تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :895

نقدی بر مساجد جدید

( مقالات گذشته - مرداد ماه 1383)

از قول رسول خدا (ص) نقل شده: هر كجا كه مسلمانان نماز را برپا كنند همان‌جا مسجد است.

این قول شریف می‌نمایاند كه فكر اولیه چقدر ساده آغاز شده. تنها شرط آن حضور دل است و ظاهر آن رو به سوی كعبه. عملی ساده، بی‌آلایش و در عین حال عمیق و با معنی،‌ حال آنكه درك آن با دشواری میسر است.

بناهایی هم كه در طول قرون و اعصار به همین منظور ساخته و فراهم آمده، به خاطر حفظ مومنین از گزند عوامل طبیعی، باد و باران و گرما و سرما و مزید بر آن، حضور در ابعاد محدود و مشخص فضایی بوده، كه جذبه و تاثیر عمیق آن بتواند ایشان را از هر آنچه تعلق خاطر در او ایجاد می‌كند و ذهن و دل را می‌آلاید،‌ آسوده و جدا سازد.

با این همه مساجد همیشه مایه مباهات و افتخار شهر و دیار سازندگان آن بوده است. شكوه قرطبه در قرون اولیه حاكمیت اسلامی در آندلس، مسجد جامع آن بوده، كه مقدس‌ترین جا در نظر مسلمانان مغرب به شمار می‌رفت.

زائران بسیاری از دور و نزدیك، خود را به كرانه‌های وادی‌الكبیر می‌رسانند و مناره سر به آسمان كشیده مسجد راهنمای زائران خسته و مشتاق بود. از لحظه تابش نخستین انوار شریعت محمدی (ص)، یعنی آن واقعه هنگفت تاریخی كه مسیر نهایی حركت و سمت و سوی ابناء آدم را به ایشان نمایاند، تا حال، ملت‌ها و اقوام گوناگون به مثابه امت واحده،‌ با فرهنگ‌ها و آداب و رسوم و به ویژه با توانایی و درك هنری متفاوت و متنوع، در كار ساختن و پرداختن بنای مساجد در سرزمین‌‌های وسیعی كه از اسپانیا تا جنوب شرقی آسیا كشیده شده بودند،‌ بناهایی كه هر روز سعی در هر چه با شكوه‌تر و زیباتر كردن آن، معماران و هنرمندان مسلمان، نهایت ذوق و خلاقیت هنری خویش را بدون توجه به اجر و مزدی بذل نموده‌اند.

به گونه‌ای كه گاه حتی از نصب نام و نشان خویش هم غافل می‌شدند. آنچه برای مسلمانان الگو و مایه عبرت ایشان بوده، همانا زهد و سادگی پیامبر اكرم (ص) در گفتار، پندار،‌ اعمال و رفتار آن حضرت بوده است. در آغاز خانه پیامبر در مدینه، به شكل یك حیاط ساده و نسبتاً بزرگی كه یك سمت آن چندین اتاق و حجره كه مسكن پیامبر و خانواده ایشان بوده، احداث می‌گردد.

همین حیاط است كه از آن به عنوان مسجد در زمان حیات پیامبر اكرم (ص) گرویدگان به اسلام بو پیروان آن حضرت، پشت سر ایشان نماز می‌گذاردند.

این خانه بعدها در تمام سرزمین‌های اسلامی الگویی برای طراحی و بنای مساجد می‌گردد. پس از رحلت پیامبر (ص) در زمان حكومت ولیدبن‌یزید خلیفه اموی به سال 87 (هـ.ق)، مسجد جامع دمشق، به‌ عنوان اولین مسجد و مركز اسلامی و به منظور نشان دادن قدرت جامعه جوان مسلمانان، در محل پرستش‌گاه ژوپیتر، خدای خدایان رومی كه به كلیسا مبدل شده بود، ساخته می‌شود.

این تغییر و تبدیل كه جنبه سمبولیك و در عین حال آرمان‌گرایانه داشته و نشان از قدرت روز افزون جامعه نوپای اسلامی می‌دهد، با شكوه و زیبایی زائدالوصفی، با به كارگیری عناصر ساختمانی موجود در آن، از جمله ستون‌های مرمرین حجاری شده به شیوه كرنتی كه بر روی آن طاق‌های نعلی شكل كار انتقال نیروی وزن سقف را به عهده دارند و مجموعاً شبستان رفیع و زیبایی با محراب و گنبدی بر فراز آن را بوجود آورده،‌ به كار گرفته می‌شوند.

علاوه بر آن، صنحنی احداث می‌شود كه سه طرف آن را رواق موزونی احاطه نموده و حوضی با فواره‌های جهنده برای وضو و نیز مناره‌ای جسیم و معكبی شكل در ضلع شمالی و در كنار درگاه احداث می‌شود. بدین ترتیب اولین و جامع‌ترین نمونه معماری مسجد درجهان اسلام، توام با ملزومات آن برای اقدامات بعدی معرفی می‌گردد.

مسجد جامع قرطبه، مسجد سید عقبه در قیروان، مسجد زیتونا در تونس، مسجد جامع الازهر در مصر، مسجد بزرگ متوكل در سامره و مساجد بی‌شمار دیگری كه بعدها در سرزمین‌های اسلامی ساخته شده از سبك و نمونه سوری كه در مسجد جامع دمشق متجلی است، تبعیت می‌نماید. البته از این قاعده یك بنا به كلی مستثنی است و آن بنای قبه‌الصخره در صحن مسجد الاقصی است كه توسط خلیفه عبدالملك اموی در قرن اول هجری و در محل معبد سلیمان و بر فراز صخره مقدسی كه قربان‌گاه اسماعیل و یادآور معراج پیامبر اكرم (ص) است به صورت بنائی هشت ضلعی با گنبدی دو جداره چوبی ساخته می‌شود، در این مسجد كه نخستین دستاورد بزرگ معماری اسلامی است سبك‌های بیزانس، سوری و حتی ساسانی به طرز باشكوهی با هم درآمیخته‌اند.

بدون تردید دستورات اسلام، بیش از هر موضوع دیگری معطوف به رابطه خالق و مخلوق، روابط مابین فرد و جامعه، روابط خانوادگی، آداب و دستورات عبادی و نظائر آن است، حال آنكه نمونه و روش و یا دستوری كه متضمن احداث بنا باشد معرفی نمی‌نماید. علاوه بر آن هنر اعراب جاهلی و بادیه‌نشینان شبه جزیره عربستان، همانا در سرودن شعر و ایراد خطابه‌های فصیح و پرشور بوده كه رمز آن را بایستی در لسان این قوم جستجو نمود.

بنابراین آنچه دیروز و امروز به عنوان معماری اسلامی در سرزمین‌های گشوده شده توسط اسلام با سبك‌ها و شیوه‌های شناخته شده، اندلسی، آفریقای شمالی، شامی و مصری، ایرانی و بین‌النهرینی، عثمانی، هندواسلامی و یمنی و عربستانی ساخته شده‌اند، مشتمل بر كاخ‌ها، دژها و كاروانسراها، مدارس، بازارها، بناهای تدفینی و زیارتگاه‌ها و از همه مهمتر مساجد، در واقع هنر مردمان ساكن در این نواحی است كه دیر زمانی قبل از ظهور اسلام هر یك دارای تمدن‌های درخشانی بوده‌اند، كه در پرتو تعالیم اسلام دارای سمت و سو و شخصیت واحدی گردیده‌اند.

گرچه به ظاهر واجد تفاوت‌هایی هستند كه بیش از همه در شیوه تزیین بنا، تجرید و درك هنری مبتنی بر سایر جنبه‌های فرهنگی، آداب و رسوم قومی و قبیله‌ای، عرف و عادات، اقلیم، معیارها و هنجارهای پذیرفته شده از جانب آنها است. بایستی خاطر نشان نمود كه در ادیان الهی به ویژه اسلام، عبادت همیشه توام با سكوت و آرامش است.

سكوت نمودن و گوش كردن، فضیلت بزرگی است. هم از این طریق است كه می‌توان به اعماق وجود سفر نمود و خویشتن را باز یافت. موسی گفت: به خواست خدا مرا با صبر و تحمل‌خواهی یافت و هرگز در هیچ امری با تو مخالفت نخواهم كرد. پاسخ شنید: پس اگر تابع من شدی دیگر از هر چه می‌كنم هیچ سوال مكن …(سوره مباركه كهف آیات 69 و 70). توجه به این آیات درس بزرگی است در فضیلت سكوت كردن و گوش دادن.

بنابراین در محیط متشنج و پر هیاهو، مانند وضعیتی كه امروز در غالب مساجد شهرهای بزرگ، به سبب بی‌توجهی و عدم آگاهی سازندگان آنها شاهد آن هستیم، انسان را از توجه، شور و خلسه معنوی و دینی دور می‌كند.

با این حال متاسفانه دیر زمانی است هر قطعه زمین كوچكی كه به منظور اهداء و وقف می‌شود بدون توجه به محل و موقعیتش، در آن اقدام به احداث بنای مسجد می‌نمایند. همانگونه كه همه روزه شاهد هستیم بسیاری از مساجد جدیدالاحداث در كنار شاهراه‌ها و اماكن شلوغ و پر سر و صدا و آزاردهنده با مقیاس و اندازه‌های بسیار خرد و با استفاده از مصالح مقاومی همچون فولاد و بتون كه دارای قدرت انتقال صوت به میزان زیادی هستند، با دیواره‌های بسیار نازك از جنس سفال (یك یا یك و نیم آجره) كه خود معلول قلت و كمبود جا و مكان است، براساس نقشه‌ای كه با اقتباس و تقلیدی بی‌قواره و سبك از شیوه كهن تهیه شده، احداث می‌شود.

این وضع كه به راستی ناشی از نبود ادارك هنری، دانش كم و عدم اطلاع سازندگان آن فی‌المثل از نحوه پوشش شبستان است، موجب شده كه به جای انتقال و تبدیل گام به گام وزن، هندسه و حجم گنبد به جرزها و دیواره‌های شبستان، آن را با ادغام سقف مسطح كه با كمك تیرآهن و طاق ضربی و یا دال بتونی، كه بر روی آن گنبدی نامتناسب و ناموزون به همین روش سوار كرده‌اند، ساخته شود. امروزه حتی مساجد قدیمی و زیبایی مانند مسجد امام در بازار تهران و یا آخرین نمونه استادانه آن یعنی مسجد و مدرسه شهید مطهری (سپه‌سالار سابق) واقع در میدان بهارستان هم علی‌رغم وسعت كافی و لازم و با آن سبك و كیفیت طراحی و ساختمانی عالی و هنرمندانه، از گزند هیاهو و آلودگی صوتی ناشی از تردد وسائط نقلیه در امان نمانده‌اند.

در مورد سایر ضمائم، جزئیات و ملزومات بنا، وضع از این هم بدتر است. استفاده از تیرآهن در دهانه‌ها به صورت نعل درگاه موجب ان شده كه قوس‌ها و چفدهای شناخته شده و زیبا با روش و هندسه ویژه خودشان كه تعداد بسیاری از آنها قدرت تحمل و انتقال بار به میزان زیادی به جرزها را دارند، از حیز انتفاع بیافتدو غالباً به صورت كاذب اجرا شوند، كه در واقع هیچگونه انطباقی با اصل طرح ندارند.

بایستی تریینات و كاشی‌كاری‌ها را هم بر این‌ها مزید نمود. حال آنكه استفاده از مصالح جدید كه علی‌القاعده بایستی سبب پایداری و تقویت و ایجاد امكانات تازه در طراحی و ازدیاد عمر ودوام بنا بشود، به علت عدم استفاده صحیح و به جا، خود موجب ناكارایی و همچنین از قواره افتادن و نامتناسب شدن بناها به ویژه مساجد گردیده است.

میراث متقدمان و تجارب به جای مانده از آنها توام با تنوع وافر تجربه‌های سنتی در استفاده از فرم و فضا، به ویژه در معماری مساجد، قرن‌هاست كه به كمال رسیده و به بلوغ هنری و ماندگاری فنی دست یافته است.

تبلور این مهم را می‌توان در بنای كوچك، زیبا و ظریفی همچون مسجد شیخ‌لطف‌الله اصفهان كه در اوج زیبایی، ادراك علمی و هنرمندانه و استادی مسلم است، به وضوع مشاهده نمود. در این‌جا بی‌مناسبت نیست كه به توصیف ویل دورانت مورخ مشهور و معاصر امریكایی درباره این شاهكار بی‌مانند اشاره می‌كنیم.

او در تاریخ تمدن خود و در آغاز عصر خرد می‌نویسد: «بیش از همه داخل مسجد دارای زیبایی شگفت‌انگیزی است كه شامل نقوش اسلیمی، اشكال هندسی و چنبره‌هایی با طرح كامل و یك شكل است. در اینجا هنر مجرد (آبستره) را می‌بینیم ولی با منطق و سبك و اهمیتی كه هرج و مرج مبهوت كننده‌ای را به عقل عرضه نمی‌كند، بلكه نظم قابل فهم و آرامش فكری را می‌رساند.» پروفسور آرتورآپهام‌پوپ، ایران‌شناس و مستشرق معروف معاصر در كتاب خود «بررسی هنر ایران» چنین می‌نویسد: كوچك‌ترین نقطه ضعفی در این بنا دیده نمی‌شود، اندازه‌ها بسیار مناسب‌اند، نقشه آن بسیار قوی و زیبا و بطور خلاصه توافقی است بین یك دنیا شور و هیجان و یك سكوت و آرامش باشكوه كه نماینده ذوق سرشار زیباشناسی است و منبعی جز ایمان مذهبی و الهام آسمانی نمی‌تواند داشته باشد.

متاسفانه در دنیای امروز كه مواجه با تهاجم بی‌رحمانه و خیزش سبعانه و سرمایه و سرمایه‌سالاری هستیم همه دستاوردها و ارزش‌های شكوه‌مند فرهنگی و هنری و خلاقیت در آفرینش آنها تحت تاثیر و چنبره این مولود ناقص‌الخلقه به محاق رفته است، شاید بتوان با گفتگو و صحبت از هنر و ادارك هنری خالص، كه برتر از گوهر آمد پدید، التیامی پیدا نمود.

بررسی و نوشته: مهدی عباسی
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی


 

موضوعات مرتبط : معماری مساجد    
عضو مرتبط : منوچهر مزینی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید