تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1378

اگر روزی از روزها، قلندری با قلمی

فیلسوفی از تبار چشم آبی ها که در فلسفه اخلاق دست داشته  وصاحب نام هم بوده، در جائی نکته بسیار پسندیده و ظریفی را بمیان آورده و  گفته است: "هیجان برانگیختن در مردم کافی نیست ، بایدبتوانید به فکر وادارشان کنید و تفکر کار بسیار ناگواری است" !.

به تجربه ثابت شده است که فکر هرچند ناگوار ، خواسته و نا خواسته به سراغ متفکرین میرود با شخصیتی بولدزر مآبانه ، و چقدر باید ممنون اوبود که موانع را برمی دارد وبدیهیات ر واضح وشفاف به رخمان میکشد و مثلا به یادمان می آورد که در سرزمین ما از هزاران سال پیش نسلها از پی هم آمدند و رفتند ، ساختند و رفتند ، خراب کردند ورفتند ،ولی در کار ناگوار تفکر به جا ماندند و از اشتباهات پند گرفتند و باز هم ساختند وخوب ساختند . به باور آنها ،معماری ، تکرار و از سر گرفتن بود.

حال اگر مردم این زمان را، در جهانی موازی مردمان آن زمان قرار دهیم، می بینیم  از آنجائی که تکنولوژی با سخاوتی بی نظیر، در کار گوارا کردن زندگی انسان است، ما کارشناسان این سرزمین هم کم کم به برکت  آن،تفکر را کنار گذاشته وحتی قدمی پیشتر گذاشتیم وثابت کردیم ادامه نظریه این فیلسوف چه قدر واقع بینانه بوده است.

او به گفته خود چنین پایان داده بود "متاسفانه تاریخ اخیر دنیای روشن فکری ،شاهد بسیار خوبی برای این معناست که ما حاضریم برای اجتناب از تفکر ، تقریبا دست به هرکاری بزنیم"

در یکی دو جلسه اخیر انجمن،  با موضوعات از پیش تعیین شده روند پایداری ومفهوم شهر ،  حاضرین در سالن مثل هر جلسه دیگری ، اعم از این که موافق باشند یا مخالف، با صحبتها ،اشاره ها ومطالب مختلفی روبرو شدند.جلسات کارشناسانه است وهیچکس منکر رد وبدل شدن اصطلاحات والگوهای بین المللی نیست.همه به اطلاعات جهانی نیاز داریم وبه جهانی شدن فکر میکنیم.ولی وقتی بنا به آنچه که عنوان شد، از چند معیار جهانی بودن، یکی جذب استعداد(30%) میباشد ومورد دیگرتاثیرگذاری بر سیاست های بین المللی (20%) ،به کلام دیگر یعنی 50% از سهم جهانی بودن به معنی جهانخواری میباشد،نمیدانم جای ما در این مقوله کجاست و به کجا می خواهیم برسیم و اینکه رسیدنی در کار هست؟ تجربه سالها نشان داده که همه اصطلاحات فرنگی که در آن جلسه از وسط سالن به صورت رگبار بر سر دیگر حضار فرود آمد، فقط تا به حال به صورت آسیب عمل کرده است.اگر جز اینست ،موارد موفق را در رویاروئی با مناقشات جامعه میتوانیم در کنار ناموفق ها قرار دهیم ونتیجه بگیریم. ما بیشتر از آنچه که خود بیندیشیم با اندیشه های دیگران کنار آمده ایم و ساخته ایم.  چون قبل از آن فیلسوف به ناگواری تفکر رسیده بودیم. فقدان دقت منطقی و بلاتکلیفی های اخلاقی، آنقدر بین کارشناسان رایج شده که دیگر گناهی محسوب نمیشود.

نشان اهل خدا عاشقیست،با خود دار          که در مشایخ شهر این نشان نمی بینم

و چه خوش زمانی بود وقت نقد کتاب،بعد از آنهمه دلتنگی ها ،

گویش بسیار ساده و بی پیرایه بود. از عمق اندیشه ودل. قلندروار به میدان آمدن و چهره بر نیفروختن. مصداق شعر حضرت حافظ ،

بر در میکده رندان قلندر باشند         که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی    

خوبچهر کشاورزی  دهم تیر 1392

عضو مرتبط : خوبچهر کشاورزی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید