Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1009

معماری فدای معماری سازی

مقالات گذشته

جایی خواندم که دو شهر آکسفورد و مشهد در یک زمان (حدود هزار سال پیش) بنیاد شده اند. حالا اگر کسی را از همان زمان بیاورید در مرکز آکسفورد بگذارید می تواند راه خودش را پیدا کند چون بافت مرکز شهر همان است که بوده و در هر کوچه و گذری هم علامت و پلاکارد گذاشته اند که تاریخ وقایع آن را شرح داده. ولی از مشهد الزمان، محض درمان، یک وجبش هم باقی نمانده.

تنها مشهد هم نیست. تهران را ببینید، جلوی چشمتان دارد پوست می اندازد. اگر حیاط موزاییک فرش، حوض پاشویه دار، یا ساختمان آجر بهمنی برایتان چشم نواز و خاطره آورند، نگاه سیری به آنچه باقی مانده بیندازید که آفتاب همه شان بر لب بام است. خب چه کنند مردم؟

با این قیمت های سرسام آور مسکن و افلاس نسل جوان چاره چیست مگر آنکه خانه باصفای قدیمی را بکوبند با حیاط یکجا کنند تراکمش را هم بخرند چند دستگاه آپارتمان بالا ببرند بلکه نسل های بعدی هم به سر و سامانی برسند و حیات بی حیاطی قسمتشان شود.

از بالا  هم حساسیتی، آموزشی، تشویقی در کار نیست که بافت قدیمی شهر اینطور در عرض یکی دو نسل کن فیکون نشود. تنها محلات هم نیستند که دارند از صفحه روزگار محو می شوند. آثار تاریخی، فرهنگی، و مذهبی مان هم در خطر جدی هستند.

فکر می کنید مبالغه می کنم؟ می فرمایید چه کسی مقبره هزار ساله ابن بابویه قمی را که برای تاریخ و فقه شیعه از حضرت شاه عبدالعظیم حسنی مهمتر است در حدود ده دوازده سال پیش (تجدید) بنا کرد و بجای دیوارهای قطور خشتی و پنجره های ظریف تاریخی آن آجر سه سانتی و در شیشه ای کار گذاشت، انگار شعبه بانک احداث می کند؟

همین حالا چه کسی دارد گنبد و بارگاه باستانی و باصفای امامزاده صالح تجریش را در هزار خروار بتن آرمه قنداق می کند؟ یک پله که می خواهی جلوی خانه ات کار بگذاری هزار جور دنگ و فنگ و کش و قوس دارد. آنوقت چطور برای چنین فاجعه ای مجوز گرفته اند؟ می گویند مرمت می کنیم.

مرمت زیر و ابرو برداشتن است نه چشم کورکردن! من نمی گویم مسجد و مقبره مدرن و عظیم نسازند. بسازند ولی روی بنای تاریخی مقدس آخر چرا؟ آنهم جایی که زیارتگاه صدها هزار نفر است که به آن دلبسته اند، نذرکرده اند، مراد گرفته اند، خاطره دارند

آخر چه کسی گفته استحکام و عظمت همیشه ملاک جمال و معنویت است؟ به سازمان میراث فرهنگی هم که می گویی (و گفته ام)! می گویند ما حریف این شهرداری های محلی و هیات امناها نمی شویم.

اگر از ده تا اثر تاریخی یکی اش را هم حفظ کنیم کلی کار کرده ایم. آخر این شهرداری ها و هیات امناهای محلی را با زبان خوش، باترغیب، بامنطق نمی شود راضی کرد؟

باور نمی کنم نشود، کار نشده، حساسیت نبوده، پژوهش کارشناسی نشده. اینهاست که میراث تاریخی و پتانسیل گردشگری مان را هرز می دهد

تنها تهران هم نیست. جاهای دیگر هم اینطور است. با اخوی و خانوادشان رفته بودیم لنگرود، شهری که با سقف های سفالی اش مثل نگینی سبز در حلقه سبز گیاهی اطراف می درخشد ولی این نمای یاقوتی دارد به سرعت محو می شود.

هر کسی دستش به دهنش می رسد آجر خشتی و سقف سفالی را با بلوک سیمانی و سقف ایرانیتی تاخت می زند. می گویند سقف سفالی دوام ندارد. راست هم می گویند ولی این چاره دارد

اینهمه نهاد معماری و شهرسازی و برنامه ریزی داریم. یک تیم بفرستند به رم و مادرید و بقیه اروپا که از کثرت سقف های سفالی از دور قرمز می زنند، ببینند چه مصالح و شگردهای به روزی برای حفظ نمای شهر بکار می برند. بیایند طرحی بریزند ما را از شر این معماری عقیم آزبستوسی نجات بدهند.

این یکی را هم بگویم رفع زحمت کنم. در حومه لنگرود، در ملاط، یک امامزاده بسیار عتیق پرارزشی وجود داشته (ملاحظه می فرمایید فعل ماضی بکار بردم)! بنام «دوازده امامزادگان» که با نقاشی های بی نظیری که بیانگر مجاهدات آن بزرگان در برابر حکام مستبد زمان بوده تزیین شده بوده. هنوز هم نمونه کوچکی از آن سبک نقاشی در امامزاده آقا سید حسین شهر باقیست که فکر نکنم دوام چندانی بیاورد.

دردسرتان ندهم نشان به آن نشانی که هیات امنا آمده اند همه آن را کوبیده اند و دارند بجای آن یک گنبد و بارگاه بتونی بالا می برند که هنوز بعد از چند سال نیمه کاره است. هیچ هم معلوم نیست بر سر آن همه نقاشی های مقدس و بی نظیر دیواری چه آمده می ترسم فردا همین بلا را بر سر گنبد مسجد زنجان شهر آبا و اجدادی ما و صدها جای دیگر هم بیاورند

حالا اگر اینهمه ویرانگری از روی شرارت بود باز آدم آنقدر دلش نمی سوخت. نه قصدشان هم ظاهرا خیر است. راهنمایی نشده اند، درس حفظ مواریث فرهنگی نگرفته اند که قدر زحمات نیاکانشان را بدانند. آدم یاد آن مصرع حافظ می کند: باطل در این خیال که اکسیر می کنند

 

بررسی و نوشته: محمود صدری
روزنامه اعتمادملی
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید