تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1013

ساز شناسی و سازهای اقوام ایرانی (از آغاز تا هخامنشیان)

مهمترین استاد حضور موسیقی در دوران باستانی ایران، یافته های باستان شناسی بوده است. بدیهی است چون پهنه فرهنگی ایران قدیم بسی فراتر از جغرافیای فعلی ایران بوده، کاوش های باستان شناسی در سرزمین های  پیرامونی کنونی ایران نیز در تکمیل تحقیقات سازشناسی باستانی ایران نقش مهمی ایفا کرده است.

7
 به طوری که تاریخ تمدن موسیقی در فلات ایران، قبل از دست آوردهای این کاوش ها، با تکیه بر اشاراتی که در متون کهن تاریخی در این باره وجود داشته است، از دوره هخامنشی عقب تر نمی رفته است؛ نظیر آنچه در آثار هرودوت و گزنوفسون مورخان یونانی وجود دارد و در آن توضیحاتی درباره حضور موسیقی در دوران هخامنشی داده شده است.

 اما امروزه یافته های باستان شناسی گواهی می دهند که تاریخ حضور موسیقی و ساز در تمدن ایرانی به هزاره های قبل تر از تاریخ هخامنشیان و به دوران تمدن عیلامی و حوزه های تمدنی کوچک تر در فلات ایران باز می گردد. به گونه ای که امروزه نقش های مانده از سازها و نوازندگان موسیقی در دوران باستانی تمدن ایرانی، قدمتی بیش از هفت هزار سال یافته اند.

محسن شهرنازدار در مورد انسان شناسی و فرهنگ می نویسد: در حفاری های تل جری فارس در نزدیکی تخت جمشید، ظرف سفالی ویژه ای به دست آمده است که می تواند کاربرد عودسوز در یک مراسم آیینی را داشته باشد. نقش روی این ظرف که هم اکنون در موزه ایران باستان نگهداری می شود، گروهی از مردان عریان را نشان می دهد که در حالی که نیم خیز هستند، در لبه دوار ظرف سفالی، حلقه ای را تشکیل داده اند و هر مرد دست بر شانه مرد روبرو گذاشته است. این ظرف متعلق به هزاره پنجم قبل از میلاد است.

اما غیر از نمونه هایی از این دست که در حفاری های تپه های باستانی سیلک، تل جری، چشمه علی و ... به دست آمده و نمایانگر برخی آیین های باستانی است که در آن رقص و موسیقی با اشکالی از فرم های رقص های گروهی وجود دارد، نقش ساز در آثار به دست آمده، مشخصا از دوران عیلامی آغاز شده است.

 8

مهمترین سند به دست آمده از این دوران، مربوط به تپه باستانی جغامیش در چهل کیلومتری جنوب شرقی دزفول است. تپه ای که چندین دوره تمدنی شامل دوران قبل از عیلامی ها تا دوره ساسانی را در لایه های متعدد خویش محفوظ داشته و در این دوره چند هزار ساله، اسناد باارزشی از تاریخ تمدن ایرانیان را بازگو کرده است.

در کاوش هایی که از سال 1961 تا 1966 توسط موسسه شرقی دانشگاه شیکاگو انجام گرفت. مُهری به دست آمد که یکی از سندهای مهم تاریخ تکامل موسیقی در تمدن انسان به شمار می رود این مهر توسط دو باستان شناس از دانشگاه شیکاگو به نام های پیناس دلوگاس و هلن کانتور کشف و در گزارش کاوش آنها معرفی شد.

وجود چنین سندی در میان آثار به جای مانده از ایران باستان، بر ریشه های تمدن باستانی موسیقی ایران صحه می گذارد. با این حال چندان روشن نیست که تمدن موجود در تپه چغامیش راباید جزئی از تمدن های شناخته شده منطقه دانست یا گنجینه به دست آمده از آن، گویای یکی از تمدن های کهن ناشناخته ایران باستان است. هلن کانتور درباره کاوش های چغامیش در موزه ایران باستان در سال 1351 سخنرانی ای با عنوان «شهری در سپیده دم تاریخ» ایراد کرد و در آن به این مطلب اشاره کرده است: «در این تپه این واقعیت نهفته است که از هفتمین هزاره پیش از عصر جدید تا شکوفایی کامل تمدن شوش فرهنگ هایی در این منطقه بی وقفه جانشین یکدیگر بوده اند.

 از قاعده تا راس این تپه 15 لایه روی هم قرار گرفته است. بر خاک زرین آثاری از فرهنگ و تمدن و مدنیت در 9 هزار سال پیش به چشم می خورد این انسان ها چگونه می زیسته اند؟ درباره اینان نمی توان گفت عیلامی بوده اند. مردم این شهر کوچک 7 هزار سال قبل از میلاد از کشاورزی و دامپروری گذران می کردند.»

از تمدن عیلامی همچنین نقش برجسته ای در آثار باقی مانده از «کول نارسینا» یا «فره» به دست آمده است که چند ساز باستانی ایران را نشان می دهد.

کول در زبان محلی به معنای تنگه است. نارسینا که به «کول فرعون» هم معروف است در شمال شهرستان ایذه و منطقه موسوم به «مالمیر» قرار دارد و در آن مجموعا 6 سنگ نگاره بر روی یک فرورفتگی در بخش کوهستانی منطقه قابل مشاهده است که به عقیده برخی باستان شناسان، بقایای پرستشگاه و یک مکان مذهبی بوده است.

چنگ های موجود در نقش نگاره «کول فرج» از دو خانواده سازهای زهی مضرابی دوره عیلامی هستند تفاوت این چنگ ها در قرارگیری محفظه صوتی آن دو است کی یکی در پایین و دیگری در بالا قرار دارد.

فارمر از این ساز با نام «ون» یاد کرده است. «ون» یا فتحه، نام درخت زبان گنجشک و در زبان پهلوی ون یا وون است. وجه تسمیه اطلاق ون به جنگ باستانی عیلام، به جنس بدنه ساز مربوط می شود که از چوب این درخت تهیه می شده است. این واژه در عربی به صورت وَن با صنج و جنک درآمده است در طاق بستان نیز نقش نگاره های سنگی باقی مانده از دوره ساسانی حاوی تصاویری از همین چند نمونه متفاوت چنگ در ایران باستان است.

 تفاوت میان این دو چنگ که می توانند به چنگ قوسی و چنگ زاویه ای تقسیم بندی شوند، در ارتباط میان محور جعبه صوتی با دسته حامل سیستم کوک است.

در چنگ قوسی این دسته در امتداد محودر جعبه است، حال اینکه در چنگ زاویه ای، دسته عمود بر جعبه صوتی قرار می گیرد جعبه صوتی محفظه ای چوبی بوده که در سمت اتصال به تارهای چنگ، به وسیله پوست حیوانات یا قطعه چوب مشک پوشیده می شده است تا طنین حاصل از ارتعاش تارها را تقویت می کند.

تفاوت عمده چنگ عیلامی با چنگ بین النهرین، در کوچکی چنگ عیلامی در تمدن ایران باستان است که اندازه ای در حدود نصف چنگ بین النهرین دارد.

در میان مجسمه های سفالی کشف شده از تمدن عیلامی نیز، چندین تندیس سفالی قالبی وجود دارد که نوازنده هایی را در حال نواختی خود دسته بلند نشان می دهد. چند نمونه منحصر به فرد از این نوع تندیس در موزه لوور پاریس نگهداری می شود و از 24 تا 31 شماره گذاری شده است.

 در مجسمه شماره 24، ساعد نوازنده عمود بر بدن و دسته ساز کمی متمایل به بالا است. در این مجسمه ساعد کاملا از زیر کاسه عبور کرده و محل مضراب در انتهای محدوده یک پنجم دسته قرار گرفته است. کاسه طنینی ساز، بسیار کوچک و دسته ساز به نسبت آن بسیار بلند است.

آنچه که این مجسمه را منحصر به فرد می کند تشابه آن با تنبورهای خراسانی و سنت بستن کلاف ابریشم در بالای دسته است سنتی که در این تندیس نیز دیده می شود. بر این اساس می توان احتمال داد که جنس وتر این سازه ها، ابریشم بوده است.

 سستی وتر ابریشم و احتمال پاره شده مکرر وتر، باعث می شد تا وترها به کلافی برسند که همواره در بالای دسته آویزان بوده اند. در ایران و آسیای میانه، سازهای زهی مضرابی که با دست یا مضراب نواخته می شوند و از خانواده لوط ها هستند، عمدتا وترهایی از جنس روده و کمتر از جنس ابریشم داشته اند و امروزه عموما جای خود را به سیم های فلزی داده است.

با این حال بستن کلاف های تزیینی و آویزهای پارچه ای یا (گرچه به ندرت) طلسمات و تعویضات در بالای دسته سنتی است که تا امروز ادامه یافته است و می تواند در این تندیس نیز چنین کارکردی داشته باشد. از این دوران مجسمه سفالی دیگری در موزه آبگینه تهران نگهداری می شود. پیکر سفالی یادشده، یک زن نوازنده است و به اواسط هزاره دوم قبل از میلاد تعلق دارد.

 این تندیس از منطقه جنوب غربی ایران کشف شده و از دوران عیلام میامی به جای مانده است. ساز در این پیکره عمود بر بدن و به صورت افقی کامل قرار دارد و لوط دارای دسته کوتاهتری است وجود تندیس سفالی از نوازنده زن، نشان دهنده موقعیت عام و همه گیر موسیقی، بدون تمایز جنسی و نیز جایگاه زنان تمدن عیلامی نیز هست. این مجموعه تندیس که جملگی سفالی قالبی هستند، می تواند کارکردهای مذهبی عمومی داشته باشد. تولید انبوه و تعداد اشکالی که دارند، آنها را بدل به یک شی عمومی با کارکردهای شبیه به اشیای متداول در آیین ها کرده است.

در تمدن عیلامی -سازهای زهی مضرابی کارکردهای رسمی داشته اند در این میان حضور چنگ در نقش هایی که از حضور شخص اول و مقام پادشاه باقی مانده، محسوس و معنادار است. به این اعتبار می توان چنگ را ساز رسمی دربار پادشاهی ایران در ایران باستان قلمداد کرد. موقعیتی که تا پایان دوران ساسانی نیز محفوظ مانده است. در برابر چنگ به عنوان ساز رسمی آیین های درباری به نظر می رسد لوط دسته بلند هم کارکردهای مذهبی و آیینی داشته است.

 

 

 

منبع: روزنامه اطلاعات-1394 تیر

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

موضوعات مرتبط : میراث مشترک    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید