تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1406

فرهنگ ایران در ژاپن (قسمت اول)

ورود فرهنگ ایران به ژاپن، در اواخر دوره ساسانی (226 تا 651م) و باگذر از چین دوره سوئی (581-619) و تانگ (618-907) برای اولین بار به منطقه آسوکا صورت گرفت. حاملان این فرهنگ، چینی ها و ایرانیها بودند. ایرانیها پناهندگان زیادی بودند که به واسطه مخاطرات سیاسی دوره ساسانی از وطن خود گریختند و به سوی شرق تعقیب شدند تا سرانجام به چَنگ­آن رسیدند. یک عده از پناهندگان بندر کیوآنژو در فوُجان را برگزیدند. برخی از پناهندگان هم به سمت غرب گریختند که در اختیار امپراتوری روم شرقی بود؛ اما در آن اواخر لشکریان عرب به سوریه یورش برده و راه را بسته بودند؛ در نتیجه پناهندگان کالای بازارهای خرید و فروش برده شدند.

چنگ­آن و کیوآنژو از زمان اوج سلسله ساسانی، با ایران مبادلات فرهنگی داشتند و پرستشگاههای زردشتی، مسیحی، بودایی و آیین مانی در این شهرها با هم رقابت می کردند. ایرانیان زردشتی که در زمان اوج حکومت ساسانی به چنگآن نقل مکان کردند، معتقد به زمان بیکرانه بودند. اعتقاد به «زَروان اَکرَن» در زمان بعد ضعیف شد؛ اما زروانیان به منجی جاوید باور پیدا کردند. در میان پناهندگان ایرانی، زیاد بودند کسانی که توانایی مالی و هوش سرشار داشتند و جذب در جامعه مشترک ایرانیانی شدند که قبلاً آمده بودند؛ اما ایرانیها محدود به پیروان زردشت نبودند. در میان آنها عده ای بودایی هم بودند.

در ختن که جزئی از ناحیه خودمختار اویغور در ایالت خین جیانگ -ترکستان شرقی- چین است، منابع بودایی ترجمه شده به زبان ختنی (از زبانهای ایرانی میانه) باقی مانده است. در میان پیروان فرقه نستوری هم که قرن پنجم در سوریه پدید آمد، عده زیادی ایرانی بودند. در میان اسامی نستوریان چنگ­آن و کتابهای دینی آنها واژگانی که ریشه در زبان ایرانی دارند، دیده می­شود. دوره آسوکا که سه امپراتور یعنی سوئیکو (554-628)، سایمه (594-661) و تنمو در آن حکومت کردند، همزمان با چنین دورانی است.

از زمان انتقال پایتخت به هه جه کیو توسط امپراتور گنمه (سال 710) تا انتقال پایتخت به ناگائوکاکیو به وسیله امپراتور کانمو (سال 784) در دوره نارا آثار هنری ایران به میزان زیادی به ژاپن وارد شدند. دوره نارا زمانی است که ایران دوره ساسانی فروپاشید و زبان فارسی جدید که با حروف عربی نوشته می شد و در آن لغات عربی زیادی وارد شده بود، جایگزین فارسی میانه شد. اعراب فاتح ابتدا در دمشق حکومت امویان (661-749) را تاسیس کردند؛ اما بعداً عباسیان (749-1258) در بغداد جایگزین آنها شد. تا حدود سیصد سال درباره وضعیت سرزمین اصلی ایران تا مناطق غربی چین چند زیادی نمی دانیم.

با توجه به متون عبری متعلق به قرن دهم که در ترکستان شرقی کشف شده است، نگارش فارسی جدید به حروف فارسی میانه و نیز حروف عبری و آرامی نبود، بلکه باید به حروف عربی بود. در دوره نارا هم ایرانیانی به ژاپن آمدند. هر چند در وطن اینها زبان فارسی میانه با اخذ لغات عربی به زبان فارسی جدید تغییر کرده بود، اما زبانی که آنان صحبت می کردند، فارسی پیراسته از واژگان عربی بود. ایرانیانی که در دوره نارا به ژاپن آمدند، کسانی از سرزمین اصلی ایران نبودند، بلکه نسل دوم و سوم ایرانیانی بودند که در شهرهایی چون چنگ آن پرورش یافته بودند. در مورد کسانی نیز که با کشتی به سواحل ژاپن رسیدند، همین را می توان گفت. اگر تلفظ کانجیِ نام ایرانیها و مظاهر فرهنگ ایران را مجدداً به فارسی برگردانیم، این فارسی ویژگیهای اواخر زبان فارسی میانه را دارد.

تاثیر فرهنگ ایران بر ژاپن باستان

محققان زیادی تاثیرگذاری فرهنگ ایران بر ژاپن باستان را از اواخر دوره ساسانی تا اوایل دوره اسلامی تایید می کنند. با این همه، تاثیر فرهنگ ایران از دوره هخامنشی (550 تا 330 ق.م) هم دیده می شود. اسکندر مقدونی (356-323 ق.م) که سلسله هخامنشی را از میان برد، پیشروی به شرق یونانی گرایی را آغاز کرد. در داخل فرهنگی که به واسطه فتوحات شرقی اسکندر پدیدار شد، علاوه بر فرهنگ مقدونی- یونانی، بقایای فرهنگ مصر، آشور و بابل هم دیده می شود.

منتقل کنندگان فرهنگ یونانی گرایی به شرق، ایرانیها بودند. قبل از هخامنشیان، فرهنگ های مختلف مانند مصر، آسیای صغیر، شام (شامل فلسطین، لبنان و سوریه و اردن امروزی) و بین النهرین مبادله فرهنگی شرق و غرب داشتند. منتقل کنندگان آنها مشخص نیست؛ اما همانند موج منتقل می شدند. شیراکاوا شیزوکا در کتاب «افسانه های چین» می گوید که سلسله کین که بر سه جو حکومت کرد و سلسله شین که با مناطق شمالی ارتباط داشت، اولین پذیرندگان دانش مناطق غربی بودند. با استناد به گفته های شیراکاوا، خاستگاه طالع بینی و ستاره شناسی(مثل تقسیم مسیر گردش ستاره برجیس به دوازده قسمت و نامگذاری آن با نام حیوانات و با تقسیم بندی این مسیر به 28 قسمت)، بابل است که اینها قبل از ورود به چین، تغییرات زیادی پیدا کردند. تمام این دانشها بعد از فتوحات شرقی اسکندر به چین وارد شدند.

این فرهنگها در راههای واحه ای بین غرب آسیا و چین جابجا می شدند. در قسمت های شمالی راههای استپی وجود داشت که احتمالاً نسبت به راههای واحه ای قدمت بیشتری داشتند و سکاها که قومی ایران در مناطق شمالی بودند، نقش جابجا کننده را در آنها برعهده داشتند. سکاها با اسب جابجا می شدند، پس موارد اختلاف آنها با فرهنگی که در راههای واحه ای جابجا می شد، بسیار زیاد بود. فرهنگی که به وسیله سکاها منتقل شد، در ابتدا فرهنگ ایرانی مناطق شمالی بود و بعداً به فرهنگ ایرانیی مبدل شد که به تبادل با فرهنگ یونانی - رومی اروپای شرقی پرداخته بود و در آن تفاوتهایی با فرهنگ ایرانی که به چنگ آن وارد شد، دیده می شود.

بعد از اسکندر، امپراتوری او رو به افول نهاد و سلوکیان روی کار آمدند و با تضعیف سلوکیان، ارشاک (اشک) که از چادرنشینان ایرانی بود، سلسله اشکانیان را بنا نهاد(247ق.م تا 225م) و زبان پارتی در کنار فارسی، زبان رایج جاده ابریشم شد. قلمرو اشکانیان از سند تا بین النهرین بود و شهرهای پراکنده از مناطق غربی چین تا جنوب غربی آسیا را در بر می گرفت.

کشور «آن شی کائو» که در «کتاب هان» آمده، برگرفته از تلفظ ارشاک، بنیانگذار کشور پارت است. تلفظ حرف r در مناطق غربی با تلفظ چینی n مشترک بود. پس بانتائو که آنسوکو ارشاک آن را متحد کرد، پارت (ایران اشکانی) است. پارت در زبان پارسی باستان «پَرثَوه» ثبت شده است. پارت در «کتاب هان» پوک تائو و باتائو ثبت شده است. پارت در زبان پهلوی شمالی با پارس در زبان پهلوی جنوبی یک لغت هستند که در زبان یونانی و لاتینی «پرشیا» نوشته شده است.

ادامه دارد ( قسمت دوم مقاله فرهنگ ایران در ژاپن)

 

منبع: روزنامه اطلاعات شماره 25928
بررسی و نوشته: ئه ایچی ایموتو         ترجمه: قدرت الله ذاکری
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

 

موضوعات مرتبط : میراث مشترک    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید