تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :424

ميدان نيرو وآسيب‌هاي اجتماعي

امان‌ا... قرايي‌مقدم*

تئوري ميدان نيرو وآسيب‌هاي اجتماعي كه پيش از اين به نقل از اینجانب در مراكز علمي مطرح بود لازم است در موقعيت فعلي مجددا به آن پرداخته شود. بنا به تئوري ياد شده بايد اذعان داشت كه ميدان نيرو تحت تاثير دو دسته نيرو يعني نيروهاي برانگيزنده يا جاذبه و نيروهاي بازدارنده يا دافعه قرار دارد. بر اساس اين تئوري در هر قوه‌اي نيرويي وجود دارد كه بايد به فعل درآید. به عنوان مثال خوبي، بدي وجرم درنهاد انسان‌ها به صورت ذاتي، فطري، نژادي و... وجود دارد كه در زمان لازم به فعليت در مي‌آيد. بر اساس اين تئوري و برهمين اساس برخي از صاحب نظران برداشتشان از دلايل وقوع جرم اين بود كه فرد مجرم بالفطره متولد مي‌شود، اين نظريه به وسيله لومبوروز و گارفالو جامعه شناسان معروف تاييد و بعد ازمدتي تا حدودي به وسيله خود آنها تعديل شد. ارسطو معتقد بود اگر سوپ به سمت دهان مي‌رود به دليل وجود قوه‌اي درسوپ است كه شخص را به خوردن وادار مي‌دارد. رها كردن سنگ به دليل قوه موجود در آن است كه به سقوط سنگ مي‌انجامد. درمقابل نيوتن اعتقاد داشت قوه جاذبه زمين است كه سنگ را به سمت خود مي‌كشد وخوردن سوپ به خاطر كششي است كه از سمت دهان به سمت سوپ وارد مي‌شود. يا در جايي به تئوري ميدان نيرو در انیشتین ‌مي توان اشاره كرد كه كره زمين، ماه، مريخ، مشتري چگونه در تعادل قرار گرفتند؟ بايد اذعان داشت يكي از آنها نيروي دافعه و ديگري نيروي جاذبه دارد. اگر يكي از نيروها زياد و ديگري كم شود چه خواهد شد؟ اين تئوري است كه نگارنده آن را براي نخستين‌بار وارد آسيب‌شناسي اجتماعي در ايران كرده است. بنا بر اين تئوري درجامعه‌اي كه نيروهاي برانگيزنده به جرم، فحشاء، طلاق، اعتياد، سيگار بسيار زياد است نيروهاي بازدارنده نمي‌توانند جلوي آن را بگيرند. وقتي در يك خانواده‌ نا بسامان فقر، اعتياد، بيكاري و... وجود دارد، به تدريج نيروهاي موجود در محيط به فرد فشار وارد كرده و سبب مي‌شود فرد به سمت جرم يا جرايم ديگر ميل پيدا كند. البته اينجا منظور تنها جرم نيست حتي عدم ميل كودك به درس نخواندن ناشي از عوامل و نيروهاي موجود در محيط است. نيروهاي بازدارنده همان زندان، شلاق، اعدام و تبعيد‌ند كه در بسياري از موارد نتوانسته‌اند جلوي بروز جرايمي مانند قاچاق مواد مخدر، قتل، تجاوز، اختلاس و... را بگيرند. درچنين حالتي چگونه مي‌توان انتظار داشت آسيب اجتماعي و جرم دركشور كم شود؟ ! بنابراين صاحب نظران وكارشناسان امر بايد اين مساله را مطرح كنند كه وقتی درخانواده فقر و اعتياد وجود دارد چطور ممكن است امكان بروز آسيب و جرم براي كودك وجود نداشته باشد؟! درشرايطي كه اختلاف سياسي دركشور زياد است چگونه ممكن است كه جامعه دچارهراس اجتماعي نشود؟ بايد به صراحت گفت متاسفانه برخي از مسئولان كشور متوجه شرايط نيستند و تنها از كاهش‌آسيب‌ها دم مي‌زنند. آخر چگونه جرم و آسيب كم شود در شرايطي كه عوامل آن روز به روز در جامعه افزايش مي‌يابد. صدها عامل گوناگون دركشور وجود دارد كه به افزايش جرايم و آسيب‌ها دامن مي‌زند. بايد به مسئولان گفت ۱۳ميليون جوان درسن ازدواج و مجرد در كشور وجود دارند، با ۳ ميليون جوان بيكار دركشور روبه‌رو هستيم، آنها درچنين فضايي چگونه مي‌خواهند آسيب اجتماعي را كم كنند؟!به تعبير مكتب شيكاگو در برخي از مناطق شهري ارتكاب به جرم امري عادي مي‌شود، به‌طور مثال كودكي كه از مناطقي جرم خيز مانند میدان هرندي در شوش رفت و آمد مي‌كند برايش سيگار امري عادي مي‌شود. مسئولان مدام مي‌گويند:«انسان خود داراي اراده‌اي آزاد است. بنابراين خود او نيز در ارتكاب جرم مقصر اصلي است.» درحالي كه اين مساله درجامعه‌شناسي كاملا رد شده بايد از مسئولان پرسيد اگر واقعا وقوع جرم به اراده انسانها بستگي دارد بنابراين چرا درمنطقه‌اي جرم وجود دارد و در منطقه‌اي هم جرم وجود ندارد؟

* جامعه‌شناس و استاد دانشگاه

منبع
روزنامه آرمان


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید