عشقی، ایرج میرزا، میرزا ابوالقاسم لاهوتی، محمد مسعود و مشفق کاظمی نیز در آثار نظم و نثرشان نگرش انتقادی از وضع زنان را نمودار ساختند. همچنین برخی از زنان همچون صدیقه دولت‌آبادی و فخر آفاق پارسا از فعالان مساله زنان بودند. آنان نیز تلاش می‌کردند با استفاده از فضای فراهم شده در نتیجه مشروطه دیدگاه‌های سیاسی و اجتماعی خود را در جهت اصلاح وضعیت زنان بیان کنند. بنابراین مساله زنان از همان ابتدا با پیشگامی روشنفکران مرد آغاز شد که نظریات آنها در سیاست‌گذاری دولت پهلوی اول در مورد زنان موثر بود. صرف‌نظر از اشتراک همه این روشنفکران در رفع حجاب، میرزا آقاخان کرمانی و روحی کرمانی یک تفاوت عمده با یکدیگر دارند و آن اعتقاد به برابری زن و مرداست که البته با برخی از احکامی که صادر می‌کنند در تناقض است. در کتاب هشت بهشت ضمن روا دانستن تعدد زوجات بر آشنایی و معاشرت پیش از ازدواج تاکید شده که در تاریخ تفکر روشنفکری ایران تا آن زمان بی‌سابقه است...

علاوه بر این در جای دیگر از همین کتاب به برابری حقوق زن و مرد تصریح می‌کند و اینکه در همه حقوق شامل یادگیری، تحصیل، حقوق، ارث، مهارت‌ها و تجارت زنان باید با مردان برابر شوند. اما جدای از این دو که آرای ضدونقیضی در باب مساله زنان داشتند، دیگر روشنفکران موضع نسبتا عملی اتخاذ کردند. تقی‌زاده در مجله خود «کاوه» مقالاتی در مورد زنان منتشر می‌کرد. وی مسوولیت مهم اجتماعی زن را تولد و پرورش کودک می‌دانست اما طی مقاله‌ای اقدام بزرگ اروپا و آمریکا را اعطای حق رای به زنان دانسته و مهم‌ترین کار سیاسیون را دنبال کردن آزادی زنان، تعلیم و تربیت، تحصیل حقوق و اختیارات آنها تلقی کرد.

کسروی نیز در مجله «پیمان» قسمتی را با عنوان «مادران و خواهران ما» به مساله زنان اختصاص داده بود. در این سلسله مقالات برخی مسائل خانوادگی و اجتماعی زنان همچون حجاب (رو گرفتن)، ازدواج، طلاق، وظایف زن در خانه و وظایف طبیعی زن و مرد را مورد بحث قرار داد. وی در این مقالات از ناآگاهی و بیسوادی زنان، چند زنی و صیغه انتقاد کرده و تک‌همسری را به‌عنوان سیستم صحیح خانوادگی برای جامعه ایرانی مورد توجه قرار داد. اما در زمینه تحصیل و اشتغال تنها موافق کسب سواد و آگاهی عمومی است. کسروی مدافع مشاغلی چون پزشکی و مامایی است که زنان با زنان سر و کار دارند و معتقد است نیکوست زنان در کنار خانه‌داری به این مشاغل بپردازند و اینکه همسر و پدرانشان را در انجام کارهایی مثل کشاورزی، حساب و کتاب و اموری از این قبیل کمک کنند. یک نکته قابل‌توجه اینکه برخلاف بسیاری از منتقدان این دوره که خانه‌داری را بیکاری و تنبلی زنان تلقی می‌کردند، وی آن را وظیفه طبیعی قابل ستایش زنان می‌داند. با این همه کسروی به شدت با اشتغال زنان در ادارات و به‌زعم او امور مردانه مخالف بود. همچنین یکی از این درون مایه‌های آثار ادبی این دوره انتقاد از وضعیت زنان است. ابوالقاسم لاهوتی در شعری که در ۱۹۱۸ سرود از روگرفتن و بی‌سوادی زنان انتقاد کرد. برخی از نواندیشان ایرانی مانند «معجز شبستری» نیز در آغاز سده بیستم با انتقاد از وضعیت زنان خواستار تغییر وضعیت ایشان برای پیشرفت شدند.  

محمد مسعود، محمد حجازی (ناشران مجله ایران امروز)، مشفق کاظمی و جهانگیر جلیلی نیز متعلق به مکتبی بودند که در آثار خود به وضعیت زنان در عصر پهلوی اول متاثر از نوسازی و کشف حجاب می‌پرداختند و اوضاع اخلاقی ناشی از تغییرات اجتماعی این دوره را نکوهش می‌کردند. محمد مسعود، مدیر روزنامه «مرد امروز» در رمان «تفریحات شب» که داستانی انتقادی از جامعه ایران آن زمان است، وضعیت زنان و مردان تهیدست و انحطاط اخلاقی آنان، اوضاع نابسامان اقتصادی فرودستان و نظام آموزشی بی‌ثمر را ترسیم کرده است. این کتاب در زمان خود تحسین صاحب‌نظران بسیاری همچون جمال‌زاده را برانگیخت. مشفق کاظمی نیز در رمان «تهران مخوف» به انتقاد از جامعه و خصوصا وضعیت زنان و تنزل مرتبه انسانی ایشان در حد یک کالا پرداخت. علاوه بر امور پیش گفته یکی از مسائلی که در حوزه زنان مطرح بود و برخی از آن اظهار نگرانی می‌کردند. روگردانی مردان تحصیلکرده ایرانی از ازدواج با هم‌میهنان خود و در عوض اقبال آنان به ازدواج با زنان فرنگی بود. این امر در قانون تازه تدوین نیز انعکاس یافت. موضوع چند شماره مجله ایرانشهر ازدواج مردان ایرانی با زنان فرنگی بود که خوانندگان را به بحث کشاند. بسیاری از مخاطبان علت این امر را بیسوادی زنان ایرانی بیان کردند.

منبع: محمد سلماسی‌زاده، آمنه امیری، «تاثیر نوسازی حکومت پهلوی اول بر پایگاه زنان در خانواده و اجتماع»، تاریخ‌نامه ایران بعد از اسلام، ۱۳۹۶.