تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :860

شهر را باید فهمید

فهم شهر و شناخت شهر دو موضوع متفاوت هستند که درک آن بسیار مهم است .شهر را که بشناسیم، با آمار و ابعاد و پارامترهای کمی سروکار داریم ، اما وقتی بخواهیم شهر را بفهمیم با روح و روان ، رنگ و بو و آداب ‌و رسوم یک شهر سر وکار داریم .بنابراین اگر شهرهای ما دچار آشفتگی است،به دلیل بد فهمیدن شهر است .در ارتباط با این موضوعات با مهندس علیرضا قهاری؛ رئیس انجمن مفاخر معماری گفتگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید :

 چرا موضوع فهم شهر اهمیت دارد؟

علت اینکه موضوع فهم شهر حائز اهمیت بوده و از موضوعات مهمی است که در احیای هویت شهری به آن توجه می‌شود، این است که شهرها بر اساس نوع اقلیم،نوع جامعه‌ای که شکل‌گرفته و فرهنگ و آداب‌ورسوم  و مسائلی که نمی‌توان ارزشیابی کمی در مورد آن انجام داد، استاندارد خاصی ندارند  ولی در معرفی شهر به‌عنوان زیستگاه  بشری باید این موارد توجه  قرار گیرد . شناخت شهر دارای پارامتر مشخص و قابل‌اندازه‌گیری است و تفهیم هر شهر ما را با موضوعاتی آشنا می‌کند که  با پارامترهای معمول قابل‌فهم نیست.

این فهم ممکن است به حواس انسانی مانند بویایی، بینایی و حس‌های دیگر مرتبط باشد.مثلاً وقتی وارد شهری می‌شوید با استشمام آن متوجه می‌شوید آن شهر با بقیه شهرها فرق می‌کند چون بوی خاصی دارد .مثل شهرهای حاشیه شمالی  دریای خزر با حاشیه دریای جنوب و خلیج‌فارس که ازنظر استشمام و درک فرق می‌کند .یا شهری که در آرامش به سر می‌برد و آلودگی صوتی ندارد با یک شهر شلوغ و پر سروصدا تفاوت دارد .بنابراین ادراک شهر با قوه ادراک انسانی امکان پذیر می شود .

 فهم شهر با شناخت شهر تفاوت دارد؟

شناخت شهر با پارامترهای مشخص قابل‌اندازه‌گیری است و در شناخت شهر با پارامترها و آمار و مختصات سروکار داریم  . ادراک و شناخت کاملاً باهم متفاوت است. مثلاً از آداب ‌و رسوم یک شهر می‌توان فهمید شهر دارای چه نوع فرهنگ و مذهبی است اما در ادراک از طریق رفتار آدم‌ها و صحبت‌ها و حرف زدنشان شهر را می‌فهمیم .

نتیجه پارامترهای قابل‌اندازه‌گیری برای همه شهرها یکسان است .مثلاً اگر در برنامه‌ریزی برای یک شهر تنها ابعاد انسانی و خدماتی را در نظر بگیریم، بازدهی خوبی ندارد چون شهر را درک نکرده‌ایم.برای هرگونه برنامه‌ریزی و احیای هویت فرهنگی شهر و برنامه‌ریزی اقتصادی اگر دچار مغلطه شویم  و نفهمیم  شهر مورد برنامه‌ریزی ما چه نوع شهری است،ممکن است دچار اشتباه شده و  آینده‌نگری و آینده‌پژوهی مناسبی برای شهر صورت نگیرد . چون بر اساس منابع و آمار  برنامه‌ریزی مشابهی انجام می‌دهیم.

 چالش اصلی ما برای فهم شهر چیست؟ 

 متأسفانه الگوهای شهرسازی و شهرنشینی ما از غرب آمده و همان الگوها را در شهرهای خودمان نیز پیاده کرده‌ایم.شهرهایی که با معیارهای غربی  شناسایی‌شده‌اند مانند شهرهای ما نیست و اقلیم و فرهنگ ما در نظر گرفته نشده است. مثلاً بر اساس اینکه سرانه فضای سبز در کشورهای پیشرفته چه میزان است؛همان استانداردهای شهرسازی غرب و ضوابط و آیین‌نامه‌ها را لحاظ کرده‌ایم و اصرار داریم که همان‌ها اجرا شود  و شهر سازان نیز دچار مغلطه شده‌اند که آثار آن در شهرها نیز مشهود است.اگر شهرسازان در شهر زندگی کنند  و با مردم و جامعه آن شهر آشنا شوند، دارای ارزش‌های ادراکانه خواهند شد که با جمع‌آوری آمار و اندازه‌گیری متفاوت است.

در شهرسازی حضور سایر متخصصان  علوم اجتماعی برای فهمیدن شهر تا چه حد اهمیت دارد ؟

حضور جامعه شناسان و مردم شناسان و روان شناسان بسیار مهم است.شهرسازی  یک کار گروهی است و در همه رشته‌ها متخصص شهرسازی نیز وجود دارد و فهم شهر حتماً باید در برنامه‌ریزی شهری به کار گرفته شود .
فهم شهر برای متخصصان و برنامه ریزان و مسئولان و مدیران شهر بسیار واجب است. در بسیاری از موارد مدیریت شهر از ساکنان آن شهر انتخاب نمی‌شود؛ درصورتی‌که شورای یک شهر باید مدیریت یک شهر را از ساکنان آن شهر انتخاب کند .در برنامه‌ریزی شهری اداره‌کنندگان شهر باید از افراد بومی که شهر را می‌فهمند استفاده کنند زیرا تجربه افراد بومی برای برنامه‌ریزی الزامی است و باید از دانش آنان بهره برد.

با استفاده از تکنولوژی‌های نوین می‌توان به فهم شهر دست پیدا کرد؟

متأسفانه الگوی شهرسازی ما غربی است و مفاهیمی را که مربوط به شهرهای ما نیستند و  بومی‌سازی نشده‌اند را القا می‌کنیم .بزرگ‌ترین معضل ما نیز همین طرح‌های جامع و تفصیلی است که  بر اساس الگوبرداری غربی انجام‌شده است.

نقش آموزش را در فهم درست شهر چگونه ارزیابی می‌کنید؟

کتاب‌هایی که آموزش داده می‌شود ، بر اساس انتشارات غرب است و اساتید و فارغ‌التحصیلان ما نیز بر اساس شیوه غربی آموزش‌دیده‌اند .در کـشـورهـای دیگر الگویی رشد می‌کند که آن را در دانـشـگـاه‌هـا و مدارس خود آموزش می‌دهیم.درحالی‌که سرزمین ما مختص به خودش است و باید آن را شناخت و اگر می‌خواهیم شهرسازی درستی داشته باشیم از همین امروز باید شهرهای خود را درک کنیم .

بوی یک شهر ،هویت ، فرهنگ و روان جامعه مخصوص همان شهر است و اگر بخواهیم از جای دیگر الگو بگیریم که با روان جامعه یکی نباشد، جامعه دچار آشفتگی خواهد شد . از سال 1343 که اولین طرح جامع شهرسازی تصویب‌شده،حدود 50 سال سابقه  شهرسازی داریم که با سبک و سیاق غربی است.درحالی‌که الگوهای بیگانه را نمی‌توان با زور بخشنامه، دستورالعمل و  ضوابط به شهر تزریق کرد. در حال حاضر کسانی که برای شهر برنامه‌ریزی می‌کنند،باعث تشتت در چهره شهر شده‌اند . مثلاً اگر به شکل شهر توجه کنید می‌فهمید مدیریت شهری که شهر را نفهمیده است، دستور ساخت برج در یک کوچه 6 متری را می‌دهد.در حال حاضر برخی به دنبال سوداگری هستند و به‌جای آرامش و تعادل، آلودگی، تشتت و روان‌پریشی را به محله تزریق می‌کنند .اما فهم شهر باعث می‌شود مسئولان بفهمند،شهر بنگاه اقتصادی نیست.

کدام‌یک از سازمان‌های ذی‌ربط می‌توانند در فهم شهر مؤثر باشند و جلوی بی‌قانونی‌ها را بگیرد؟

متولی اصلی فهم شهر وزارت راه و شهرسازی است که می‌تواند افرادی را برای تصمیم‌گیری و تصمیم سازی در شهر استخدام کند که شهر را فهمیده باشند . .شورای عالی شهرسازی می‌تواند جلوی این بی‌قانونی‌ها را بگیرد، چون دولت اداره‌کننده شهر است.

 

 

منبع: روزنامه شرق
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

 

موضوعات مرتبط : هویت و مفهوم شهر    
عضو مرتبط : سید علیرضا قهاری  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید