Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :797

میراث فرهنگی و تکوین هویت جمعی

(مقالات گذشته- بهمن ماه 1381 )

میراث فرهنگی مقوله ای است که بسیاری از مردم، کمابیش نسبت به آن، حداقل نوعی شناخت و آگاهی دارند. شاید بتوان این موضوع را ابتدا از نام آن آغاز کرد. واژه ی میراث در مفهوم واقعی خود به معنای پدیده ای است که از گذشته به جای مانده است، واژه های ارث و میراث غالباً به نوعی دارایی اشاره دارد که از گذشته به جای مانده است. دارایی و ملکیتی که اعتبار از گذشته خود می گیردو به جهت همین دیرینه سالگی است که دارای ارزش است و نیز به جهت آنکه به توارث به ما رسیده است، گاه خود را مجاز می دانیم که هر طور بخواهیم آن را مورد استفاده قرار دهیم یا به عبارت دیگر آن را مصرف کنیم.

شاید اگر به جای واژه ی میراث فرهنگی از آن به عنوان ثروت، دارایی، آثار و یا حتی پیشینه ی فرهنگی یاد می کردیم، ممکن بود در بینش عمومی نسبت به آن اندکی تفاوت حاصل می شد و به جنبه های معنوی و فرهنگی آن بیش از جنبه های مادی آن توجه می شد، اما به هر صورت امروز با ثروت یا میراثی متوجه هستیم که به بخشی از آن دسترسی یافته ایم و بخش مهمی از آن هنوز کاوش نشده و در دسترس قرار نگرفته است و هزاران تپه و محوطه ی تاریخی در سرزمین ما وجود دارد که هنوز اقدامی در زمینه ی حفاری و مطالعه ی آنها صورت نگرفته و مطمئناً زمان و امکانات فراوانی برای این منظور لازم خواهد بود.

آثار بر جای مانده از گذشته را در یک طبقه بندی کلی می توان به دو گروه طبقه بندی کردن آثار منقول و آثار غیر منقول، آثار منقول متضمن گونه های مختلفی از اشیاء می شوند که بسیار متنوع هستند و از انواع جواهرات و اشیای زینتی و گرانبها تا برخی از اشیای ارزشمند را شامل می شود که گرچه از نظر صوری ممکن است کم قیمت باشند، چنان که برخی از سنگ قبرهای ساده یا قطعاتی از مصالح ساختمانی و مانند آن که به ظاهر کم بها می نمایند.

اینگونه از آثار فرهنگی به سبب قابلیت جا به جایی بسیار آسیب پذیر هستند به ویژه آثاری که به سبب جنس یا نوع، گران بها هستند مانند سکه های طلا و جواهرات یا تابلوهای مینیاتورکه متأسفانه بسیاری از آنها از کشور خارج می شوند. گاه این آثار به سبب کوچکی و قابلیت حمل و نقل به سادگی به صورت غیرمجاز به دست می آیند، جا به جا می شوند یا از کشور خارج می شوند و از این لحاظ به گنجینه ی ملی آسیب بسیار وارد می شود.

اما گونه ی دیگری از آثار فرهنگی وجود داند که آنها را می توان آثار غیرمنقول به شمار آورد. انواع فضاهای معماری و شهری از این گونه به شمار می آیند و آسیب پذیری آنها از نوع دیگری است. در وهله ی نخست بی مناسبت نیست این آثار از لحاظ زمانی به دو گروه طبقه بندی شوند:

نخست، محوطه های باستانی که نیاز به کاوش های باستان شناسانه دارند و با روش هایی دقیق و خاص باید کاوش و سپس مطالعه شوند و دوم، بناها و فضاهای شهری که یا به صورت نیمه ویران یا به شکلی نسبتاً مناسب یا قابل مرمت یا حفاظت باقی مانده اند.

کاوش و مطالعه آن گروه از محوطه های باستانی و تاریخی که باید حفاری شوند غالباً در حیطه ی کار باستان شناسان قرار دارد اما بررسی، مطالعه و مرمت بناها و فضاهایی که به صورت نیمه ویران هستند یا برپا و به صورتی قابل مرمت هستند، در حیطه ی کار و فعالیت معماران و متخصصان مرمت نیز قرار می گیرند.

مسائل مهم در حفاظت، مرمت و نگه داری این بناها باتوجه به محوطه ای که در حیطه ی فعالیت باستان شناسان قرار می گیرد، متفاوت است. برخی از این آثار به صورت موزه یا بنایی که برای بازدید گردش گران مهیا شده اند، مورد استفاده قرار میگیرند و بعضی دیگر کاربرد اقتصادی، اداری یا آموزشی یافته اند.

نگه داری و حفاظت از این بناها همیشه به سادگی امکان پذیر نیست، زیرا افزون بر مسائل و جنبه های اقتصادی، دخالت نادرست استفاده کنندکان در این بناها غالباً دشواری هایی پدید می آورد و موضوع مرمت و حفاظت از آنها دشوارتر از بناهایی است که به طور مستقیم در اختیار سازمان های مسئول قرار دارد.

در مورد بناهای اخیر نیز مسائل و موانع فراوانی وجود دارد، از جمله شمار فراوان این بناها و گستردگی آن در نقاط مختلف کشور و بودجه ی محدود و ناکافی برای مرمت و حفاظت از آنها زا به عنوان یکی از نخستین مسائل می توان مطرح کرد. مسائل مربوط به نیروهای متخصص و کارآمد به ویژه در سطوح کاردانی و اجرایی و هم چنین برخی از مواد و مصالح از دیگر نکات مهم به شمار می آیند.

نکته ی اساسی و مهم دیگری که فعالیت های مربوط به مرمت و حفاظت از بناهای فرهنگی و تاریخی را دشوار می سازد، مصالح ساختمانی مورد استفاده در آنهاست، زیرا بیشتر فضاهای معماری و شهری در ایران با خشت و آجر ساخته شده اند و آسییب پذیری این مصالح در برابر عوامل آسیب رسان به بناها و نیز فرسایش آنها در طول تاریخ زیاد است و در نتیجه مرمت و حفاظت از این بناها هم دشوار و هم از لحاظ اقتصادی بسیار پرهزینه است.

مسئله مهم دیگر در مرمت و حفظ آثار فرهنگی، موضوع آگاهی شهروندان و مردم از اهمیت و ارزش های فرهنگی نهفته در آنهاست. این موضوع به ویژه در کشور ما که شمار و پراکندگی آثار بسیار است، اهمیت خاصی دارد، زیرا تنها با مشارکت مستقیم یا غی مستقیم مردم می توان بخش مهمی از این میراث، ثروت یا آثار فرهنگی را حفظ کرد، در غیر این صورت امکان سرمایه گذاری کافی و نیز نظارت از سوی نهادهای دولتی وجود ندارد و همواره باید شاهد از میان رفتن یا فرسایش شماری از این آثار بود.

برای جلب مشارکت مردم در بخش خصوصی، هم زمان دو اقدان مهم باید صورت گیرد، نخست گسترش آگاهی های عمومی مردم نسبت به ارزش های نهفته در آثار فرهنگی است که این اقدام باید صورتی دقیق و همه جانبه تر شود و به گونه ای باشد که همه ی گروههای سنی و اجتماعی را در بر بگیرد. شاید بهتر باشد آموزش و آگاه سازی از سنین آغازین زندگی یعنی از دبستان و از سایر مراکز آموزشی شروع شود.

اقدام مهم دیگر فراهم آوردن زمینه های مشارکت واقعی مردم در بهره برداری، حفاظت و مرمت آثار و بناهای تاریخی و فرهنگی است. برای این منظور از یک سو لازم است زمینه های قانونی و حقوقی مشارکت را فراهم کرد و از سوی دیگر ابزارهای نظارتی را با دقت تعریف و تعیین کرد تا واگذاری حفظ آثار به مردم موجب آسیب دیدن برخی از انها نشود.

بررسی و نوشته: حسین سلطان زاده
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

عضو مرتبط : حسین سلطان زاده  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید