تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1614

سنت و مدرنیته

- آنچه داشتیم :

استاد معمار صبح زود از خواب برمی خیزد، وضو می گیرد و با نیّت خدمت به بندگان کار خود را آغاز می کند و آن را به مانند نذری برای امام زاده یا اهالی محل می داند. در طول روز ذکر می گوید و با دستان خویش تک تک اجزاء بنا را روی هم قرار می دهد. باور دارد که نیّت خیر او بعدها برای باشندگان در اثرش هویدا می گردد و البته خیلی زودتر برای خودش...

تواضع دارد و مانند هنرمندان نوگرا صفحه رنگین اثرش را با مفهوم نامعلوم و شخصی به خورد مخاطب نمی دهد و آفرینش را راهی برای فرار از دغدغه های درونی نمی داند. اوّل تزکیه می کند نفس خویش را بعد می آفریند.

اصراری نداشت که همگان تمام نیّت او را از ساخت بنایش درک کنند، ولی مطمئن است که اثرش جوابگوی نیازهای ساکنین و شهروندان است زیرا درک فضایی و شناخت محیطی درستی دارد و این را مدیون ارتباط نزدیک با مردم و هم کیشان خود بود. اگر قرار بود بعدها همین عمارت گسترش پیدا کند معماران دیگر رد مردم دوستی و آینده نگری را در کارش پی می گرفتند و می ساختند آنچه شایسته بود...

زندگی را از دید مردم می دید و بنا را از دید فرهنگ همین مردم. پس یک دست بر زمین داشت و یک دست بر آسمان، مردم نیز همسفرانش بودند از فرش تا عرش.

خوب می دانست که در بنایش بیهودگی جایگاهی ندارد، اینگونه یاد گرفته بود [والَّذینَ هُم عَنِ الغو مُعرضون، و آنانکه از بیهوده رویگردانند. سوره مؤمنون آیه سوم] پس حتی کنج های اضافه در بنا را زاویه دار می ساخت تا مصالح را هدر ندهد و یا از ازاره کردن دیواره ها در ارتفاع پرهیز می کرد و یا آب را که در اقلیم های گرم و خشک سرمایه مردم بود در آبراهه های کم عمق و کم عرض به جریان در می آورد.

بجا می ساخت و از تقلید کورکورانه دوری می کرد و اثر خود را متعلق به زمان، فرهنگ و خصلت های مردم شهر خود می دانست و البته مانند ایرانیان کهن الگوبرداری درست و بجا را ازنوآوری بدون فکر پسندیده ترمی دانست .
دوراندیش بود و نیازهای مردم را می سنجید و می دانست اگر مسجد می سازد یا کلاس درس، پای ستون ها را ازاره کند تا شبستان، کلاس درس شود...

و اینکه در نهایت با ایمان بنا می کرد نه با سیمان و این به پایداری فرازمانی آثارش منتهی شد. با این همه به سختی امضای خود را پای یک آجر به جای می گذارد.

- آنچه اکنون داریم:

بناهایی که عنوان سکونتگاه و محل کار را به خود گرفتند و با سرعت فراوان در هر اقلیمی با هر فرهنگی قابلیت ساخته شدن را دارند و خیلی زود هم فراموش می شوند یا فرسوده,وحس زندگی با مهر و روح رازداری در آنها کمی دشوار است, گهگاه نیزسبک زندگی اشتباه ونا مرتبطی را تحمیل می کنند.

نه از باغچه پرمعنا خبری است و نه از آن سقاخانه هایی که بهانه دیدن اهل محل می شدندو نه از بناهایی که همیشه به فقر انسان از لحاظ معنوی در برابر خالق خود اشاره داشتند.

- آنچه سنت است :

یکی از معانی سنت سیره و طریقت، طبیعت، وجه و کلاً به معنای عادت، طریقه و دوام است پسندیده یا ناپسند. سنت از عناصری مثل آیین ها و مراسم خاص در زمان های خاص تشکیل شده که همیشه به صورت جمعی انجام می گیرد.

در نگاه جزئی تر سنت عمل به روز است بر اساس اصول قوانین وآورده های گذشته ولی مدرنیزم که برخی آن را نقطه مقابل سنّت می دانند عمل به روز است بدون توجه به آورده های قبلی. از همین تعریف ابتدایی شاید به برخی مقایسه های اشتباه در مورد آثار معماری بازگردیم که به تقسیم بندی های نادرست در اجراهای معماری منجر می شوند.

- آنچه سوال اکنون است:

بدیهی است که اگر معمار قدیمی امروز می زیست و به جای گچ و آجر از مصالح امروزی بهره مند بود مقرنس ها را به همان شکل قدیمی نمی ساخت. آنچه مهم است شناخت کامل او از گچ وآجر و رفتار آن و دانش ایستایی بود و اینکه چگونه آنرا در مناسب ترین زمان و محل در کارش قرار دهد.

و خلاصه اینکه اگر او شیشه و فولاد را علاوه بر مصالح دیگر ودنیایی ازنوشته ها ی مکاتب وسبکهای معماری راعلاوه بر دانش کهن در اختیار داشت نتایج همین بناهای امروزی می شد؟ و یا اینکه ایراد از مصالح نوین است و پیشرفت روزافزون علم؟ و یا نوع تفکر معمار غوطه ور در آن و نه غالب و مسلّط بر آن؟.......ویا اینکه اصولا مقایسه دو دوران میتواند اشتباه است؟

احسان اصیلی

موضوعات مرتبط : سنت و مدرنیته    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید