تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1082

معماران و محیط زیست

پیش گفتار :

کره زمین وکواکب و انسان هاوجانداران در چندین  هزار سال قبل توسط ایزد یکتا آفریده شده است.
باگذشت ایام جمعیت انسانها به چندین میلیاردنفر رسیده و نژاد بعضی از حیوانات منقرض شده است .

تصورمیشودکسی تاکنون از خود ودیگران سئوال ننموده که انسان ها چگونه این پروسه (ازدیاد جمعیت) را طی نموده است . برای رسیدن به این موضوع لازمست  ابتدا موضوع (خلقت و آفرینش) را مورد بررسی قرارگیرد .  

کره خاکی در حال دگرگونی است .چرا کره زمین در حال دگرگونی است . زمانی می توان زندگی را از ابتدای خلقت تاکنون مورد بررسی قرارداد که دارای دانش فهمی کامل و دانش بصری و دانش ادراکی باشیم .

نگارنده در این مقاله سعی دارد  از یکی از زوایا به مفهوم زیست محیط و سپس به هنر زیستن  بپردازد امید است در پایان و نتیجه گیری دچار غفلت نشود و اگر در این مورد کاستی مشاهده شد آن را بدیده اغماض بنگرند .

گفتاراول : زندگی چیست

انسانهاو سایر جانداران ( آبی وخاکی )در کره خاکی زندگی کرده ومیکنند و این روند ادامه تا زمان بینهایت ( زمان موعود خداوندی ) ادامه خواهد داشت. و در طول زمان گروهی از جانداران منقرض گردیده و تنها انسان است که به ازدیاد جمعیت رسیده است.

 جانداران و انسانها باتوجه به خلقت و خو شرایط در کنار هم ویا گروهی زندگی میکنند .و با این عمل تشکل های انسانی و یا حیوانی در طبیعت تشکیل یافته است ..

 گفتار دوم :  مفهوم زندگی چیست

زندگی ازفرایندهای مادی و معنوی و فلسفی و عرفانی تشکیل شده است  که هرکدام در جای خود بی بدیل هستند که از  شرح وذکر خوداری و.فقط اشاراتی به فرایندهای مادی و معنوی زندگی  میگردد.

الف- فرایند مادی زندگی

ادامه حیات انسانها به وجود به نعمات خدادادی  از قبیل هوا و آب و تغذیه و ... بستگی دارد که این نعمات باعث رشد جسمی  و تقویت بدنی انسانها میگردد .

  همه در طبیعت زندگی میکنند و از آن بهره میبرند  جانداران بطور عام بالغ میگردند و تولید مثل میکنندو این روند در جوامع انسانی نیز صادق است که این فرایند را میتوان فرایند مادی  زندگی و بهره گیری از طبیعت توصیف نمود .

ب-فرایند معنوی و فلسفی  زندگی 

اگر از بعد معنوی به زندگی نگاه کنیم هویت و کنش وواکنش های جانداران و حیوانات و انسانها  مشخص می شود .حرکت بدون قصد و نیت مفهوم ندارد و امکان پذیر نیست .  اگر آبزیان در دریاها و جانداران در کوه ها و دشت هاو انسانها در دهات و شهرها زندگی میکنند بدلیل فرایند زندگی معنوی است .          

در زندگی معنوی انسانها تفکرات و ایده ها و نیات همه در قالب اندیشه های انسانی متبلور می شود  که باعث ارتقائ جایگاه انسانی میگردد ( شاید سایرجانداران نیز دارای تفکر باشند که در این مقاله به آن پرداخته نمیشود )..              

نکته مهم آن که این کنش ها و واکنش های فکری و عقلی در زندگی باعث تشکیل یک زندگی معنوی که توام با زندگی مادی میگردد .و باشناخت موارد فوق میتوان تعیین نمود که جایگاه انسانها در کدامین قسمت است

اگر میخواهیم زندگی جاتداران مخصوصا" انسان را بشناسیم باید طبیعت و محیط زیست انسان را بشناسیم .

  شناخت اجمالی از محیط زیست       

 بنظر نگارنده طبیعت و محیط زیست  انسانها دارای چندین سامانه است و سعی میگردد به یکایک آن به پرداخته شود.

  1. سامانه  هوا  (هوای گرم و هوای سرد )
  2. سامانه نور و تابش خورشید  ونوروتابش ماه
  3. سامانه دریاها آب ها ی جاری ( رود خانه ها و چشمه زارها )
  4. سامانه گیاهان و جنگلها کوه ها ودشت ها
  5. سامانه باد و طوفان

تمام سامانه های ذکر شده یا نشده در زندگی بشر و جانداران نقش بسیار موثر و مفیدی دارند و اگر یکی از این سامانه ها مشگلی پیش آید سلامت و زندگی انسانها و جانداران در خطر خواهد بود .

سامانه های مهم در زندگی انسانها

بمنظور شناخت از نقش سامانه ها ی مهم در زندگی جانداران لازم است  اثر تغیرات احتمالی واجباری در سامانه ها ذکر شود که سامانه اصلی بشرح زیر میباشند :

  1. سامانه دریا ها وآب ها
  2. سامانه هوا
  3. سامانه نور و تابش خورشید وماه
  4. سامانه گیاهان و جنگل ها
  5. و سایر سامانه های دیگر           

اگر در هریک از سامانه های ذکر شده خللی ایجاد شود زندگی انسانها در خطر خواهد افتاد .
انسانها و جانداران بدون آب قادر به زیستن نیستند
انسان وجانداران بدون هوا قادر به تنفس و یا بعبارت دیگر زیستن نیستند
و بالاخره جانداران و انسان بدون سامانه های ذکر شده قادر به ادامه زیستن و زندگی نیستند و بطور خلاصه میتوان گفت که مجموعه سامانه ها در کل با زندگی انسان عجین بوده واست .

محیطی را که انسان یا جانداران در آن سامانه ها زندگی میکند بنام محیط زیست مینامند و بعبارت دیگر محیط زیست تشکیل شده از سامانه های خدادادی است که جانداران و جانوران در آن زندگی میکنند .

گفتار سوم : معمار سامانه ها کیست

با کمی دقت وبینش عقلانی به خالق بزرگ یعنی خداوند بی همتا  میرسیم .

 خداوند طراح وخالق انسان است                                خداوند طراح ومعمار طبیعت است
خداوندسازنده طبیعت است                                       خداوند حافظ انسان وجانداران است

 خداوند دارای فضائل و خصایص بسیار دیگری که در یک و یا چند کتاب نمیگنجد .        

باتوجه به شناخت اندک از طبیعت و خالق طبیعت مشخص میگردد که انسان در این پروسه نقش بهره برداررا دارد و همزمان نقش مخرب را  زیرا در این سامانه ها که بعنوان محیط زیست انسان نامیده میشود زندگی میکند . 

 دشتها در کوه ها و تپه ماهور ها و اراضی را تسطیح میکند / کشت میکند و در آن بذر میپاشد و خلاصه چرخ زندگی خود را در طبیعت به حرکت در میاورد .

گفتار چهارم : نقش معماران در طبیعت

انسانها بنا به درک معانی و مفاهیم و هنر ها هریک در زمینه ای هنرمند میشوند . برخی شاعر و برخی مجسمه ساز و برخی مویزیسین و برخی معمار و برخی ...
انسان درک معانی و مفاهیم را از ایزد خود واز خلاقیتها و سامانه ها ی موجود الهام گرفته و خود را معمار محیط زیست مینامد
انسان اگر به این موضوع معتقد است بایدهدیه های خددادی را مورد بررسی قرار دهد تا به نکته قابل تعمق برسد واز آز طبیعت الهام گرفته ودر  حفظ و حراست آن کوشاباشد..

گفتار پنجم : وظیفه معمار در محیط زیست 

باتوجه به مطالب فوق الاشاره  میتوان نتیجه گرفت که معماری انسانی باید حافظ معماری خدائی باشد  خوشبختانه علوم فنی و مهندسی پیشرفت نموده و اززمانیکه معماری به مهندسی معماری تبدیل گردیده و معمار توانست ایده های خود را با تکنولوژی به اجرا در آورد زنگ خطری به صدادرآمد وآن زیاده خواهی انسان واز یاد رفتن محیط زیست برای آیندگان.

 انسان سد ها را ساختند در زیر دست سدها خشکی بوجود آودند . جنگلها را خشکاندند . بمب های مخرب ساختند و در نقاط گیتی از آن استفاده کردن و نتیجه خالی از سکنه شد آن مناطق / دریاها را آلوده کردند /  

بااستخراج نفت علوم فنی و مهندسی انسانی پیش رفت ولیکن نظم طبیعت و زیست محیطی. بهم ریخت . وبسیار نمونه های دیگر ....

پایان و خلاصه کلام :

نقش معماران که سازنده زندگی و طراح محیط و محله و شهر و .. میباشد باید درابتدا این است که سامانه های طبیعی خدادای را بشناسند و همگام با آنها طراحی نمایند . باید از نور طبیعی استفاده نمایند. باید از منابع آبی طبیعی استفاده نمایند .و معماری باد با سامانه های طموجود در طبیعت سازگار باشد .

 مثالی که میتوان بیان نمود معماری سبز و شهرهای پایدار است که با محیط زیست آشنا و با آن همراه است و این چنین طرح هائی بسیار اندک است . اگر انسانها هوای پاک میخواهند نیاز به دستگاه تصفیه هوا نیست زیرا اگر ماهوارا آلوده نکنیم هوا پاکاست . انسان به دستگاه تصفیه آب ندارد زیرا با طبیعت آشتی است و آب هوا وچشمه سارها را آلوده نمیکند و بالاخره نتیجه میگیریم که انسان باید باطبیعت و کلیه سامانه های طبیعی زندگی کند و الگوی زندگی با طبیعت و محیط زیست توسط انسانهای دوستدار محیط زیست که گروه عمده آن گروه  معماران است پاسداری شده و میشود .

معماران طبیعت را میشناسند /   معماران از طبیعت الگو برمیدارند و بالاخره معماران با به وظیفه خود یعنی طراحی برای محیط زیست خود که شامل  رعایت سامانه های خدادادی میباشد هستند .   معماران وظیفه خطیری دارند که در یک جمله بیان میشود

معماران باید ضمن حفاظت از سامانه های طبیعی خدادای  سعی نمایند زندگی و حرکت را علاوه برفرم و حجم درطرحهای خود ارائه دهند .

 

بیژن علی آبادی

مجموعه مقالات مرتبط : معماران و محیط زیست    
عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید