Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2005

سیر معماری در تاجیکستان

(مقالات گذشته-تابستان 1376)

فن معماری سرزمین باستانی تاجیکستان را با مرز امروز این جمهوری محدود کردن نشاید. ولی ما در اساس بازیافته های باستان شناسان خرابه های شهرستانهای کهن و یادگاریهای تاریخ موجود در حدود تاجیکستان امروزی می خواهیم در خصوص وضع تاریخی و مرحله ای عمده «توسعه» صنعت معماری تاجیک ابرازنظر نمائیم.

دست یافته های باستان شناسان گویاست که شکارچیان ابتدایی در هزاره 8ق.م برای شکار به ناحیه مرغاب در بدخشان امروزی می آمدند. «و.آ.رانف» باستان شناس مشهور کهن ترین نقاشی ها را مربوط به پارینه سنگی در غار شختی واقع در پامیر کشف کرد. وی این نقش ها را با نقاشیهای معروف پارینه سنگی غار «نیو» در «آریژ» فرانسه برابر می داند. از دوره «برنز» (هزار ساله دوم تا میلاد) قریب 500 یادگار نیز در بدخشان موجود است. ابتدای صنعت بناکاری در سرزمینی که حدود حاضره تاجیکستان را تشکیل می دهد و به دوره «نوسنگی» تعلق دارد. شاید این تجربه اولین انسان دائر به ساختمان منزلگاه باشد که آنرا با یاری آلت «سنگی» بنیاد می کرد. یکی از یادگارهای خیلی کلان دوره نئالیت در آسیای میانه باقیمانده های سکونتگاه «توت قوول» می باشد که مساحت آن 40 متر مربع را تشکیل می دهد. در مسافت 3 کیلومتر دورتر از توت قوول دیهه «صیاد» واقع گردیده است. در آنجا آثار سکونتگاههای تخم شکل با سنگهای آرا داده شده موجودند. در آنها داغهای خاکستر زمان نئالیت را پیدا کردن ممکن است. چنین منزلگاه به نیاز و احتیاج قبایل کوچی کاملاً موافق بوده و آنها را از سرمای سخت و حمله درندگان وحشی محافظت می کرد. به زراعت چیان یکجانشین، تبدیل یافتن کوچیان در هنر بناکاری تاثیر جدی گذاشت. من بعد هنر منزل سازی باید به نیازهای «معیشتی، حکومتی و دفاعی» ساکنان آن جواب می داد. اکنون در ساختمان برای مصالح بناکاری «گل» خاک زرد و سرخ و خاکستری زمینهای دشت و «نزدیک کوه» استفاده می گردید. این خاک بعد به آب آمیختن به یک ماده چسبک و مستحکم تبدیل می یافت.

مصالح مذکور را گذشتگان تاجیک در دو حالت بناکاری مورد استفاده قرار می دادند ابتدا آنکه در «چینه» کاری استفاده می گردید و در حالت دوم از آن مواد خشت خام «چهارگوش» و بعضاً دراز «درست» می کردند. هنگام خشت ریزی به مواد نامبرده اکثر اوقات «خس و خاشاک» و کاه ریزه همراه کرده به قالب می ریختند و در آفتاب خشک می کردند. اصول حاضر هم در معماری مردمی استفاده می گردد.

بناهای قدیم ترین «گلی» نئالیتی در سرزم که در نزد پنجکت واقع گردیده است باقی مانده است. پژوهش یادگاری های تاریخی سرزم را «هیأت» باستان شناسان بین المللی به سال 1985 با یاری عالم فرانسوی رالن بازین ول که ترتیب دادن قالب «ریخت شناسی» سرزم را بعهده دارد و دو نفر عالمان آمریکایی پروفسور اونیورسیت گرودودو «رئیس» موزیوم باستان شناسی و مردم شناسی پیبادنسک و دکتر کالج «والسلی» فیلیپ کالس به کار شروع کردند. در سرزم در کنار منازل، بنای عبادتخانه ای کشف گردیده است که میدان آن 97 متر مربع را تشکیل می دهد. فرش و دیواره های معبد با رنگ «گردویی» مزین شده و در محله هواتاغ شهر او را تپه شهرکی کشف شده است که شکل معماری و مدنیت آن به دوره آخرین عصر برنج و اول عصر آهن منسوبیت دارد. عالمان باستان شناس در این محل راجع به ساختمان قلعه ها، نقشه های گوناگون معماری منزل شهریان، معلومات جالب بدست آورده اند که اهمیتهای مهم تاریخی دارند. دستاوردها شهادت می دهند که در عصر برنج وقتی اساس جمعیت های صنفی ترکیب می یافت، مدنیت بناکاری تشکل یافت تا به درجه صنعت معماری ترقی کرد. همچنین در این زمان سازمانها بنیاد می شدند که اساساً با عرف و عادت دینی و واقعه های فراموش نشونده وابسته بودند. یادگاریهای معماری زمان هخامنشی ها ( عصرهای V-VI تا سالشمار ما) در تاجیکستان حالا هم کم کشف شده است. برای معماری ایرانیان آن دوره استفاده از ستونهای «ردیفی» با ترتیب که « سقف یکپارچه» چوبی داشتند یکی ویژگی بود «شمعک های» کلان، بناهای «اقامتی» قصرهای با حشمت هخامنشی پر از ستونهای مرمرین و دیوارها اطرافش از خشت خام آرایش داده، عبارت بودند. این طرز معماری در (تخت سنگین) قبادیان استفاده شده است. در «آثار خطی» زمان هخامنشی در آسیای میانه مدنیت شهری و خود شهرها به ترقی سرکردند. از این دوره تا زمان ما درباره شهرهای قدیمی همچون «مارکنده» (سمرقند) کروش ته «کیراپال» (اوراتپه) معلوماتهای اولین دسترس شدند. سرچشمه های خطی درباره درجه بلندی صنعت شهرسازی در سیستم متکامل مدافعه و استحکام قلعه ها دلالت می کند. قشونهای اسکندر ذوالقرنین شهر کیراپال را فتح کرده، نتوانستند و تنها آنرا با حیله و نیرنگ به چنگ آوردند. کیراپال یکی از هفت شهر مهم سفد بوده. باید عرض کرد که در آخر عصر دو ق.م تا سالشمار ما صنعت معماری تاجیک دگرگونیهای خیلی مهم کسب نمود که آن قبل از همه در ترقی «تکنیک» بناکاری عرض وجود کرد. اکثراً سقف خانه ها گنبدی شکل بوده به چوب و آهن نیاز نداشتند. علاوه بر این شفتهای گنبدی نسبت به شفت­های چوبی مستحکم تر بوده، آتش نمی گیرد. ساختمان نیز ارزانتر می افتد.

در میانه قرون اول و دوم قبل از میلاد معماران تاجیک همچون تمامی معماران آسیای میانه بر دیوارهای خانه های استقامتی و «بناهای حکومتی» طاقهای حجماً گوناگون بنا می کردند. این طاقها شکل «نما» بنا را زیب و زینت بخشیده تا حدی نیازهای مادی معماران آدمان را قانع می نمود. بعد چند سده ساختمانهای مدنی تاجیکان وظیفه خود را تغییر داده به محراب-طاقهای نمازخوانی تبدیل یافتند. از ابتدای سده I بنیان کردن دیهه های کلان با تیپ شهری بوجود آمد که دروازه آن «برج» هم محسوب می شد. باقیمانده چنین دیهه، در شهرچه «یازتپه» مرغاب محفوظ است که ارک آن از خشت خام ساخته شده است. در اینجا اتاق کلان پذیرائی، «حیاط» و حجره های زیادی جاگیر بودند. شبهه ای نیست که این بنای با حشمت ارک دار، اقامتگاه حاکم محلی آن دیار بود. در آخرین سده های ق.م و نخستین سده های مدنیت شهری در آسیای میانه نشو و نما می یابد. در سرزمین شرق میانه بیش از پیش مدنیت « هلنیسم شرقی» جاری می گردد. این زمان است که در سرزمین تاجیکستان یک قطار دولت های غلامداری بوجود می آید آنها با دولت های همسایه رابطه مستحکم پیدا می کنند که این رابطه در تغییر و پیشرفت صنعت معماری ماوراءالنهر تاثیر مثبت می رساند. با دیوارهای وسیع و قطور و ارک های از خشت خام و پاخسه ساخته شده، ستونهایی با آرایش «کرنتی» بنا می شدند. گذشته از این بناهای اساسی، قصرها و ارک ها با «پیکرهای» «پرشمار» لائینی خوشرنگ، زیب و زینت داده می شدند به مورد است تاکید نمائیم که «سنت» مجسمه سازی بین تاجیکان تا هجوم اعراب مروج بوده است. در تاجیکستان یک تعداد ستونهای سنگی مربوط به زمان «باخترها» و «کوشانیها» پیدا شدند که به نمونه آثار یونانی نزدیکند. «سرستونها» نیز با آرایش «کارنفی» با گچ یافت شده اند که با زیبایی و دلربایی خاص خود از صنعت غرب (یونان) فرق می کنند و به هنرهای نفیس «یونان-گندها را» نزدیکند.

شهرچه «کیقباد شاه»، «قلعه میر» و «کهنه قلعه» که در جنوب تاجیکستان موقعیت دارد،شهادت دهنده ساختمان شهرها در آن روزگارند. آنها پلان «چهارگوش» داشته که با برجکهای بلند سینه های وی چسبیده اند، خاطر نشان می کند. بنجکت نه تنها قصر حاکمان استروشن بلکه مسکونگاه طبقه های مختلف اهالی هم بود.

آن قصر، صنم خانه میدان صودا، بناهای قرارگاهی، حربی و غیره داشت. مصالح بناکاری از لای و پاخسه یا خشت خام عبارت بود. برای پوشاندن عمارت از چوب استفاده می کردند. بالارهای سقف و ستونها کنده کاری شده اند. از چوب به حیث مصالح بناکاری  هیکلچه ها و بت ها می ساختند، مثلاً همین گونه بت را اهالی قشلاق «سرواد» ناحیه «عینی» یافتند که قدش یک متر بوده درتن لباس در پا پای افراز، زره پوش و در دستش شمشیر داشت. سیاحان ختایی در سغد و تخارستان راجع به بناکاری شهرها، اسپانی ها و قصرها، گزارش بدست داده اند. از جمله یکی از سیاحان از پوشاندن دیوار بیرونی کاخها با شیشه­های شفاف خبر داده است.

پس از تصرف آسیای میانه از جمله تاجیکستان امروزی توسط عربها، نفوذ عربها به صنعت معماری تاجیک تاثیر ضعیفانه داشت زیرا تاجیکان از نگاه تمدن از عربهای کوچی بالا بوده اند. آنان برخی مساجد تیپ عربی بنا کردند ولی تا امروز در تاجیکستان یگان مسجد عربی پیدا نشده است. معلوم می شود آنها بیشتر در ساختمان بناهای جمعیتی از پلان ارک ها استفاده می کردند. مثال روشن قصر بسیار ستون صنم ها، در بنجکت می باشد که با ساختن محراب به مسجد تبدیل داده شد. مقبره حضرت بورخ در قشلاق «سنگوار» ناحیه «کامسامال آباد» که از روی پلان مدور است در جای ویرانه های ارک قدیمی ساخته شده است بعد از استیلای عربها دولت سامانیان در ماوراءالنهر تشکیل داده شد که آن در رشد و تکامل ملت تاجیک رونق اقتصادیات، ادبیات و صنعت و تشکل زبان ملی نقشی ناتکرار دارد. دولت سامانیان ملت تاجیک را که از اقوام سغدی، تخاری، فرغانه ای، خراسانی، قبایل سکاهای پامیر عبارت بودند را تشکل داد. مدنیت شهری در این زمان نشو و نما کرد. سرچشمه های تاریخی از ساختمان مسجدهای جامع و بازارهای پوشانده شده خاطرنشان می کند.

صنعت بناکاری تکامل یافت و نوسازی بعمل آمد. خشت خام که بیشتر بعضاً به ندرت و آن هم به تفنن استفاده می شد اکنون مصالح اساسی بناهای باشکوه گردید. در خاک تاجیکستان یکی از یادگاریهای آن زمان مدرسه «خواجه مشهد» می باشد که در شهر طوس محفوظ است. بهترین نمونه های معماری چوبین و کنده کاری در چوب را مادر وادی «زرافشان» می بینیم. مثلاً محراب مسجد دیهه «چارکوه» در ناحیه «اسفره» از جمله آثار زیبای چوبی است. این کنده کاریها آنچنان ماهرانه اجرا شده اند که دل بیننده را تسخیر می کنند. در این دوره در هنر معماری تاجیک معماری مقبره «دوگنبددار» پیدا می شود که درون آنها با نقاشی ها یا کنده کاری آرا داده شده است. هجوم وحشیانه چنگیزیان باعث ویرانی شهر و دهات آسیای میانه و از بین رفتن آثار بسا غنی مدنیت تاجیک گردید. تاجیکان صاحب شهر ترک مکان و منزل خویش نموده در کوهساران پناه بردن را اولی شماریدند. طبق معلومات، یک قرن تمام حیات شهری قطع گردید ولی اولاد قبایل ترک و مغول که با مردم صاحب شهر تاجیک آمیزش یافته بودند به عالم به چشم دیگر نظر انداختند. آنها هنرمندان آریایی را جمع کرده در سمرقند و شهر سبز و هرات کوشکهای محتشم ومدرسه و مقبره های کاشین کاری شده بنا کردند که امروز هم با حسن و ملاحت بی نظیر قلب جهانیان را تسخیر می نماید. اما این چنین معنی ندارد که هنر معماری زمان تیموریان صنعت معماری گذشته را انکار کرده باشد. برعکس معماران صاحب هنر زمان تیموری تاکید به گذشته دور و نزدیک صنعت معماری مردم تاجیک ایرانی نموده اند.

 

بررسی و نوشته: نورعلی مرادی

مجله میراث فرهنگی- شماره17-تابستان 1376
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

موضوعات مرتبط : میراث مشترک    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید