تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1500

سرزمین مادری

از بدو پیدایش آفرینش موجودات زنده و انسان هر یک در منطقه ای یا مناطقی ساکن شدند و قلمرو و محدوده زندگی هر یک توسط خود آنان و یا طبیعت تعریف گردیده است .

آبزیان در آب و درندگان در جنگل ها و ... و فقط انسانها هستند که قلمرو و یا حوزه و یا محدوده زندگی خود را در نقاط مختلف تعریف می کنند و محدوده برای هر انسان محدوده یا قلمرو زندگی او نامیده می شود .

هر انسانی نسبت به محمدوده سکونتی و اقامتی خود عرق خاصی دارد که آن محدوده به نام سرزمین مادری نامیده می شود .
هر کس در هر کجا که به دنیا امده باشد آنجا را وطن خود دانسته و اگر به مکان دیگری نقل مکان کند و در آن محل سالیان طولانی زندگی بنماید آنرا وطن دوم خود می داند .

سرزمین مادری یا وطن ما ایران است . ایرانی که بیش از دو هزار و پانصد سال دارای قدرت و هنر و حکمرانی در بیشتر نقاط بوده است .

هخامنشیان و ساسان محدوده کشور ایران را تا کجا که گسترش نداده و چه عظمتی برای ما به وجود نیاورده اند .پس از منقرض شدن این سلسله ها از قلمرو کشور ایران کاسته شد . مغولان به ایران تاختند و چه فاجعه هایی به بار آوردند .

اسکندر مقدونی به ایران حمله کرد و ایران را تاراج نمود و باععث ویرانی بناهای شاخص گردید . در این عصرها ایرانی در قلمرو خود ماند و فشار استبداد را تحمل کرد . ایران پس از مرگ اسکندر و با حمله مغولها هر چند نتوانست به حالت همانند قبل از حمله خود را پیدا کند ولیکن ایران سرزمین مادر را برای خود حفظ کرد .

بزرگ و کوچکی قلمرو مهم نیست مهم آنکه عرق به وطن و سرزمین مادری است که ایرانیان را در تاریخ زنده نگه داشته است .

با حمله اعراب مجددا ایرانیان دچار صدمات بسیار از نظر هویت تاریخی و فرهنگی شدند هویتی بس ارزشمند . کم رنگ شدن هویت درسایه استیلای اعراب به حداکثر رسید .زبان علمی و ادبی عربی جایگزین زبان فارسی شد و همچنین آمیخته شدن کلمات عربی با زبان فارسی که نقطه ضعفی برای ما بود .

ره آورد حمله و تصرف اعراب به ایران برای ما موفقیتی را نیز به همراه داشت که آن گرایش به دین مبین اسلام است . دین اسلام در ایران پایدار شد و ایرانیان مسلمان شدند و این انتخاب مذهب باعث شد که در فرهنگ و زندگی عامه تغییراتی حاصل شود . این تغییرات نتوانست اثر خاصی و مستقیمی بر سنت های ملی ایرانیان گذارد و ایرانیان ضمن رعایت موازین شرعی و مذهبی نسبت به پاسداری و حفظ ارزشهای سنتی خود اقدام نمودند .

کشورهای اروپایی از قرن 15 به بعد به کشورهای غنی از نظر علم و هنر مانند ایران فرستادگان روانه داشته تا ضمن معرفی کشور فرهنگ خود تهاجم فرهنگی را در لباس مهمان پیدا کنند . علم و صنعت روز را را به ایران آورده و همزمان فرهنگ و سنت های خود را عرضه نمودند که سنتهای غربی به دلیل نوگرایی مورد استقبال عده ای قرار گرفت . تا دوران سلطنت قاجاریه نفوذ فرهنگ غرب مخصوصا فرانسه به حدی شد که که از یک طرف به منظور بالا بردن دانش فنی جنگ افزاری و از طرف دیگر زرق و برق زندگی اروپایی باعث جذب عده ای از ایرانیان به آن دیار شد .

این موج در زمان پهلوی اول به اوج خود رسید و باعثق شد که گروه گروه از ایرانیان به اروپا رفته و پس از کسب دانش به وطن باز گردند که عده ای ترک وطن نموده و به وطن باز نگشتند و عده ای دیگر که به وطن یا سرزمین مادری خود بازگشتند و این دانش آموجتگان با خود فرهنگ غرب را نیز به ارمغان آوردند .

شناسایی تجملات غرب به ایرانیان و و نحوه زندگی آنها در نهایت ما را کمی از سرزمین مادریمان و سنت ها و اخلاقهای آن دور نمود . توسط دانش اموختگان در محاوره روزانه دیالوگهای خارجی بکار می برند و این چنین شد که کلمات خارجی در فرهنگ لغات دارای جایگاه شدند و این تغییر فرهنگی از سالیان قبل اتفاق افتاده بود بطوریکه زبان علمی در زمانهای دور عربی گردید . دانشمندان بزرگ آثار خود را تا قبل از سلسله قاجاریه به زبان عربی نگاشته اند .

دانشمند و فیلسوف بزرگ ابوعلی سینا نیز با وجود ایرانی بودن چندین جلد کتاب به زبان عربی به رشته تحریر در آورده و تنها یک کتاب به زبان فارسی دارد . اگر به کشورهای مثلا اروپایی سفر کنید مشاهده می کنید ککه در ورودی هر شهری شناسنامه آن از نظر قدمت و سابقه تاریخی و مکانهای ارزشمند در دید همگان قرار گرفته است و شهروندان آن دیار به سختی با زبان خارجی با گردشگر صحبت می کنند و حتی زبانی جز زبان خود نمی دانند یعنی به غیر از زبان مادری خود زبانی نمی شناسند و برای حفظ ارزشهای سرزمین مادری خود بسایر کوشا هستند .

بیژن علی آبادی - 26 مرداد 90

مجموعه مقالات مرتبط : سرزمین مادری    
عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید