تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2149

معماری پایدار

مقدمه:در چهل و چهار هفته ای که از عمر صفحه معماری روزنامه می گذرد، دو محور اصلی در مطالب چاپ شده در آنها مدنظر بوده است: واکاوی معماری ایران با هدف شناخت درست تر معماری امروز ایران و معرفی نمونه ها و جریان های معاصر معماری جهان. در همین مسیر و به عنوان سنتز دو محور فوق الذکر، بحث «معماری پایدار» را به روایت معماری ایرانی باز می­کنیم، با این هدف که مسیر رسیدن به دهکده جهانی معماری را بیشتر بشناسیم.

 معماری پایدار

در این رابطه نشستی محدود در دفتر انجمن مفاخر معماری ایران تشکیل شد که خلاصه ای از آن در زیر می آید. حاضران در نشست عبارت بودند از: سرکار خانم مهندس انوشه منصوری، آقایان مهندس شهاب الدین ارفعی، دکتر محمد تقی رضایی حریری، مهندس اردشیر سیروس، دکتر ایرج شهروز تهرانی، مهندس سید علیرضا قهاری، دکتر حسنعلی لقایی، مهندس بهروز مرباغی، مهندس مسعود منصوری و مهندس شهریار یقینی.

قهاری:معماری پایدار در ایران خیلی هم غریب نیست. از سال ها پیش مطرح بوده است. در اروپا و آمریکا، البته، حرکت وسیعتر بوده و خواست های آن، نهایتاً، تبدیل به قانون شده است. در تمام این کشورها هم، نیرو و فشار مردم بوده که این حرکت تبدیل به فرهنگ عمومی و اشکال آیین نامه ای شده است. در ایران هم نباید چشم انتظار حرکت خاصی از سوی دولت بود. از پایین باید حرکت نمود و پیشنهادهای مشخصی را به دولت و حکومت عرضه نمود.

لقایی:باید از جایی حرکت کنیم که موجب سردرگمی نشود. علیرغم باور عمومی، اعتقاد دارم که سازمان های صنفی و مردم نهاد در شکل یابی اصول  و آیین نامه های این معماری و تبدیل آن به الزامات قانونی نقش بسیار موثری دارند. نخست باید دانست که «پایداری» از چه زمانی و در چه زمینه هایی مطرح شده است. پایداری راهکاری است که بر روی رفتار و اعمال و زیست مردم تاثیر می گذارد و حتی مسیر حرکت را تغییر می دهد. حتی مسیر حرکت دولت ها را. در این که در کنفرانس ژوهانسبورگ نیمی از شرکت کنندگان دولتی ها هستند و نیمی دیگر نایندگان سازمان های مردم نهاد، حکایت از این نکته مهم و ظریف دارد.

حریری:معتقدم باید با مفاهیم و کلمات کاملا روشن بحث را پیش ببریم. معماری پایدار یعنی چه؟ گنگ است. منظور ما از این عنوان پایداری چیست؟ پایداری در مقابل چی؟ اقلیم؟ سوانح طبیعی؟ زمین؟ هوا؟ جملاتی که می گوییم باید یک طرفه باشد. به این معنی که تفاسیر متضاد نپذیرد.

لقایی:باید از بحث توسعه پایدار شروع نمود. به عنوان یک کل که بر چهار پایه و ستون استوار است: محیط زیست، انسان، اقتصاد، فناوری و تکنیک.

حریری:و بحث انرژی.

سیروس:وقتی از معماری پایدار صحبت می کنیم، وارد بحث خود معماری می شویم و غالبا از این کلمه فضایی مصنوع به ذهن می آید. ساختمان و بنا. ولی به زعم من، معماری یعنی رابطه منسجم بین چهار مساله و عامل: فضا، احساس، انسان و طبیعت. هر یک از این چهار عامل هم تعریف خاص خود را دارد. از طرف دیگر، فکر می کنم بهتر است اول از همه از «ناپایداری» ها صحبت کنیم تا بدانیم پایداری در معماری یعنی چه. عواملی را که موجب نابودی طبیعت و محیط زیست شده­اند، باید فهرست کرد. مثل سلطه ماشینیزم و ماشین بر زندگی انسان ها، آشفتگی سرطان گونه شهرها، حضور ثروت و ثروتمندانی که هیچ از معماری نمی دانند ولی در مسائل معماری و شهرسازی دخیلند و الی آخر.

شهروز:من هم، مثل دکتر لقایی، معتقدم باید بحث عام پایداری (sustainability) را پایه بحث قرار داد و به زیر مجموعه­ای آن پرداخت، از جمله به معماری پایدار. اضافه کنم که منظور از توسعه پایدار، تنها این چهار ستون و پایه نیست. توسعه پایدار تمام اجزا و جنبه های زندگی را در بر می گیرد و شامل می شود: کشاورزی پایدار، معماری پایدار، آموزش پایدار، کار پایدار و و و. در بحث معماری پایدار، اگر کمی به پیشینه برگردیم موضوع روشنتر و ساده تر می شود. به باور من، معماری قدیم معماری پایدار بود و کم کم رو به ناپایداری گذاشته است. استدلال این است که معماری پایدار را نهایتا معماری­ای می­شناسیم که در طبیعت و از طبیعت است. رابطه یگانه با هم دارند. این رابطه در معماری قدیم ما وجود دارد.

مرباغی:تا به اینجا می شود موضوع را چنین جمع کرد که سلسله فعالیت هایی در چارچوب توسعه پایدار مطرح است که نهایتا باید به هدف اصلی و اول «زندگی پایدار» انسان ها برسد. به عبارتی، توسعه پایدار، خود، هدف نیست، هدف زندگی پایدار است، در مجموعه توسعه پایدار، از جمله معماری پایدار است که ما برای تبیین آن از زاویه دید معماران ایران جمع شده­ایم.

قهاری:تنها یک زمین داریم. زمین میراث گذشته و آینده است. معماری و اجرای مناسب طرح های عمرانی می تواند ضامن توسعه پایدار باشد. معماری پایدار، از شاخصه های اصلی توسعه پایدار است. ما ناگزیریم بسازیم: مدرسه، بیمارستان، خانه، پل و کارخانه، انسان بدون ساخت و ساز نابود می شود. اما با ساخت و ساز چطور؟ هزینه ای که انسان بابت ساخت و ساز می­پردازد، در مقابل هزینه واقعی آن اساساً کم و قابل بحث نیست. از طرف دیگر زبان های ساخت و ساز نامناسب قابل جبران نیست. متاسفانه، ملاحظات زیست محیطی همواره به عنوان مانع اصلی عمران و آبادانی تلقی شده است و نیل به اهداف زود بازده اقتصادی مانع از توجه به مسائل انسانی و محیطی می شود.

ارفعی:دکتر حریری درست اشاره می کنند که چارچوب موضوع را کاملا باید روشن ساخت. نباید از موضوعی صحبت کنیم که برای همه یکسان نیست و هرکس برداشت خود را دارد. گذشته از آن، باید شاخصه های عام معماری و تطابقشان با معماری ایرانی را هم ببینیم. باید ببینیم معماری ایرانی ای که درباره اش بحث می کنیم چیست. معماری ای که دیروز و امروزش با هم متفاوت و از بعضی جهات کاملا متضاد است. بیایید قدم به قدم پیش برویم- البته نه بصورت قطعنامه- و این ویژگی ها را تعریف کنیم. آیا معماری ایرانی یعنی آن تغییراتی که انسان در طبیعت داده، آیا خانه و سرپناه است، یا آن چیزی است که از طبیعت و با طبیعت می سازیم با کمک تکنولوژی. مثلا، موضوعی که حتما در این جلسه عنوان خواهد شد، مساله انرژی است. اگر این مسئله را در معماری چند سال پیش ببینیم و با امروز مقایسه کنیم متوجه این ظرایف خواهیم شد.

شهروز:یادآور شوم که منظور من از طبیعت کل زندگی است که ما را دربرگرفته. در این تعریف انسان هم یکی از اجزای آن است و پایداری معماری قدیم را با این ملاحظات طرح نمودم.

یقینی:من معماری پایدار را با متضاد آن، معماری ناپایدار، می سنجم. یکی از ویژگی های اصلی معماری پایدار آن است که در طول زمان روند نسبتا پایدار و ثابتی داشته باشد، هم در طراحی و هم در اجرا. در تمام اجزای آن، از مصالح و مواد بکارگرفته شده تا دانش و فناوری و حتی سلایق و فرهنگ بهره برداران معماری. این تداوم و پایداری در معماری گذشته وجود داشته است. در گذشته خواسته های تعریف شده و روشنی وجود داشت، هم در بحث های اقتصادی و اجتماعی و هم در بحث فرهنگ و سلایق، در دهه های اخیر این خواسته ها و مجموعه ها مغشوش شده اند. ثبات و تداوم هم معنای سابق را ندارد. به ویژه در کشورهایی مثل ایران که تداوم اجتماعی هم وجود ندارد. ما امروز نمی دانیم در ارتباط با انرژی، اقتصاد و اجتماع، پنج سال دیگر، چه اتفاقی خواهد افتاد. منظور اتفاقاتی که تاثیر مشخص بر معماری دارند.

مرباغی:استنباط من از گفته های شما این است که تداوم و ثبات در اجتماع و زندگی اقتصادی و اجتماعی جامعه می تواند از بسترهای شکل یابی و پذیرش معماری پایدار باشد.

یقینی:درست است.

انوشه منصوری:من به نکته دیگری اشاره می کنم. این بحث ها را باید از دایره تنگ متخصین و حرفه ای خارج نمود و عمومی کرد. بحث های درون حلقه های تخصصی باید نهایتا به گوش و نظر سیاستگذاران و قانون نویسان برسد. اینها باید تبدیل به مقررات و آیین نامه ها شوند. هر چند که ممکن است بعضی ها بگویند اگر آیین نامه هم هم بشوند ضامن اجرایی ندارند و مشاورها و پیمانکاران از اجرای درست آنها سرباز می زنند و هرچند که بعضی ها معتقدند که سازمان های مردم نهاد محلی از اعراب ندارند، ولی ما می گوییم دارند. تجربه انجمن مفاخر معماری نشان می دهد که می توان اصول و موزه های درست را در میان مسوولان و فرهنگ عمومی جا انداخت. یا همین تجربه صفحه معماری در روزنامه اعتماد ملی باعث شد که الان حتی در روزنامه هایی که شما انتظارش را ندارید صفحه یا ستون معماری ثابتی دایر شده است. با این پشتوانه ما الان باید به صورتی عام و عمومی مطرح کنیم که چه بر سر معماری پایدار و طبیعت پایدار ما آمده که این همه سیل در گلستان داریم! این همه آاودگی در شهرهامان داریم. مگر در قدیم باران نمی بارید؟

مرباغی:برای وصول به این هدف، باید منشور معماری پایدار ایرانی را بنویسیم. منظور این نیست که معماری پایدار در ایران با بقیه جاها فرق دارد. نه. اساسا در بحث توسعه پایدار، که معماری هم یکی از ارکان آن است، این نکته وجود دارد که توسعه امری است همه زمانی، همه جایی و همگانی و شامل تمام موارد در زندگی انسان. با این حال در منشور دهگانه ای که اخیرا در ادبیات معماری پایدار مطرح است دو فاکتور مهم فرهنگ و پیشینه تاریخی را تاکید می کنند. در این دو ماده است که معماری پایدار ایران جای خود را در معماری پایدار جهانی مشخص می کند.

حریری:در همین بحث همه زمانی و همه مکانی بودن توسعه نکات زیبایی وجود دارد. من کمی برمی گردم عقب. خداوند عالم به انسان پوستی داده است. این پوست وظیفه مشخصی دارد که تنظیم می کند درجه حرارت متابولیسم داخلی انسان را. همان 37 درجه دمای بالای جگر را. این پوست باید به طرق و عناوین مختلف این درجه حرارت را ثابت نگه دارد. در طول زمان انسان به این نیاز رسید که به صرف همین پوست نمی تواند درجه حرارت بدن را حفظ و کنترل نماید. آمد پوست دوم را ساخت: لباس. طبعا لباس متناسب با اقلیم و بعدها در تکامل خود پوست سوم را هم ساخت:خانه. که شد معماری. یعنی فضایی که بتواند در آن درجه حرارت 37 درجه بدنش را ثابت نگهدارد. طبعا متناسب با جا و مکان مناسب خود. به زعم من مسائل اقلیمی در تمام دنیا وجود دارد و یکسان عمل می کنند. می توانم بگویم که انسان در مکزیک همان گونه ساخته که در ابیانه. در تمام این ها هدف تنظیم شرایط محیط داخلی زیستگاه انسان است. در زمان های قدیم مسافت ها کوتاه بود و انسان ها در ساخت و ساز معماری از همان مصالح بومی و دم دست استفاده می کردند. در شمال، گیلان، از مصالح کششی استفاده کرده، در کرمان از مصالح فشاری، هر دو پاسخگو به شرایط اقلیم. پنجاه، شصت سال پیش اصلا صحبت از معماری پایدار نبود. چون معماری مدرن نبود که بی مهابا و با تکیه بر انرژی ارزان هرچه می خواست بسازد. معماری اقلیمی در آن زمان پاسخگو بود. می شود گفت که معماری قدیم و اقلیمی است که دارد تحت عنوان معماری پایدار، جهانی می شود. خلاصه کنم: پوست سوم بشر معماری است. بخاطر تنظیم شرایط محیط داخلی زیستگاه انسان است که این معماری بایستی با توجه به اقلیم ساخته شود، باید با تکیه بر دانش بومی، مصالح و مواد جدید را با دانش امروز به کار برد. قدیم دیوار هشتاد سانتیمتری می­ساختند، الان با پنج سانتیمتر عایق می شود این نقش را از دیوار گرفت.

مرباغی:عایق پلیمری؟

حریری:هم عایق پلیمری داریم هم عایق معدنی. پس مصالح جدید به علاوه اقلیم و به اضافه سنت های بومی می شود معماری پایدار.

سیروس:باز هم یاد آور می شوم که معماری به عنوان رابطه بیگانه بین چهار عامل هستی، یعنی انسان، احساس، طبیعت و فضا، امروز دچار ناپایداری است. نخست باید این ناپایداری را شناخت. این عوامل ناپایدار کننده، عوامل بازدارنده هستند. مثلا، وقتی نمی توانیم مصرف سوخت را بهینه کنیم، باید منتظر تاثیر منفی آن بر معماری هم باشیم. در قرن هجده وقتی صنعت و تکنولوژی اوج گرفت، هنر و معماری عقب نشینی کرد. معماران اندکی توانستند دوام بیاورند. ماشینیزم شهرها را به بی هویتی کشاند. امروزه پوسته از سازه جدا شده است. برخلاف گذشته که این دو با هم یگانه بود. امروزه معماری ما از گذشته خود فاصله گرفته است و همین ها سبب ناپایداری در آن شده اند. سازه در معماری قدیم بخشی از زیبایی بنا بود.

لقایی:واقع آن است که ناپایداری در معماری است که سبب رواج بحث پایداری شده است. در ایران، از 15 سال پیش به این طرف، این بحث به صورت مستمر جریان دارد، هر چند بیشتر در قالب توسعه پایدار نه اختصاصا معماری پایدار، ما از زمان کنفرانس رم این مسائل را داشتیم و آن جمله معروف خانم براندلند، نخست وزیر نروژ در سال 1987.

مرباغی:«توسعه پایدار توسعه ای است که نیازهای امروز را پاسخ می دهد بی آنکه از امکانات نسل های آینده برای پاسخگویی به نیازهای خود خرج کند».

لقایی:بله. و این حرف بسیار مهمی است که بعدها شد سرفصل منشور کمیسیون ها و اعلامیه های جهانی زیست محیطی.

مرباغی: و در کنیا ضرب المثل زیبایی در این مورد هست: «با زمین درست رفتار کنید. این مرده ریگ پدران شما نیست، وام عاریتی است از جانب فرزندانتان.»

لقایی:شاید جالبتر از آن مثلی است از آپاچی ها: زمین را ما از بچه هامان دزدیده ایم. به هر حال، بصورت خلاصه، معماری پایدار یعنی تعامل معماری با محیط زیست. در این زمینه باید عامل دانش بومی و تاریخی را هم اضافه نمود. بدین ترتیب، معماری پایدار

  • تعامل بهینه با محیط زیست دارد،
  • فرهنگ و دانش بومی را زیر پا نمی گذارد،
  • کاربرد بهینه مصالح و تکنولوژی را دارد
  • فضاهایش بازیافت شونده اند، همانگونه که مصالح مورد استفاده اش تجدید شونده یا قابل بازیافت هستند،
  • آینده نگری لازم برای به کارگیری انرژی های آلترناتیو، مثل انرژی خورشیدی، دارد. همان که انرژی پاک می نامیمش.

مرباغی:و زیبایی.

شهروز:معماری در پیشینه اش، خودیار است و ارگانیک. در ارتباط مستقیم و بلاواسطه با طبیعت و محیط زیست اطراف. از طبیعت و با طبیعت. به همین اعتبار هم پایدار بود. معماری پایدار سامانه هارمونیک محیط دنیایی را تضمین می کند و بطور عموم برای زندگی و موجودیت آن احترام قائل است. این معماری زندگی را نه در مقیاس آنتروپولوژی و نه طبیعی و نه فقط در مقیاس موضعی و آنی، بلکه در کلیه مقیاس ها و آنچه زندگی و محیط دنیای آن است را مورد توجه و اهمیت قرار می دهد.

انوشه منصوری: و ما نمونه های این معماری را در نقاط مختلف کشور داریم. هجیج کردستان، اورامانات، ابیانه، ماسوله. اینها همه معماری ارگانیک هستند. معماری پایدار. از مصالح عجیب و غریب هم استفاده نکرده اند. مثل استفاده چنین عجیب از شیشه که امروز رایج شده.

حریری:از شیشه هم می شود استفاده کرد ولی باید شیشه را شناخت و درست به کارش گرفت. یکی از پایه های لازم برای رسیدن به معماری پایدار، تصحیح دانش بومی با متر دانش امروزی است.

مثال دیوار هشتاد متری را دوباره مطرح می کنم. وظیفه این دیوار مقاومت در برابر انتقال حرارت است. این را می توان به روش های متفاوت و امروزی، مثلا با استفاده از عایق ها حل کرد. ما در گذشته بادگیر داشتیم. ما در سال 1978 این بادگیر را در خارج از ایران ترجمه کردیم به زبان دانش امروزی. هوا را فرستادیم به زیرزمین و از آنجا عبور دادیم به سمت دیگر. اولین بار در وین اتریش. در ساختمان یک بانک. صددرصد سرمایش تابستان و پنجاه درصد گرمایش زمستان را از همین طریق گرفتیم. تجربه جالبی هم شد و نکته تازه ای هم یاد گرفتیم و آن این است که هوای شرجی در عبور از زیرزمین با تعریق در آنجا به صورت هوای خشک از ساختمان خارج می شود. این سیستم را ما همان ترجمه دانش بومی به زبان دانش امروز می­نامیم. این تجربه را در ساختمان ویلایی در دماوند هم اجرا کردیم.

قهاری:من مایلم یک شاخصه مهم دیگر هم برای معماری پایدار بیان کنم. آن هم اقتصادی بودن معماری است. معماری پایدار باید اقتصادی هم باشد. اما این اقتصادی بودن، لزوما به معنی ارزان بودن نیست. محیط زیست امروزه در تئوری های اقتصادی، به عنوان منبعی کمیاب قلمداد می شود و از آن جا که تقاضا برای این منبع کمیاب روزافزون است، باید ارزش و نرخ آن در هزینه های طرح های عمرانی محاسبه شود و تصمیم گیری نهایی بر اساس هزینه های اجتماعی پروژه صورت گیرد. واقعیت آن است که امروزه بین رشد پیشرفت اقتصادی و حفظ کیفیت محیط زیست هیچگونه تعاملی وجود ندارد. معماری و شهرسازی، به عنوان یکی از مهمترین شاخصه های رشد اقتصادی نمی تواند جدا از این مقوله باشد.

حریری:در جهان غرب، هزینه ساختمان را از شروع تا پایان ساخت و ساز حساب نمی کنند، بلکه از شروع تا پایان عمر آن را محاسبه می نمایند. به همین خاطر هم هست که دوام ساختمان از یک طرف و هزینه نگهداری آن را از طرف دیگر در محاسبات هزینه می آید و در این بخش از محاسبه است که هزینه انرژی برای ساختمان هم محاسبه می شود.

یقینی:  بحث اقتصاد و نیازها در جامعه بسیار بحث مهمی است، اگر بحث معماری پایدار از غرب شروع شده به خاطر آن است که در غرب مردم این هزینه ها را در کنار نیازهایشان، کاملا احساس می کنند. در آنجا مردم هزینه بالای سوخت را می­پردازند و بابت تخریب محیط زیست دچار هزینه می شوند. به همین خاطر هم هست که به فکر چاره و کم کردن این هزینه ها می­افتند، از جمله با معماری پایدار، متاسفانه ما در ایران این هزینه ها را نمی پردازیم. نه آنکه نمی شناسیم، بلکه نمی پردازیم، در کشوری که قیمت بنزین از آب معدنی کمتر است چگونه می توان بحث صرفه جویی در انرژی و راه های کم کردن پرت انرژی در معماری را جا انداخت. علاوه بر این ها، یک کار وسیع فرهنگی هم لازم است تا این موضوعات ملکه ذهن مردم شود. کار فرهنگی و آموزشی توامان.

لقایی:و این بی تفاوتی نسبت به منافع دراز مدت هرکس، چقدر زیان آور و بد است.

انوشه منصوری:تذکر این امر هم لازم است که به اعتقاد من در تمام این بحث، وقتی صحبت از معماری شد یا می شود، فقط تک بنا نیست، معماری بافت و شهرسازی هم مدنظر است. اما من یک سوال از مردم دارم! و آن اینکه در این مورد خاص توسعه و معماری پایدار، چقدر به منافع خود آگاهند! چرا مردم وقتی با یک مریض دست می دهند فوری دستشان را می­شویند تا مبتلا نشوند ولی از ویروس های مخرب تخریب محیط زیست اجتناب نمی کنند؟ چرا نباید مردم بدانند که انداختن یک درخت و از بین بردن هر وجب خاک کشاورزی برای ساخت و ساز بی قواره، چقدر هزینه و ضرر در بردارد؟

سیروس:  موقعی که شهرهای ما محدودیت در پذیرش این ترافیک دارند، در مقابل هم این اتومببیل تولید می شود، مردم چه تقصیری دارند؟ من مثالی می زنم: مردم موظفند زباله را در کیسه های دربسته و تفکیک شده و سر ساعت معین بیرون بگذارند، ولی این دیگر وظیفه حکومت و مدیریت شهری است که برای جمع آوری درست و بهداشتی این زباله و انباشت آنها در محل های مناسب اقدام نماید. این گونه امور شالوده های روابط پایدار بین معماری و جامعه است.

ارفعی:مایلم حرف سرکار خانم منصوری را تکرار کنم که متاسفانه مردم نمی دانند سهمشان از ضرر قطع یک درخت چقدر است، در حالی که به خوبی می دانند بیماری مسری چیست و پس از تماس با مریض و دست دادن با او دست ها را باید شست. مهندس یقینی هم درست اشاره نمودند که در ایران همه چیزمان با دیگران فرق دارد. هم قانون کارمان ویژه خودمان است، هم سیستم ارزمان و نرخ گذاری آن. یارانه هایمان هم خاص خودمان است. در همه کاری دولت سعی دارد و ما درک نمی توانیم بکنیم که قیمت واقعی سوخت چقدر است.

اعتقاد دارم که ما باید خودمان را با این دهکده جهانی یگانه نیم. خودمان را با قوانینی که برای محیط زیست و حفاظت از آن گذاشته شده تطبیق دهیم. ما باید رعایت این اصول و خواسته های جهانی را بپذیریم. این ها ربطی به سطح اقتصاد و قرار گرفتن در گروه کشورهای صنعتی یا غیرصنعتی ندارد. هندوستان هم که سرانه بالاتری نسبت به ایران ندارد و در زمره کشورهای در رده ایران است، این اصول جهانی را رعایت می کند. تمام مسائل محیط زیست را رعایت می کند. در آنجا این مسائل نهادینه شده است. در این جا چرا نشود؟

 

 به نقل از روزنامه اعتماد ملی شماره 286 - 4 بهمن 1388
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

موضوعات مرتبط : معماری پایدار    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید