Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1343

اسنادي جديد پيرامون عکاسخانه اندروني

(مقالات گذشته-زمستان 1387)

در ميان کارکردهاي مختلف دوربين عکاسي در قرن نوزدهم در ايران، از همان ابتدا مسئله عکاسي از زنان و مغايرت آن با شيوه‌هاي بازنمايي در غرب به عنوان يک مسئله فرهنگي مطرح شد. ترس از قرارگيري زنان در مقابل دوربين عکاسي، عکاس نامحرم و افتادن عکس‌هاي آنان به دست ديگران، عکاسي از زنان را غير ممکن جلوه مي‌داد. تفنن و موضع برتر ناصرالدين شاه، اولين گام‌ها را درجهت شکستن اين تابوي فرهنگي برداشت و عکاسي او از بانوان حرمسرايش آغاز به تصويرکشيدن زنان به وسيله دوربين عکاسي در ايران شد. عکاسخانه همايوني، اولين مکاني بود که به طور رسمي به دستور ناصرالدين شاه براي انجام امور عکاسي، ظهور و چاپ عکس‌ها تأسيس شد. اين عکاسخانه در جنب شمس‌العماره واقع بود. اسناد جديد يافت شده که در اين مقاله مورد بررسي قرار گرفته‌اند نشان مي‌‌دهندکه با توجه به ملاحظات اخلاقي که در مورد عکاسي از زنان و ظهور و چاپ عکس‌هاي بانوان حرم وجود داشته است و با توجه به فاصله زياد عکاسخانه همايوني تا اندورني، ناصرالدين شاه مکاني را در اندرون ناصري به عکاسخانه اختصاص مي‌دهد، عکاسخانه اندروني به امور عکاسي از بانوان حرم اختصاص داشته و مديريت آن به عهده امينه اقدس، يکي از بانوان برجسه و با نفوذ دربار بوده است.

رشد و گسترش فن و هنر عکاسي در ايران، از دربار ناصري شروع شد. علاقه و شيفتگي ناصرالدين شاه به اين فن و هنر نوظهور، عکاسي را از حصار کاخ‌هاي ناصري خارج کرد و ديري نپائيد که رجال و اشراف زاده‌ها و سپس مردم عادي در عکاسخانه‌هاي عمومي، طالب تصويري عکاسانه از خويش شدند.

شاه در پاسخ به اين اشتياق عموم، دستور تأسيس اولين عکاسخانه عمومي را به آقا رضا اقبال السلطنه اولين عکاس حرفه‌اي ايران مي‌‌دهد که اين عکاسخانه به مديريت عباس علي‌بيگ شاگرد آقا رضا اداره مي‌گرديد(ذکاء، 1376، 58). سپس روند رو به رشد تأسيس عکاسخانه ها را در تهران و ساير شهرستان‌ها شاهد هستيم. اما عينيت تصوير عکاسي در مقابل تصاوير خيالي نقاشي‌ها و مينياتورها در دل مردان ايراني دلهره ايجاد کرد. ترس از قرار گيري زنان در مقابل دوربين عکاسي و عکاس نامحرم و افتادن عکس‌‌هاي آنها با دست ديگران عکاسي از زنان را غير ممکن جلوه مي‌داد.

دراعلان عکاسخانه دارالفنون به تاريخ 21 محرم 1294 ه ق در روزنامه علمي به صراحت در فصل دوازدهم آن حضور زنان در  عکاسخانه ممنوع اعلام شده بود.

فصل دوازدهم: وضع اين عکاسخانه محض رجال است و مطلقاً جماعت نسوان ممنوعند که داخل عکاسخانه شوند، خواه روبسته، خواه روگشاده، خواه مسلمه خواه خوارجه ازمذهب اسلام که حجاب را در مذهب خود واجب نمي‌دانند (ستاري، 1380،25)

همچنين برخي از متعصبين دست به تبليغات سوء‌درباره اين موضوع زدند و شرايط عکاسي از زنان را سخت‌تر مي‌کردند. مرحوم ذکاء به نقل از ملک المورخين مي‌نويسد: مرآه السلطان لشکرنويس، جعبه عکاسي خريده و در زاويه حضرت عبدالعظيم عليه‌السلام، هر زني که رد مي‌شود چه روباز چه با روبنده عکس آن را فوراً‌ بر مي‌داشت و مي‌گويد با روبنده هم عکس را زير برمي دارد (ذکاء، 1376، 186).

انحصار عکاسي از زنان تنها در اختيار ناصرالدين شاه بود شاه از همه و هرآنچه به او تعلق داشت، عکس مي‌گرفت. از صفوف زنان حرمسرا و تهيه پرتره‌هايي از بانوان حرم در حالات خصوصي تا ببري خان (گربه شاه) و غلامان و کنيزکان سفيد و سياه‌چهره و ... علاقه وافر شاه به عکاسي و به ويژه عکاسي از بانوان حرمسرا، براي نخستين بار منجر به حرمت‌شکنمي و از ميان برداشتن عرف اخلاقي رايج شد (طهماسب‌پور، 1381، 47) اما اين حرمت‌شکني صرفاً براي شاه و تحت شرايط خاصي امکان‌پذير بود و ناپسند بودن تهيه تصوير از بانوان همچنان به عنوان عرف رايج براي ساير عکاسان درباري مطرح بود.

آقارضا اقبال السلطنه اولين عکاس حرفه‌اي ايران نيز به دليل عدم تخطي از عرف رايج جامعه و اطاعت از اوامر ملوکانه در عکاسخانه همايوني هرگز عکسي از زنان نگرفت. چند تصوير زني همه که از وي باقي مانئده در حين سفرهاي مختلف و به دستور شاه وزير نظر مستقيم وي با هدف در اختيار داشتن اطلاعات کامل‌تر از شهرها و اقوام مختلف، تهيه شده و يا تصويري از دختر بچه‌ها است که برطبق قوانين اسلامي مکلف به حجاب نبوده و عکاسي از آنها مجاز بوده است(محمدي نامقي، 1386،131) تاج‌السلطنه، يکي از دختران ناصرالدين شاه در خاطرات خود مي‌نويسد:

در زماني که مرا براي شوهرم شيريني مي‌خورند و من هشت ساله بودم، يک عکس مرا در آن زمان انداخته، براي شوهرم مي فرستند. اين عکس را تمام فاميل ديده بودند، زيرا که من هشت ساله و قابل حجاب نبوده‌ام (اتحاديه، 1371، 77)

عکاسخانه اندروني

ورود کارلهيان عکاس فرانسوي به ايران در سال 1275 ه ق 1858 م صورت گرفت. ناصرالدين شاه عکاسي را با واسطه يا بي واسطه به شيوه کلديون تر، نزد وي آموخت. آقارضا اقبال‌السلطنه، اولين عکس حرفه‌اي ايران نيز آموزش‌هاي لازم را به دستور ناصرالدين شاه زير نظر کارلهيان آموخت و چون در اين فن به درجه کمال رسيده بود در سال 1280 ه ق / 1863 م به لقب عکاس‌باشي سرافراز گرديد. درهمين سال‌ها شاه يکي از ساختمان‌هاي کاخ سلطنتي را به عکاسخانه اختصاص مي إهد و نام آن را "عکاسخانه همايوني" مي‌گذارد (طهماسب‌پور، 1381، 24.42) از اين زمان به بعد، ناصرالدين شاه دامنه فعاليت هاي عکاسي خود را گسترش مي‌دهد که شامل عکسبرداري از زنان حرمسرا، غلام بچه‌ها و ساختمان‌هاي قصر سلطنتي است.

عکاسي از زنان از جمله شاخه‌هاي عکاسي است که براي اولين بار توسط ناصرالدين شاه مورد توجه قرار گرفت که حاصل اين توجه منجر به توليد انبوهي عکس از بانوان حرم شد که علاوه بر نمايش سير پيشرفت شاه در عکاسي، اينک اسناد مهمي براي مطالعات اجتماعي - تاريخي زنان به شمار مي روند. تصاوير بانوان حرم به شکل پرتره‌هاي تک‌نفره و گروهي در آلبوم خانه کاخ گلستان موجود مي‌باشند. اين تصاوير در سفر و بيشتر در اندرون ناصري و در حالت‌هاي خصوصي گرفته شده اند در امر عکاسي از بانوان حرم‌ (آنجا که شاه مي‌خواست خود نيز در عکس حضور داشته باشد) و ظهور و چاپ عکس‌ها، شاه به دليل محرميت از جعفرقلي خان نير‌الملک، موچول خان، و عزيزخان خواجه، هريک به نوبت در دوره زماني خاصي کمک مي‌گرفت و بجز شاه و افراد نام برده هيچ کس اجازه نداشت وارد حياط عکاسخانه شود (ذکاء، 1376، 80، 57، 38) با توجه به حساسيت موضوع و ممنوعيت عکاسي از بانوان براي عکاسان دربار اين سوال مطرح مي‌شود که آيا شاه و عکاسان درباري از يک عکاسخانه واحد براي ظهور و چاپ عکس‌ها استفاده مي‌‌کرده اند؟ از آنجا که بيشتر عکس‌هاي بانوان حرم بدون پوشش چادر و در فضاي اندروني گرفته شده‌اند، آيا شاه براي هر بار عکاسي دستور مي‌داده،‌ وسايل لازم را (با توجه به اينکه حمل و نقل دوربين‌هاي بزرگ اوليه هم چندان آسان نبوده)‌ از  عکاسخانه همايوني به اندرون منتقل کنند؟

Akaskhaneye -andarooni -1 اعتمادالسلطنه در خاطرات خود در تاريخ 29 ذي‌الحجه 1299 ه ق نوشته است، عمارت اندروني شاه تمام نشده. حرم خانه در آبدارخانه وصندوقخانه و عکاسخانه متفرق منزل کرده‌اند (اعتماد‌السلطنه 1379،202) در سال 1303 ه ق ناصرالدين شاه مصمم گرديد که براي خوابگاه خود نيز کاخي به سبک جديد دروسط باغچه اندرون بسازد (تصوير 2) مباشرت ساختن اين کاخ نيز به محمد ابراهيم خان امين‌السلطان واگذار گرديد. بناي خوابگاه به سبک اروپايي ساخته و در نهم رجب 1304 ه ق مراسم خاصي افتتاح گرديد (ذکاء، 1349، 254 تا 242)

Akaskhaneye -andarooni -2از اندرون شاهي دو درب به ديوانخانه باز مي‌شد يکي جنب اتاق‌هاي تاج‌الدوله نخستين زن عقدي ناصرالدين شاه و ديگري کنار عمارت موزه (شمال کاخ) واقع بود. (معيرالممالک،‌1362) مجموعه ‌اندروني در دوره پهلوي تخريب و جاي آن ساختمان فعلي وزارت امور اقتصادي و دارايي ساخته شد. بنابراين ديوانخانه (کاخ گلستان) بين عکاسخانه همايوني و اندروني قرار داشت (تصوير 3) Akaskhaneye -andarooni -3

يکي از اسنادي که اخيراً‌ يافت شده است به مکاتبه آقا رضا با شاه پيرامون عکس بانوان حرم اشاره مي‌کند.

چند جعبه شيشه عکس اندرون از بزرگ و کوچک مدتهاست که در آن عکاسخانه است و کليد آنجا هر روز در دست يکي است. تکليف خانه‌زاد در اين عمل عکاسي اين است که به عرض برسانم يا بفرماييد جعبه‌ها را به اندرون بسپارند يا شيشه‌ها را پاک کند عکس اندرون بيرون بودنش خوب نيست اما قسمي مقرر دارند که کس نداند خانه زاد عرض کرده است اله‌امر مطاع است (تصوير 4) Akaskhaneye -andarooni -4

از مقايسه موقعيت مکاني بناي شمس العماره و مجموعه اندروني و سند مکاتبه آقا رضا باشاه و همچنين اسنادي که در ادامه خواهد آمد مي‌توان استنباط کرد که در اوايل دوره عکاسي شاه از بانوان حرم، شاه جهت ظهور و چاپ عکس‌هايش از همان عکاسخانه همايوني استفاده مي‌کرده است. اما به تدريج با گسترش فعاليت هاي عکاسي‌اش و ملاحظات اخلاقي که آقارضا عکاسباشي هم به‌آن اشاره کرده بود، شاه بنايي ديگر را در فضاي اندروني خود به عکاسخانه اختصاص مي دهد که تمام امور مربوط به عکاسي از بانوان حرمسرا، توسط شاه و تحت کنترل او در همين عکاسخانه صورت مي‌گرفت.

درواقع در کنار عکاسخانه همايوني که به امور عکاسي دربار مي‌پرداخت و عکاسان درباري در آن مشغول به کار بودند، عکاسخانه اندرون مبارکه منحصراً‌ اختصاص به شاه و بانوان حرم داشت و جزء شاه، بانوان حرم و جعفر قلبي خان نيرالملک، موچول خان و عزيزخان خواجه هيچ کس اجازه نداشت وارد حياط عکاسخانه شود.

سند شماره يک

تلگراف امينه اقدس به ناصرالدين شاه مربوطه به سفر اول فرنگستان شاه

از التفات حضرت اقدس شهرياري روحنا فداه الحمدلله  احوالم بسيار خوب است، از تشريف آوردن قبله عالم جان رفته دوباره به تن آمد و از اين خوشحالي ساعتي هزار مرتبه شکرانه خدا را بجا مي‌آورم. عکس قبله [عالم] رسيد، قسمت شد، عکس علي حده که مرحمت فرموده بوديد در روي صندلي در ميان حياط گذاشتم، خانم‌ها عصرها مي‌آيند زيارت مي‌کنند. ببري خان عرض بندگي مي‌رساند. صبح تا شام مشغول درست کردن عکس خانه (عکسخانه) خانه قبله عالم هستم.

امين اقدس

به تاريخ 23 شهر رجب‌المرجب سنه 1290

عکسخانه‌اي که امينه اقدس از آن نام برده در فضاي اندروني واقع بوده که امکان رفت و مد وي به آنجا به راحتي فراهم بوده است.

دو سال پس از فوت مهد عليا مادر ناصرالدين شاه، احتمالاً به دليل کوچک بودن اندروني، يکي از اتاق‌هاي عمارت مرحومه مهد عليا نيز به عکاسخانه اختصاص داده مي‌شود. درواقع با تبديل يکي از اتاق هاي مهد عليا به عکاسخانه، دو عکاسخانه در فضاي اندرون ايجاد شده بود. که اسناد زير به شرح تبديل و بنايي عکاسخانه جديد مي پردازد.

سند شماره دو

بنايي و نجاري و شيشه بري و غيره ساختن اوطاق [اتاق]‌ عکاسخانه عمارت مرحومه مهد عليا که حال عکاسخانه شده است

 به مباشري عالي شأن استاد حاجي علي معمار گماشته مقرب الخاقان آجودان مخصوص در هذه السنه از قرار بازديد عالي شأن استاد فتح‌الله که فرد ممهور آن نزد مقرب الخاقان ضياءالملک ضبط است و حال برات به مهر مهر آسا مبارک از جهه سندخرج

سواي المطلق

ايت ائيل

مبلغ يکهزار و چهل و هشت تومان و سه هزار و سيصد و پنجاه دينار مقرب الخاقان امين السطان

4 شهر محرم الحرام سنه 1292

سند شماره سه

دستخط ناصرالدين شاه به امينه اقدس (مربوط به سفر دوم فرنگستان شاه)‌

به امين اقدس

احوالت چطور است به تفصيل بنويس احوال بچه‌ها چطور است.عمارت عکسخانه بالا را البته پاک تميز کرده ايد.اگر تعمير و بنايي لازم داشته باشد به آغازباشي بگو معمارباشي را بياورند،‌خوب درست کند.عکس خانه زير را هم پاک و تميز بکند حاضر باشد.ما انشاءالله خيلي زود به تهران خواهيم آمد

اسناد فوق همچنان اثبات مي‌‌کند که عکاسخانه مبارکه اندرون زير نظر يکي از بانوان برجسته و با نفوذ حرم ناصري، امينه اقدس، اداره و امورات مربوط به اين عکاسخانه حتي در غياب شاه و حضور او در فرنگ تحت کنترل اين بانو بوده است. آخرين سند ارائه شده در اين مقاله به صورت لوازم عکاسي نصب شده در عکاسخانه جديد اندرون اشاره مي‌کند.

سند شماره چهار

سواري يک دستگاه فانوس پايه‌دار از قرار تفصيل بتوسط گماشتگان

پايه چوبي با عرشيه شاخه برنجي

دو عدد                       چهار عدد

فانوس با شيشه                پيچ آهن

پنج عدد                       يک عدد

ابواب جمع شود

جناب اجل اکر آقا امين السلطان زيد اجلاله در اندرون مبارکه عکاسخانه

از قرار حسب الامر جهانمطاع نصب دش

تاريخ هفتم شهر صفر المظفر 1292

گرچه عکاسي از بانوان امري ناپسند و خلاف شرع محسوب مي شد اما با سياست‌هاي شاه در استفاده از محارم و خواجگان نوجوان، اختصاص دو مکان به عکاسخانه در فضاي اندروني و مديريت آنها توسط يکي از بانوان تراز اول دربار نشان مي‌دهد که عکاسي هنر نوظهوري که در ابتدا در دربار ناصري هنري مردانه تلقي مي‌شد از طرف بانوان دربار به سرعت پذيرفته شده و احتمالاً خود گهگاه به اين هنر مردانه نيز مي‌پرداخته‌‌‌اند (تصوير 7) Akaskhaneye -andarooni -5

همچنين ارسال عکس توسط شاه به حرم در طي سفرهاي فرنگستان و دريافت عاشقانه اين عکس‌ها از جمله کارکردهاي مهم عکس در حرم ناصري بود.

دوربين عکاسي توسط اشراف و رجال از دربار ناصري به خارج برده شد. از اين پس شاهد ظهور تصاوير خانوادگي، نقش زنان در زندگي روزمره و حالات خودماني‌تر و راحت‌تر در عکس ها هستيم. رجالي چون خاندان معير الممالک، صنيع‌السلطنه‌ها  و ... آزادانه کارکردهاي مختلف دوربين عکاسي را تجربه مي‌کردند وبه همين دليل تصاوير زيادي از زنان اين خانواده‌ها در لباس‌هاي رسمي و غير رسمي، تفريحات ييلاقي، عکس‌هايي با جلوه‌هاي ويژه چون مونتاژ را شاهد هستيم(محمدي نامقي، 1386، 146 و 164) عکس انداختن از زنان خانواده رجال امري بديهي شد. زنان اين طبقه عکس را هم به دليل ويژگي هاي خود تصوير عکاسي (عينيت) و هم به دليل حس تجمل‌پرستي و خودستايي پذيرفتند. تابوي عکاسي از زنان شکسته شد تا جايي که عبدالله ميرزا نيز اجازه عکاسي از زنان دربار و اشراف را يافت. عکس‌هاي او از زنان نشان مي‌‌دهد که او از جمله عکاسان تحصيل‌کرده در فرنگ بوده که به خوبي اصول ترکيب‌بندي و نورپردازي را به شيوه غربي در عکس‌هايش رعايت کرده و از درک بصري بهتري‌(به دليل آشنايي با آثار هنري غربي) نسبت به عکاسان هم عصر خويش برخودار بوده است. عبدالله ميرزا به کپي کردن عکس‌هاي زنان غربي مي‌پرداخت. اين امر نشان مي‌دهد که کم‌کم تقاضا براي تهيه عکس‌هايي از زنان در جامعه مطرح شده بود که عبدالله ميرزا به اين کار مبادرت مي کرد (محمدي نامقي، 1386، 192)

درواقع حضور برخي ايرانيان در خارج از کشور باعث شد که آنها به اين واقعيت پي ببرند که در پرده نگه داشتن زنان از ديد اروپايي‌ها نادرست و مورد انتقاد است و بنابراين بايد پنهان شود. اين شرم فرهنگي همراه با آگاهي از حضور زنان در شهرها و فضاهاي عمومي اروپا به تدريج باعث آن شد که از چشم غربي به خود بنگرند و رابطه خود با زنان را علني کنند (ابراهيمي، 1384، 135) به اين ترتيب زيبايي طبيعي و متفاوت جنس مؤنث به شکل تصاويري واقع‌گرا از سيماي زنان در آثار نقاشاني چون کمال‌الملک و تصاوير عيني عکاسانه همراه با مفهوم طبيعي بودن عشق مابين دو جنس پديدار شد. عکاسي نيز در جريان اين روند اجتماعي نقش مهمي در فروش تصاوير زنان بازي کرد.

عين‌السلطنه در خاطرات خود مي‌نويسد: از آنجا بازار رفتم. نه قطعه عکس از عکس‌هاي زن‌هاي مشهور و معروف جديد گرفتم عکس زن زياد داشت اغلب بد بود. از آنجا منزل آمدم (سالور، 1369، 356)

همچنين دکان عکس‌فروشي بود. عکس زن داشت تمام را خودش انداخته اسم و رسمشان را خوب مي دانست. اما اغلب بد شکل و بد ترکيب بودند. يعني عکس آنها را بد انداخته بود. چون‌ زن‌ها کمتر عکس مي‌اندازند اصول و وضع نشستن و لباسي که براي عکس خو بباشد نمي‌دانند چيست. عکاس هم آنقدر فهم ندارد که حالي کند و عکس را به قاعده و خوب بيندازد. بي مناسبتي لباس آنها و بد نشستن آنها و بي‌وقوفي عکاس، عکس ‌ها را ضايع کرده و از جلوه انداخته است. (همان، 1369، 707) به تدريج با ظهور عکاسخانه هاي عمومي، ابتدا عکس به درون خانواده‌هاي ارمني رفت. زنان ارمني از اولين زناني بودند که وارد عکاسخانه ها شدند. ما حضور آنها را به شکل تک‌چهره هاي يک نفره و يا در عکس‌هاي خانوادگي شاهد هستيم اما در ساير موارد ابتدا عکاسان زن به تعداد انگشت‌شمار ظاهر شده بانواني چون اشرف‌السلطنه، فاطمه و عذرا خانم با عکاسي از زنان، ممنوعيت عکاسي از زنان مسلمان را کم‌رنگ کردند(ذکاء 1376، 178) سپس شاهد ظهور عکاسخانه‌هاي زنانه (يا با حضور عکاس بانو) در شهرستان ها هستيم(صانع، 29، 1379)

شيوه شهرنشيني جديد، علاقه و نياز خانواده‌ها به تصاوير عکاسانه، در کنار رعايت قوانين عرفي  و مذهبي، نياز به حضور عکاسان زن آموزش ديده را محسوس تر مي کرد. توجه به آموزش زنان و امکان تأسيس مدارس دخترانه با شيوه آموزش نوين (در مقابل شيوه مکتب خانه‌اي) در فضاي فکري و فرهنگي پس ازانقلاب مشروطه، به و جود آمد که البته اين مسئله در آغاز با کارشکني ها و مخالفت‌هاي بسياري مواجه بود. در روزنامه ايران نو در سال 1328 ه‌ ق يکي از مدارس دخترانه تهران عکاسي را جزء برنامه درسي خود اعلام کرده بود. اين اگهي علاوه بر انعکاس رشد چشمگير عکاسي در ايران،‌اشتياق زنان را نيز به عکس و به فراگيري اين صنعت - هنر جديد آشکار مي سازد.

پس از ورود عکاسي به ايران، مسئله عکاسي از زنان و مغايرت آن يا شيوه‌هاي بازنمايي آنان در اروپا به عنوان يک ممنوعيت اجتماعي و اعتقادي مطرح شد. پايبندي مردان و زنان ايراني به حجاب اسلامي و روگيري از نامحرمان، مانع از حضور زنان در برابر دوربين عکاسي و مرد نامحرم مي‌شد. عکاسان درباري اجازه گرفتن عکس از بانوان را در عکاسخانه همايوني نداشتند و زنان نيز مجاز به حضور در عکاسخانه نبودند. در کنار عکاسخانه همايوني که به امور عکاسي دربار مي‌پرداخت و عکاسان درباري در آن مشغول به کار بودند، ناصرالدين شاه مکاني را در اندرون به عکاسخانه اختصاص مي‌دهد. عکاسخانه اندرون مبارکه منحصراً اختصاص به شاه و بانوان حرم داشت و مديريت آن به امينه اقدس از بانوان با نفوذحرم سپرده شده بود تابوي عکاسي از زنان تحت سياست‌ها و تدابير ملوکانه در ايجاد يک عکاسخانه در اندروني و استفاده از محارم و خواجگان در عکاسي از بانوان حرم، شکسته شد. سپس شاهد روند رو به رشد عکاسي از زنان با رعايت ملاحظات عرفي - اعتقادي، هستيم. اين امر ابتدا از خانواده‌هاي اشراف آغاز شد و به تدريج شاهد حضور زنان در عکاسخانه‌هاي عمومي، فروش عکس بانوان و آموزش عکاسي در مدارس دخترانه هستيم. 

 

بررسی و نوشته: دکتر محمدستاری،خدیجه محمدی نامقی

نشریه هنرهای زیبا - شماره 36- زمستان 1387

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید