. این اصلی اولیه به شمار می آید.

دوم - درآمیختگی و تاثیرپذیری از طبیعت، به همراه تاثیرگذاری و همراه با احترام به آن، در کلیه کشورها تا آنجا از ویژگی های نخستین معماری سنتی به حساب می آید که می تواند به عنوان یک اصل اساسی مورد قبول همگان باشد. اصلی که به اعتبار عمق  معنایش، چه در جهان کاربردها و استدلال ها و چه در جهان رابطه های ماوراء طبیعی و اندیشه پردازی های الهی، بی آن که نوشته آید، به اجرا گذاشته شده است. از ساده ترین شکل های برآمده از ترکیب بیش از دو سنگ با هم تا متظاهر کردن آب و گیاه و نور و خورشید به منظور تقدیس بناها و نشان دادنشان به عنوان نمادی از زندگی «آن جهانی» گواهی است از حکمرانی این اصل در فضای ساخته شده به دست انسان ها.

سوم - فاصله میان تعیین نیاز و برآوردن آن، فاصله میان تصور و تحقق بخشیدن به فضایی که بتواند بیشترین انطباق را با آن داشته باشد. فاصله میان لحظه اندیشیدن به زمین و ساختمان و لحظه داراشدن یا تصاحب و تملک عرصه و اعیان. . . در روند شکل گیری معماری سنتی هم بسیار کوتاه است و هم بی واسطه طی می شود. اگر بگوییم روند تولید فضای ساخته شده، در شرایط کنونی زیست در شهرهای ما، جایی برای زاده شدن «معماری بدیهه ساز زیبا» خالی نمی گذارد تایید بر این خواهد بود که در زمان هایی در هر حال دور از این سال ها، که به دلایل گوناگونی در این نقطه از گفت وگوی ما جای تدارکشان نیست، آن فاصله ها هم کوتاه بوده اند و هم بی واسطه طی می شدند. در اینجا، قصد از تقابل این دو گونه فضا، یادآوری شرایطی است که، به خسران معماران امروز دیگر وجود ندارد. امروز پدیده ای به نام کارفرما، در مقیاس های مختلف زندگی معماران، در طول روند شکل گیری معماری وجود دارد که هر سه فاصله یاد شده را به تطویل می کشاند و آنها را با حضور خود پر می کند. باز یادآوری می کنیم که کمترین حد ممکن بودن آن فاصله ها، فاصله هایی که گفتیم در روند شکل گیری معماری سنتی و طی شدن آن توسط کسانی که هم مالک بوده اند و هم صاحب بنا و هم بهره گیرنده و هم سازنده آن، از خصیصه های اصلی معماری سنتی یا بومی است.

چهارم - انعکاس سلیقه های افراد سازنده معماری های بدیهه ساز، در اندام و کنج ها و در سطوح و تزیینات و در تناسبات پیکره های ساخته شده، امری است تا آن اندازه با تشخص که بیانگر فرهنگ قومی و همزمان با آن فرهنگ فردی به شمار تواند آمد. اگر فرهنگ قومی را نخستین عامل شکل دهنده واحدها و مجموعه های معماری بدانیم، سلیقه ها و بینش های فردی یا شخصی نمی توانند چیزی جز متغیرهایی در زمینه آن فرهنگ باشند. و اینجاست که می توانیم از حضور دو خصیصه، که در تقابل و در تکمیل همدیگر اند، نام ببریم: خصیصه اول به واحد ها و مجموعه های معماری یکرنگی می بخشد: و خصیصه دوم سازنده تشخصی در حد هویت صاحبان بناها و مجموعه هاست. به دیگر سخن، فرهنگ مردم، با ابعاد مختلف موجو خود بر رنگ ها و اندازه ها، بر فنون ساختمانی و شیوه های آرایش فضا، بر نحوه ورود و طریقه حرکت و جایگزینی افراد در بنا، بر شکل خارجی فضای ساخته شده و نحوه جایگزین شدن آن محیط طبیعی، اثرگذاری مستقیم دارد.

پنجم - در روند شکل گیری یک بنا مجموعه ای از ویژگی هایی بصری، ساخته و پرداخته ظرافت های فکری - سلیقه ای و زاده آداب و رسوم محلی و بازتاباننده تاریخ و فرهنگ اقوام بومی. هم بناها و هم شهر را به گونه ای نمادین از ثروت عامه در می آورد. در واقع، انچه امروزه دیدگان ما را نسبت به معماری ها و پیکره های شهری قدیمی خیره می کند، هم فاصله ما با بناکنندگان آن است هم ناتوانی ما در ابراز تمایلاتمان در زمینه شکل و رنگ و هویت بخشیدن به فضای ساخته شده؛ و هم به علت تسلیم شدن ناخواسته مان است به خواسته هایی نسبت به ما بیگانه. اگر بگوییم فضای ساخته شده در سده های گذشته، در غالب مراکز مسکونی جهان، نماد مدنیت گذشته استو بیانگر چگونگی فرهنگ و ادب آن جوامع، نمی توان گفت فضای ساخته شده در ده سال اخیر - در اکثر کشورهای جهان - نمادی از تمدن کنونی ما نیست و فرهنگ و ادب اجتماعی ما را منعکس نمی کند. آنچه می توانیم بر این مقوله بیفزاییم معطوف به هویت فردهاست که در جامعیتی ارگانیک، در پیکره معماری بدیهه ساز، سنجیده شده و بدقت و ظرافت و لطافت تنیده و تافته شده است.

در جمع بندی نکات اصولی پنگانه ای که برشمردیم شاید بتوانیم بدین صورت روند شکل گیری معماری را، در مبحث خاص معماری بومی یا معماری سنتی یا معماری بدیهه ساز، خلاصه کنیم: گذشته تجربی دور و نزدیک، از طریق علایم سه بعدی خاصی که، هم کاربردی ملموس دارند و هم نمادی اند و پیامی از گذشته به آینده می برند، در هماهنگی با طبیعت و از طریق کار بستن  شیوه های ترکیب و روش های ساختمانی و فنونی که بیشتر محلی اند تا جهانی، به کار رفع نیازهای کالبدی - مکانی روزمره می آید و در جزء و در کل، پیش از ساخته شدن و پس از آن، از طرف صاحبان سازنده اش «زندگی می شود». این معماری نطفه ای است که از عالم تصور به عالم تصویر می آید: تصاویر سه بعدی به مقیاس انسان.

معماری سنتی دیروز و زندگی امروز در فضای معماری

برای پایان بردن گفت و گو به روند شکل گیری معماری توجه می کنیم و به اندیشه هایی که به این روند جان روح می بخشند. اگر قبول کنیم که معماری وشهرسازی سنتی پدیده ای است با ریشه هایی در پهنه تجربه ها سلیقه ها و دانش های آدمیان، که تنها در ژرفای اندیشه های دور ونزدیک انسان قابل شناخت است؛ یا اگر قبول کنیم که معماری سنتی دیروز تنه برای دیروز ساخته نشده بلکه موجودیتی است زاده لحظه ای از تاریخ انسان ها که سر در گذشته ها و دست در آینده دارد، این سوال را می توانیم طرح کنیم: چه چیزهایی از مجموعه ای که از دیروز بر جا مانده می تواند به امروز ما تعلق داشته باشد؟ و چه چیزهای دیگری می تواند برای فردایمان ماندنی باشد؟

روشن است که برای تمیز و گزینش چیزهایی که گفتیم نمی توان بی معیار عمل کرد. و همچنین روشن است که با اندیشه ها و سلیقه ها و نیازهایی زاده شرایط زمان تولد بنا نمی توان به سنجش و ارزیابی پدیده هایی رفت که دیروز، به قصد مختوم و خاموش شدن امروز، ساخته شده اند.

 

بررسی و نوشته: محمد منصور فلامکی

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید