تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :418

معماری صحیح زمینه انحراف را كم می‌کند

از زمان ارسطو در یونان باستان درباره جامعه این تفكر وجود داشت كه جامعه یا شهر، همان موجود زنده‌ای است كه دارای دو بخش ساختاری (كالبد و جسم) و روح و روان است. بخش ساختاری یا كالبد، عبارت است از معماری، تكنولوژی و عناصر مادی و عینی فرهنگ و بخش روح و روان برمی‌گردد به فرهنگ، آداب، رسوم، ارزش‌ها و ایدئولوژی. بخش جسم و كالبد را مردم با خشت و گل و ... می‌سازند اما ساخت بخش روح و روان، جمعی است و این را باید دولت‌ها بسازند.

برای اینكه این موجود زنده بتواند رشد كند به یك تعادل و هماهنگی نیاز دارد؛ یعنی در كنار و همراه پیشرفت و تعالی جسم و كالبدش (فضای شهر و زیرساخت‌ها)، روح و روانش (فرآیندهای اجتماعی و مقولات فرهنگی) هم به نوعی پیشرفت کند. بنابراین می‌توانیم بگوییم یك رابطه‌ متقابل و دیالكتیكی بین این دو بخش وجود دارد و به موازات رشد و توسعه‌ زیرساخت‌ها باید نگاه‌مان به مسائل و فرآیندهای اجتماعی و فرهنگی هم باشد كه قسمت دوم به اندازه‌ قسمت اول، رشد و نمو نكرده است و این باعث می‌شود جامعه و شهرها دستخوش یك‌سری مشکلات شوند.

در اینجا مساله‌ طراحی و برنامه‌ریزی برای شهر پیش می‌آید؛ زیرا تراكم جمعیت و انبوه‌ افراد در شهرهای بزرگ، ارتباطی تنگاتنگ با گمنامی و غریبگی دارد؛ یعنی هر چقدر كه تراكم جمعیت در شهرها بیشتر می‌شود؛ گمنامی و غریبگی مردم هم بیشتر می‌شود و هر چقدر غریبگی مردم بیشتر شود، ممکن است هنجارشكنی و ضریب انحراف افراد هم بالاتر می‌رود. از طرفی به‌دلیل اینكه آسیب‌ها و انحرافات نسبی هستند بستگی به زمان و مكان دارند.

بنابراین، با معماری و شهرسازی صحیح و اصولی می‌توان در مكان‌های مختلف، زمینه‌ها و مقدمات انحراف را كم كرد. به همین دلیل پیشنهاد می‌شود در شهرسازی، نقاط كور كمتر باشد، پارك‌ها دیوار نداشته باشند و درخت‌ها زیاد و بلند نباشند تا زمینه هنجارشكنی و انحراف خشكانده شود. فرم، ساختار، كالبد و ابعاد عینی شهرها، اساسا با تصورات ذهنی مردم در ارتباط است و تاثیر متقابلی بر هم می‌گذارند. باید بدانیم بین محیط طبیعی و ساختار شهرها و نظم اجتماعی هم رابطه وجود دارد.

به همین دلیل در معماری و نظام شهرسازی، باید پیوست‌های فرهنگی رعایت شود تا نظم اجتماعی مخدوش نشود. در نظام شهرسازی باید به جنبه‌های روحی و روانی شهروندان توجه مضاعفی شود و محیط، محیطی آرام و امن باشد و آرامش را القا كند. بنابراین، كالبد ساختاری شهرها می‌تواند روی نوع رفتار مردم تاثیر داشته باشد به طوری‌كه اگر آشفتگی و ناهنجاری را در معماری و فضای كالبدی شهر ببینیم قطعا این فضای بی‌نظمی و آشفتگی، اضطراب را در رفتار مردم هم بالا می‌برد.

باید توجه كرد در كنار ساخت پارك‌ها و ساختن فضاهای تفریحی و زیرساخت‌ها، باید پاكسازی هم كرد و این پاك‌سازی نه‌تنها كمتر از ساخت این فضاها نیست بلكه به نظر من، اولویت هم هست. این تاثیر محیط بر روان آدم‌هاست. محیط همراه با آشفتگی و بی‌نظمی در شهرها ممکن است زمینه‌ای شوند برای آن بالقوه‌هایی كه در بزهكاران وجود دارد و آنها كه شرایط را مهیا می‌بینند راحت‌تر هنجارشكنی می‌كنند. بنابراین چنانچه الگوهای معماری و شهرسازی براساس فرآیندهای اجتماعی، فرهنگی، بومی و اقلیمی مردم یك شهر نباشد و رعایت نشود، ممکن است شهروندان را از نظر فرهنگی در وضعیت مساعدی قرار ندهد.

كمال جوانمرد
به نقل از روزنامه آرمان امروز



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید