تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :4224

سنت و مدرنيته

بهتر است كه بحث را از معني لغوي آنها شروع كنيم ، "سنت" به معني راه ، روش ، سيرت ،‌طريقه عادت مي باشد و "مدرنيته" به معني تازه و باب روز است.

به هر حال در هر زماني بعضي از موارد در طول دوره اي طولاني به صورت عادت و سيرت درآمده است و در همان زمان بعضي از موارد به صورت عاملي تازه و نو مطرح مي شود و به عبارتي خاص آن زمان است.

پس هميشه سنت و مدرنيته به نحوي در تقابل با هم قرار دارند زيرا سنت براساس مرور زمان و تداوم و سازگاري مطرح مي شود و مدرنيته با عامل نو و بروز بودن و تازگي تعريف مي گردد.

در تمام زمينه هاي اجتماعي ، سياسي ، علمي و مخصوصا هنري تقابل سنت و مدرنيته به نوعي وجود دارد كه در اينجا بحث بيشتر در زمينه هنر معماري و شهرسازي است .

در طول تاريخ با ملاحظه سير تحول معماري و شهرسازي همواره مواجه با نوگرايي در برهه هاي زمان خاصي هستيم كه نهايتا رو به تكامل بيشتر و اعتلاي بهتر معماري و شهرسازي هر دوران دارد مثلا در دوران اشكاني طاق گهواره اي معمول شد و ساخت ايوان بدعت گذاشته شد و اين عامل نو به صورت يك سنت به دوره بعدي به ساساني مي رسد و با تكامل خيلي بيشتري در دوران اسلام جلوه مي يابد.

در دوران صفوي پديد آمدن عناصر شهري خود يك نوع ابداع و مدرنيته است كه با تدوام و تكامل بطئي آن در دوران هاي ديگر نيز تكرار مي شود و مظاهر آن هويدا مي گردد.

در واقع در همه آنها ابداع و نوآوري به همراه تداوم و تكامل تدريجي و تبديل به "سنت" شدن وجود دارد و اين اتصال به گذشته همواره باعث مي شود كه انقطاع و انفصالي كه باعث از دست رفتن رشته اصلي مي شود بوجود نيايد.

ولي در دوران معاصر كه شروع آن را از زمان پهلوي اول مي توان دانست ،اين تقابل سنت و مدرنيته به نحو ديگري مطرح شد . مدرنيته سعي در نفي سريع و بي انصافانه "سنت" داشت و قصد داشت براي رسيدن به "تجدد" زنجيرهاي اتصال به گذشته را پاره كند.

نتيجه كار نوعي تجدد گرايي بي ريشه و شتابان و مخرب بود كه قابل تفهيم و تشخيص و تحكيم نبود . معماري و شهرسازي مانند كشتي كه طناب لنگرش پاره شده در طوفان درياي عظيم تجدد گرايي به اين طرف و آن طرف حركت مي كند و هنوز هم مهار كردن ادامه دارد. "سنت" و "سنت گرايي" به دليل قدمت و تجربه قادر به پيش بيني اثر كارش مي باشد در حالي كه مدرنيته و نوگرايي خيلي از اثرات تصميم هايش را نمي توانست پيش بيني كند و مشكلات از اين جا آغاز مي شود. معماري نجيب و غني ما در جريان تجدد و مدرنيته از هم متلاشي شد و ارزش هايش به سرعت محو و نابود شد و شهرسازي ما هم به دليل عدم اتصال به گذشته به اين درد دچار شد. اكنون در جامعه معماران و شهرسازان احراز هويت پيشين بشدت موضوع مورد بحث مي باشد ولي چه راه حلي امكان پذير است؟ حال و آينده و نياز هاي آن قابل انكار نيست و بنابراين همواره انسان بايد با نيازهاي روز خود را وفق دهد و به اصطلاح "مدرن" شود ، مسئله اي كه در اينجا مهم است عدم انفصال از ريشه و هويت است كه باعث سردرگمي و اغتشاش و از بين رفتن ماهيت اصلي مي گردد.

در خيلي از موارد هم مي بينيم اين تقابل و تعامل به نحو درستي انجام مي شود ، يعني اين كه سنت به روز مي شود يا مدرنيزه مي گردد ، يعني بدون اينكه نفي و انفصال صورت بگيرد رسم پيشين با شرايط روز تطبيق داده مي شود . مرمت و مدرنيزه كردن بناها و بافت هاي تاريخي و مطابقت دادن با شرايط جديد بدون اينكه خرابي و نفي صورت بگيرد مثالي از اين دست است.

نسيم ايران منش

موضوعات مرتبط : سنت و مدرنیته    
عضو مرتبط : نسیم ایران منش  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید