تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1408

مرثیه ای برای میراث

آثار تاریخی میراث فرهنگی ماست میراثی که نشانگر اندازه و بزرگی تمدن این سرزمین است . میراثی که فرهنگ مارا با خود به امروز آورده و به ما هویت داده است . اما تخریب های جبران ناپذیری که در حوزه میراث فرهنگی اتفاق افتاده هیچ زنگ خطری را برای هیچ کس به صدا در نیاورد ، نه مسئولان ، نه سازمان های مردم نهاد ، نه اعتراضات منطقه ای و محلی و نه ... هیچ سکوتی اسفبارتر از تخریب ها بر میراث فرهنگی در حال تخریب سایه افکنده و گویا همه ما در گیر و دار مشکلات اقتصادی و اجتماعی ، یادمان رفته که میراث خوار فرهنگی کهن هستیم و حفاظت از آن وظیفه ماست .

آثار تارخی ما به قدری متعدد و متنوع هستند که برخی از آنها صرفا در مرحله شناسایی ابتدایی باقیمانده و برخی دیگر با وجود گذشت چندین سال از معرفی هنوز در انتظار ثبت ملی هستند . این میراث به جا مانده سرمایه های کشور ما هستند که با وجود بحث و گفتگوهای فراوان در مورد آنها ، تا کنون عزم جدی برای به فعلیت رساندن این سرمایه که نیازمند زمینه سازی مناسب برای به فعلیت رساندن این سرمایه که نیازمند زمینه سازی مناسب برای جذب گردشگران است ، جزم نشده است اما اینکه مباحث گردشگری در کشور ما صرفا محدو د به رسانه ها و همایش هاست ، دلیلی برای محافظت نکردن و جدی ندانستن آثار تاریخی نمی شود . حتی اگر یک گردشگر هم به کشور ما پا نگذارد و حتی اگر حفظ میراث فرهنگی توجیه اقتصادی نداشته باشد باز هم برای حفظ حیات حوزه تمدنی خود ملزم به نگهداری و حفظ آنها هستیم .

کارشناسان تخریبهای میراث فرهنگی و آثار تاریخی را بر چند دسته تقسیم کرده اند . برخی از آنها غیر عمدی است برخی دیگر ناگزیر توسعه است و برخی دیگر تعمدی و با قصد و غرض و در کنار اینها نوعی دیگر از تخربها در کشورمان شکل گرفته که حیرت انگیز و باور نکردنی است : ( تخریب در هنگام مرمت ) به عبارت دیگر برخی از تخریب ها به دلیل نا آشنایی مرمت گران و نامرغوب بودن مصالح مرمت صورت گرفته که جای تامل و تعمق زیادی دارد .

این اتفاقات در حالی می افتد که عموما بعد از انتشار خبری در مورد تخریب یا آسیب دیدگی از آثار تاریخی به جای جستجوی علتها و جلوگیری از تکرار آنها اخبار بعدی شامل تکذیبیه ها و یا بهانه هایی با ظاهری مردم پسند است که سعی در توجیه اتفاق و حادثه دارند . اما علت این اتفاقات را در کجا باید جستجو کرد ؟

در شش سال گذشته چهار بار رئیس سازمان میراث فرهنگی تغییر کرده و هر بار هر کدام از روسا به تغییرات کوچک و بزرگ در بین مدیران خود دست زده اند . واقعیت این است که علت العلل همه این حوادث تلخ میراث را باید در اینجا جستجو کرد . سازمانی که در طول شش سال چهار رئیس جدید را تجربه می کند . انسجام لازم برای مدیریت در ان وجود ندارد .به جز این باید بدانیم که سازمان میراث فرهنگی یکی از تخصصی ترین سازمان های کشور است و لازم است مدیران بالا و مبانی آن تخصص و دانش کافی در زمینه میراث داشته باشند . اما آنچه در عمل اتفاق افتاده و می افتد گویای واقعیتی خلاف این است .

سجاد تبریزی - ضمیمه اجتماعی روزنامه اطلاعات - دوشنبه یکم اسفند 90

موضوعات مرتبط : میراث فرهنگی    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید