تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :401

سوداگر تمام عیار

یکی از مهم‌ترین اقدامات نادر شاه افشار در دوران پادشاهی‌اش تلاش برای تشکیل ناوگان دریایی در شمال و جنوب کشور بود. نادر به خوبی دریافت که بدون داشتن یک نیروی دریایی قدرتمند امکان تداوم لشکرکشی‌ها و حفظ سرحدات کشور در درازمدت امکان‌پذیر نخواهد بود؛ اما ازآنجاکه ایرانیان قرن‌ها بود در ساخت کشتی‌های جنگی و امور دریانوردی تجربه‌ای نداشتند، وی مجبور به توسل به بیگانگان بود؛ هرچند به‌عنوان یک پادشاه مقتدر و مدعی، اندیشه بومی‌سازی صنعت کشتی‌سازی در ایران را داشت.

 

جنگ‌های نادر با قبایل ترکمن شمال خراسان و لزگی‌های داغستان در دو سوی خزر به او نشان داد که اهمیت داشتن چنین نیرویی در دریای خزر كمتر از تشكیل آن در سواحل جنوبی نیست؛ اما روس‌ها که از طرفی طمع در مناطق مختلف ایران داشتند و از سویی دیگر توان هماوردی با چنین سرداری را در خود نمی‌دیدند در لشکرکشی‌ها به ویژه طرح تشکیل ناوگان نظامی او در دریای خزر، نهایت کارشکنی را کردند. در این زمان بخت با نادر همراه شد و یک تاجر و کشتی‌ساز انگلیسی برای تجارت پارچه به گیلان آمد و از سوی فرزند نادر (حاکم ولایت گیلان) مورد استقبال قرار گرفت و چون مهارت‌های او شناخته شد به استخدام درآمد و بسیار زود، نقشی محوری در اجرایی كردن طرح‌های نادر در این دریا پیدا کرد. روس‌ها نسبت به حضور موثر این مرد انگلیسی در ایران به سفیر انگلستان شکایت بردند و انگلیسی‌ها که برای روابط تجاریشان با روسیه اهمیت بسیاری قائل بودند تلاش بسیاری کردند تا او را از ادامه خدمت به دولت ایران منصرف کنند؛ اما این مرد وفادار و پرتلاش انگلیسی که بود؟!

از سال ۱۷۳۴م. بازرگانان انگلیسی کمپانی روسیه اجازه یافتند برای بازرگانی با ایران از راه روسیه تزانزیت کنند و با کشتی‌های روسی از دریای خزر بگذرند. کاپیتان «جان التون» بازرگان، دریانورد و کشتی‌ساز انگلیسی بود که مدت‌ها در روسیه حضور داشت و با مناطق همجوار دریای خزر تجارت می‌کرد. اولین بار در سال ۱۷۳۹م و در زمان نایب‌السلطنگی نادر افشار (همزمان با حضور «رضا قلی میرزا» فرزند ارشد وی در مقام والی گیلان) وارد رشت شد و مورد استقبال شایانی هم قرار گرفت. وی بار ماهوت (پارچه پشمی) خود را در گیلان فروخت و در مقابل ابریشم گیلان را که رونقی دوباره گرفته بود؛ خریداری کرد. همچنین رضا قلی به او فرمانی مبنی بر اجازه تجارت در ایران داد که موفقیت سفر او را دو چندان کرد. وی سپس به سن‌پترزبورگ بازگشت، از آینده درخشان تجارت با ایران گزارش‌هایی به بازرگانان انگلیسی داد و تلاش کرد دیگران را برای حضور در گیلان ترغیب کند.

همچنین در نامه‌ای به وزیر مختار انگلستان در روسیه، جزئیات موردنظر خود درباره تجارت با ایران را تشریح کرد. او معتقد بود که مخارج حمل کالاهای پشمی بریتانیایی از طریق روسیه بسیار کمتر از حمل از آن طریق هندوستان یا عثمانی خواهد بود؛ ضمن آنکه از تجارت ابریشم گیلان نیز می‌توان سود بسیار بالایی به‌دست آورد. همچنین وی توصیه کرده بود برای اجرای موفقیت‌ این طرح، بسیار مهم است که تجار بریتانیایی روی رود ولگا و دریای خزر کشتی‌های متعلق به خود را داشته باشند. نفوذ کلام التون درباره مزایای این تجارت تا بدان حد بود کـه بازرگانان انگلیسی را چنان برانگیخت که اعتراض سایر کمپانی‌های انگلیسی (کمپانی «ترک و خاور» و «هندشرقی») را باعث شد. جان التون هنگام بازگشت به ایران (۱۷۴۲م) در غازان روسیه دو فروند کشتی ساخت و مال‌التجاره خود را به این وسیله به گیلان آورد. نادر که از مدتی پیش در اندیشه تشکیل ناوگانی در دریای خزر بود از ماجرا آگاه شده تصمیم گرفت او را برای ساخت کشتی در منطقه استخدام کند. التون پیـشنهاد نادر را پذیرفت و اسلام آورد، نامش را به «جمال بیگ» تغییر داد و با گرفتن حکم دریابیگی (دریاسالاری) از نادر به جد مشغول کار شد.

وی دو کارگاه در نزدیکی دریا بنا کرد یکی در «چمخاله لنگرود» و دیگری در «مشهدسر» (بابلسر کنونی) و با کمک چند کارگر روس، هندی و تعدادی محلی مشغول ساخت کشتی شد. به‌رغم آنکه در حاشیه جنوبی دریای خزر، جنگل‌های وسیعی وجود داشت، اما کشتی‌سازی در منطقه پا نگرفته بود و تنها به ساخت قایق‌هایی کوچک برای حرکت در رودها و مرداب‌های منطقه یا قسمت‌هایی از دریا که نزدیک ساحل باشند محدود مانده بود. سایکس به نقل از هانوی می‌نویسد: «[التون] مرکز ستاد خود را در لنگرود تاسیس کرد و برای از بین بردن تمام مشکلات به‌طور جدی مشغول کار شد. الوارها را از جنگل برید و به ساحل رسانید، پارچه‌های بادبان را از پنبه بافت و طناب‌ها را از لیف کتان درست کرد و چون در آن نواحی لنگر پیدا نمی‌شد، بنابراین به تجسس پرداخت و تهیه کرد. اهالی محل که بدون مزد کار می‌کردند نسبت به این بیگاری و کار اجباری بدون اجرت سخت دشمن بودند، اما التون توانست یک کشتی که بیست و سه توپ داشت بسازد و به آب اندازد» این کشتی که حتی از کشتی‌های روسی نیز بهتر ساخته شده بود «نادر» نامگذاری شد.

نادرشاه هم فرمان داد که کشتی‌های روسی مستقر در دریای خزر باید به این کشتی سلام دهند. با این حال التون طرح‌های بزرگ‌تری در سر داشت و به فكر ساخت حداقل 30 ناو دیگر بود. همچنین وی آموزش به كاركنان ایرانی و ذخیره مهمات و تداركات را هم آغاز كرده بود. نادر با كمك تاجری به نام «مانگو گراهام» پانزده تن قلع برای توپخانه شاهی فراهم آورد و با شركت در عملیات شناسایی، محل‌های مناسب برای انجام عملیات جنگی در سواحل خزر را هم مشخص كرد علاوه بر این موارد، التون در اقدامی تقدیرآمیز دو كشتی حامل برنج را به سربازان ایرانی مستقر در سواحل باكو رساند و كمی بعد به دستور نادر با و كمك یك هموطن دیگر به نام «كاپیتان وودروف» اقدام به نقشه‌برداری از سواحل جنوب شرقی خزر کرد. روسیه كه با نگرانی و خشم اقدامات التون و روند قدرت‌یابی ایران در دریای خزر را زیـر نظر داشت، برای بازداشتن او از ادامه همكاری با ایران فشارهای زیادی به كمپانی مسكوی و دولت انگلستان وارد می‌كرد.

در آن زمان هنوز برای انگلستان فرصتی فراهم نشده بود تا چهره مزور و خشن استعماری خود را آشكار كند، در واقع انگلیسی‌ها در این زمان هنوز بازرگانانی تازه وارد در منطقه بودند كه خود را مجبور می‌دیدند با گلایه‌های فراوان ( اما گوشی!) كالاهای سفرای ایرانی و هندی را به رایگان حمل كنند. در این موقعیت بسیار شکننده، اصلی‌ترین سیاست‌شان تطمیع شاهان و خوانین محلی و پرهیز كامل از هرگونه فعالیتی بود كه باعث بدگمانی قدرتمندان محلی و از دست دادن موقعیت تجاری‌شان شود. در راستای چنین سیاستی بود كه انگلیسی‌ها سعی می‌كردند خود را درگیر طـرح‌های نادرشاه برای تشكیل و قدرتمند كردن ناوگان دریایی‌اش نكنند زیرا از یك‌سو همین ناوگان می‌توانست در آینده‌ای نه چندان دور رقیبی در کسب‌وکار تجاری‌شان شود و از سویی دیگر حساسیت و دشمنی سایر شركای آنها در منطقه یعنی عثمانی، روسیه را برانگیزد.

از این رو زمانی كه نادر با به‌كارگیری التون دست بـه كـار سـاخت كشتی و تشكیل نیروی دریایی در خزر شد و متعاقب آن فشارها و تهدیدهای روسیه؛ مقامات و بازرگانان انگلیسی كه کلیت تجارت خود در روسیه را در خطر می‌دیدنـد، ابتدا جانس هنوی را برای بررسی اقدامات التون به ایران فرستاده و سعی كردند با وعده و وعید از او را ادامه كار باز دارند. هنوی اقدامات جان التون را برای آینده تجارت انگلستان بسیار زیانبار تشخیص داد سعی كرد و او را از ادامه همكاری با نادر منصرف كند. با شكست تلاش‌های هنوی و پافشاری التون بر تصمیم خود، وزیرمختار انگلستان در سن‌پترزبورگ كه احتمال مقابله به مثل روس‌ها و از بین رفتن امتیازهای تجاری در روسیه را بسیار جدی می‌دید به التون پیشنهاد كرد كه در مقابل مبلغی گزاف یا پذیرفتن مقامی در نیروی دریایی سلطنتی از ایران خارج شود، اما این «انگلیسی ماجراجو و بی‌احتیاط» سرسختانه به خدمت خود ادامه داد. نادر که به خوبی از فـشارها بر التون آگاه بود، حكمی صادر كرد كه نشان از قدرشناسی وی از اقدامات این مرد انگلیسی تبار داشت: «شایسته‌ترینِ مسیحیان» اجازه ندارد ایران را ترك كند، چون لازم است در نوروز آینده در دربار ما حضور یابد و كارهای ناوگان ما را بر مبنای صحیحی سرو صـورت دهـد.» این حكم می‌توانست التون را تا حدودی از فشارها و اتهام‌ها برهاند، چرا كه به وی امكان می‌داد این‌گونه وانمود كند كه خدمت به نادرشاه تحت فشار و اجبار صورت می‌گیرد.

هنوز آشکار نشده که چرا یک سوداگر انگلیسی که به طلب سود بیشتر به سواحل ایران قدم گذاشته بود با چنان اصراری همه پیشنهادهای دولت متبوعش را رد می‌کرد و در نهایت مشقت، سرسختانه در پی ساخت و تكمیل كشتی جهت خدمت به دولت ایران بود. در این سو نادر نیز همواره از التون و خدماتش قدردانی می‌کرد و او را مورد حمایت کامل خود قرار می‌داد، اما با مرگ نادر و گرفتار شدن دوباره كشور در آشوب و هرج و مرج، ضمن پیگیری نشدن طـرح‌های او، التون نیز در وسط مخاطرات همه‌جانبه رها شد. روس‌ها كـه از اقدامات او بسیار خشمگین بودند علیه‌ وی دسیسه‌هایی چیدند تا آنكه با توجه به نارضایتی‌های محلی و احتمالا توطئه‌های روس ها، به جان التون سوءقصد شد كه البته جان به در برد، اما نهایتا در جنگ قدرت حكام محلی، او را به بهانه عدم حمایت از حاكم وقت گیلان دستگیر و به‌رغم تامینی كه به او داده بودند اعدامش کردند!

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید