Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :980

مفهوم پیام در زمان و مکان

(مقالات گذشته - 1365)

آنچه را که از مفهوم تناسب، آهنگ و حرکت در معماری به تحلیل می بریم تنها زمانی ارزشمند است که در رویارویی با یک منظر و یک مجموعه ساخته شده؛ معیارهای ارزشی را نه در ترکیب هندسی سطوح و قرارگیری نقاط بلکه در برداشت ذهنی شاهد؛ در گذر از مجموعه ، جست و جو کنیم . چرا که آنچه با معیارهای هندسی از تکرار یک عنصر یا یک واحد طولی در مجموعه از نسبتی یکسان برخوردار است با معیارهای ذهنی و روانی مطابقت نمی کند.

در واقع چگونگی و نسبت دو فاصله از یک گذر، چنانچه بدون توجه به حرکت انسان در مکان و با وسایل اندازه گیری محاسبه شود؛ « آنچنان که امروزه متداول است» هرگز با حقیقت مطابقت ندارد. درک نسبت ها برای انسان ، در گذر از یک مجموعه در رابطه با پیام هایی که دریافت می دارد، ناخودآگاه در فاصله بین گام ها مؤثر می افتد؛ چنان که سرعت یا فاصله بین گام ها درگذر از یک فضا، دقیقا واکنشی است طبیعی از انعکاس ابعاد و مقیاس های ذهنی انسان بر واحد اندازه گیری هندسی که از طریق شمارش گام ها به مفهوم، آهنگ و حرکت می بخشد. بنابراین با این نگرش بعد زمان و مکان در معماری و پیام های نهفته در تاریخ، در پس زمان و مکانی مشخص، دارای آن بار ارزشی است که نمی توان با معیارها و ابعاد فیزیکی و هندسی آن را سنجید؛ و تنها در پس ذهنیت و ابعاد روانی قابل اندازه گیری است.

امروزه آنچه را که به عنوان زمینه های تحرک و تاثیر در وجود انسان می شناسیم و به آن اعتبار می بخشیم، تنها بخشی است از احساس و ادراک شناخته شده، تعریف شده و طبقه بندی شده بشر « حواس چندگانه»، اما آنچه که فراتر از این پیوندها مؤثر می افتد پیام هایی است که در ورای ذهن انسان به ادراک می نشیند و با سیری در زمان و مکان به تصویر، زندگی و روح می بخشد.

تصویر حیاط خانه قدیمی با طاقنماها، سایه روشن های شکل گرفته بر دیوار، سایه های بلند بر آجرفرش حیاط تف زده از آفتاب، بوی گل های اطلسی، بوی نم آب بر آجر فرش، و زیرزمین خنک با سکوهایی که به رویای خواب شیرین بعد از ظهرهای تف زده تابستان تحقق می بخشد؛ همه و همه زنجیره وار، در گذر از یک تصویر و یک نماد، پویشی چند ده ساله در زمان و مکان را موجب می شود . پویشی که شاید هرگز قابل اندازه گیری نباشد، ولی غیر قابل انکار است. آن پویایی که من می شناسم در واقع واقعیت درون نگری فرهنگ معماری ماست. آنچه که متاسفانه امروزه با برداشتی دگرگونه نقشی کالبدی یافته است. « ساخت فضایی با حیاط های مرکزی»

شعر ترانه آبی بیانی است زیبا از مفهوم پیام در زمان و مکان :

قیلوله ناگزیر

در طاق طاقی حوضخانه

تا سالها بعد

آبی را

مفهومی از وطن می دهد.

امیرزاده یی تنها

با تکرار چشم های بادام تلخش

در هزار آیینه شش گوش کاشی .

لالای نجواوار فواره یی خرد

که بر وقفه خوابالوده اطلسی ها

می گذشت

تا سالها بعد

آبی را مفهومی ناگاه از وطن می دهد.

روز بر نوک پنجه می گذشت

از نیزه های سوزان نقره

به کج ترین سایه

تا سالها بعد

تکرار آبی را عاشقانه

مفهومی از وطن می دهد

(از شعر « ترانه آبی » آذرماه 55، کتاب مجموعه شعر« دشنه در دیس» ، احمد شاملو، چاپ1356)

یادآوری  خاطره های کودکی، در گذران لحظه های اجباری خواب بعد از ظهر تابستان، در زیرزمین، با دیوارهایی منقوش از تکرار تصویری بر کاشی آبی، در مقابل چشم. پیامی از فرهنگ خودی، یادآور خانه هایی که در آن زندگی کرده ایم و محیطی که ارزشهایمان را شکل بخشیده، نجوای فواره ها، سایه دیوارهای بلند بر ساحت آجرفرش، گل های شمعدانی ، اطلسی و یاس و بالاخره آب و آبی کاشی ها، همه و همه یادآور خاطره ها و پیامی است که سال ها بعد در مکانی دیگر انگیزه ارتباطی گسترده با کل می شود . مفهومی از پویایی در زمان و مکان و در تجلی یک رنگ؛ نیرویی که مرز زمان و مکان را طی می کند و آن چنان وسعت می یابد که به ناگاه مفهومی از وطن می دهد.

درون نگری فرهنگ ایران در واقع توجه به خصیصه ها و نیروهایی است که در پس شکل، هرعنصری نهفته است؛ آن انرژی که می تواند هرچیزی را بدل به چیز دیگر نماید.

توان های بالقوه نهفته در پس شکل هاست که در ارتباطی پیوسته با انسان پویایی واقعی معماری و فضای ساخته شده را به همراه دارد. لذا آنچه را که معماری امروز به عنوان یک ضرورت در پی شناخت آن برآمده. معرفتی است که فرهنگ معماری ایران با تمامی ابعادش در اختیار ما قرار داده است.

خصیصه پیام دهی نشانه ها و نمادها، در شهر و روستا، به عنوان یک عامل ارتباطی ، پیوسته دارای آن چنان توانی است که شخصیت و هویت مکان را معرفی می کند.

به طور مثال وجود بازارها، بناهای مذهبی و یادگارها و نقش فرهنگی آن ها، در شهر و روستا، زمینه ارتباط پیوسته مردم را با محیط فراهم می آورد. چرا که دیدگاه این نمادها بر راستای هر کوچه نمایانگر اهمیت این مفهوم در بطن جامعه است.

بر این قیاس می توان وجود میل ها، آب انبارها و کاروانسراها را در مسیر راه های کاروانرو قدیم شاهد قرار داد؛ چراکه هر میل پیام آور وجود توانی و مکانی ویژه در جوابگویی به نیازهای زیستی کاروانیان بوده است.

مفهوم تعلق مکانی، در واقع، نقش ارزشمند پیام ها و نمادها را در رویارویی با محیط زیست معرفی می کند و ارزش های موجود در بطن جامعه، شکل گرفته از فرهنگ منطقه، طبیعتا دارای آن چنان توانی است که، با توجه به خصیصه های فرهنگی ، ارتباط پیوسته انسان ها را با محیط شناخته شده شان برقرار می سازد. لذا جای تعجب نیست که جدایی فرد از محیطی که در آن پرورش یافته است سخت و ناگوار باشد.

گاه برخی از پدیده ها ، شکل ها و تناسب ها خود به عنوان یک نماد ریشه در فرهنگ منطقه دارد؛ طوری که معیارهای ارزشی نوینی را پایه ریزی کرده و منحصر به جامعه و فرهنگ خودی است ؛ و چه بسا برای جامعه ای دیگر مفهومی متفاوت و جایگاهی دیگر داشته باشد. 

بر همین قیاس است،

مفهوم آب(برای یک کویر نشین)

مفهوم نقشی اسطوره یی بردیوار

مفهوم گنبد

مفهوم رنگ، مفهوم سایه. 

 

بررسی و نوشته: مصطفی ربوبی

معماری بومی - سال 1365

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید