تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1516

شناخت سرزمین

پرسش شد؛ شناخت سرزمین، به هم سادگی.
دو کلمه که می بایست هر کدام را در ابتدا معنا و مفهومشان را یافت و سپس کنار هم قرار داد.

بسیاری از مردمان وقتی که صحبت از سرزمین می شود، خواسته و ناخواسته شهر و کشور تولد خود به یاد می آورند. آیا این رویکرد پاسخی روشن و کامل به عنوان سرزمین شما کجاست؟ می باشد. گروهی دیگر اصل و نسب خود را عنوان می کنند و اما گروهی دیگر با ای کاش گفتن و انتخاب نواحی دیگر به دنبال تغییر و تحولی پیش آمده در زندگی هستند. و البته گروهای مردمی بسیار است. ...

زمانی که از خود شناخت سرزمین را پرسش کردم. لحظه ای مکث اولین پاسخ بود. چرا توقف! مگر پاسخ می بایست از قبل معلوم باشد. این پرسش سرآغاز حرکتی بود به درون برای یافتن پاسخی که خود به آن باور داشتم نه بی اختیار به آن رسیده باشم ... چه عامل و محرکی لازم بود تا من را به انتخاب و یا پاسخ به سرزمین و شناخت آن رهنمود کند. با خود به گفتگو نشستم؛ داشتن حق ملیت و انتخاب سرزمین از اولین حقوق بین المللی برای هر انسان امروزی است. حق ملیت اولین پاسخ منطقی بود. چرا؟ و چگونه می شد از این پاسخ عجیب به شناخت سرزمین نائل شد.

انسان آزاد آفریده شده است و اختیار به او اعطا شد تا مسیر زندگی خود را هر گونه لایق خود می داند جریان دهد. پس انتخاب از ابتدایی ترین حقوق هر فرد انسانی است و وجه تمایز انسان با هر آفریده دیگر. باورها و عقاید، نشانه ای از این تمایز حق انتخاب است. رسومات زندگی جمعی، گذشته و آینده هر جامعه ناخواسته در حرکت او تأثیر گذار است. از اینرو است که او محق است که به جستجو و گزینش و یا آفرینش بپردازد. این اولین نشانه هویت وجودی انسان است.

... ناگهان غرور و تعلقی به این خاک وجودم را سرشار کرد. سرزمین من ایران. دیده ام به نقشه ایران و در مقابلش نقشه سیاسی جهان با انواع پرچم ها که نشانی از هویت و باورهای ملیت ها بود افتاد و سوالی ناخواسته؛ آیا سرزمین من ایرانست و یا؟؟ چرا؟ این غرور متوجه پیشینه این سرزمین بود که در جانم زنده بود و هر زمان به خود نمودی تازه می بخشید. سرزمینی که منشاء تمدن عالم و اولین حکومت در آن به شکوه رسیده بود. مبداء ظهور خداوندی و آئین رستگاری. روزگاری این خاک عزیز ملتش اشرف ملل و اقلیمش مرغوبترین و اهلش سردفتر دانائی و هوش و از افق معارف بفضل خداوندی چنان مشرق و طالع که سبب سعادت و عزت سایر ممالک بود، نام بزرگانی که به جهت روشنایی تفکر و سربلندی مردمان و البته غایت زندگی خود در علوم و معارف غرق و پالایش یافتند در صفحات تاریخ تا ابدالآباد باقی خواهند ماند. و چه سبب شد که این عظمت و بزرگی به آهستگی به سکون می رسد، باید تفکرو عمق نمود.

در این جستجوی ساده و پیچیده به رسم امروزی در دنیای اینترنت گردشی کردم؛ نام سرزمین به زبانهای مختلف با پسوندها و پیشوندهای بسیاری متنوع از معنای اسم تا صفات و القاب و حتی کنایه های سیاسی و اقتصادی در نهایت خسته کننده است. در هر گوشه از این جهان گروهی اعتبارشان را به نامی از سرزمین مقتدرانه حفظ می کنند، و به هم می پیوندند. البته باید گفت که مردمان هر دیار به نوحی متفاوت و آنگونه که آن را شناخته اند به بیان سرزمین خود می پردازند. شناخت سرزمین از اینرو ارزشمند است که ما را همراهی و راهنمایی می کند تا بدانیم که هستیم و از حال به بعد چگونه باید رفتار نماییم. و این شناخت از چه مسیرهایی جریان می یابد و در نهایت باید به کجا ختم شود.

شناخت هر سرزمین که دامنه گسترده ای از تمامی ابعاد زندگی فردی و جمعی انسان و پیرامونش در گذشته را شامل و مسلما نگاهی به آینده دارد. این شناخت برای هر فرد به معنای هویت و اعتباری است که بدون تلاش و اکتساب به او نسبت می دهند، گاهی دارای تعاریفی ناپخته و بسیار ساده شده است ولی در گسترده خود روش و آداب زندگی، باورها و عقاید، زبان و فرهنگ، و بسیاری از این همانندها را دربر می گیرد.

اگر در جریان تاریخ هر سرزمینی که در این زمان با مرزی از تفاوتی غیر حقیقی و غیر بشری از جامعه ای دیگر خودش را اسیر کرده است؛ مداقه و تفحص کنیم، طغیان ستیزها و آشوبهایی که سرنوشت بشریت را به بارها تکرار محکوم کرده است و سرتاسر آنرا به سیاهی برده است، در ذهنمان هر کدام از ما نکته و نقطه ای زیبا را روشن می سازد که زمان و تفکر تهاجم و تسلط بر انسان آزاد انتخاب آینده نیست بلکه همیاری و یگانگی لازمه بقای جامعه پریشان امروز است.

در نگاه جغرافیایی، اقتصادی، زبانی، فرهنگی، و .... در نزدیکی خود به تفاوت ها و پیچیدگی هایی از تفکرهای سطحی و والا مواجه می شویم که تاکیدی بر اهمیت تعلق به سرزمین و خاکی است که بعد از عمری از آن پر می کشیم و باز آن باقی است و ما بر آن نیستیم. برای هر گوشه این جهان پیامبرانی آمدند با تجدید قوای تربیت روحانی و مدنی انسان؛ او را در مسیری تازه و پاک و مطمئن همراه شدند.

در اندیشه های جهانی، متفکران در جستجو و یا آفرینش سرزمین آرزوها و ایده آلی تلاش های بسیاری کرده اند که پاسخکوی تلاطم مخرب جامعه امروزی باشد این نیروی سازنده در مقابل جریان مخرب کوری بر ارزش انسان است. جامعه امروزی که در قدرت ارتباطات اسیر شده است و به دنبال هویتی تازه در زیر قدرت است در این حرکت شتابان در فرد و سرزمین نام و هویتش دگرگون می شود و رنگ و شمایی تازه وبه خود می گیرد به معنایی به سوی هویتی جهانی قدم های آهسته اش را سریعتر بر می دارد.

از تعمق جهتگیر در دفتر تاریخ و تجربیات شخصی، هر فرد و جمعی به نتایجی خواهد رسید که می خواهد این روش تعامل اجتماعی امروز نیست و که گروهی به نام وطن و این خاک با غروری آمیخته با هوای منافع شخصی به این خاک عزیز چسبیده بودند و خود را با این سرزمین ارزش می دادند. در بطن این سرزمین باید تفکر و همتی همگانی داشت تا دانست که یافتن هر روش و سلوکی لایق و سزاوار برپائی و اعتبار در این خاک نیست؛ باید به هر زبان و معنا سعی و جهد و کوشش در تربیت و تشویق و همت پرداخت تا آب پریشان از غبار بیهودها پاک شود و بتواند با زلالی خود خاکش را صیقل و درخششی مجدد دهد.

از آنچه ذکر شد ملاحظه می شود که هر فرد و گروه در درون و بیرونش معانی متفاوت و پیچیده ای دارد که به تکاپو می پردازند و طالب ایفای نقش در اجتماع انسانی امروز است. و این خواست را اعتبار می دهد که در کجا و چگونه این تعاریف و معانی با یکدیگر همسو خواهند شد تا حرکتی نوین به عرصه شهود آید.

نادر تشکر

مجموعه مقالات مرتبط : سرزمین مادری    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید