تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2445

استاد حسین شماعی شیرازی

گروه هنر: وجود مساجد، گنبدها و مناره‌ها در بافت يك شهر نمی‌تواند به معنای اسلامی‌بودن آن شهر باشد، شهر اسلامی عبارت از نمايش فضايی شكل و ساختمان اجتماعی است كه بر اساس ايده‌آل‌های اسلامی، فرم‌های ارتباطی و عناصر تزئينی خود را در آن وارد كرده است.

فضای معنوی زندگی انسان‌ها در شهر اسلامی با واژه‌هايی چون شهر مقدس، مدينه فاضله، و ...گويای اين حقيقت‌اند كه پيش‌تر از آن‌كه ايده‌ای به نام شهر اسلامی مطرح شود، هويت معنايی و معنوی فضای زيست انسان‌ها، بر كالبد و ساختار شهر تقدم داشته است.

زمانی كه سخن از شهر اسلامی به ميان می‌آيد ديگر حرف از مسجد و گنبد و مناره و ديگر فرم‌ها يا عناصر معماری اسلامی نيست. شهر اسلامی متأثر از شهروندان مسلمانش، هويتی مستقل پيدا می‌كند و فيزيك هر شهری بر اساس الگوی ويژه‌ای از معنا و روح آن شهر هويت پيدا می‌كند.

در اين‌باره كم‌و‌بيش همه صاحب‌نظران به اجماع رسيده‌اند و ترديدی نيست اگر بنا باشد الگوی شهر اسلامی ارائه‌شود، چاره‌ای نيست جز پژوهش، بررسی و كندوكاو تاريخ اسلام، شهرها و بناهای كهن اسلامی و هر آنچه اسلام به عنوان دين زندگی، در مقياس اجتماعی و حتی فردی مطرح می‌كند و اگر اين پژوهش‌ها به آنجا منتهی شود كه اسلام دينی «شهری» است و به جز سمبل‌ها و نمادهايی در آن كه بر زندگی شهری و مدنيت، تكيه دارند، همچون: مدينة النبی، خانه خدا، مسجد به عنوان مكانی برای اجتماع مسلمانان و يا از منظری امروزی‌تر نوعی پاتوق شهری برای مسلمانان كه بنا نيست صرفا برای عبادت و نيايش در آن گردهم آيند، بازار به عنوان نمادی از محل كسب و كار حلال كه همانا جهاد در راه خدا محسوب می‌شود و ... .

می‌توان از همين منظر نشانه‌های بسيار در اين دين يافت كه به طرح الگوی «شهر اسلامی» در معنای جامع و عملی آن بينجامد.

شهر اسلامی يا شهر گنبدها و مناره‌ها

پذيرش اين مسأله كه وجود مساجد، گنبدها و مناره‌ها در بافت يك شهر نمی‌تواند به معنای اسلامی‌بودن آن شهر باشد، اين امر را بديهی می‌سازد كه بايد در عناصر و مؤلفه‌های ديگری كه نه تنها كالبد، بلكه روح و هويت شهرها را می‌سازند به دنبال نشانه‌هايی از زيست مسلمانان و الگوهای يك شهر اسلامی بود.

«حسن بلخاری» فيلسوف هنر درباره هويت مفهومی و معنوی شهر اسلامی در مقاله‌ای آورده است: «متفكران اسلامی، شهر اسلامی را عبارت از نمايش فضايی شكل و ساختمان اجتماعی می‌دانند كه بر اساس ايده‌آل‌های اسلامی، فرم‌های ارتباطی و عناصر تزئينی خود را در آن وارد كرده است.

بنابراين در شهر اسلامی، فرم به تبع معنا تعريف می‌شود و كالبد، هويت خود را از محتوا اخذ می‌كند و اين متأثر از بنيان‌های نظری هنر معماری اسلامی است كه نسبت قالب و محتوا همچون نسبت روح و كالبد در بنيان‌های جهان‌شناختی اسلامی است، همچنان كه در جهان‌بينی اسلامی و قرآنی ماده به كرامت معنا شرافت می‌يابد و از هويت سفلايی خويش خارج شده به نورانيت معنا منور می‌شود.

قالب نيز در هنر اسلامی فرمی متناسب با شرافت محتوا دارد و بر خلاف برخی مكاتب هنری، كه گاهی اثر در مقابل معنا و نيز اخلاق قرار می‌گيرد و صورتی متضاد با غايت هنری می‌يابد در هنر معماری اسلامی فرم اثر، صورت مجسم معناست و نه مغاير با معنا، كما اينكه پيامبر اسلام (ص) فرم چهار وجهی كعبه را با استناد به تسبيحات اربعه تبيين می‌كنند.

هنر و معماری اسلامی سه ساحت فرمی برای معماری متصور است. صورت اول: فرم تمثيلی خانه و شهر خداست كه در مكه با كعبه و در هر شهر اسلامی با مسجد تحقق می‌يابد. صورت دوم: خانه است كه اين نيز متناسب با ارزش‌ها و مفاهيم معنايی و معنوی شكل پيدا می‌كند و صورت سوم: شهر است كه ماهيتی جدای از عوامل معنايی مؤثر بر خانه خدا و خانه مردم ندارد، بلكه به يك عبارت صورت مركب اين دو معناست؛ يعنی شهر يك خانه بزرگ است كه هويتی منفك و مجزای از خانه خدا و خانه مردم ندارد، بلكه تنها خانه‌ای وسيع‌تر و گسترش‌يافته‌تر است كه به جای خانواده‌ای محدود، خانواده‌ای بزرگتر را در خود جای داده است.

از تأكيد بر اين معنا، قصد اين استنتاج است كه نبايد در برنامه‌ريزی شهری توسط دولت اسلامی، تغايری بين برنامه‌ريزی‌های خانوادگی و شهری صورت گيرد ...»

«حسن بلخاری» با اعتقاد به اينكه شهر اسلامی بايد بر اساس فرم خانه خدا بنيان گيرد، به نمونه‌های مختلف كاربری‌هايی چون بازار، مدرسه و دانشگاه، مسجد و شفاخانه و... در معماری اسلامی و شهر اسلامی اشاره می‌كند و می‌افزايد: «... ما در عرصه جهان مدرن و با پذيرش اقتضائات نه چندان متناسب با سنت، از طراحی و معماری معنوی دور مانده‌ايم و اينك كارآمدی يك بنا مقدم بر ساحت معنوی آن است...»

شهر اسلامی شهر زيبايی‌ها

اين مسأله كه هنر معماری اسلامی و سيمای شهرهای اسلامی كه از اين هنر تأثير بسيار می‌پذيرند، بيشترين ارزش را برای زيبايی قائل است، مورد تفقد بسياری از صاحب‌نظران، نظريه‌پردازان و معماران آشنا به تاريخ و آثار هنر و معماری اسلامی است. به عقيده اين دسته از معماران و نظريه‌پردازان در اسلام معماری، جز اجابت ضرورت‌های كاركردی و مورد نياز، نمودی از نهايت زيبايی است و زيبايی هدفمند در معماری اسلامی هم به لحاظ كمی و هم كيفی به توجه نياز دارد كه اولی با سازگاری محيطی و دومی از طريق زيبايی‌شناسی اسلام ميسر است.

« سيد عليرضا قهاری» رييس انجمن مفاخر معماری ايران و عضو جامعه انبوه‌سازان در اين‌باره می‌گويد: «بر اساس آموزه‌های دين اسلام، آدم از بهشت به زمين هبوط كرده است. طبيعی است كه تلاش‌های بشر به‌ويژه مسلمانان در خلق، سازندگی، آبادانی و ... را به حساب تلاش او برای ساختن تصويری از بهشت بر كره خاكی بتوان گذاشت.

شهر اسلامی متكی بر آموزه‌های اسلامی

نشانه‌ها برای درك اين حقيقت كه اسلام دينی جامع است حتی برای ارائه الگويی برای يك شهر از نوع آرمانی، بسيارند و نگاهی نه لزوما معمارانه يا زيبايی‌شناسانه يا از هر نوع ديگری، بلكه كمی غور در آيات قرآن و آموزه‌های آخرين دين الهی كافيست تا به نشانه‌ها و تمثيل‌های بسيار در اين باره دست يافت.

حتی در تعاليم فردی دين اسلام برای يك مسلمان نكته‌های بسيار هست كه به كشف الگوهای يك شهر اسلامی منتج می‌شوند. سيد عليرضا قهاری در اين باره می‌گويد: «هر شهر با توجه به هويت كالبدی و معنوی‌اش معنا می‌شود. همچنان كه اقليم و آب و هوا در ساختار شهرها تأثير می‌گذارند، نوع نگاه و انديشه‌های شهروندان يك شهر هم بر هويت آن شهر موثرند و هويت يك شهر در قالب مادی شهر و در ساختار آن، تجلی پيدا می‌كند.

از اين‌رو هويت معنوی، هم در رفتارهای شهروندی و هم در چهره شهر نمود عينی دارد. در يك شهر اسلامی قبل از هر چيز رفتارها و اصول شهروندی بر اساس آموزه‌های اسلامی و سنت‌های پيامبر (ص)، از اسلامی بودن شهر حكايت می‌كنند. هر شهر پر از مسجد و گنبد و مناره‌ای شهر اسلامی نيست و اين تجلی انديشه‌ها و اعتقادات اسلامی شهروندان در سيمای شهر است كه هويت آن را نشان می‌دهد.

در يك شهر اسلامی بر اساس دستورات قرآن كريم بايد شاهد رعايت پاكيزگی، آبادانی و عمران، برابری و برادری شهروندان در دسترسی به خدمات شهری و انسانی، امنيت اجتماعی و روانی، راستگويی و درستكاری كه به اجرای موفق قانون هم تعبير می‌شوند، حفظ حرمت‌ها بخصوص درباره زنان، كودكان، سالمندان و آرامش و آسايش برای همه شهروندان بود.

در يك شهر اسلامی نشانی از فقر، فساد، حاشيه‌نشينی، ضايع‌شدن حقوق شهروندان خاص از جمله معلولان و بی‌احترامی به عقايد ديگران نيست. در يك شهر اسلامی به همان ميزان كه ساخت مساجد باشكوه مورد توجه است، ساخت عبادتگاه‌های ديگر اديان الهی هم مدنظر قرارمی‌گيرد.

در بيانی كلی‌تر يك شهر اسلامی بايد اين سه اصل را در خود داشته باشد: عدالت‌گستری و شايسته‌سالاری، تكريم شهروندان و مهرپروری و در نهايت رونق اقتصادی و آبادانی كه به اجرای دو مورد اول كمك می‌كند.»

برای ساخت يك شهر اسلامی يا تبديل شهرهای فعلی كشور به شهرهايی اسلامی، نمونه و الگو كم نيست و راه‌كارها نيز پيشتر يعنی از همان زمان آغاز رسالت پيامبر خاتم، تبيين شده‌اند. تنها نياز به پژوهش می‌ماند و همتی والا برای تبديل همه اين چيزهای بالقوه به بالفعل. شكل‌گيری يك مدينه فاضله می‌تواند رؤيا و فلسفه‌بافی نباشد.

به نقل از سايت همشهری آن لاين - يكشنبه 12 اسفند 1386

موضوعات مرتبط : معماری اسلامی    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید