تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1130

رویکرد زیبا شناسانه و « هنر ملی»

 رویکرد زیباشناسانه و هنر ملی

آن جلوه وجود انسانی که در سنت ها، آیین ها و آداب و رسوم اقوام و ملل ریشه داشته و رویکردی زیباشناسانه به سوی فطرت ها و آنچه جمیل و جمال است دارد، «هنر ملی» نامیده می شود. پس هرگاه هنرمندان همت ورزند و چهار وجه آیین، زیباشناسی و جمال، فطرت و مظاهر طبیعت را پاس دارند، هنر ملی عرصه وجود می یابد و مقبول خاص و عام می گردد.

در آیینه هنر ملی، مدارج و مراتب روح انسان همان گونه که مقتضای خلقت اوست نشان داده می شود. سرشت او منطبق با نبض آفرینش است و به گسترش وحدت میان انسانها گرایش دارد.

ایرانیان که همواره ستایشگر نیک اندیشی، راست گفتاری، درست کرداری، آزادی و عدالتخواهی بوده اند، با توجه به ذوق و قریحه سرشار خود توانسته اند هنرهای زمان خود را به نسل های بعد به طرق مختلف منتقل نمایند و هجوم اقوام بیگانه و دشمنی ها هیچ گاه قوم ایرانی را از فرستادن پیام هنر خود باز نداشته است.

هزاره سوم قبل از میلاد و رواج سفالگری و فلزکاری دستی نخستین جلوه های هنر ملی را عرضه می دارد. اشیای مفرغی در لرستان( مربوط به 900تا700سال قبل از میلاد) به ویژه در شیوه ریخته گری و تزیینات منحصر به فرد است. حجاری و تندیس پردازی در دوره هخامنشی به سبب تشویق صنعتگران به هنرهای قبل افزوده می شود و پس از آن گچ بری، دیوارنگاری رنگین، نقاشی بر روی بشقاب ها، جام ها و گلدان ها و آثار فلزی در دوره ساسانی، که شهرت جهانی دارد.

سفالگران، لعابگران، خوشنویسان و طراحان نقوش تزیینی در سده های بعد از ظهور اسلام و با دریافت جدید از شرایط و پیشرفت فنون، انقلابی در عرصه های گوناگون هنر ملی به وجود آوردند.

تذهیب و هنر کتاب سازی، کتاب آرایی، معرق کاری، گچ بری و تزیین اماکن مقدس در سده های پنجم تا هفتم هجری قمری به همراه معماری و فلزکاری و نساجی، کنده کاری روی چوب و نشاندن فلز در آنها و کاشیکاری از جمله هنرهای برجای مانده از آن عهد است.

در دوره صفویه، تجدید حیات بسیاری از هنرهای ملی را شاهد هستیم. معماری، نقاشی، فرش بافی، گلیم بافی و نساجی در این دوره به اوج رسید و زیبایی و ظرافت تذهیب و خط در آن زمان، معرف هنرمندان بزرک در این عرصه ها بود.

خوشنویسی و ایرانی ترین نوع آن «نستعلیق» که در دوران معاصر نیز از جمله هنرهای باارزش ملی ماست، دارای آنچنان غنا و رابطه پیامی باشکوهی است که در طول قرن ها یکی از ماندگارترین وجوه میراث فرهنگی به شمار می آید.

رمز هنر ملی

هنرمندان ایرانی، به طرزی باور نکردنی در جست و جوی حقیقت و یافتن وحدت در فراز و نشیب تاریخ و قرون و اعصار بوده اند و دلمشغولی آنها نه آنکه کسب روزی بلکه درک و نمایش «روزی» و «روزی رسان» بوده است. از مظاهر این معنا، هنرهایی چون فرش بافی، کاشیکاری، تذهیب و خوشنویسی،قلم زنی، خاتم کاری و ... می باشد که توانایی و خلاقیت قوم ایرانی و هنرمندی او را نشان می دهد. در این آثار علاوه بر حضور طبیعت، با بیانی رمزگونه، پیوندی خاص با جهان هستی و معمار آن به چشم می خورد که از ذوق پرورش یافته و هنرشناسی ایرانیان حکایت دارد .

امروزه هنر ملی اگر چه ریشه در گذشته ها دارد، می تواند از کارکردی صرفا آرکئولوژیک خارج شود و از موزه و نمایشگاه به میان زندگی مردم باز گردد. هنر ملی زمانی مقبول جامعه امروز است که اختصاصات زمانی و مکانی بروز داشته باشد و سنت و تجدد را ماهرانه و هنرمندانه در مجاورت هم گرد آورد، این از رموز هنرمند و هنر ملی ایرانی است که با تکیه بر ارزشها و هویت خود می تواند حضور خود را در عصر ارتباطات و میادین دهکده جهانی چنان به عرضه بگذارد که وحدت انسانها به واسطه آن حصول یابد.

این از رمز هنر ملی ایرانی است که سرودهای باربد، بناهای مفاخر صفوی، حجاری های هخامنشی، اشعار حافظ و مولانا، فرش های تیسفون، خوشنویسی میر علی هروی، مفرغ های کردستان، کاشیهای سده دهم، نقاشی کمال الملک غفاری، ظروف صدفی سلجوقی همه و همه در کنار موسیقی، سینما، معماری، خط و سایر هنرهای ملی ایرانی بر گنبد مینایی« دهکده جهانی قرن بیست و یکم» پر طنین خواهد ماند.

 

نویسنده :انوشه منصوری
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

عضو مرتبط : انوشه منصوری  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید