تاریخ آخرین ویرایش : سه شنبه،18-10-1397
تعداد بازدید :97

شهری که به اشتباه شکل گرفت

پایه‌گذاری این اشتباه به بیش از دویست سال پیش باز می‌گردد که در آبان ۱۳۹۱ نیز نکوداشت دویست سالگی آن برگزار گردید.
با تلاش‌های صورت گرفته بسیاری از ضعف‌ها و اشتباهات مرتفع شد، گرچه این بار سنگین است ولی همچنان عدم تناسب‌ها ادامه دارد و هرکس به سلیقه‌ای پیش می‌رود. مسئله از زوایای مختلف قابل بررسی علمی و کارشناسی است. چه خوب می‌شد دیروز پدران ما امروز را می‌دیدند، حرفی که آیندگان به ما خواهند زد.
معماری، پارکینگ، فضای سبز، حیات وحش، مبلمان شهری، مهاجرت، حاشیه‌نشینی، آلودگی آب، هوا و خاک، کمبود آب، سیستم فاضلاب و صدها موضوع 
متنوع دیگر.
همین حالا دقت کنید نصب تابلوهای راهنمایی و رانندگی و سایر تابلوهای راهنما و علائم هشداردهنده به گونه‌ای است که بر اثر مرور زمان و به دلیل قرار گرفتن در پشت درختان و فضای سبز به صورت مخفی و پنهان درآمده است.
باید گردشگران خارجی علم غیب داشته باشند تا آدرس و مسیر خود را پیدا کنند. چند سالی است که مُد شده است افراد برای کسب درآمد انواع سبزی‌های کوهی خوراکی و دارویی معروف به سبزی صحرا را در فصل بهار و تابستان از کوهستان‌های اطراف تهران از بیخ و بن با ریشه و پیازه از خاک جدا می‌کنند و با قیمت‌های سنگین به فروش می‌رسانند.
از این میراث آیندگان هم شاید تا چند سال آینده فقط اسمی باقی بماند، مانند واژه‌هایی نظیر: سیرک، والک، پیازک، ریواس، قارچ، شِنگِه، کنگر، آویشن، چای کوهی، زرشک، باریجه، علف کما، کتیرا، گلپر، کپور، پونه، سوسبز، خاکشیر، اکلیل کوهی، بادرنجبویه، گل‌گاوزبان، سنبل‌الطیب و تخم شربتی…
شاید برای نسل جدید باورکردنی نباشد که روزی در ارتفاعات و کوهستان‌های تهران خرس، پلنگ، گرگ و بسیاری از گونه‌های خاص حیات وحش وجود داشت که در حال حاضر جسد بی‌جان آنها در موزه‌های حیات وحش به صورت تاکسیدرمی مشاهده می‌شود. روزی در همین تهران پرندگانی نظیر بلبل هزار دستان، چلچله، هُدهُد (شانه‌به‌سر) یاکریم (قُمری)، فاخته، سار، مینا، بلبل‌اهوازی و کلاغ وجود داشت که آنها هم گویی قهر کرده و جایشان را به برج‌های سرد و بی‌روح، ترافیک و دود و آهن و سیمان داده‌اند و امواج رادیویی نامرئی به جای آنها در فضا جولان می‌دهند! در تهران قدیم قنات‌های پرآب بسیار داشتیم که در بعضی از آنها گونه خاصی از ماهی وجود داشت که به ماهی قناتی معروف بود و در حال حاضر نسل جدید کاملاً با آن بیگانه است.
منازل تهران اکثراً دارای حوض به همراه ماهی‌های سیاه و قرمز (حوضی) بود که با آب قنات و جوی محلات سیراب می‌شد که آن هم با تحمیل زندگی آپارتمانی به تدریج به تاریخ پیوست. در گذشته بخش عمده زمین‌ها در کوهپایه شمال تهران و در حاشیه این رود دره‌ها و حتی در مناطق دیگر تهران باغ بوده که بخش عظیمی از آن از بین رفته است و هم‌اکنون در سطح تهران بزرگ و اطرافش حدود ۳۰ هزار باغ باقی مانده که خوشبختانه با اقدام به موقع شهرداری این باغات به زیر فوندانسیون نرفته‌اند!
استاد احمد محیط طباطبایی معتقد است: «یک راه حفظ بخشی از کوچه باغ‌های تهران به عنوان محورهای خاطره‌انگیز و گردشگری تبدیل بخشی از کوچه باغ‌های دیدنی تهران به فضاهای عمومی و باز کردن پای گردشگران به آنهاست که نه تنها احساس تعلق اجتماعی آنها به شهر را افزایش می‌دهد که شرایط را برای حفاظت بیشتر آنها مهیا می‌کند. او می‌گوید باید کوچه باغ‌هایی که مانده‌اند را شناسنامه‌دار کنیم که بمانند.
البته سال‌ها پیش از این روزها زمانی که سازمان میراث فرهنگی هنوز در سازمان گردشگری و صنایع‌دستی ادغام نشده بود مدیران وقت تصمیم گرفتند تعدادی از خیابان‌های خاطره‌انگیز تهران را به عنوان آثار ملی، فرهنگی و هویتی تهران ثبت ملی کنند و در شمار فضاهای عمومی حفاظت شده قرار دهند …
بازار تهران بخش کم اشتباه پایتخت بود 
اگر تاریخ شهر تهران را در نظر بگیریم به اوایل دوران صفوی می‌رسیم. قبل از آن تهران روستای کوچکی در شمال «ری» بود البته نام تهران تقریباً قدمتی دو هزار ساله دارد. تهران به معنای کوهپایه و اسامی مشابه آن است. مهندس محسن شیخ‌الاسلامی، کارشناس میراث فرهنگی، می‌گوید: ساخت بازار تهران براساس حدسیات انجام نشده و عناصر مذهبی و شهری محور بازار را شکل داده اند. بازار به تدریج کامل شده تا به دست ما رسیده است و ما هم انصافاً چیزی از آن باقی نگذاشتیم و همه را از بین بردیم.
در حال حاضر از مهم‌ترین بخش‌هایی که هر معمار شهرسازی برای ساختن یک شهر به آن فکر می‌کند امکاناتی چون آتش‌نشانی، بهداری و غیره است. اما در شهرسازی سنتی کمتر به این مسائل تکیه می‌شده است. در آن دوران بازار آنقدر لگام گسیخته و در هم تنیده شده نبوده است. امروز شما وقتی وارد بازار تهران می‌شوید متوجه این موضوع خواهید شد که شیوه گسترش بازار به نحوی بوده است که حتی اگر راهی هم وجود داشته، کور شده و از سانتی‌متر به سانتی‌متر آن استفاده شده است.
امنیت در بازار به شکل سنتی به طور حتم وجود داشته با توجه به نبود چنین انباشتی در آن زمان حتی امکان بروز حریق و این‌گونه اتفاقات هم کمتر بوده است. در حال حاضر در بازار لوله گاز و تأسیسات هم داریم که خطر یک چنین اتفاقاتی را افزایش می‌دهد.
حتی اگر بخش‌هایی را عریض کنیم مثلاً برای گذر ماشین آتش‌نشانی باز هم برای عبور این وسایل در بازار دچار مشکل خواهیم شد… در یک نگاه کلی، منطقه بازار از دید کارشناسان میراث فرهنگی چنان است که از شکل مالکیتی گرفته تا بازسازی و غیره مسائل فراوانی دارد. بخش‌هایی از این کالبد آشفته قابل نگهداری و مرمت بوده و بخش‌هایی از این بازار هم شناسنامه شهر تهران است اما در بخش‌هایی دیگر نیاز به برنامه‌ریزی دقیق شهری کاملاً حس می‌شود.

روح‌الله مهرپارسا

برگرفته از دنیای اقتصاد 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید