تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :252

شبکه‌های اجتماعی و جامعه‌پذیری سیاسی

فردین علیخواه . عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان

«جامعه‌پذیری» فرایندی است که در آن افراد مهارت‌های زندگی در جامعه خود را کسب می‌کنند. به بیانی دیگر، در این فرایند نهادهای مختلف اجتماعی تلاش می‌کنند هنجارها و ارزش‌های حاکم بر جامعه را به فرد منتقل کنند تا به این طریق، او بتواند شیوه زندگی را در جامعه فراگیرد. «جامعه‌پذیری سیاسی» به فراگیری ارزش‌ها و هنجارهای سیاسی اشاره دارد. آموزش «فرهنگ سیاسی» هر جامعه شامل نگرش‌ها و رفتارهای سیاسی، هدف اصلی جامعه‌پذیری سیاسی قلمداد می‌شود. به این دلیل از جامعه‌پذیری سیاسی به‌عنوان «فرایند» یاد می‌شود که نقطه پایانی بر آن متصور نیست و می‌تواند از کودکی تا سالمندی را دربر گیرد. این به آن معنی است که فرد از زمانی که دوره کودکی خود را در خانواده می‌گذراند، در معرض آموزش‌های مستقیم و غیرمستقیم والدین خود در زمینه ارزش‌های سیاسی قرار دارد. این فرایند با ورود به نهادهای آموزشی شکل جدی‌تری به خود می‌گیرد چراکه در این مرحله آموزش رسمی و مستقیم ارزش‌های سیاسی از سوی نهادهای رسمی آغاز می‌شود. درمجموع، افراد برحسب دوره‌های مختلف سنی نظیر کودکی، نوجوانی، جوانی، میان‌سالی و سالمندی در معرض آموزش‌های مستقیم و غیرمستقیم نهادها و عوامل مختلف جامعه‌پذیری قرار می‌گیرند.
معمولا در دیدگاه‌های اندیشمندان قرن بیستم، رسانه‌های جمعی به‌عنوان یکی از ابزارهای اصلی جامعه‌پذیری سیاسی محسوب می‌شدند. اهمیت رسانه‌های جمعی از آن جهت بوده است که برای مثال در قرن اخیر رسانه‌هایی نظیر رادیو و تلویزیون بخش زیادی از اوقات افراد را به خود اختصاص می‌دادند و مهم‌ترین منبع آنان برای اطلاع از تحولات دنیای اطرافشان به‌شمار می‌رفتند. با ورود به قرن بیست‌و‌یکم و با اهمیت‌یافتن رسانه‌های جدید در زندگی شهروندان، نظر محققان به نقش این رسانه‌ها در جامعه‌پذیری سیاسی جلب شد. درواقع استدلال بر آن بود که گویی دوره ارتباط یک‌طرفه رسانه‌های جمعی با توده (Mass) مردم به‌سر آمده و من‌بعد رسانه من (My Media) جای رسانه جمعی (Mass Media) را خواهد گرفت. منظور از «رسانه من»، به قابلیت جدیدی اشاره دارد که از سوی رسانه‌های جدید عرضه شده است و آن تولید محتوا از سوی کاربران این رسانه‌هاست. برخلاف رسانه‌های جمعی که عمدتا در اختیار دولت‌ها و نهادهای رسمی بود، در وضعیت جدید، افراد می‌توانند محتوای موردنظر خود را با سهولت تولید کرده و به دیگران ارسال کنند. نمونه بارز چنین عملی را امروزه در شبکه‌های اجتماعی شاهد هستیم. به طور خلاصه در قرن بیست‌ویکم شاهد پلورالیسم یا کثرت‌گرایی رسانه‌ای هستیم. به تعبیر ساده‌تر، همه می‌توانند برای همه (all for all) محتوا تولید کنند؛ برخلاف دوره‌های پیشین که تولید محتوا به شکل «یکی برای همه» (one for all) بود.
شاید در نگاهی گذرا به این وضعیت، نوعی آشفتگی در تولید پیام دیده شود. هر فرد در شبکه‌های اجتماعی این امکان را دارد که نظر و نگرش خود را درباره تغییرات و تحولات جهان اطرافش به رشته تحریر درآورده و از طریق شبکه‌های اجتماعی در معرض چشمان دیگران قرار دهد. به‌همین‌طریق، هرروزه ده‌ها و شاید ‌هزاران پیام یا محتوای تولیدشده دیگران نیز در معرض چشمان او قرار گیرد، ولی آنچه اهمیت دارد، تنوع و گوناگونی پیام‌ها در زمینه مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است که هر روز در شبکه‌های اجتماعی جریان دارد؛ فضایی که برخی از اندیشمندان علوم سیاسی از آن به‌عنوان «حوزه عمومی جدیدی» یاد می‌کنند که می‌تواند تحولات مختلفی در پی داشته باشد.
نگارنده این سطور نگاهی جبرگرایانه به اثر رسانه‌های جدید ندارد، ولی معتقد است که این روزها رسانه‌های جدید تأثیرات زیادی بر جامعه‌پذیری سیاسی افراد جامعه دارند. این روزها هر فرد صاحب یک تلفن همراه و متصل به اینترنت و عضو شبکه‌های اجتماعی به‌راحتی می‌تواند با هر نظام فکری و عقیدتی که در نهادهای رسمی نمی‌توان به آن دسترسی داشت، آشنا شود. به‌راحتی می‌تواند نقدهای مربوط به هر سیاست یا تصمیم خرد و کلان را در شبکه‌های اجتماعی مطالعه و نظر خود را درخصوص آن نقدها منتشر کند. این روزها بازار بده‌بستان فکری و نظری در عرصه شبکه‌های اجتماعی پررونق است. روشن است که پیامدهای این سبک از جامعه‌پذیری سیاسی با شیوه‌ای که در آن تنها دولت‌ها برنامه‌ریز فرایند جامعه‌پذیری هستند متفاوت خواهد بود. در وضعیت جدید، نقش رسانه‌های جدیدی که خارج از کنترل دولت‌ها هستند در جامعه‌پذیری سیاسی افزایش یافته است. محصول نهایی این شکل از فرایند جامعه‌پذیری لزوما همان نیست که مورد انتظار دولت‌هاست. چراکه بازیگران دیگری وارد این فرایند شده‌اند. فضای شبکه‌های اجتماعی، فضایی مملو از نقد و کثرت‌گرایی در اندیشه‌هاست. این وضعیت با گسترش فناوری در آینده تشدید خواهد شد. واقعیت اجتناب‌ناپذیر آن است که با ورود رسانه‌های جدید، کنترل نهادهای رسمی جامعه‌پذیری بر فرایند جامعه‌پذیری سیاسی کاهش یافته است. عرصه سیاست نمی‌تواند نسبت به وجود چنین تغییر و تحولی در عرصه جامعه بی‌توجه باشد. انتظار می‌رود که دولت یا دولت‌ها از منظر آینده‌شناسی، استراتژی و خط‌مشی‌های مشخصی درخصوص نحوه مواجهه با جامعه‌ای که متکثر است و خواهد بود داشته باشند.



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید