Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1295

علل ایجاد اوئی ها در منطقه کاشان

(مقالات گذشته-پاییز 1387)

منطقه کاشان از لحاظ اقلیمی گرم و خشک است. حد متوسط بارندگی سالانه ان در دامنه ارتفاعات و شهر کاشان، 6/135 میلیمتر و متوسط دمای سالانه اش به9/19 درجه سانتیگراد می رسد. براساس مطالعات ژئوفیزیکی، ضخامت طبقات آبرفتی در دامنه های دشت کاشان، در حدود 150 متر است و ضخامت آن به طرف بخش های شمالی و کویری، به تدریج کاهش می یابد. در زیر این رسوب ها، وجود طبقات میوسن با قابلیت نفوذ کم، موجب ایجاد سفره های آب زیرزمینی شده است که منبع ذخیره آن ها در دامنه ارتفاعات است.

آب و هوای کاشان، با توجه به مجاورت با کویر نمک در شرق و وجود رشته کوه های مرکزی ایران در غرب و جنوب شهر، تا حدودی متنوع است. زمستان ها سرد و خشک،و تابستان ها، گرم و سوزان است. شدت حرارت گاهی تا 45 درجه سانتیگراد می رسد. در کاشان به واسطه مجاورت با کویر مرکزی ایران، تنها در زمستان و بهار به مدت حدود 3 ماه بارندگی می شود و به علت خشکی و فقدان پوشش گیاهی مناسب، برفی که از پانزدهم دی تا پانزدهم اسفند در قسمت های مرتفع گرد می آید، به سرعت ذوب می شود و به صورت روان آب درمی آید. منبع اصلی و سنتی تامین آب شهر در گذشته، عمدتاً از طریق شبکه قنات بوده است.

سازگاری آگاهانه انسان با محیط

بررسی وضعیت تاریخی کویرنشینان در طول تاریخ، همواره سازگاری بی مانند آن ها را با محیط پیرامونی خود فریاد می آورد. آن جا که همواره آب حکم کیمیا را دارد و گرما بیداد می کند، معماری خاص مناطق کویری ایران و خاصه در کاشان، نشان دهنده تلاش آگاهانه انسان برای مصون ماندن از گرمای هوا و بهره برداری بهینه از منابع آب است.

اهالی کاشان، در طول تاریخ با حفر قنات های گوناگون، منابع عظیم آب مناطق کوهستانی را به شهر می اوردند و از آن بهره می بردند. تعداد قنوات دایر در دشت کاشان در سال 1345ش./1966م، حدود 255 رشته بوده و این تعداد، در سال 1374ش./1995م. به 46 رشته رسیده است. تعداد قنات های موجود در شهر کاشان، هفت رشته و در نوش آباد نیز هفت رشته می باشد و تکرار عدد هفت هم جالب توجه است.

معماری خدماتی استفاده از آب

در مناطق کویری برای بهره برداری بهتر از منابع آب زیرزمینی بویژه از قنات، فضاهای معماری خاصی با کاربری هی متفاوت تعبیه می کرده اند که از جمله مهمترین این بناها، می توان از آب انبار، هوت [hut]، یخچال و سیپک [seypak] نام برد. هر کدام از این بناها، کاربری متفاوت دارند.

آب انبار

آب انبار، جهت ذخیره سازی آب به صورت خنک و گوارا، در داخل شهرها مورد استفاده قرار می گیرد.

هوت

هوت، آب انباری بدون پاشیر و صحرائی است که شامل تنوره ای سرپوشیده به شکل مربع یا دایره و یک راه پله، و گاه بدون راه پله می باشد که شیب تندی آن را به تنوره مربوط می سازد. آب را، با ظرف از هوت برمی داشته اند. هوت، بیش تر در دشت ها و برای بهره برداری کشاورزان مورد استفاده قرار می گرفت.

یخچال

یخچال، فضائی است هرمی شکل، برای نگهداری یخ هائی که در بیرون یخچال و در حوضچه ها تهیه می شد. بعد این یخ ها را با کلنگ می شکستند و به درون یخچال منتقل می کردند.

سیپک

غالب قنات هائی که در شهر کاشان جریان دارد، در عمق زیاد واقع شده اند. در اغلب محلات شهر، برای دسترسی به آب این قنات ها، پایاب هائی به نام سیپک حفر می کرده اند که ابعاد آنها معمولاً 5×5، 6×6، یا 7×7 متر بود. از آب سیپک ها، بیش تر برای شستن لباس استفاده می کرده اند.

اوئی کلمه اوئی، از دو جزء «او/u» و «ئی/i» تشکیل شده است. جزء اول این واژه، به معنی آب می باشد که در روستاهای کاشان و در زبان محلی، آن را به صورت [u] تلفظ می کردندو «ئی» را در آخر این واژه، هم می توان پسوند نسبت دانست به معنی چیز وابسته به آب یا آبی، و هم می توان پسوند مکان برشمرد به معنی آبگاه.

در گویش جاهای دیگر ایران نیز، آب، به صورت «او» و آبی به صورت «اووی» یا «اوئی» به کار می رود. البته اوئی، به معنای دیگری نیز به کار رفته که در جای خود ذکر خواهد شد. پس کویرنشینان نوش آبادی، به دلیل اطلاع از روان بودن آب قنات از زیر خانه اش از یک سو و روحیه سازگاری با محیط خشن کویر از دیگر سو، به تعبیه این فضاهای معماری در زیرزمین دست زده است.

کاشان در پیش از تاریخ تا ورود عرب

شهر کاشان، در کنار کویر مرکزی ایران قرار دارد. دانسته های ما از دوران پیش از تاریخ منطقه کاشان، مبتنی بر کاوش های گیرشمن در تپه های سیلک می باشد.

کهن ترین متنی که در آن از کاشان نام برده شده، مربوط به حدود 2200 قبل از میلاد، دوره پوزور این شوشیناک، از پادشاهان سلسله عیلام است. آثار موجود از دوره هخامنشی در کاشان، تنها چند قطعه سکه یافت شده در روستای مَرَق می باشد.

واقع شدن کاشان در میانه کوه و کویر و امکان عبور لشکریان از این منطقه، هم در این دوره و هم در تمام دوره های تاریخ ایران، باعث شده تا کاشان، در نقش گذرگاه آمد و شد سپاهی ها مورد استفاده قرار بگیرد و از این رهگذر، منافع و زیان هائی به آن برسد. در جاده های همین منطقه بود که اسکندر مقدونی، راه فرار را بر داریوش سوم -آنگاه که از همدان روانه بلخ بود- بست.

تاریخ دوره سلوکی و اشکانی منطقه کاشان، تاریک است. از دوره ساسانی، آثاری چون آتشکده نیاسر و خرمدشت باقی مانده است که بنای اولی را به اردشیر ساسانی نسبت می دهند. کتاب تاریخ قم، شرحی از عبور اردشیر ساسانی همراه با سپاهش از منطقه نیاسر به دست می دهد که نشانگر عبور سپاهیان مختلف از این گذرگاه کوه و کویر است.

در زمان ساسانی منطقه کنونی کاشان، به صورت قلعه هایی پی درپی و هر قلعه حول محور چاه آبی وجود داشته و اهالی، به کشاورزی محدود و راهداری می پرداخته اند. یکی از این قلعه ها -که در منطقه کاشان قرار داشته- نوش آباد بوده که بنای آن را به یکی از پادشاهان ساسانی (شاید انوشیروان از روی همگونگی در نام) نسبت می دهند. یکی دیگر از این دژها، هراسکان به معنی جای بلند است که بازمانده هایش را می توان در تپه های ماسه ای شرق کاشان مشاهده کرد.

رشته قلعه های دنبال هم در سرتاسر منطقه کاشان، نقش نگهداری و حفاظت از راه ها را برعهده داشت. دو تا از این دژها -حالت مرکزیت تجاری و مذهبی داشت- بعدها هسته اصلی شهر کاشان را در آغاز عصر اسلامی تشکیل داد و نام چهل حصاران- که در منابع دوران اسلامی تکرار شده- یادگاری از آن روزگار است. در کل این دوران، وجود دو عنصر راه و آب، علت اصلی سکونت و آبادانی در منطقه کاشان بوده است.

کاشان از ورود اعراب تا دوره مغول

فتح کاشان، در سال 24ق./644م. در زمان عمر و به دست ابوموسی اشعری صورت گرفت. ساکنان شهر، ایستادگی سختی در برابر تازیان از خود نشان دادند؛ اما سرانجام به دلیل ویران شدن استحکامات شهر، تسلیم شدند و شهر، به دست عرب ها افتاد. این که در منابع از ویرانی استحکامات بحث شده، نشان می دهد که هسته اصلی شهری به نام کاشان با دیوار، برج و بارو شکل گرفته بوده و محل تلاقی راه ها بوده است.

در قرن سوم در سال 235ق./849م.، متوکل، خلیفه عباسی، حکومت چند ناحیه از جمله کاشان را به المنتصر داد. در آن زمان، با توجه به سکونت قوم اشعری در قم و ترویج تشیع در نواحی اطراف این شهر و وجود بارگاه های امامزادگان مختلف در منطقه کاشان، به نظر می رسد مردم کاشان در آن هنگام شیعه مذهب بوده اند. زیرا گاهی برای نشان دادن مخالفت خود با خلفا - که جامه سیاه می پوشیدند- لباس سفید بر تن می کرده اند.

در زمان سامانیان، پس از ان که حسن بن قاسم، داعی علوی کشته شد، اسفار بن شیرویه دیلمی، بر نواحی مرکزی ایران واز جمله کاشان استیلا یافت و خطبه به نام امیر نصر سامانی خواند و در نواحی کاشان، قتل و غارت فراوان نمود.

یکی دیگر از دلایلی که علاوه بر قرار گرفتن در مسیر راه، باعث لشکرکشی ها به منطقه کاشان بویژه از سوی خلفا می شد، وجود آل علی و شورش های پیروان آل علی بود.

جغرافیدانان مسلمان، کاشان را جزو اقلیم کوهستان درآورده اند. مَقدسی نوشته است: «کاشان، شهری نامور [و] کهن ساز در مرز کویر است. پیرامون آن، کشتزارها آباد و کاریزها فراوان می باشد.»

جیهانی، مولف اشکال العام، در وصف کاشان در نیمه دوم قرن چهارم قمری نوشته است: «شهری است خرد، آبادان و بنای ایشان بر گِل و ان را روستاها بر کناره بیابان است. ظرایف کاشی -که از آن جا به جای ها می برند- مثال آن هیچ جای نیست. ایشان هم شیعه مذهب هستند.»

در آن زمان نیز - همان طور که از منابع برمی آید- ناحیه کاشان، منطقه کشاورزی محدود با استفاده از آب قنات بوده است که البته همچنان راه و موقعیت جغرافیایی، حرف اول را در آن دیار می زده است. راه های ورودی به شهر کاشان، در نزدیکی بازار کنونی به هم می پیوسته اند و میانچال در بازار کنونی، محل تلاقی راه ها بوده است.

در زمان آل بویه، با توجه به پراکندگی قدرت سیاسی و جدال های خانوادگی آل بویه و واقع شدن کاشان در بین ریی و اصفهان (دو مرکز سیاسی مهم آل بویه)، لشگرکشی هایی به کاشان برای رفتن به اصفهان و ری و بالعکس صورت می گرفت که ناامنی و هرج و مرج را برای منطقه به ارمغان می آورد و زیان های فراوانی به زمین های کشاورزی وارد می آورد. این لشگرکشی ها، در زمان آل بویه و به وسیله مرداویج زیاری هم تکرار شد.

با روی کار آمدن سلجوقیان و در زمان فرمانروائی طغرل، حکومت کاشان همراه با نواحی ری، اصفهان، قم، آوه و ساوه، به کوکچه سپرده شد. در نیمه دوم قرن پنجم هجری قمری، ملکشاه، پادشاه سلجوقی به کاشان لشگر کشید. وی بعد از ورود به شهر، دستور ساخت قلعه جلالی را در کنار شهر داد که جنبه ارگ حکومتی برای شهر کاشان داشت.

در دوره سلجوقیان، تحولات و ساخت و سازهائی در داخل شهر و اطراف آن صورت گرفت که مهم ترینشان مسجد جامع کاشان است که تاریخ مناره آن 466ق./1073م. است.

تقریباً نیم قرن پس از ساخت قلعه جلالی، باروی عظیمی پیرامون شهر کشیده شد. آن بارو، علاوه بر این که قسمت های آباد شهر را دربرمی گرفت، زمین های کشاورزی حد فاصل شهر و ارگ جلالی را نیز محصور می کرد. کشیده شدن بارو در پیرامون شهر، باعث تغییر سلیقه مهاجمان در حمله به منطقه کاشان شد؛ به طوری که از آن هنگام به بعد، بیش تر یورش ها بیش از آن که به شهر محصور کاشان آسیب برساند، به نواحی اطراف شهر بویژه به روستاهای نزدیک ان همچون نوش آباد زیان می رساند. چرا که به نظر می رسد، نوش آباد در آن دوران از روستاهای مهم منطقه شمرده می شده است. زیا مسجد جامع عتیق آن، از سازه های کهن منطقه و احتمالاً زمان ساختش در دوره سلجوقی بوده است.

کاشان، در زمان سلجوقیان شیعه مذهب بوده و درست به همین خاطر بوده که لشگرکشی بدان صورت می گرفته است.

در سال 594ق./1197م. سیاجق، فرمانروای ری، از طرف خوارزمشاهیان به اصفهان تاخت و قتلغ اینانج را به قتل رساند. وی، برای دستیابی به سرزمین های زیر نفوذ قتلغ اینانج، رهسپار کاشان شد.

سیاجق، پس از چهار ماه محاصره سخت و دادن انواع وعده و وعید، کاشان را تسخیر کرد. سپاهیان او، برای به دست آوردن جواهرات، دیوارهای خانه ها و کف زیرزمین ها را نیز می کاویدند. در مدت چهار ماه محاصره کاشان، جیره لشگریان سیاجق از کجا تامین می شد؟ مسلماً از روستاهای اطراف شهر! پس، به هر صورت در هر دوره ای و در هریورشی، چه شهر کاشان فتح می شد و چه نمی شد، آبادی های پیرامون شهر آسیب فراوان می دید.

در دوره فترت، حکومت کاشان بین جلایریان و آل مظفر دست به دست می شد، اما بیس تر این دوره، آل مظفر بر کاشان حکم راند «واکنون، مملکت فارس و کرمان و ... و کاشان، در تصرف پادشاه جهان، شاه شجاع است.»

تیمور گورکانی، بعد از تصرف نقاط مختلف ایران -هنگامی که از فارس به سمت ری در حرکت بود- حکومت کاشان، قم، همدان و قزوین را، به پیر احمد ساوجی داد.

بعد از مرگ تیمور، کاشان به تصرف پیر محمد بن عمر شیخ درآمد و سرانجام به دست شاهرخ تیموری افتاد و از طرف شاهرخ، الیاس خواجه، به حکومت کاشان و ری و رستمدار تا گیلان فرستاده شد.

در آن دوره نیز ناامنی و جابه جائی دائمی حکومت ها، خسارت فراوانی به کاشان و اطراف آن فرود آورد. با روی کار امدن صفویان و اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی کشور، کاشان - که از دوره های قبل سابقه تشیع داشت- طرف توجه قرار گرفت. غیر از مذهب، مورد دیگری که باعث توجه پادشاهان صفوی به کاشان شده بود، موقعیت جغرافیایی آن بود. کاشان در بین راه اصفهان، پایتخت صفویه و مازندران، سرزمین مورد علاقه آنان واقع بود.

شاهان صفوی، در حرکت از اصفهان به مازندران و برعکس، چند روزی در باغ فین کاشان اقامت می کردند. در دوره صفویه، بناهای فراوانی بویژه بناهای خدماتی در شهر و اطراف آن ساخته یا تعمیر شد و یا تغییر کاربری داد که از جمله ان ها، سازه هائی به نام «چاهسرد» است.

احتمالاً شباهت هائی از نظر سازه ای بین چاهسردها و اوئی ها وجود داشته و احتمال این هست که در دوره صفویه و با امن شدن منطقه کاشان، کاربری آن ها از جانپناه به برداشت آب تغییر کرده باشد. محتشم کاشانی در دیوان خود، از چهار تا از این چاهسردها نام برده  و ماده تاریخ ساخت آن ها را ذکر نموده است. اما این که چاهسردها دقیقاً همان اوئی ها هستند، نیاز به حفاری های بیش تر بویژه در شهر کاشان دارد.

نتیجه گیری

از مختصر تاریخچه ای که درباب منطقه کاشان ذکر شد، بر می آید که در طول تاریخ، این منطقه همواره محل امد و شد و تاخت و تاز لشگریان مختلف بوده است. کویرنشینان این منطقه، پیوسته درگیر مشکلات ناشی از ناامنی، قتل و غارت و تهاجم های گوناگون بوده اند و اهالی شهر نیز چاره ای جز ایستادگی در برابر مهاجمان نداشته اند. زیرا کاشان کوه های صعب­العبوری ندارد که بتواند مأمن مردم در رویارویی با یورش ها باشد و شهر کاشان و روستاهای اطرافش در دشت واقع شده است.

شهر کاشان از دوره سلجوقی به بعد، در پناه برج و باروی سترگ، خود را در برابر هجوم ها مقاوم کرد؛ اما روستاهای نزدیک شهر و از جمله نوش آباد، دارای برج و باروئی به مقاومت شهر نبود. لذا لشگریانی که به کاشان می تاختند و با برج و باروی استوار شهر روبه رو می شدند، به روستاهای اطراف برای چپاول رو می آوردند.

روستانشینان کاشان بویژه در منطقه کویر، به این فکر افتادند که چگونه خود را در برابر یورشگران مقاوم سازند و بتوانند چند صباحی در جائی پنهان شوند تا پس از عبور نیروهای مهاجم -که معمولاً به دلیل اقلیم بد زیاد هم طول نمی کشید- زندگی را از سر بگیرند.

این نیازمندی از یک سو و از سوی دیگر، آگاهی یافتن اهالی شهر از روان بودن آب قنات از زیر خانه هایشان و همچنین وجود اقلیم گرم و خشک کاشان، باعث شد که آن ها فضاهائی در خانه های خود به صورت چاه تعبیه کنند تا از طریق این چاه ها -که در فاصله های مختلف دارای اتاق ها و راهروهائی بود- خود را به بستر قنات برسانند تا بتوانند از این فضاها در هنگام ناامنی استفاده کنند. زیرا در آن فضاها، هم آب قنات روان بود و هم اتاق های زیرزمینی برای انبار گندم! به دست آمدن چند سنگ آسیاب دستی در دو گمانه نوش آباد، موید این مدعاست.

از طرف دیگر، تجزیه و تحلیل راهروها و فضاها، می رساند که کاربری جانپناه، بخش عمده ای از هدف سازنده آن ها بوده است. زیرا اگر از ابتدای راهروها بویژه در گمانه نزدیک آب انبار چاله سی به انتهای آن بنگریم، بن بست به نظر می آید و این گونه خاص از ساخت و پرداخت راهروها، مهاجم را -اگر هم به داخل این فضاها راه می یافت- می فریفت و گمراه می کرد و او را به گمان بسته بودن مسیر، از رفتن بازمی داشت و برمی گرداند.

از طرف  دیگر در سر پیچ راهروها، در خمیدگی 45 درجه، فضائی تعبیه شده که در حکم مقر نگهبان بوده است و دیگر آن که از دالان ورودی، هیچگونه دیدی ندارد و مهاجم، نمی توانسته از وجود نگهبان باخبر شود مگر زمانی که در یک متری او و در سر پیچ قرار می گرفته که طبعاً غافلگیر می شده است.

این فضاهای زیرزمینی را، در نوش آباد «اوئی» می گویند. در اوئی ها، در جاهای مختلف چاه هائی هم برای تهویه هوا درنظر می گرفته اند تا گردش هوا را آسان سازد. به دلیل مسائل امنیتی، اوئی ها را مستقل از یکدیگر می ساخته اند و با لو رفتن یک اوئی، دیگر اوئی ها در امان بود و گزندی به آن ها نمی رسید.

البته احتمال می رود اوئی های نوش آباد، تا بیرون باروی شهر هم کشیده شدهباشند. زیرا با این پیش فرض، در مواقع ناامنی های طولانی، اهالی می توانسته اند از طریق دریچه های آن در بیرون باره، مواد غذائی به شهر وارد کنند. یکی از ویژگی های اوئی ها در نوش آباد، مرتبط بودن آن ها با قنات و آب است.

نظری به تاریخ منطقه و کشمکش های ان در طول تاریخ، تعبیه کردن این فضا را در ذهن هر هوشمند نوش آبادی کویرنشین، توجیه می کرده است. زیرا از یک طرف وجود قنات با اطلاع بوده و به وضعیت اقلیمی منطقه هم آشنا، و از طرف دیگر، ناامنی ها نیز وجود این فضا را الزامی می کرده است.

البته احتمال می رود اوئی، در داخل شهر کاشان هم وجود داشته باشد و در روزگار صفوی نیز به دلیل امن شدن نسبی اوضاع در زمان شاه عباس اول و دوم، تغییر کاربری داده و به صورتی درآمده باشد که در شعر محتشم تحت عنوان «چاهسرد» ضبط شده است. به هر روی، اثبات این بخش از فرضیه، منوط به حفاری های بعدی است هم در داخل نوش آباد بویژه در ادامه گمانه دوم و هم در داخل شهر کاشان، در جاهائی که در شعر محتشم معرفی شده است. اما در هر صورت، ایجاد اوئی ها بهدست کویرنشینان، با توجه به وجود انواع فضاهای معماری دسترسی به آب همچون آب انبار، سیپک، هوت و ... دور از انتظار نیست؛ منتها کاربرد آن در مواقع ناامنی و در فصل گرمی هوا، برای دسترسی به آب روان و خنک قنات در زیر شهر بوده است.

نوشته های پاره ای از منابع درباره معنای لغوی اوئی، فرض اخیر را تایید می کند: اوئی یا اووی، در گویش مردم سیستان به معنی آبی و زمین آبی و در لری هم به معنی آبی است.

در لغتنامه دهخدا، اوی، به معنی جای گرفتن و مأوا گزیدن آمده است. در فرهنگ آنندراج، اویه -که نزدیک ترین واژه به اوئی می باشد- به معنی کاشانه است. در فرهنگ واژه یاب، واژه اویه در اصل ترکی و به معنی کاشانه آمده است. در زبان عامیانه ترکی، اوئی به معنای چاه است. به هر روی، هیچکدام از موارد پیشگفته، نقش کننده فرضیه مذکور نیست، بلکه تایید کننده آن است که این فضاها هم ارتباطی با آب و خاستگاه آن داشته و هم این که به صورت جانپناه مورد استفاده قرار می گرفته­اند.

استدراک

- وضعیت اقلیمی منطقه کاشان، در پدید آوردن فضای معماری جدیدی به نام اوئی برای بهره برداری از آب، نقش داشته است.

- وضعیت جغرافیایی و قرار گرفتن کاشان در مسیر لشگرکشی ها و حوادث تاریخی آن در پیدایش فضای معماری جدید به صورت مخفی و به عنوان جانپناه، نقش داشته است.

- در دوره های مختلف، با توجه به شرایط سیاسی، چگونگی بهره برداری از اوئی ها متفاوت بوده است.

- با توجه به ساختار پرستشگاه ها در آئین مهرپرستی در جای جای ایران، احتمال این که چنین فضاهائی از آئین مهر و مهرپرستی باقی مانده باشد، وجود دارد. البته در طول تاریخ، با توجه به نیازمندی ها، تغییر کاربری داده است. این احتمال، برای اثبات، نیازمند فصول حفاری بعدی و مطالعات جامع تر خواهد بود.

 

بررسی و نوشته: سید محمود سادات بیدگلی و زهرا ساروخانی

فصلنامه گنجینه اسناد -شماره 71- پاییز 1387
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

استان مرتبط : اصفهان  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید