تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :730

معماری مساجد ما نیاز به نقد جدی دارند

معماری در دیالوگ با ادیان الهی به تجلی‌گاه ایدئولوژی، هنر، شکوه و جلال آن دین بدل شده و در رقابت و قدرت نمایی پیروان آن مسلک، به مهم‌ترین و در عین حال گران‌ترین سمبل تمدن‌ساز بدل می‌شود. هنر اسلامی هم در تمامی مراحل رشد و بلوغش، قرابت عجیبی به این هنر منحصر به فرد داشته که بارزترین آن در معماری مساجد است. اما همین مسجد که به عنوان نقطه تعادلی در ساختار شهرهای اسلامی بر شمرده می‌شود و با گلدسته‌ها و گنبدش مهم‌ترین نماد شهرهای اسلامی به حساب می‌آید، این روزها با بی‌مهری‌های فراوانی در عرصه‌های برنامه‌ریزی، طراحی و ساخت روبه روست و نیاز به بازبینی در فرهنگ ساخت مسجد در ایران به شدت احساس می شود.

"دکتر غلامحسین مصطفوی"، استاد دانشگاه و یکی از منتقدین وضعیت ساخت مساجد در ایران بوده و در این زمینه تحقیقاتی جامعی خصوصا در سازمان مدیریت و برنامه پیشین انجام داده تا جایی که یک بار قرار بر این بود که ماحصل آن تحقیق‌ها به صورت کتاب منتشر شود که به دلایل مختلف این کار انجام نشد. گفت و گوی زیر تلاش دارد که مفاهیم مهم و اساسی معماری مساجد را در قالب گفتارهای ساده و قابل فهم برای عموم مردم مطرح کند چرا که مصاحبه شونده بر این باور است که در ساخت و ساز مساجد، بیش از آن که معماران دخیل باشند، توانمندی‌های اجتماعی و مردمی نقش دارد.

به عنوان شروع بحث کمی از اهمیت معماری برایمان بگویید.

یکی از شاخص‌های توسعه، کیفیت ساختمان عمومی است و به نوعی ساختمان‌ها، تشکیل دهنده هویت یک شهر و یک کشور به حساب می‌آیند. وقتی شما ساختمان معروف یک شهر و یک کشور را می‌بینید فوری می‌فهمید آنجا کجاست. سخن مهمتر اینکه مبحث معماری شاخصی برای فرهنگ و مذهب یک کشور نیز به حساب می‌آید. اما معماری بیشتر زمانی رشد می‌کند که اقتصاد رشد کند. این هنر چون گران است وقتی یک جامعه به ثبات اقتصادی می‌رسد و از خط فقر خودش را بالا می‌کشد، نمود اساسی می‌یابد و به عبارتی آن جامعه دارای ساختمان‌های شاخص می‌شود. در همین راستا کشورهایی همچون مالزی، سنگاپور و حتی دبی 4 میلیونی، خودشان را به رخ ایران 70 میلیونی می‌کشند و به لحاظ توسعه به ایران عرض اندام می‌کنند.

بر همین اساس، آن چه روی کاغذ اهمیت می‌یابد این است که باید به لحاظ زاویه دیدِ بیرون از کشور هم که شده، به توسعه فضاهای عمومی اهمیت بدهیم. اما متاسفانه (در فاز عملیاتی شدن این تئوری‌ها) ما شاهد ساخته شدن ساختمان‌هایی هستیم که درست عکس این قضیه عمل می‌کنند و به جای معرفی توانمندی‌های ما در عرصه ساخت و ساز در دنیا، توسعه نیافتگی ما را القاء می‌کنند. باید جلوی این حرکت گرفته شود و در این راستا مطبوعات می‌توانند اهرم مناسب و کارآمدی باشند، این را کار کوچکی نبینید، کار بسیار بزرگی است به شرطی که بدانید در توسعه کشور نقش مثبتی دارید!

 معماری مساجد نیاز به نقد جدی دارند

موضوع صحبت ما معماری مساجد در ایران است چه در گذشته و چه امروز. آیا می‌توان در ایام ماه مبارک رمضان، موضوعی با محوریت معماری مساجد را در دستور کار قرار داد؟

موضوع ساخت مسجد، محور شیوه‌های معماری‌ست. در واقع "بناهای عمومی"، همان طور که گفته شد، عصاره معماری هر مکتبی به حساب می‌آیند و در ایران، این عصاره را باید در معماری مساجد جست. بیش از 50 درصد بناهای ما مسجد است و هر جا صحبت از تاریخ معماری ایران می‌شود، بحث روی مسجد است. مسلماً آیندگان نیز از مسجدها شروع خواهند کرد چرا که فرصتی است تا با گفتگو با دیگر صاحب‌نظران، این مبحث را ادامه داد و فهرست‌وار پیش برویم تا در انتها به نتیجه مشخصی برسیم. بنابراین پیشنهاد من این است که بحث معماری مساجد را محدود به همین مصاحبه یا مثلا ماه مبارک رمضان نکنید و به طور جدی کار آن را در طول سال پی بگیرید.

اگر بخواهیم با چشم سوم و دید تازه‌ای به معماری مساجد ایران نگاهی بی‌اندازیم با چه مقوله‌هایی مواجه می‌شویم؟

من ابتدا مقدمه‌ای عرض می‌کنم و بعد چند تعریف. به طور مقدمه، در حال حاضر ساخت و ساز مسجد ما اصلاً وضعیت خوبی ندارد. دلیل آن هم این است که ساخت و ساز مسجد ساماندهی نشده؛ هر کسی با هر سلیقه‌ای می‌تواند مسجدی بسازد. در واقع عمل شما در ساخت مسجد، تقدیر یا تکذیب نمی‌شود. حتی نگاهی ساده به مساجدی که اکنون ساخته می‌شود حکایت از آن دارد که این شیوه ساخت و ساز، کاملاً با بینش‌های اسلامی مغایر است و حتی در مواردی کاملا متضاد! علتش این است که ما تعریف درستی از معماری مسجد نداریم. ابتدا باید دید مسجد چیست، طراحی درست مسجد کدام است و چگونه می‌شود استانداردهایی را برای آن تدوین کرد. این بخشی از مسأله است. اصولاً در طراحی معماری به دو مساله توجه می‌شود: اول "عملکرد" و بعد از آن "مفهوم". در این تعریف "عملکرد" بنا، در حقیقت پاسخگوئی به نیازها، حل درست روابط، تعریف فضاها و جزء فضاها و در قدم بعدی، چینیش خوب این‌ها در کنار هم است. مثلاً شما یک آپارتمان را که در نظر بگیرید؛ چند جزء دارد، یک در ورودی، یک هال و پذیرائی، یک دستشوئی، یک آشپزخانه و ... حال اگر این‌ها درست تعریف نشود و رابطه این‌ها درست حل نشود نمی‌توان، کل بنا را دارای یک طراحی درست دانست. مثلاً اگر در آپارتمان به اطاق خواب باز شود، معمار این روابط را نفهمیده است. یک مشکل اساسی که در معماری مسجد داریم این است که نه فضاها را خوب می‌شناسیم و نه روابط را خوب درک می‌کنیم. بنابراین در طراحی دچار تناقض هستیم.

یعنی باید یک سری کلیشه‌های ثابت را به طور پیش فرض قبول کرد؟

در قسمتی از فرآیند طراحی، بله! اما اگر به بخش دوم دقت کنید آن جا بیشتر توضیح می‌دهم. بخش اصلی این است که شناخت درست طراح و حل روابط را جمع کنیم و بعد بگوئیم این ضوابط منجر می‌شود به ساخت بنای خوب. مثلاً در رابطه با کتابخانه یک سری ضوابط هست که شما باید آن را رعایت کنید تا در نهایت طراحی صحیح و ساخت صحیح داشته باشید (بخش مهندسی را عرض می‌کنم که می‌شود در قالب چارچوب تعریف کرد). این کار را بعضی‌ها انجام داده‌اند مثل وزارت مسکن سابق، شهرداری‌ها، مرکز رسیدگی به مساجد. ولی هنوز کسی موفق نشده که یک دفترچه خلاصه و مرتبی بدهد که مشخصه نحوه درست طراحی و ساخت مسجد باشد و به طور اخص مساجد ساخته شده بر اساس آن، پاسخگوی نیاز امروز ما باشد. این‌ها را که گفتم بگذارید کنار، واقعیت دیگری هم داریم و آن این است که "درست طراحی کردن" یک "هنر" است. اگر ما ضوابط را رعایت کردیم و روابط را شناختیم، پس نقش طراح و بحث معماری کجاست؟ ببینید ممکن است شما یک طور طراحی کنید و من جور دیگری. آن ذوق و هنر من و شماست که با هم فرق می‌کند و این است که قابل استاندارد شدن نیست. مثل یک شاعر می‌ماند که یک مفهوم را در دو بیت آن چنان زیبا بیان می کند که شما در دو صفحه نمی‌توانید. یعنی توانایی‌های هنر معماری در عرصه دوم ظهور می‌کند. حال بحث در این جاست که اکثر سازندگان مساجد ما معمارند ولی چرا طراحی‌ها این گونه است. فرض کنید که الان یک مسجد داریم که ضوابطش درست است ولی وقتی داخل آن می‌رویم یاد مسجد نمی‌افتیم. فکر نمی‌کنیم که این جا یک مسجد است.

 معماری مساجد نیاز به نقد جدی دارند

چرا این اتفاق می‌افتد؟ و چرا بین طراحی‌های معماران فرق هست؟

این مقدمه‌ای است برای شروع بحث کیفیت‌ها که نیاز به وقت بیشتری دارد برای گفت و گو. باید فراوان درباره درست طراحی کردن و ضابطه‌مند شدن آن حرف زد. باید دید که چه بلایی سر معماری ما آمده که حالا معماران خوب ما هم نمی‌توانند آن مسجدی که حال و هوای قدسی را داشته باشد طراحی کنند و برای همین است که شما وقتی به عنوان یک نمازگزار در فضای این مسجدها قرار می‌گیرید، به شما حال روحانی و قدسی دست نمی‌دهد بلکه احساس می‌کنید در یک ساختمان معمولی قرار گرفته اید، درست مثل کلاس درس یا محیط کاری.

شاید بشود در یک فرصت بیشتر به این موضوع پرداخت که جایگاه معماران ما در طراحی مساجد کشور چیست، اما به طور خلاصه چه نقدهایی می‌شود به این مسئله وارد دانست؟

اگر امروز می‌بینید که ساخت و سازهای ما نامتعادلند و بعضا حتی متناقض، ریشه در بینش معماران ما دارد. ما در این بحث وسواس نداریم. در حال حاضر شمای کلی از ساخت و ساز مسجد در ایران این گونه است: هر کسی با هر بودجه‌ای می‌تواند یک پروژه خیلی بزرگ در حد مسجد جامع را شروع کند!! از آن مهمتر بعضی وقت‌ها می‌گویند مسجدی می‌خواهیم بسازیم و بودجه‌ای نداریم، حالا معماری را پیدا کنیم که از ما پول نگیرد و طراحی کند. با یک دانشجو یا یک مهندس که احساسات مذهبی دارد اما بینش ندارد و در این شاخه کار نکرده و یا کسی را که اصلاً ممکن است بینش او خلاف بینش اسلامی باشد و یا فقط بحث را تکنیکی ببیند و اصلاً معمار نباشد (معماری خوانده باشد ولی از معماری چیزی نفهمیده باشد) قرارداد می‌بندیم!! باید کسانی که در عرصه طراحی و معماری اسلامی وارد می‌شوند بینش صحیح اسلامی داشته باشند تا بتوانند طراحی را خوب معنا کنند. اینجاست که باید از خود بپرسیم که چطور دانشجوی معماری ما هم می‌تواند معماری را فهمیده باشد و هم بینش اسلامی داشته باشد. اینجاست که باید سوالات بسیاری بپرسیم و اتفاقا فکر می‌کنم مسئله مسجد و معماری آن به این خاطر مهم است که محلی می‌شود برای طرح هزاران سوال از هزاران بخش مختلف یک جامعه. وقتی که پای ساخت مسجدی برای یک محله مطرح می‌شود باید همه پاسخگو باشند از استادی که دانشجویی را تربیت کرده تا پلیسی که در آن شهر به رعایت نظم فرمان می‌دهد. بنابراین سوال‌های زیادی مطرح می‌شود که معماری تنها حق دارد و می‌تواند بخش کوچکی از آن را جواب بدهد.

 

به نقل از خبرگزاری هنر ایران

موضوعات مرتبط : معماری مساجد    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید