تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1595

مرگ معمار مرگ اثر

یادواره  یک معمارکه دوستمان بود .

پیش گفتار : قصد نگارنده برآنستکه زندگی نامه یک معمار را که دوستمان بود و سالیان متمادی بر روی یک نیمکت با هم بودیم و او در دوران حیات خود خلق اثرهای ارزشمند معماری کرده و فلسفه هنر معماری جدید و زندگیمان از اوست را به رشته تحریر درآورد .
شاید در این مقاله شباهت هائی با زندگی بعضی از اساتید معماری که در گذشته اند مشاهده شود اگر کوتاهی در رساندن مطلب زندگی و هنری آن استاد ارجمند ملاحظه شود به دیده اغماض بنگرند . 

نکته : این نوشتار تلنگری خواهد بود بر اثر هنرمندان و طول عمرشان و زندگی کم دوام هنریشان .

گفتار : مطالب این مقاله در چهار فصل به طور فشرده بیان می شود

 

فصل اول : معمار

دوان دوان خود را به خانه رساند و به خانواده گفت در دانشکده معماری قبول شدم .
من هم میتوانم پس ازفراغت ازتحصیل دررشته معماری خود را معمار به نامم و خلق اثر کنم .
با چندین سال تحصیل و پشتکار به جرگه معماران وارد شد و خود نیز با خلاقیت ها و آموخته ها پس از چندی جزو بزر گان معماران بزرگ درآمد .

فصل دوم : اثر معماری

با شوق و ذوقی آماده طراحی در بازار کار شد .
نمی دانست که برنامه طرح خواسته کارفرماست .
نمی دانست که ضوابط شهرسازی تعیین کننده حد و حدود سطح و حجم است .
نمی دانست که سطح اشتغال ساختمان  برای او ثابت است ولیکن برای دیگران شاید متغیر .
او هنرمند بود و آماده خلاقیت و ارائه بهترین  ایده و معماری..
این چنین شد و او همه مطالب خارج از دانشکده را آموخت و در بازار کار خلق اثر نمود .
پروژه های بسیار در ادارات و یا دفاتر خصوصی طراحی نمود طرح هائی که دارای معماری غنی بود به کارفرمایان عرضه نمود و بیشتر آنها ساخته شد و برخی در حد طرح باقی ماند.
او دیگر معمار معروفی شده بود او غرق در هنر و کار بود نمی دانست که چه خواهد شد و تقدیر برایش چه رقم زده دیگر زمان جهت  استراحت نداشت تصمیم داشت هنر معماری ایران را به جهانیان بشناساند .

فصل سوم : مرگ معمار

هر روز و یا هر هفته با دستیاران خود طرحی بدیع به جامعه معماران و دنیای هنر عرضه می نمود.
تدریس می کرد تا هنر خود را به سایر دانشجویان بیاموزد.
از جان خود مایه می گذاشت در فکرش همه چیز در حال برنامه ریزی بود جز سلامتی اش.
بیماری در حال پیشروی بود او رسالت هنری خود را بر سلامت خود ترجیح داد .
زمانی به فکر اساسی سلامتی خود افتاد که بیماری پیشرفت نموده بود و راه برگشتی نبود .
با بیماری صعب العلاج رو به رو شده بود بیماری که در نهایت جز مرگ ره آوردی برایش نداشت .
او استاد بزرگ معماری بود او خلق اثر می کرد ولیکن سرنوشت برایش طرحی دیگری را در نظر گرفته بود و آن مرگ بود و جایگاه استقرار ابدی اش گورستان .
روز خاکسپاری اساتید و بزرگان هنر و دانشجویان آمدند و از استاد خود خداحافظی کردند .
استاد به سرای باقی رفت و شاگردان به دنبال استادی دیگر . 

فصل چهارم : تخریب اثر معماری

از آن استاد و یا استاد دیگر اثرهای معماری بسیار در نقاط مختلف عرضه شده ولیکن به دلیل نبود متولی هنری و تغییرات پی در پی در ضوابط ساختمانی و گران شدن قیمت زمین مالکان در کمال سلامت فکر و جسم دستور تخریب آن شاهکارهای معماری را دادند .

خانه مسکونی مرحوم استاد دکتر میرفندرسکی در حال فروش رفتن است و خریدار قصد تخریب و جایگزین نمودن بنائی رفیع در آن مح را دارد .

با توجه به مورد ذکر شده می توان گفت که بسیار خانه ها و شاهکارهای معماران دهه  چهل تا پنجاه و پنج  به چنین روزی دچار شدند و در برنامه تخریب قراردارند .

شاهکارهای معماری اساتید در کشورمان یکی بعد دیگری تخریب می شود بدون آن که مقامی و یا کسی اعتراض کند زیرا اثرات انقلاب صنعتی در معماری این چنین است ( برج سازی و کسب در آمد ) .

ختم کلام

اثر معماران بزرگ ایران یکی بعد دیگری تخریب می شوند و به جای آن برج های مکعب شکل بی روح ساخته می شوند برج هائی که فقط برای درآمد زائی و بدون اثری از معماری و فلسفه زندگی احداث می شوند .

عمر ساختمان ها در ایران حتی به پنجاه سال نمی رسد در صورتی که در سایر کشورهای دارای بینش هنری و مخصوصا" بینش معماری اجازه تخریب داده نمی شود .
یک مجسمه و یا یک تابلو اثر هنرمندان را می توان حفظ نمود ولیکن آن معماری است که حافظ ندارد .
اثر یک قطعه موسیقی حفظ می شود و در سال های بعد به آن استناد می شود .
اثر یک معماری خوب تخریب می شود و آن معماری بی اثر می شود .
چرا هنر معماران باید فصلی  در زمان و مکان باشد چرا باید این هنر که مادر هنرهاست این چنین مورد تعرض و تخریب قر ارگیرد .

 

چه باید کرد   :

به نظر نگارنده باید اقتصاد شهری سر و سامان پیدا کند باید شهر هویت پیدا کند باید فرهنگ شهر نشینی و هنر پروری اشاعه پیدا کند .

ایرانیان از قدیم اهل علم و هنر مخصوصا" هنر معماری بوده اند ولیکن در گذر زمان این خصیصه جای خود را به مسابقه کسب درآمد تبدیل شد که اثرات آن در تصمیم گیری در برنامه های شهری مشهود است برنامه هائی که به شهرداری ها ارئه میشوند و شهرداری ها آن را اجرا می کنند .

باید شهرداری ها قبل از صدور مجوز از ساختمان های اولیه  بازدید کارشناسانه انجام دهند .
باید در صدور مجوز تخریب و نوسازی هویت و معماری ساختمان موجود را در نظر بگیرند و اگر اثر ارزشمند معماری بود فقط اجازه مرمت داده شود .
مرحوم استاد دکتر میرفندرسکی و مرحوم استاد میرمیران  دیگر وجود ندارند که خلق اثر کنند.
سایر معماران بزرگ ایران که در قید حیات هستند و خلق اثر کرده اند شاهد تخریب اثرشان هستند اثری که از مدت عمر معماری شان کوتاه تر است چرا چنین است .

بیائید از هنرها مخصوصا" هنر معماری که کالبد شهرها را در بر می گیرد قاطعانه حفاظت کنیم .
بیائید شهرمان را الگوی ثبات معماری قرار داده و همچون شهر پاریس پوسته های شهری را تغییر ندهیم .
بیائید از تخریب معماری شهرمان جلوگیری کنیم .
بیائید هویت ملی و ایرانی خود را حفظ کنیم .

اگر آثار تخت جمشید زیباست آن را حفظ کنیم و اگر فلان بنای ساخته شده دارای یک معماری اصیل است آن را مرمت و نگهداری نمائیم .
تخریب هر زمان ممکن است ولیکن سازندگی با هنر بسیار مشگل .

به امید روزی که فقط با نام اساتید معماری درگذشته برخورد نکنیم بلکه اثرشان را در کشورمان ببینیم .

بیژن علی آبادی

عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید